سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

نیاوران میزبان کلاغ‌ها در باران می‌شود

نیاوران میزبان کلاغ‌ها در باران می‌شود

گروه کلاغ‌ها در بارانCrows In The Rain  به سرپرستی مسیح تاج یک گروه پست راک ایرانی است که هم‌زمان با کنسرت‌شان در تاریخ دوم اردیبهشت، از تازه‌ترین آلبومشان هم رونمایی می‌کنند.

این گروه در سال ۱۳۹۳ به سرپرستی مسیح تاج تشکیل شده  و متشکل از پنج عضو بانام‌های حامد فهیمی‌جو (گیتار الکتریک)، مسیح تاج (پیانو، گیتار الکتریک)، اشکان کریمی (گیتار باس) و امیرحسین عباسی (درامز) است.

گروه «کلاغ‌ها در باران» تاکنون سه آلبوم با عناوین ۱٫ You are Dying in My Arms 2.Little Girl and Lost Blossom  ۳٫ Ashes of the Past منتشر کرده و هم‌زمان با کنسرت دوم اردی‌بهشت فرهنگسرای نیاوران، از چهارمین آلبوم جدیدشان که اولین آلبوم رسمی گروه نیز هست، به نام «اندوهی برای یک رویای ناتمام»  Sorrow for an Unfinished Dream توسط نشر «صدا گستر تهران» منتشر و رونمایی می‌کنند.

سبک پست راک را شاید بتوان  به عنوان یکی از زیرشاخه‌های مدرن و دلنشین موسیقی راک نام برد. موسیقی پست راک همان‌طور که از نامش پیداست، تعاریف متفاوتی با موسیقی راک معمول دارد؛ از جمله این‌که غالباً موسیقی پست راک از قواعد ملودیک معمول موسیقی راک پیروی نمی‌کند و چه از لحاظ روند ملودیک و چه از لحاظ روند سازبندی جریان متفاوتی را دنبال می‌کند و ملودی‌های معمول موسیقی راک را نمی‌توان در آن شنید.

موسیقی پست راک را می‌توان درونگرا و بعضاً عرفانی نامید که تکرار جملات موسیقیایی و فراز و فرود‌های دلچسب آن، هر شنونده‌ای را جذب می‌کند و شنونده در کشاکش یک روایت موسیقایی یا به عبارت بهتر یک سفر رویایی قرار می‌گیرد تا احساسات و دغدغه‌ها و غم، یا حتی خشم موجود در این قطعات را در پیچ و خم صدای خاص پست راک بیابد.

تکرار جملات ملودی در موسیقی پست راک غالباً سبک امبینت را به یاد شنونده می‌اندازد و صد البته که موسیقی پست راک در تقابل مهمی با موسیقی امبینت قرار دارد؛ جایی که معمولاً در موسیقی امبینت هنرمندها بدون ایجاد واریاسون‌های متعدد و با تکیه بر یک ملودی یا چندین ملودی مشابه به زیبایی می‌رسند. شاید بتوان نقش پر رنگ افکت‌های گوناگون گیتار الکتریک را در خلق صدایی  یونیک و منحصر به فرد، از دیگر شاخصه‌های خاص پست راک نام برد.

سبک موسیقایی گروه «کلاغ‌ها در باران» نیز تلفیقی است از امبینت و پست راک که می‌توان آن را در زمره آثار استاندارد این سبک به شمار آورد.

گروه «کلاغ‌ها در باران» تا به حال یازده اجرای موفق را برگزار کرده و اجرای دوم اردیبهشت آنها نیز با استقبال خوبی از سوی طرفداران این گروه در گیشه فروش بلیت مواجه شده است.



ادامه مطلب

اجرای تمامی سونات‌های بتهون توسط پیانیست ایتالیایی

اجرای تمامی سونات‌های بتهون توسط پیانیست ایتالیایی

اولاف جان لنری پیانیست با سابقه ایتالیایی روزهای چهارم و ششم اردیبهشت، در تالار رودکی روی صحنه می‌رود. قسمتی از رپرتوار لنری شامل تمامی ۳۲ سونات بتهون برای پیانو است.

اولاف جان لنری متولد ایتالیا و فارغ التحصیل از کنسرواتوار ورونا و آکادمی پیانو در ایمولا، برندۀ مسابقات متعدد بین المللی پیانو از مونزا، توکیو و مونت کارلو است که در ارکسترهای مختلف بزرگ جهان حضور و با رهبران برجستۀ ارکستر مانند لارنس فاستر و لیور شامبادال همکاری داشته است.

در این اجرا قطعات «رقص مرثیه ها» از مهران روحانی، «پرلود و فوگ در دو دیزد» از مرتضی شیرکوهی، «سونات در فا مینور اپوس ۵۷ (آپاسیوناتا)» از بتهون، «لحظات موزیکال در لا بمل ماژور اپوس ۹۴ شماره ۲» و «امپرومپتو در لا بمل مینور اپوس ۹۰ شماره ۴» از شوبرت، «آرامش تویی» و «چرخ نخ ریسی» از لیست، «ملودی در می ماژور اپوس ۳ شماره ۳» و «پرلود در سل مینور اپوس ۲۳ شماره ۵» از راخمانینف و «واریاسیون روی تمی از پاگانینی در لا مینور اپوس ۳۵» از برامس نواخته می‌شود. اجرای یکی از سونات‌های بتهون روال همیشگی کنسرت‌های این نوازنده است که در کنسرت ایران نیز پیش روی مخاطبان قرار می‌گیرد.

این هنرمند در فستیوال‌های بین‌المللی و همچنین به صورت رسیتال پیانو در شهرهای مختلف ایتالیا و سایر کشورها از جمله اتریش، فرانسه، آلمان، لهستان، ژاپن، و همین طور در تالار رودکی تهران در اردیبهشت و آذر ۱۳۹۷ اجرا داشته است.



ادامه مطلب

آلبوم «شنیدیدار» اثر «کورش بهراد» رونمایی می‌شود

 آلبوم «شنیدیدار» اثر «کورش بهراد» رونمایی می‌شود

آلبوم «شنیدیدار» اثر «کورش بهراد» یکشنبه اول اردیبهشت‌ماه در کافه گالری مارکوف رونمایی می‌شود. این اثر در چهار بخش رنگ باد، رنگ آتش، رنگ خاک و رنگ آب  تنظیم شده است و هرکدام از این رنگ‌ها چندین قطعه را در خود جای داده استرنگ باد شامل قطعات وداع، سفر ساکن، آپولوژی، بزم سکوت، غرب غمزده و شوکران مجموعاً در زمان ۱۸:۳۱ ارائه‌شده است و رنگ آتش و خاک و آب نیز شامل مجموعه‌ای از قطعات به ترتیب ۱۲:۰۹ ، ۱۲:۴۴ و ۱۰:۴۸ زمان را به خود اختصاص داده‌اند و از سازهایی چون کلارینت، پیانو، ویولن و ویولن‌سل به همراه سینتی سایزر و سازهای الکترونیک در ساخت آن بهره‌ گرفته‌شده است.

