سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

چشمان پوست، معماری و ادراکات حسی

jgux_1111_0002.jpgعنوان کتاب:

چشمان پوست، معماری و ادراکات حسی

ویرایش اول (1390)

Pallasma,Yuhaniنویسنده: یوهانی پالاسما

مترجم: رامین قدس

نشر: گنج هنر- پرهام نقش

تعداد صفحات: 102

با گسترش حوزه نظری و معرفت شناختی پسامدرنیسم و جهان بینی پساساختارگرای مبتنی بر سوژه مرکز زدایی شده، به تدریج چهارچوب های ایدئولوژیک و پارادایم های نظری جدیدی از سایر رشته ها وارد گفتمان معماری شدند. از جمله این وجوه میان رشته ای، رهیافتی موسوم به پدیدار شناسی است. رهیافت پدیدار شناسانه در معماری علاوه بر توجه مجدد به سایت و تکنوتیک (زمین ساخت) به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه نزد طراحان معاصری همچون تادائو آندو، استیون هال پیتر زومتور مکتب فکری بسیار تاثیر گذاری بوده است. پلاسما بر پایه مطالعه آثار ادموند هوسرل، مارتین هیدگر و گاستون باشلار دیدگاهی پدیدار شناسانه در مورد اتکاء تجربه به ادراکات حسی، حافظه، خاطره، تخیل و ناخودآگاه مطرح می کند. به تعبیر او معنا در معماری به توانایی آن در به نمایش در آوردن حضور انسانی و نیز به تجربه فضایی اثر متکی است به این صورت که معماری، موردی فضایی- تجربی است و نه تصویر محو. کتاب چشمان پوست شامل دو بخش است که در بخش اول بینایی و معرفت، مادیت و زمان، معماری بینایی محور و زوال شکل پذیری و ....را عنوان می کند. در بخش دوم کتاب، وظیفه معماری، فضای رایحه، هویت یابی بدن، اهمیت سایه و ..... را بیان می نماید. یوهانی پلاسما در کتاب چشمان پوست مایل است تا اهمیت حس لامسه را برای تجربه و درک جهان بیان کند؛ و یک جریان کوتاه ادراکی مبین حس غالب بینایی و حس سرکوب شده ی لامسه را برقرار سازد.  پوست انسان قادر به تشخیص شمار وسیعی از رنگ هاست و در واقع ما با پوستمان مشاهده می کنیم. تقدم حس لامسه به طور فزاینده ای آشکار شده است؛ نقش جانبی و غیر متمرکز بینایی در تجربه ی ما از جهان هستی، به اندازه ی نقش آن در تجربه ی درونی ما از فضایی که ساکن آن هستیم در نظر گرفته می شود. جوهره ی تجربه ی زندگی توسط حس لامسه و بینایی محیطی (غیر متمرکز) ما شکل گرفته است. حس بینایی تمرکز یافته، ما را با دنیا رو در رو می کند در حالی که در بینایی محیطی این جسمانیت دنیاست که ما را احاطه می کند. معماری اولین ابزار ارتباطی ما با فضا و زمان می باشد، و به این ابعاد مقیاسی انسانی می بخشد. معماری فضای لامتناهی و زمان بی انتها را برای قابل تحمل شدن، درک شدن و ساکن شدن توسط نسل بشر تحت سلطه می گیرد. در نتیجه ی این وابستگی فضا و زمان، دیالکتیک های فضای درونی و بیرونی، مادی و معنوی، جسمی و ذهنی و آگاهی و ناخودآگاه در باب ادراکات حسی، همانند نقش