رونمایی این آلبوم با حضور اساتید و کارشناسان در کافه گالری مارکوف رأس ساعت ۱۹ روز اول اردیبهشت برگزار خواهد شد.

بهراد، آهنگساز این آلبوم، تجربیات گوناگونی در حوزه دراماتیک در سال‌های پیشین داشته است که شنیدیدار حاصل این تجربیات اوست. ازاین‌رو به دلیل تنوع فضای آثار نمایشی، موسیقی هر یک نیز اتمسفری متفاوت و خاص آن نمایش دارند و نهایتاً اثر شنیدیدار ماحصل تمرکز و تأمل در طیفی از انواع موسیقی است و به همین دلیل جهت روشن ساختن همین تفاوت‌ها، در چهار بخش ارائه‌شده است.

مهرداد بهراد، طه هلیسایی، کورش بهراد، رضا جعفری، مانی بهراد، میلاد راستی، سعید مسیحیان و سپهر رجبی نوازندگان این آلبوم هستند.

لازم به ذکر است آلبوم شنیدیدار از طریق وب‌سایت بیپ تیونز قابل تهیه بوده و روز یکشنبه اول اردیبهشت ماه رأس ساعت ۱۹ رونمایی آن برگزار می‌شود و ورود برای عموم آزاد است.



ادامه مطلب

محمد نصرتی: جوان‌ها فرق موزیسین و تکنسین را نمی‌دانند!

محمد نصرتی: جوان‌ها فرق موزیسین و تکنسین را نمی‌دانند!

«محمد نصرتی» یکی از هنرمندان عرصه موسیقی است که سابقه فعالیت در ژانرهای مختلف موسیقی را دارد. او علاوه بر آهنگسازی و تنظیم برای آثار و هنرمندان مختلف، در زمینه تدریس این هنر و خوانندگی هم فعالیت دارد. او همچنین قرار است روز یازدهم اردیبهشت کنسرت «حبس دنیا» را رهبری کند. اجرایی به خوانندگی «وحید تاج» و آهنگسازی «امیرحسین طریقت» که در تالار وحدت تهران برگزار خواهد شد. این اجرا و همچنین دو آلبومی که با موسیقی محمد نصرتی در دست انتشار است بهانه‌ای شد تا با این موزیسین گفتگویی داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید:

محمد نصرتی ابتدا درباره جزئیات کنسرتش با وحید تاج و امیرحسین طریقت گفت:«در کنسرت آینده ترکیب ارکستر مجلسی و سازهای ایرانی را در نظر گرفته‌ایم. این کنسرت به شکل پرفورمنس آرت است. یعنی موسیقی با نمایش و بیان یک مفهوم همراه می‌شود. خود موسیقی و حرکتی که برای آن در نظر گرفته‌ایم دارای مفهوم هستند. اشعار این کنسرت از سروده‌های خیام و مولانا و فلسفه‌ای که این دو شاعر بزرگ داشتند انتخاب شده است. اشعار هم درباره سرگشتگی انسان و اینکه به دنیا می‌آید و می‌خواهد در این دنیا مسیر خودش را پیدا کند اشاره دارد. به نوعی قصد داشتیم فلسفه انسان را مطرح کنیم و موسیقی را هم به همین شکل در نظر گرفتیم. ملودی‌ها اثری از «امیرحسین طریقت» است و یک سری تنظیم‌ها از «بهزاد عبدی» بود که من مجدداً در حال تنظیم همه کارها هستم تا جوابی که می‌خواهیم را از کار بگیریم. امیدوارم کار جذاب و دیدنی شود. صحبت‌هایی برای برگزاری این کنسرت در شهرهای دیگر هم شده است و باید ببینیم شرایط چگونه پیش می‌رود.»

او سپس درباره فعالیت‌های شخصی خود به این موضوعات اشاره کرد:«یک نکته درباره کارهای خودم باید بگویم. اولین استودیوی دیجیتال که مجوز داشت را ما طراحی کردیم و از همان زمان سبک‌های مختلف موسیقی را تجربه کردم. جنبه‌های کاری من متنوع است چون در زمینه تدریس موسیقی و موسیقی فیلم در دانشگاه فعالیت دارم و آهنگسازی و نشر موسیقی هم بخش‌های دیگری از فعالیت‌های من است. بخش دیگری از کارهای من هم مربوط به تجربیاتی است که می‌خواهم در زمینه نوشتن کتاب به کار بگیرم. سبک‌های مختلف را تجربه کرده‌ام و در مواردی هم جوایزی را کسب کرده‌ام. فکر می‌کنم به سبک شخصی خودم رسیده‌ام و چند تجربه خوب هم تا کنون داشته‌ام. یک نمونه که دو سال پیش منتشر کردم اثری به نام «قلبی بزرگتر از جهان» بود. این مجموعه نوشته «عرفان نظرآهاری» بود و به عنوان اثر صلح ایرانی در یونسکو ثبت شد و به ده زبان زنده دنیا ترجمه کردیم و در کشورهای دیگر هم از این اثر استقبال شد. متن این کار هم در کره جنوبی برنده جایزه شده بود. خودم مایل هستم در فضاهایی کار کنم که بتوانم حرف جدیدی برای گفتن داشته باشم.»

این آهنگساز در ادامه اعلام کرد:«یک اثر جدید هم دارم که روز یکم اردیبهشت رونمایی می‌شود. این اثر اولین آلبوم شعر محاوره است که «یه دیقه گوش کن» نام دارد و اثری از «رضا پیر» با موسیقی من است. این هم یک کار جدید در نوع خودش است که شعر و موسیقی جذابی دارد. مهمانان بزرگی هم در مراسم رونمایی این اثر حضور خواهند داشت. تجربیات ارکسترال زیادی هم در دست تولید دارم که فرم‌های گوناگونی دارند. در زمینه موسیقی اقوام فعالیت‌های صوتی و تصویری انجام می‌دهم و خودم هم نوازنده ساز نفیر هستم که از آن در کارها استفاده می‌کنم. بیشتر به دنبال جستجو برای رسیدن به نواهای جدید هستم.»

نصرتی در پاسخ به این سوال که به نظر می‌رسد بیشتر در زمینه پژوهش فعالیت دارد هم گفت:«صرفاً مشغول پژوهش نیستم چون به جز آلبوم «یه دیقه گوش کن» یک آلبوم روانشناسی به نام «چتری از باران» کاری از خانم دکتر «المیرا لایق» را در دست انتشار دارم. برای من موضوع مهمتر است وگرنه در هر زمان می‌توانم فعالیت خیلی بیشتری داشته باشم. در آشفته بازار موسیقی پاپ هم فعالیت دارم اما به مفاهیم کارهایم بیشتر اهمیت می‌دهم. حقیقت این است که وقتی کسی موسیقی ارکسترال و جدی کار کرده باشد هیچ وقت نمی‌تواند نسبت به کارهای خودش بی‌اهمیت باشد. مشکل امروز ما این است که جوان‌ها فرق موزیسین و تکنسین را نمی‌دانند! فکر می‌کنند اگر چند صدا کنار هم قرار بدهند موزیسین می‌شوند.»

این هنرمند در ادامه به یک مشکل رایج برای آهنگسازان هم اشاره کرد:«یک مشکل دیگر این است که در ایران اگر بگویید آهنگساز هستید مردم فقط می‌گویند برای کدام خواننده کار می‌کنی؟! اما نمی‌گویند که سبک تو چیست. من خودم دوست دارم فارغ از اینکه صرفاً با خواننده‌ها کار کنم به صداها و اتفاقات جدید در موسیقی برسم. البته همانطور که گفتم در موسیقی پاپ هم کار می‌کنم و به عنوان مثال یک تیتراژ جدید برای شبکه پنج کار کرده‌ام که خواننده‌اش «مهدی یغمایی» است. آن کار هم برای یک برنامه صبحگاهی است و در فرم خودش برایم جالب بود و شعرش سروده «عبدالجبار کاکایی» است.»

محمد نصرتی در ادامه درباره تنوع ژانرهایی که فعالیت کرده است هم به این نکات اشاره کرد:«من در اغلب سبک‌های موسیقی فعالیت کرده‌ام و دوستان می‌گویند تو در سبک‌های مختلف کار کرده‌ای اما مشخص نیست همه آثارت ساخته یک آهنگساز است. واقعاً هم اینطور است چون در هر سبک متناسب با شرایطی که وجود دارد کار می‌کنم و نمی‌خواهم شبیه هم باشند. این تنوع همکاری‌ها برایم جذاب بوده است چون یک بخش از وجود من هستند. خوشحالم که می‌توانم کارهایی دوست دارم انجام بدهم با وجود اینکه فعالیت در موسیقی جدی سخت است اما من به راهم ادامه می‌دهم.»

کارم آهنگسازی است و با خواننده‌های مختلف همکاری کرده‌ام اما نمی‌خواهم خودم را به عنوان یک خواننده پاپ معرفی کنم. از صدای خودم به عنوان یک ساز استفاده می‌کنم تا بتوانم مفهومی را بیان کنم. دو سه کار هم انجام داده‌ام که یکی از آنها چندی پیش منتشر شد. «آبی، خاکستری، سیاه» با شعری از «حمید مصدق» و ملودی «آمانج آذرمی» و کلیپی از «الوند جلالی» منتشر کردم. برخورد من با خوانندگی در این کار شبیه به زمزمه‌های درونی یک شخص است که روایت متفاوتی از همان شعر معروف «شیشه پنجره را باران شست» داشتیم. در کارهای دیگر خودم می‌خواهم برخورد متفاوتی با خوانندگی داشته باشم و نمی‌خواهم صرفاً یک کار پاپ بخوانم. امیدوارم در این زمینه بتوانم کارهای خوبی داشته باشم.»

این آهنگساز و رهبر ارکستر، خوانندگی خود را اینگونه تعریف کرد:«مشخصه خوانندگی برای من این است که نمی‌خواهم کار مرسوم در این زمینه انجام بدهم. در حال کسب تجربه برای صدای خودم هستم و امیدوارم بتوانم این تجربیات را در قالب یک آلبوم ارائه کنم. در حال چیدن دستورات ویژه برای کارهای شخصی خودم هستم  تا بتوانم مفاهیم خوبی را ارائه کنم.»

نصرتی نهایتاً اعلام کرد:«من در زمینه موسیقی اقوام و فولک هم فعالیت دارم و موسیقی چند مستند را برای تلویزیون ساخته‌ام. یک فیلم ارزشمند درباره لاله‌زار از دیروز تا امروز ساخته شده است که مشغول کار روی موسیقی آن هستم. در زمینه ارتباط گردشگری با موسیقی هم فعالیت‌هایی را انجام داده‌ام و برایم اهمیت زیادی دارد که بتوانیم این موضوعات را ثبت کنیم. یک بخش از کار من ثبت آداب و رسوم و موسیقی نقاط مختلف ایران به شکل صوتی و تصویری است.»



ادامه مطلب

کنسرت «همایون نصیری» و «امیرجان حداد» برگزار می‌شود

کنسرت «همایون نصیری» و «امیرجان حداد» برگزار می‌شود

کنسرت «همایون نصیری» و «امیرجان حداد» در تهران برگزار می‌شود. این برنامه که شب گیتار فلامنکو است با عنوان کنسرت عشق روز ۳۰ خرداد در تالار وحدت تهران روی صحنه می‌رود. در این برنامه قرار است همایون نصیری با نوازندگی سازهای کوبه‌ای و امیرجان حداد با نوازندگی گیتار فلامنکو روی صحنه هنرنمایی کنند. این کنسرت به تهیه‌کنندگی موسسه فرهنگی هنری «ققنوس» برگزار می‌شود و علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند از طریق سایت «ایران کنسرت» اقدام نمایند. امیرجان حداد که از او با نام اِل امیر هم یاد می‌شود، اصالتی آلمانی دارد و یکی از نوازندگان سرشناس گیتار فلامنکو در دنیا است.

البته این هنرمند یکی از معدود نوازندگانی است که در زمینه نواختن سازهایی نظیر عود عربی، بوزوکی یونانی، بانجو و گیتار الکتریک هم فعالیت دارد. امیرجان حداد سابقه اجرا در نقاط مختلف دنیا و سالن‌هایی نظیر رویال فستیوال هال، باربیکن سنتر و رویال آلبرت هال و… را در کارنامه دارد. حضور این نوازنده در ایران که به همت همایون نصیری اتفاق افتاده تا کنون بازتاب زیادی داشته است.

همایون نصیری هم یکی از مطرح‌ترین نوازندگان سازهای کوبه‌ای است که سابقه اجرا در فستیوال‌های بزرگ دنیا و حضور روی صحنه به همراه هنرمندان مطرح خارجی را هم دارد. او همچنین یکی از معدود نوازندگان کوبه‌ای است که آرتیست چند کمپانی مطرح ساز دنیا نظیر «مینال» و «لاروسا» است و در زمینه برگزاری دوره‌های آموزشی هم فعالیت زیادی دارد.

سایت «موسیقی ما» طی روزهای آینده جزئیات بیشتری از این کنسرت در قالب گفتگو با همایون نصیری منتشر خواهد کرد.



ادامه مطلب

موسیقی جز لیو گاندلمان در ایوان شمس

موسیقی جز لیو گاندلمان در ایوان شمس

لیو گاندلمان  آهنگساز و نوازنده برجسته برزیلی در تاریخ ۲۴ فروردین (۱۳ آپریل) در تهران روی صحنه می‌رود.

یکی از نوازندگان برتر موسیقی جز برزیل، لیو گاندلمان ۲۴ فروردین، ساعت ۷ بعد از ظهر، به میزبانی تالار ایوان شمس برنامه‌اش را اجرا می‌کند. این اجرا با همکاری مشترک موسسه فرهنگی-هنری «آوای باران» و سفارت برزیل برگزار می‌شود.

گاندلمن در این کنسرت، رپرتواری از قطعات موسیقی سامبا و بوسا نووا (موسیقی جز برزیلی) را اجرا خواهد کرد.