های نسبی و تأثیرات متقابل آنها، تأثیر مهمی بر جوهر هنر و معماری دارند. یکی از دلایلی که ما در فضاهای معماری و شهری کنونی (در مقایسه با محیط های پر از احساس طبیعی و تاریخی) احساس غریبگی می کنیم، فقر این مکان ها در زمینه ی ادراک محیطی از بینایی است. ادراک محیطی ناخودآگاه، گشتالت بصری را به تجارب فضایی و فیزیکی بدل می سازد. ادراک محیطی بینایی ما را با فضا متحد می کند در صورتیکه بینایی متمرکز ما را خارج از فضا به جلو هدایت کرده و یک بیننده صرف از ما می سازد. وظیفه ی اصلی معماری تطابق دادن و یکپارچه سازی است. معماری تجارب هستی را بیان می کند، احساس ما را از واقعیت و از خود تقویت کرده و ما را ساکن دنیایی صرفأ تخیلی و ساختاری نمی سازد. حس بساوایی ما را با زمان و سنت مرتبط می کند و از طریق همین تأثیرات بساوایی قادر به دست دادن نسل های بیشماری هستیم. دست زدن به قلوه سنگی که به وسیله ی امواج صقلی شده نه تنها به دلیل شکل آرامش دهند آن، بلکه به علت بیان فرایند فرم پذیری تدریجی اش لذت بخش است. وقتی قلوه سنگ کاملی را در دست می گیریم، زمانی که سپری شده تا به آن شکل تبدیل شود را بازگو می کند. اولین نشانه های فرارسیدن فصل بهار به همان اندازه که از طریق چشم تشخیص داده می شوند، به وسیله ی پوست و بینی نیز دریافت می شوند. سایه ی سرد و نیروبخش زیر یک درخت یا گرمای نوازش دهند ی نقطه ای نور خورشید، بدل به تجربه های فضایی و مکانی می گردند. نیروی جاذبه به وسیله ی کف پا اندازه گیری می شود. ما چگالی و بافت زمین را از طریق کف پاهایمان حس می کنیم. ایستادن بر روی یک صخره ی صیقلی در کنار دریا در غروب خورشید با پاهای برهنه و حس کردن گرمای سنگ آفتاب خورده از طریق کف پاها، تجربه ای فوق العاده شفابخش است که بخشی از چرخه ی ازلی طبیعت را نمایان می سازد. انسان تنفس آرام زمین را احساس می کند. ما جهان را با تمامی وجود کالبدیمان مشاهده و لمس می کنیم؛ گوش می دهیم و اندازه می گیریم و جهان تجربی نیز گرداگرد مرکز بدن سازمان دهی و بیان می شود. اقامتگاه ما پناهگاه جسم، حافظه و هویتمان است. ما در دیالوگ و تقابل دائمی با محیط هستیم؛ تا حدی که نمی توانیم تصویر خود را از وجود فضایی و موقعیتی آن جدا کنیم. جنگل ها ما را با حس های گوناگونی در بر گرفته اند، تنوع محرک های محیطی به طور موثری ما را به درون واقعیت فضایی آن می کشاند. وظیفه ی ازلی معماری خلق استعاره های وجودی مجسم و زنده است که هستی ما را در جهان ثابت کرده و آن را سازمان دهی می کنند. معماری، ایده ها و تصاویر زندگی آرمانی را بازتاب میکند؛ تحقق می بخشد و ازلی می سازد. ساختمان ها و شهر ها ما را قادر به درک و فهم دیالکتیک های پایداری و تغییر می کند، تا در جهان سکونت گزینیم و در تسلسل فرهنگ و زمان جای بگیریم.




ادامه مطلب

بوطیقای معماری

معرفی کتاب بوطیقای معماری


 
عنوان: بوطیقای معماری
نویسنده: آنتونی سی.آنتونیادس
مترجم: احمدرضا آی
انتشارات: سروش
سال چاپ: 1391 چاپ هفتم

 کتاب بوطیقای معماری در دو جلد نوشته آنتونی سی.آنتونیادس و ترجمه دکتر احمد رضاآی به خوانندگان راهبردهای محسوسی به سوی خلاقیت معماری ارائه می‌کند. به خاطر پرداختن این کتاب به یکی از اساسی‌ترین مباحث معماری یعنی خلاقیت و به بهانۀ هفتمین نوبت چاپ این کتاب به معرفی تفضیلی بخش‌های مختلف آن می‌پردازیم.

 

جلد اول کتاب شامل گفتارهای اول تا هفتم است. راهبردهای نامحسوس به سوی خلاقیت معماری، استعاره، پارادوکس و متافیزیک، راهبرد تغییر پذیری فرم، ابهام ازلی و دست نیافه، شعر و ادبیات و بیگانگی و چند فرهنگی عنوان فصل‌های این جلد هستند. جلد دوم کتاب هم شامل گفتار هشتم تا چهاردهم می‌شود. تاریخ، تاریخ گرایی و مطالعه پیشینه‌ها، تقلید و برداشت سطحی، هندسه و خلاقیت، تاکید بر مصالح، نقش طبیعت در خلاقیت معماری، خلاقیت از طریق ارتباط با دیگر هنرها و هنرمندان و زندگی‌نامه معماران به مثابه ابزاری برای خلاقیت فراگیر و همه جانبه عنوان فصل‌های جلد دوم کتاب هستند.

 

رویکرد کتاب در کوتاه‌ترین سخن : راهبردهایی به سوی خلاقیت معماری است. در دو جلد، یکی راهبردهای نامحسوس و در دیگری راهبردهای محسوس را بیان کرده است. نکته ارزشمند کتاب این است که مطالب ارائه شده به صورت عملی در آتلیه های طراحی مولف مورد آزمایش قرار گرفته است و بیان تئوری صرف نیست. همچنین در جای جای آن، حاصل تفکرات و نتیجه کارهای دانشجویی آتلیه مولف ارائه شده است. تعریف بوطیقا صرفا به معنی شعر نیست بلکه ساختن اثر هنری از دیدگاهی زیبایی شناسانه است.
 

خلاصه ای از گفتارهای جلد اول
بخش اول:راهبردهای نامحسوس به سوی خلاقیت
گفتار اول: فرایند خلاقیت

 

برای توضیح فرایند خلاقیت سه مفهوم بیان شده است: تخیل، تصور و واقعیت. تخیل، با قوه خیال، تجسم ذهنی مسایلی که وجود ندارند و نمی‌توانند وجود داشته باشند و خیالی هستند سرو کار دارد مثل قالیچه پرنده و … رویاها و خیال‌ها اجزایی از تخیل هستند. در عوض تصور دلالتی حتمی و عملگرا دارد. واقعیت یعنی آنچه وجود دارد. حال اگر ما امری را تصور کنیم که وجود ندارد ولی میتواند وجود داشته باشد، به کنشی میان تصور و تخیل دست یافته‌ایم. مثلا درختی که هنوز نکاشته‌ایم را در حال میوه دادن تصور کنیم. خلاقیت در لحظه‌ای رخ می‌دهد که امری از سوی تخیل به سمت تصور سوق داده شود. آنرا بارور کند و بتواند راهی به دنیای واقعیت بیابد.

 

گفتار دوم: استعاره
استعاره در زبان به معنی استفاده از کلمه‌ای به جای کلمه دیگر به دلیل مشابهت در یک بخش است. مثلاً استفاده از خانه به جای شهر: خانه شهری کوچک است. استعاره در معماری سه گونه است; نامحسوس ، وقتی که سرچشمه طرح یک مفهوم ، ایده و یا کیفیتی ویژه است. (مثل فردیت ، طبیعی بودن ، عمومیت و غیره). محسوس، وقتی که سرچشمه یک ویژگی بصری یا مادی است (خانه ای شبیه قلعه یا گنبدی شبیه آسمان). ترکیبی، ترکیبی از موارد بالا . راهبرد استعاری تبعات مثبت و منفی خاص خود را دارد، و این وابسته به نوع رویکرد ما به آن است.
 