لیو گاندلمن  به عنوان یکی از نوازندگان محبوب برزیل، هواداران بسیاری در میان عموم مردم خصوصاً در میان قشر جوان و علاقه‌مندان به سبک موسیقیMPB  (موسیقی محبوب برزیلی) دارد. او همچنین در سـبک کلاسـیک نیـز شـناخته شـده اسـت.

Adalberto Bezerra Miranda ، Cassus almeida da costa، Eduardo Amancio Farias نوازندگان این کنسرت هستند و لیست قطعاتی که در این کنسرت اجرا خواهد شد، بدین شرح هستند:
۱٫  Solar (Leo Gandelman e Wilian Magalhães)
۲٫  Furuvudé (Leo Gandelman e Wilian Magalhães)
۳٫  Neshama (Leo Gandelman e David Feldman)
۴٫  Lamento (Leo Gandelman e Wilian Magalhães)
۵٫  Quem Quiser Encontrar o Amor (Carlos Lyra e Geraldo Vandré)
۶٫  As Rosaa Nao falam (Leo Gandelman)
۷٫  A llha (Leo Gandelman)
۸٫  Chorinho em aldeia (Severino Araújo)
۹٫  Choro Negro (Leo Gandelman)
۱۰٫So Por Amor(Leo Gandelman)
۱۱٫Sinal Vermelho (Leo Gandelman e David Feldman)



ادامه مطلب

مردی که موسیقی کلاسیکِ ایران وام‌دار اوست

مردی که موسیقی کلاسیکِ ایران وام‌دار اوست

چهارصد و پنجاهمین شب از مجموعه شب‌های بخارا با همراهی انتشارات خط و طرح و خانۀ اندیشمندان علوم انسانی به شب «حشمت سنجری» اختصاص یافت. در این شب که به مناسبت رونمایی از کتاب «افق بیکران» برگزار شده بود، مرسده بایگان (همسر حشمت سنجری)، محمد سریر، اسماعیل تهرانی، مانی جعفرزاده، توکا ملکی و علی دهباشی در حضور اساتیدی همچون حسن ریاحی به سخنرانی پرداختند. خوانش متن پیام‌های احمد پژمان و پخش پیام تصویری شهداد روحانی از دیگر بخش های این شب بود. در پایان این مجلس از کتاب «افق بیکران» به کوشش مرسده بایگان رونمایی شد و بخش هایی از فیلم مستند «رقص دایره» به کارگردانی فرزاد فره وشی به نمایش در آمد.

در ابتدای این شب علی دهابشی ضمن خوشامدگویی ضمن شادباش نوروز و آغاز بهار و اظهار تأسف از واقعه سیل در بخش‌هایی از سرزمین ما ایران خواستار همدلی و همیاری هموطنان نسبت به مصیبت‌زدگان این واقعه شد. او همچنین گزارشی از شب‌های بخارا که برای ابوالحسن صبا، مرتضی نی داود، عبدالوهاب شهیدی و فرهاد فخرالدینی برگزار شده بود، گزارش داد.

سپس «توکا ملکی» -مدیر انتشارات خط و طرح- درباره‌ی انتشارِ این کتاب گفت: «کتاب حشمت سنجری یکی از اولین کتاب‌هایی بود که ما کارش را شروع کردیم و تولیدش آغاز شد. هدف اصلی که در این انتشارات برای خودمان فرض کردیم، جدال با فراموشی است. دلمان می خواهد بتوانیم از شخصیت‌ها و جریان‌های فکری و فرهنگی و هنری که کم‌تر دیده شدند و یا شاید به آن اندازه که حقشان بوده راجع به آنها کار نشده بنویسیم و بگوییم و شاید بتوانیم گوشه‌ای از تاریخ را ثبت و ضبط کنیم.»
وی ادامه داد: «کتاب حشمت سنجری پیشتر به یک شکل دیگری پس از درگذشت ایشان توسط خانم بایگان منتشر شده بود. وقتی لطف کردند و این کتاب را به انشتارات ما دادند، سعی کردیم بخش هایی به آن اضافه کنیم از جمله زندگینامۀ مفصل و مصاحبه‌هایی از ایشان و … به همین دلیل لازم می دام از غزاله یعقوبی و امید ایران مهر که نویسندۀ آن زندگینامه هستند و کسانی که ما را در این انتشارات یاری می دهند تشکر کنم.»

در بخشی دیگر استاد محمد سریر با یادی از دیدارهای خود با حشمت سنجری در دوران جوانی و نوجوانی و آموختن موسیقی و رهبری ارکستر و تأثیر ایشان در موسیقی ایران چنین بیان داشت: «استاد سنجری از تباری هنرمند و فرزند استاد حسین سنجری در فضایی مرتبط با موسیقی بویژه موسیقی ملی بودند. فکر می کنم این بازمانده کار ایشان هنوز چرخۀ قبلی را طی می کند. گرچه سرعتش کم و زیاد می شود ولی هنوز هم ادامه دارد. به خاطر دارم در میانۀ دهۀ سی من با معرفی یکی از نوازندگان برجستۀ ارکستر سمفونیک به استاد معرفی شدم که کار هنری خود را ادامه دهم و ادامه تحصیل را در دورۀ شبانۀ هنرستان عالی موسیقی با ایشان انجام دادم. صبح به مدرسه می رفتم و در دبیرستان رشتۀ ریاضی می خواندم و عصرها هم هنرستان موسیقی بود و اینطور با خانواده کنار آمدم. ایشان مرا پذیرفتند و بعدها در شش سالی که در خدمت استاد بودم و بعد به دانشگاه تهران رفتم ولی موسیقی همواره در کنارم بود. اگرچه هنوز رشتۀ موسیقی در دانشگاه راه نیافته بود و بعدا هم که برقرار شد، من در سال سوم دانشگاه در رشتۀ دیگری بودم که امکان تحصیل دو رشته از نظر قانونی میسر نبود.»

او ادامه داد: «طبعا مجددا در دانشکدۀ هنرهای زیبا و هنرستان و هم زمان با طی دوره های دیگر به رشتۀ موسیقی وارد شدم. ولی همواره چه در دانشگاه و چه پیش از آن ساختار اندیشۀ من برای ادراک و آموزش موسیقی استاد سنجری بود. ایشان نمادی از یک استاد و مفهوم معلمی جامع الشرایط بودند و یک انسان هنرمند با آن مشخصۀی خاص شخصیتی. اگرچه به رشتۀ دیگری هم وارد شدم ولی موسیقی و تحصیل در این رشته و آن اندیشه های خاص که از جانب استاد سنجری در ذهن و ضمیرم کاشته شده بود تا امروز هست و حضور پررنگی دارد. بعدها که برای تحصیل موسیقی به وین رفتم قریب یک دهه رشتۀ آهنگ سازی را ادامه دادم و اگرچه سال ها ایران نبودم ولی در دهۀ ۶۰ بازگشتم و از مصاحبت و تجربیات و جهان بینی استاد بهرۀ بسیار بردم.»