گفتار سوم: پارادوکس
پارادوکس به معنی قول مطلبی برخلاف عقاید عمومی با قطع نظر از اینکه صحیح باشد یا نباشد، نیز به معنی مساله بی راه حل و یا دارای تناقض منطقی است، مثلا یک طرف کاغذی نوشته شده آنچه پشت صفحه نوشته دروغ است و پشت صفحه نوشته شده، آنچه روی صفحه نوشته شده راست است.

 

متافیزیک، علومی که به هستی و مسایل الهی مربوطند و یا علومی که نمی‌تواند جزو شعبی از علوم فلسفی باشد (روانشناسی و منطق و علوم اخلاق و غیره).
استفاده از پارادوکس یعنی جستجوی غیر قابل ساخت‌ها و متناقض‌ها برای رسیدن به قابل ساختها، مثل کارهایی که آیزنمن می‌کند. بنابراین پارادوکس راهبردی بسیار طاقت فرسا و پر مشقت به خلاقیت است، چرا که برای فردی که میخواهد این روش را دنبال کند انضباط، رسایی و گویایی در بیان و دانش، بیش از حد متعارف مورد نیاز است تا وی بتواند از مواضع و عقاید خود دفاع کند.

 

گفتار چهارم: راهبرد تغییرپذیری فرم
برای تغییرپذیری فرم سه شیوه متفاوت وجود دارد:
 ۱- تغییرپذیری بر اساس محدودیت های خارجی ( سایت ، دید ، شیب و…) و داخلی ( عملکرد ، برنامه فیزیکی و…) و عوامل هنری ( توانایی ، اراده و رویکرد معمار به دستکاری فرم )
 ۲- اقتباس ، امکان اقتباس حرکت‌های فرمی از نقاشی، مجسمه سازی و حتی از طبیعت و یا سایر کارهای معماری
 ۳- ساختار شکنی یا ترکیب شکنی

 

تغییر پذیری فرمی از یک سو ریشه در زیست‌شناسی دارد. وقتی در خصوص تکامل موجودات صحبت می‌کنیم به نوعی به تغییرپذیری آن موجود می‌پردازیم مثلا نوزاد قورباغه مراحل مختلفی را طی می کند تا مبدل به یک قورباغه بالغ شود. اینها از یک سو و از سوی دیگر نظریات دوارسی تامپسون در خصوص فرم های مرتبط و فرم های نا مرتبط نیز مبنای شناخت تغییرپذیری فرمی قرار گرفته است. یک پای شکسته فرمی نامرتبط است. با همین نگرش، ساختمان‌های شکسته شامل بخش‌های نا تمام و تنگ و تاریک با اینکه محصول تغییرپذیری فرم هستند اما پذیرفته شده نیستند.
کار بر روی بحث تغییرپذیری فرم از راه‌های مختلفی امکان‌پذیر است:

 

1-     تمرین هایی که با یک کار خوب معماری آغاز می‌شود
2-      آغاز با باغ یا شهر
3-      حرکت از آثار هنری
4-     حرکت از ساختمان‌های ساخته شده قبلی
تغییرپذیری فرم می تواند باعث ایجاد کارهای تقلیدی و یا سطحی شود (وقتی نقطه شروع اثر معماری دیگر و رویکرد تغییر پذیری رویکردی سطحی باشد). اگر نقطه شروع، کاری از خود طراح باشد، طرح نهایی به کامل‌ترین شکل اصیل است و هیچکس نمی‌تواند طراح را به تقلید و یا ایده دزدی محکوم کند.

 

گفتار پنجم: ابهام ازلی و دست نیافته
نفس موضوع مبهم می تواند دستمایه بسیاری از هنرها قرار گیرد، موضوع مبهم موضوعی است که اطلاعات موجود برای احاطه ذهنی بر آن ناکافی است. ابهام ازلی شامل موضوعات مبهمی است که در حافظه فردی و جمعی برای همیشه مبهم بوده مثل اساطیر، مسایل مذهبی، عشق و مانند آن. دستمایه قرار گرفتن این ابهامات برای طراحی نیاز به تمرین و بررسی مصداق‌ها و نمونه‌های آن دارد که برخی از نمونه‌ها در کتاب ذکر شده است. همچنین فضاهایی که مرتبط با آیین های فکری و یا مذهبی هستند مثل اتاق چای.

 

ابهام دست نیافه پنهان، ابهامی است که در آن موضوعاتی موجود ولی مبهم نهفته است، موضوعاتی که می تواند توسط معمار کشف شده و دستمایه طراحی معماری قرار گیرد. مثل لحظه مبهم طلوع و غروب خورشید. تلاش برای یافتن نحوه تاثیرگذاری موضوعاتی قدیمی که همیشه با انسان بوده‌اند مثل  عشق و معماری. معماری و حس بویایی،  معماری و شب،  معماری و ترس و …از جمله تلاش‌های ارزشمند در این زمینه است.

 

گفتار ششم: شعر و ادبیات
اشعار و نوشته‌ها می‌توانند بر معمار تاثیر گذارند و دستمایه طرح‌های معماری شوند، این مبدا می‌تواند سطحی یا مستقیم باشد مثلا طراحی فضایی که در نوشته به آن اشاره شده و یا غیر مستقیم و پویا باشد، هنگامی که جوهره مطالب بر طرح معماری اثر گذارد. الهام بخشی مرکب لحظه‌ای رخ می‌دهد که معمار تحت تاثیر متنی ادبی خود شروع به نوشتن کند و یا بسراید و طراحی پس از آن صورت بگیرد.

 

گفتار هفتم: بیگانگی و چند فرهنگی
به طور کلی، تجربه طراحی در فرهنگ‌های کاملاً متفاوت از فرهنگ معمار، می‌تواند باعث خلاقیت و ظهور ایده‌ها و اندیشه‌های نو شود. طراح محدودیت‌های ظاهری (اقلیم، ضوابط و …) را در می یابد ولی از قیودی که بر دست و پای تفکر بومی در طی سال‌ها گذاشته شده آزاد است. لذا طرح‌های خلاقانه‌تری زاده می‌شود. طرح سفارت یک کشور در کشوری دیگر و همچنین شرکت در مسابقات بین المللی معماری نمونه‌هایی عملی از این دست است.



ادامه مطلب

آسایش در پناه معماری همساز با اقلیم




                                                  

آسایش در پناه معماری همساز با اقلیم                   imgresizer.jpg

انتشارات: دانشگاه شهید بهشتی

ویرایش دوم: سال 1388

           کتاب‌های اقلیمی بسیاری در سال‌های اخیر به رشته تحریر درآمده‌است که تنها به‌ جمع‌آوری و یا تشریح مسائل پایه طراحی اقلیمی و یا تحلیل‌های اقلیمی نمونه‌ها در آن‌ها پرداخته‌شده‌است و ارتباط و انسجام کاربردی بین مسائل اقلیمی و طراحی معماری ارائه‌نمی‌دهد، اما کتابی که در ادامه به‌معرفی آن می‌پردازیم ازجمله کتاب‌های بسیار ارزشمندی است که در عین بیان اصول ابتدایی و اولیه طراحی اقلیمی، به‌طور عملی استفاده و کاربرد داده‌های اقلیمی در مسائل طراحی را آموزش می‌دهد.

چاپ نخست این کتاب در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق انجام‌گردیده، در آن زمان چاپخانه‌ی دانشگاه شهید ‌بهشتی با محدودیت‌ها و مشکلات زیادی رو‌به‌رو بود. به‌همین دلیل در‌ چاپ نخست‌ (1367)، اشکالات و کاستی‌هایی به‌چشم‌می‌خورد ازجمله این‌که متن کتاب ویراستاری و صفحه‌آرایی نشده و برخی از تصاویر با‌کیفیت نازل به‌‌چاپ رسیده‌است، که البته در ویراست دوم این اشکالات تا‌حد ‌امکان برطرف‌شده‌است، تغییراتی که در ویراست دوم اعمال‌شده‌است بیشتر درزمینه ویرایش زبانی و فنی متن و ارتقای کیفیت بصری تصاویر و صفحه‌آرایی است و محتوای متن تغییری‌نکرده‌است. در فصل اول این کتاب به‌شیوه‌های تبادل حرارتی بدن انسان با محیط اطراف یا عناصر اقلیمی و روش‌های اندازه‌گیری آن پرداخته‌شده‌است، که درواقع مبنای علمی را بیان‌می‌کند که برای تمامی کسانی که با طراحی همساز با اقلیم سرو‌کار دارند، به‌عنوان دانش‌پایه ضروری‌می‌باشد.