به گفته‌ی سریر پایه گذاری این اندیشه در جامعۀ ایرانی با ارکستر سمفونیک و آثاری که از آهنگسازان ایران و جهان اجرا شد، پایه‌گذار یک حرکت جدی در حوزۀ موسیقی ایران آغاز شد که امروز هم ادامۀ آن را در ارکسترها بخصوص آن ها که سبک کلاسیک اجرا می کنند و در مجموع کارهای پلی فونیک می بینیم.

وی در پایان اظهار داشت: «به یاد دارم، یادمانی برای استاد در فرهنگسرای بهمن بود که قطعاتی توسط ارکستری به رهبری توماس کریستین داوید اجرا شد؛ این آخرین اجرایی بود که از آقای داوید دیدم که اجرای خیلی بزرگ و تأثیرگذاری بود. به نظرم این یک نقطۀ پایانی در ۴۴ سال فعالیت ایشان در ارکستر سمفونیک تهران بود که هنوز هم آن چرخ ارکستر سمفونیک با چرخ استاد داوید حرکت می کند. از صحبت های ایشان در مورد آقای سنجری فکر کردم قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.»
سپس پیام تصویری شهداد روحانی که به دلیل عدم حضور در ایران در جلسه حضور نداشت، پخش شد. ایشان در این پیام در وصف شخصیت حشمت سنجری چنین گفت: «افتخار این را دارم در مورد شخصیتی صحبت کنم که در رابطه با موسیقی کلاسیک در ایران و بخصوص ارکستر سمفونیک تهران نقش بسیار مهمی را ایفا کرده اند. حشمت سنجری در زمان فعالیت ارکستر سمفونیک تهران به نظر من مهم ترین رهبری بودند که این ارکستر در هم شرایط سخت و هم در شرایط مساعد هدایت می کردند. ایشان در دورۀ قبل از انقلاب هم سال های زیادی را به عنوان مدیر هنری و رهبر اصلی ارکستر سمفونیک تهران به عهده داشتند و همینطور بعد از انقلاب برای حفظ ارکستر با اینکه از لحاظ جسمانی شاید در شرایط مطلوبی نبودند ولی همیشه در کنار ارکستر حضور داشتند. ایشان نه تنها رهبر ارکستر بلکه آهنگساز بسیار توانایی بودند. یادم می آید زمانی که دانشجوی هنرستان موسیی بودم افتخار این را داشتم که یکبار در ضبط یکی از آثارشان که خودشان رهبری می کردند به عنوان ویلنیست شرکت کنم و این خاطره همیشه با من هست. الان خوشحالم که زمام دار ارکستری هستم که حشمت سنجری نقش بسیار مهمی در شکلگیری و ادامۀ فعالیت این ارکستر داشتند. یادشان گرامی و وجودشان و زحماتی که برای ارکستر سمفونیک تهران کشیدند همیشه به یاد می ماند. روحشان شاد!»

در ادامه مدیر مجلۀ بخارا بخشی از نوشتۀ سیمین دانشور در وصف خاطره ای از حشمت سنجری، از کتاب افق بیکران را قرائت کرد: «کبوترهای نامه رسان به آنجا که شما هستید پرواز نمی کنند و این نامه را برای دل خودم می نویسم که از نبود شما سوخته. آیا دل سوخته سبز خواهد شد؟ زندگی شاید یک صحرا باشد و دوستی تنها واحۀ آن است. واحه ای که شما آقای حشمت سنجری برای جلال و من بودید. بارها به دل تاریک شده ام روشنایی بخشیدید. باور کنید گاه به دوستی امتیاز بیشتری می دهم تا به عشق. گاه می شود عشق را زیر سؤال برد. عشق غالبا کورکورانه است. عشق آسیب پذیرتر از دوستی است. و با شیمی سر و کار دارد. و احتمالا پس از وصال کم رنگ و بیرنگ می شود اما دوستی ما واحه ای ماناست و زمان آن را پررنگ و پررنگتر می کند. تا مرا وادارد در سوگ شما به شما نامه بنویسم. اما چرا باید حشمت سنجری را شما خطاب کرد؟ نمی دانم شاید حشمت که نام شما بود و صفت تان هم بود، یک حد و فاصله را میان شما و من نقطه گذاری می کرد و من این نقطه ها را اقتدار نام می گذارم و شما این اقتدار را توأم با نرمی و مدارا تا به نقطۀ ختام نزدیک بشوید، داشتید. چه در برابر شاگردهای بی شماری که تربیت کردید و چه بر روی صحنه هنگام رهبری ارکستر. یادم است مرسده که شاگرد هر دوتایمان بود هر چند به شما عشق می ورزید تا مدت ها استاد خطابتان می کرد تا حشمت ورد زبانش بشود.»

پس از آن اسماعیل تهرانی از خدمات حشمت سنجری در ارکستر سمفونیک و موسیقی ایران و آشتی میان سنت گراها و تجددگراها با خلق آثار هنری توسط سنجری اینچنین بیان داشت: «این شانس را داشتم که حداقل دو جلسه در خدمت آقای حشمت سنجری بودم. زمانی که ایشان با ارکستر همکاری داشت. ما نوجوانی در هنرستان موسیقی بودیم و از دور شاهد فعالیت های ایشان بودیم و گاهی این شانس را هم پیدا می‌کردیم که کنسرت و رهبری ایشان را ببینیم. ولی الان خوشحالم که اگر نتوانستم یکبار حشر و نشری با روانشاد حشمت سنجری داشته باشم اما توانستم امشب خدمت بانوی محترمشان، مرسده خانم برسم.»‌

در ادامه‌ی این شب، پیام دکتر احمد پژمان توسط غزاله یعقوبی قرائت شد: «همیشه در قلب من است. نخسیتن مشوق من در آهنگسازی بود و از روز افتتاح تالار رودکی تا حضور فرهاد مشکات آثاری که برای ارکستر نوشتم توسط او اجرا شد و موظف هستم خاطر نشان کنم اگر اجرای آثارم توسط سنجری به نتیجه نمی رسید بورسی که به من تعلق گرفت تا در وین تحصیل آهنگسازی کنم لابد در کار نمی بود و شاید سرنوشت برایم به شکلی دیگر پیش می رفت. به یاد می آورمش با همۀ مهربانی و خیرخواهی و صفایش. هر بار که از ارکستر بازمی گشتیم، پیاده به راه می افتادیم وتا منزلش همراهی اش می کردیم. او هر بار ما را به خانه دعوت می کرد و ما که جوان بودیم دقت نداشتیم که این حضور اسباب زحمتی برای او و خانواده اش باشد. خانم مرسده سنجری که با تدبیر درایتی مثال زدنی برای همسرش حکم یک مدیر برنامۀ بسیار لایق را داشت، بی هیچ منتی هر بار پذیرای ما بود. هنوز رهین مهربانی شان هستم، هم سنجری و هم مرسده. بی شک کوشش های سنجری در حوزه های مختلف موسیقی قابل توجه است. از یاد نبریم حشمت سنجری غیر از اینکه رهبر ارکستری توانا محسوب می شد آهنگساز نیز بود. با اینکه مستقیما دورۀ آهنگسازی ندیده بود اما ارکستراسیون را بسیار خوب می فهمید. قطعۀ درخشان رقص دایره گواه این مدعی است. ادبیات ایران را چقدر خوب می شناخت و این شناخت از تلفیق شعر و موسیقی بسیار به کارش می آمد.»