در فصل بعدی کتاب به‌ شاخص‌های آسایش پرداخته‌شده‌است که شاخص‌های اصلی و ضروری در استخراج اصول طراحی هستند. به‌طور مثال شاخص ماهانی یکی از این موارد می‌باشد که رابطه کاربردی بین داده‌های اقلیمی و اصول طراحی منطبق با آن داده‌ها را ارائه‌می‌دهد و می‌توان با استفاده از آن راهکار‌های طراحی در هر‌ منطقه را بر‌اساس اقلیم آن منطقه استخراج‌نمود.

علاوه‌بر توضیح دقیق استفاده از شاخص‌ها، نقاط قوت و محدودیت‌های هر شاخص و موارد استفاده از آن نیز به‌گونه‌ای علمی و دقیق بیان‌شده‌است.

در فصل دوم کتاب روش ترسیم تقویم نیاز اقلیمی و موارد استفاده از آن معرفی‌شده‌است، این در‌حالی است که تقویم نیاز اقلیمی یکی از اصلی‌ترین معیار‌های سنجش و تصمیم‌گیری در مورد نیازهای طراحی همساز با اقلیم است و آشنایی با آن، روش ترسیم، تحلیل و نتیجه‌گیری از آن‌یکی از پایه‌های ضروری دست‌یابی به اصول طراحی همساز با اقلیم است.

در فصل بعدی کتاب ایده گنبد آسمان و روش طراحی سایبان الگویی بررسی‌می‌شود. این ابزار از ابزار‌های بسیار مفید در مهار سایه و آفتاب در فضای باز و جداره‌های خارجی و بازشو‌های ساختمان به‌شمار‌می‌آید و آگاهی از آن و درک مفاهیم آن به طراحان در ارائه ایده‌ها‌ی مناسب طراحی کمک شایانی خواهد‌کرد.

درنهایت در بخش پیوست کتاب مطالب مفیدی درباره‌ی روش‌های گوناگون ترسیم نمودارهای خورشید، هندسه خورشید و ساعات حقیقی و رسمی آمده‌است، که این مطالب جزء اطلاعات عمومی مورد‌نیاز طراحان معماری همساز با اقلیم است.

مطالعه این کتاب به ‌کلیه دانش‌پژوهانی که درزمینه‌ی طراحی اقلیمی فعالیت‌می‌کنند و دانشجویان رشته معماری توصیه‌می‌شود، چرا‌که رابطه ناگسستنی ساختمان‌ها با مسایل اقلیمی را به‌طور عملی و با‌ بیانی ساده و شیرین عنوان‌می‌کند.




ادامه مطلب

معماری غرب

vsn0_معماری-غرب-ریشه-و-مفاهیم-امیر-بانی-مسعود.jpg

عنوان کتاب:

معماری غرب، ریشه­ها و مفاهیم 

نویسنده: امیر بانی مسعود

 ناشر‌: نشر هنر معماری قرن

 چاپ اول‌: بهار 1389

 چاپ‌: ابیانه

 تولید آتلیه­ مؤسسه­ فرهنگی - هنری هنر معماری قرن

             کتاب معماری غرب، ریشه­ها و مفاهیم می‌کوشد تا با شرحی ساده و روان داستان شکل‌گیری معماری غرب را از عهد باستان تا عصر کنونی و با تأکید بر خاستگاه‌ها، اندیشه‌ها و گرایش‌های گوناگون بازگو نماید. موضوع این کتاب عمدتاً درباره‌ی معماری اروپا است؛ لیکن به معماری آمریکا تا آن‌جا که در تفکر و فرهنگ غرب مشارکت داشته‌ نیز مربوط می‌شود. کتاب حاضر متناسب با موضوعات بیان­شده در هفت بخش و در بیست و هفت فصل تنظیم شده است. در بخش اول خاستگاه‌های معماری غرب مورد بررسی قرار گرفته است، که در اصل مقدمه‌ا‌ی بر شکل‌گیری معماری غرب هستند. از آن‌جایی که فهم تمدن غرب بدون بررسی تمدن­های تأثیرگذار، به­خصوص بین­النهرین و مصر، امکان­پذیر نیست و یا لااقل نمی­توان به عمق مفاهیم معماری آن پی برد، در این بخش تمدن‌های بین‌النهرین و مصر با تأکید بر بستر اجتماعی و تأثیر آن در شکل‌گیری معماری غرب مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در بخش دوم که با عنوان "جهان باستان" نام‌گذاری شده است. تمدن‌های کْرِته، موکِنای، یونان، اِتروریا، و روم از زاویه‌ی معماری ساختمان‌ها و نحوه‌ی تأثیرگذاری آن‌ها بر هم مورد بررسی قرار گرفته است. بخش سوم اختصاص به معماری قرون وسطی دارد که در آن معماری‌های صدر مسیحیت، بیزانس، پیش‌رمانسک (کارولَنْژی و اُتونی)، رمانسک و گوتیک بررسی شده است. بخش چهارم، با عنوان خردگرایی در معماری، به رنسانس، باروک، میراث رنسانس (روشنگری، نئوکلاسیسیسم، و مدرسه‌ی هنرهای زیبای پاریس)، تکنولوژی جدید (انقلاب صنعتی و وِرک‌بوند) و مکتب شیکاگو اختصاص یافته است و در آن معماری این دوران از نظر مباحث نظری و نحوه‌ی تأثیرگذاری آن در معماری مورد بررسی قرار گرفته است. بخش پنجم، در برگیرنده‌ی تحولاتی است که ریشه در رمانتیسم دارند و در آن به باغ و باغ‌آرایی در انگلستان، نئوگوتیک، صنایع و حِرف، آرْ نووُ، اکسپرسیونیسم و ارگانیک (کارهای فرانک لوید رایت و آلوار آلتو) پرداخته می‌شود. بخش ششم به معماری مدرن می‌پردازد، که با بررسی خاستگاه‌های هنری آن (فوتوریسم، کُنستروکتیویسم، دِه استَیْل و باؤهاؤس)، معماری مدرنیسم (کارهای آدولف لوس، لوکوربوزیه، لودویگ میس وان در روهه و لویی کان) و میراث آن (سیام، سبک بین‌المللی، مینیمالیسم و های ­ـ ­تِک) مورد بررسی قرار می‌گیرد و در نهایت، بخش آخر کتاب، که به معماری بعد از 1960 اختصاص یافته است، به بررسی جنبش‌های هنری و فکری پست‌مدرنیسم، نئوکلاسیک، دیکانستراکشن، اکو ـ­ تِک، نئومدرن و سوپرمدرن با تأکید بر کارهای ساخته‌ی معماران اروپایی و آمریکایی می‌پردازد.




ادامه مطلب

بدشانسی من یاتکنولوژی؟

امان ازوقتیکه ادم بدشانسی بیاره ودلهره به جونت بیفته...امان ازوقتیکه تکنولوژی هم فقط درحد واژه باشه!!!یعنی توعصرتکنولوژی نبایدواسه بعضی چیزاغصه خورد!!!حالامیفهمیدچی میگم...