در ادامه‌ی این پیام آمده بود: «سرود ها و قطعات آوازی که ساخته دانش ادبی او را شهادت می دهند. این آهنگساز بودن او در درک عمیق تر بریا اجرای قطعات هم بسیار مؤثر بود. چندین قطعه از من رهبری کرد که هر بار اجرایشان را شنیدم متقاعد شدم سنجری احساسی درخشان دارد. و درکی عمیق از هر قطعه ارائه می دهد. بسیار خوشحالم که نخستین اجراها از اثاری چون «اپرای دلاور سهند» و «رقص دهقان» که بی شک در سرنوشت حرفه ای من نقش تعیین کننده داشتند با درک عمیق و احساس درخشان او رهبری شدند. بی اختیار یکی از دلپذیرترین خاطراتم را با او به یاد می آورم. با ارکستر رفته بودیم برای یک اجرای رسمی در وزارت خارجه. فضا عبوس است و بچه ها معذب هستند. سنجری انگار نه انگار که رهبر این ارکستر است و از ما بزرگتر. شروع می کند به تعریف کردن جوک های بامزه. می خندیم و فضای عبوس اداری و سیاسی می شکند و جایش را می دهد به هنر، هنر سبکبال و شادمان. صدای خنده هایمان با صدای سازهایمان در می آمیزد و از دیوارها عبور می کند. امروز هم احساس می کنم او همچنان دارد ارکستر را هدایت می کند. هنوز بعد از این همه سال دارد سازها و اندیشه هایمان را رهبری می کند. نشان به آن نشان که ما هنوز دوستش داریم و با اشتیاق از او حرف می زنیم.»

در بخشی دیگر مانی جعفر زاده با قیاس میان محفوظات و معلومات و احیای موسیقی در دو برهۀ حساس تاریخی ایران توسط حشمت سنجری اینچنین سخنانش را آغاز کرد: «من کتاب افق بیکران را به شکلی که امروز هست ندیده بودم اما حدود ۲۵ سال پیش زمانی که شانزده ساله بودم، کتابی تقریبا با همین مضمون دربارۀ آقای حشمت سنجری منتشر شد و من که در آن زمان هنرجوی موسیقی بودم با علاقه آن کتاب را گرفتم و فکر می کنم هنوز در منزل مادرم هم باشد. آن کتاب مجموعه ای بود از عکس های آقای سنجری و صحبت های ایشان و سخنان دیگران دربارۀ ایشان. از این نظر این کتاب در خاطرم مانده که در آن زمان کتاب در مورد موسیقی کم نوشته می شد و دربارۀ مفاخر ملی هم اگر مرتبط با موسیقی بودند فضا به سکوت می گذشت. اینکه شما این بخت را پیدا کنید الگوهایی بخصوص در زمینۀ موسیقی کلاسیک و موسیقی جهانی را به جوان ها معرفی کنید، بخت کم رنگی بود. در آن کتاب اولین چیزی که نگاه کردم همین عکس روی پوستر بود که ایشان یقه اسکی به تن داشتند و در آن زمان همۀ ما که عاشق موسیقی کلاسیک بودیم، فکر می کردیم پوشیدن یقه اسکی یک وجه موسیقی کلاسیک است. و دیگر اینکه یادم می آید در کتاب قید شده بود ایشان یک دورۀ رهبری ارکستر را در اروپا گذرانده بودند؛ باز در آن مقطع (دربارۀ سال ۷۳ و ۷۴ صحبت می کنم) تصور ما بچه ها این بود اگر شما می خواهید موسیقی دان شوید غیر از اینکه باید یقه اسکی تنتان باشد، باید حتما به اروپا بروید و تحصیل کنید!»

او ادامه داد: «امروز در ۴۱ سالگی تصورم این است که موضوع یقه اسکی بدیهی است که ربطی به ماجرا ندارد اما موضوع تحصیل در خارج از کشور هم دیگر ربطی به ماجرا ندارد. به گمان من به نظر می رسد فرهنگ در بازه های زمانی مشخصی، حکیمی به شکل حیرت انگیزی این توان را دارد، درست در لحظه ای که همه نا امید شده اند، از راه برسد و سر رشتۀ امور را به دست گرفته و جلوی زوال را بگیرد. این ماجرا تقریبا در تاریخ هنر جهان وجود دارد. در تاریخ هنر ما هم به تبع آن وجود دارد، همیشه این مثال را زده ام که در سال ۱۷۵۰ م باخ می میرد و ۱۷۵۶ م موتزرات به دنیا می آید؛ یعنی جهان فقط شش سال بی خردمند باقی می ماند. احوال اقای سنجری را که مطالعه می کردم ایشان در دو مقطع رهبر ارکستر سمفونیک تهران بودند: یکی در فاصلۀ ۳۴ تا ۳۶، یکی از ۵۸ تا ۶۸؛ یک لحظه تاریخ هنر را کنار بگذارید و تاریخ سیاسی را نگاه کنید. ۱۳۳۴ یعنی دو سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد و ۱۳۵۸ یعنی چند ماهی بعد انقلاب، اینکه هنرمند در یک فاصلۀ زمانی بسیار کوتاه از یک بلبشوی سیاسی این درایت را توانایی را داشته باشد که سر رشتۀ فرهنگ را به یکباره در دست بگیرد و اجازه ندهد که در هرج و مرج سیاسی و اجتماعی آنچه که قرار است، اندیشه ورزی آدم ها باشد، از بین برود نکتۀ مهمی است که به نظر من دربارۀ آقای سنجری بسیار ضروری است.»

وی در ادامه اظهار داشت: «گفته می شود حکمت چیزی است غیر از تحصیلات. حکمت چیزی است غیر از آموخته ها، معمولا فرقی هست بین محفوظات و معلومات. آنچه که معمولا دربارۀ موسیقی کلاسیک در تاریخ هنر ما وجود دارد، مواجهه با کسانی است که محفوظات گسترده ای دارند؛ یعنی جهان را گشته اند و ساز زده اند و …، این ها محفوظات وسیعی دارند. اما آنچه که قرار است فرهنگ را بسازد وابسته به کسانی است که معلومات وسیعی دارند. این لزوما ربط مستقیم به محفوظات ندارد. وقتی در احوال آقای سنجری مطالعه می کنیم به جز آن سه سالی که در اروپا تحصیل کرده، اینجا شما با تحصیلات خیلی گستردۀ موسیقی ایشان روبرو نیستید، بلکه حکیمی روبرو هستید که او این درایت را دارد تا در فاصلۀ زمانی که تقریبا هیچکس بضائت ادارۀ فرهنگ موسیقی یک سرزمین را ندارد، این مسئولیت را قبول می کند و اجازه نمی دهد فرهنگ موسیقی ما از دست برود. ۳۴ تا ۳۶ و ۵۸ تا ۶۸ به نظر می رسد هر دو تاریخ جزو پیچیده ترین تاریخ موسیقی این سرزمین است. در نتیجه با کسی روبرو هستید که نسبت به جامعه و فرهنگش احساس مسئولیت می کند. و مسئولیتی که برعهدۀ اوست به درستی به جا می آورد و آنچه در اختیارش هست با صحت و سلامت در اختیار نسل بعدی قرار می دهد. ابن عربی می گوید دو چیز هست که ظاهرا در جهان اکتسابی نیست، یکی زیبایی است و دیگری حکمت و دانش ذاتی؛ ولی در هر دو حالت ما با چیزی روبرو هستیم که حکما از قدیم اعتقاد داشتند که کسانی هستند که در پیچیده ترین ادواری که کاری از کسی براساس محفوظات برنمی آید، او دست از آستین معجزه بیرون بیاورد و کاری کند. تاریخ هنر ما تقریبا در هر ۲۵ سال یکبار نیازمند این ماجراست. در دو تا از ۲۵ سال ها آقای حشمت سنجری فرهنگ شنیداری ما را از زوال با درایت و مسئولیت نجات دادند. جالب است امروز ۲۵ سال از درگذشت ایشان گذشته است. درست ۲۵ سال دوباره در موقعیتی هستیم که موسیقی بیش از همیشه اوضاع فرهنگی اش خراب است و مبین این است که اگر حکیمی نرسد و معجره ای نکند، فرهنگ موسیقی باقی مانده از دست خواهد رفت. امیدورام حشمت سنجری دیگر ی همین روزها پیدا شود و طلسم معجزه دوباره در کار بیفتد و موسیقی مان نجات پیدا کند.»
رونمایی از کتاب ” افق بیکران ” توسط خانم سنجری ، پری ملکی ، ایوازیان . توکا ملکی .غزاله یعقوبی و دکتر سریر.

در واپسین لحظات این مجلس، از کتاب «افق بیکران» (به کوشش مرسده بایگان)، منتشر شده توسط انتشارات «خط و طرح» در حضور مرسده بایگان و خانم ملکی و سخنرانان رونمایی شد.

سپس مرسده بایگان ضمن تشکر از علی دهباشی و سخنرانان و حاضرین در این مجلس از خاطرات زندگی مشترک خود با حشمت سنجری چنین گفت: «می گویند که: عشق اگر نباشد چه فرق می کند کجای جهان ایستاده باشیم پس عشق هست. برخی به هنرهای مختلف یکی عاشق نقاشی است و خط و دیگری موسیقی و … هر کسی عشقی دارد، من هم یک عشق دارم و آن حشمت سنجری بود. تمام! عشق من او بود با تمام وجودم خوشحالم برایش کم نگذاشتم و خوشحالم که فهمید که من برایش کم نمی گذارم! عشق اولم او بود و بعد ارکستر سمفونیک ولی او برعکس من بود، عشق اولش ارکستر سمفونیک بود بعد من! ولی با هم ساختیم و کنار آمدیم. خودش هر چه بود خودش بود. خیلی برای بچه ها و شاگردانش چه در خانه و بیرون وقت می گذاشت و می جست تا این ارکستر را کامل کند و به آنجا که می خواست برساند. »

تحصیلات هم کرد به دنبال یک مسأاله بود. به او اجازه دادند سه سالی در اتریش تحصیل کند و این بعد یک سفر دعوتی در امریکا بود که حشمت سنجری و عباس کاتوزیان نقاش برای دیدار از ارکسترها و گالری ها دعوت شدند. ولی این آدم راحت ننشست، می رفت ارکسترها را می دید و تلاش هم می کرد تا ببیند چه کاری می تواند انجام دهد؟ با ارکسترهای نیروی دریایی و زمینی ارتش و ارکستر دانشگاه کلمبیا و بوستون و … صحبت کرده بود و چند کنسرت را اجرا کرد. برنامه هایی که از قبل پیش بینی نشده بود. سفیر وقت ایران در یادداشتی نوشته بودکاری که سنجری در این مدت کوتاه در امریکا برای فرهنگ ایران کرد ما در سفارت نتوانستیم انجام دهیم. وقتی به ایران آمد همه منتظر بودند پاداشی بگیرد و گفتند چه می خواهی؟ گفت می خواهم درس بخوانم. خب رفتیم به اتریش و کلاس رهبری ارکستر و شاخه های فرعی آهنگسازری و رهبری اپرا و کُر را دید.”

او ادامه داد: «زندگی ما ۴۵ سال طول کشید. من خودم نوازندۀ پیانو بودم. افت و خیزهای زیادی در زندگی داشتیم. همه را از سر گذراندیم. این ها همه بخاطر همان عشق است. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق! من سعی کردم و عشق را سرسری نگرفتم. گاهی سر ارکستر با بچه ها ناملایماتی داشت اما هرگز عصبی نمی شد و هیچ کدام از بچه ها یادشان نیم آمد که به آن ها توهینی کرده باشد. وقتی عصبی می شد و به خانه می آمد، سر مسائل کوچک دادش در می آمد، من می فهمیدم دلیلش چیست و دلش از جای دیگر پر است و سکوت می کردم. دراز می کشید و می خوابید و بعد نیم ساعت می امد و مرا می بوسید و می گفت ببخشید داد زدم، از جای دیگر دلم پر است. می گفتم عیب ندارد و مهم نیست. تا آنجایی که می توانستم هر روز ساعت ده سر تمرین ارکستر می رفتم، با یک قهوه و دو سه ساندویچ کوچک می نشستم. بچه ها که پشت صحنه می رفتند تا استراحت کنند و چیزی بخورند، می گفتم که تو نمی روی پیش بچه ها؟ می گفت نه! بگذار بچه ها آزاد باشند، شاید بخواهند بخندند و استراحت کنند؛ از من رودربایستی نکنند. پیش من می نشست. می گفت که تو از پشت سر، من را سر تمرین ها می بینی، اگر ایرادی به ذهنت می رسد به من بگو. معمولا ایرادی نداشت. در طول سال هایی که ارکسترها را رهبری کرد، باور کنید در کنسرت ها هیچوقت این مرد را از پشت سر ندیدم. من هیچوقت در سالن میان تماشاگران نبودم. همیشه روبرویش بودم. گاهی پشت پرده ای ایستاده بودم و او را می دیدم و یا در راهرویی بودم که از آنجا به صحنه می آمد و از کنار او را می دیدم. وقتی می خواست روی صحنه برود، به پشتش می زدم و می گفتم برو و موفق باشی! می رفت کارش را انجام می داد و برمی گشت. عرقش را خشک می کردم و بلافاصله حوله را روی گردنش می انداختم که باد نخوزده و سرما نخورد. این ها چیزهای ساده ای است ولی همان عشق است. عشق اگر نباشد چه فرق می کند کجای جهان ایستاده ای!»

وی در خاتمه از فرزاد فره وشی برای ساخت فیلم رقص دایره و توکا ملکی و غزاله یعقوبی تشکر کرد و در خاتمه بخش هایی از فیلم مستند «رقص دایره »ساختۀ فرزاد فره وشی به نمایش گذاشته شد.



ادامه مطلب

درج نام حامد همایون در کنار اسامی موزیسین‌های سرشناس آمریکا

درج نام حامد همایون در کنار اسامی موزیسین‌های سرشناس آمریکا

«حامد همایون» در سالن ۱۴۰۰۰ نفری فروم لس‌آنجلس روی صحنه رفت.

به گزارش «موسیقی ما»، این خواننده که برای برگزاری تور کنسرت به آمریکا سفر کرده، اولین برنامه‌ی این تور را در سالن بزرگ Forum با استقبال قابل‌توجه مخاطبین اجرا کرد.

این اولین اجرای یک خواننده‌ی ایرانی فعال در داخل کشور در سالن بزرگ فروم بوده است. پیش از این، سه خواننده‌ی ایرانی، در آمریکا کنسرت برگزار کرده‌اند که بیشترین میزان بلیت فروخته شده، حدود ۸۰۰۰ نفر بوده است. از این رو فروش حدود ۱۴هزار بلیت برای کنسرت حامد همایون، موجب تعجب مدیران سالن فروم شد و آن‌ها با تهیه‌ی کیکی منقش به تصویر این خواننده به استقبالش رفتند. همچنین صفحه‌ی اینستاگرام سالن فروم با درج پست‌هایی از اجرای این هنرمند جوان ایرانی تقدیر کرد.


همچنین همزمان با برگزاری این کنسرت، روی دیواری که به درج نام هنرمندانی که در سالن فروم کنسرت برگزار کرده‌اند اختصاص دارد، نام «حامد همایون» در کنار اسامی سرشناسی چون مایکل جکسون، لینکین پارک، مارک آنتونی، جنیفر لوپز، مدونا، کیتی پری، میوز و… درج شد.

«مجید روغنی» مدیر اجرایی شرکت ترانه شرقی که در سفر امریکا حامد همایون و سامان امامی (رهبر ارکستر) را همراهی می‌کند ضمن اعلام مطالب بالا، گفت: «در این کنسرت از تجهیزات بزرگتری در زمینه نورپردازی و صدابرداری در مقایسه با اجراهای قبلی هنرمندان ایرانی در آمریکا استفاده شده است.»

سن‌خوزه، واشنگتن دی‌سی، هوستون، دالاس، شیکاگو و نیویورک مقاصد بعدی این تور هستند.

در ادامه عکس‌هایی از کنسرت بزرگ حامد همایون در سالن ۱۴۰۰۰ نفری فروم شهر لس‌انجلس را ببینید.



ادامه مطلب

کنسرت «شهر خاموش» کیهان کلهر و کوارتت مینیاتور تمدید شد

کنسرت «شهر خاموش» کیهان کلهر و کوارتت مینیاتور تمدید شد

کنسرت‌های «شهر خاموش» کیهان کلهر و کوارتت مینیاتور در تهران برای دو شبِ دیگر تمدید شد و علاقه‌مندان می‌توانند روز چهارشنبه ۲۱ فروردین ماه راس ساعت ۱۵ به سایت تیوال مراجعه کنند؛ همچنین به دنبالِ‌ فاجعه‌ی سیل استان گلستان در نوروز، آهنگساز «شب، سکوت، کویر» اعلام داشت که بخشی از عواید بلیت فروشی‌های انجام شده در اسفندماه این کنسرت را به مردم گلستان اهدا خواهد کرد.

پیش‌تر فروش بلیت هشت شب اجرای این کنسرت برای برگزاری در ۲۱ تا ۲۴ و ۲۶ تا ۲۹ فروردین ماه در عرض چند دقیقه در اسفندماه سال گذشته به اتمام رسیده بود و بنابر درخواست علاقه‌مندان برای دو شب دیگر تمدید می‌شود تا فرصت حضور در این اجرا در حد توان برای همگان فراهم شود.

مطابق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته سلسله کنسرت‌های شهر خاموش در تابستان امسال نیز در تهران و سپس در شهرستان‌ها به روی صحنه خواهد رفت. اعضای کوارتت مینیاتور عبارتند از پدرام فریوسفی، آتنا اشتیاقی، نیلوفر محبی و میثم مروستی.
آهنگساز و نوازنده پرآوازه کمانچه، کیهان کلهر، برای جلوگیری از دامن زدن به بازار سیاه بلیت فروشی توسط دلالان، علاوه بر پایین نگه داشتن قیمت بلیتها و عرضه آن در رده‌های متفاوت  از ۵۰ تا ۱۶۰هزارتومان، از علاقمندان خواسته است که تنها از سایت بلیت فروشی معرفی شده اقدام به خرید بلیت‌ها کنند.

آغاز بلیت فروشی کنسرت شهر خاموش برای تاریخ‌های ۲۵ و ۳۱ فروردین ماه، روز چهارشنبه ۲۱ فروردین راس ساعت ۱۵ بر روی سایت تیوال انجام خواهد شد.



ادامه مطلب

«علیرضا افتخاری» با همراهی «حسین پرنیا» به یاری سیل‌زدگان می‌آید

«علیرضا افتخاری» با همراهی «حسین پرنیا» به یاری سیل‌زدگان می‌آید

هفتم اردیبهشت ماه «حسین پرنیا» با همراهی «علیرضا افتخاری» در حمایت از سیل‌زدگانِ کشور کنسرتی را در دو بخش فارسی و لری در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می‌کنند. سرپرستی گروه در این برنامه را «صائب کاکاوند» برعهده دارد.

در این کنسرت قطعات «پادشاه فصل‌ها» با شعری از مهدی اخوان ثالث و ملودی حسین پرنیا، «میرا» با شعری از نیما یوشیج با ملودی حسین پرنیا، «بی‌بی جون» با شعری از احمد شاملو و ملودی حسین پرنیا به همراه تعدادی از قطعاتِ خاطره‌انگیز این خواننده اجرا می‌شود.

این دو هنرمند سال‌ها قبل، «پادشاه فصل‌ها» را منتشر کردند. این آلبوم شامل ۱۲ قطعه از جمله « بی تو بودن»، « سولو سنتور بی بی چون»، « بی بی جون»، « پاییز»، « دوره گرد»، « کنج تنهایی»، «سولو سنتور ماهور»، «قاصد تلخ»، «نفرین به سفر»، «رها»، «ریرا» و «پیوند عمر» است و اشعارِ آن از سروده‌های شاعرانی چون محمد سلمانی، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، علیرضا اخلاقی، نیما یوشیج و حافظ انتخاب شده است.

در این آلبوم که با تنظیم و آهنگسازی حسین پرنیا منتشر شده است، نوازندگانی چون ارسلان کامکار (ویلن و بربط)، علیرضا خورشیدفر (کنترباس)، صائب کاکاوند ( تار و بم تار)، پژمان پرنیا ( تنبک)، حسین پرنیا (سنتور) و کریم باقری (ویلن سل) حضور دارند.



ادامه مطلب