دیروز انتخاب واحددانشگاه داشتم وتقریبا1هفته اعصابم داغون بودچون بااین ظرفیتهای کم وساعت وروزوتاریخ امتحانانمیشدبرنامه چیشدبایه بدبختی برنامه چیدم تااینکه پریشب (16شهریور)نت تاروز بعدکه انتخاب واحدداشتم قطع شد!!!

بایه بدبختی باداداشم رفتم کافی نت وباسرعت نسبتاداغون نت اونجاانتخاب واحدکردم البته اولش که هرچی کدمیزدم تکمیل ظرفیت بود.خلاصه ی برنامه13واحدی وبی نظم انجام شد!!!5واحدنشدبگیرم:(

یعنی دارم فک میکنم من خیلی بدشانسم یااینترنت خیلی بی رحمه؟!

واینک دارم غصه میخورم که چه کنم...یعنی روزحذف واضافه میشه درس گرفت؟عایامیشه اینترنت مشکل نداشته باشه مث خارجیااینترنت داشته باشیم؟عایاتوعصرتکنولوژی بایدغصه سرعت اینترنت داشته باشیم؟اصلاعایاتوعصرتکنولوژی بایداینترنت اینگونه باشه؟

دارم غصه میخورم...:(

+هیچوقت دلتون برای کسی خیلی زیادنسوزه به قول مامانبزرگم اگه دلت برای کسی زیادبسوزه همون بلاسرخودت میاد...ترم پیش همین اتفاقی که برای من افتادبرای دوستم افتاده بود ومن کلی دلم براش سوخت وهمین بلاسرخودم اومد:(

بگذریم...

کتاب خوندم بعدمدتها:(

_______________________________________________________

نام کتاب:مروارید

نام نویسنده:جان اشتاین بک

کتاب درباره خانواده ی فقیری که یه نوزاددارن ویه شب مار فرزندشون رونیش میزنه وحال نوزادبدمیشه مجبورمیشن اونوپیش یه پزشک خسیس وبی رحم به شهرببرن پزشک بهشون میگه تاپول زیادنیارید درمان انجام نمیشه ...پدرخانواده که مرواریدصیدمیکرده ازدریا تصمیم میگیره بزرگترین مروارید داخل دریاروصیدبکنه تابتونه پول درمان فرزندش رو تهیه کنه البته ماجراهای زیادی پس ازکسب بزرگترین مروارید اتفاق می افته ...

پیشنهادمیکنم بخونیدخیلی روان وساده ودلنشین بودنکته خوب این کتاب فضاسازی هاش بودکه براحتی میشدتموم صحنه هاووقایع وحس های افرادداستان روتصورکرد انگارپیش چشمانتون اتفاق میفته...




ادامه مطلب

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

همه ادمهادوست دارن توزندگیشون یه کسی روداشته باشن که توبدترین یاحتی بهترین شرایط وکلا درهمه مواقع کنارشون باشه وازبودنشون بتونن زندگی کنن...به نظرمن ادم از20سالگی به بعداین موضوع روبیشترنیازداره یعنی به کسیکه پیشش باشه بیشترنیازداره....البته ناگفته نمونه ادمهاهستن اماادمی که من میگم وهمه مون بهش احتیاج داریم یانیست یااگه باشه تعدادشون کمه...ادمی که نیازش داریم بایدهمیشه باشه یعنی رفتن بلدنباشه(1)،فقط بشینه روبه روی ماوبه حرفامون گوش بده وپابه پامون دیوونگی کنه وگاهی حتی گریه (2)وبدون اینکه ماروززودقضاوت کنه یااصلاقضاوت کنه توشادکامی وناکامیهای زندگی کنارمون باشه(3)

چنین ادمی هست؟اگه هست یه سری به زندگیم بزنه لطفا:)

+موضوع عشق وعاشقیانیستافک نکنیدعاشق شدم اصلااینطورنیست...من اگه عاشق بشم به اولین پایگاه خبرگزاری که اطلاع میدم وبلاگم هست:)

+کتاب زیرگاهی خوب بودگاهی هم نه...داستان ادمهادلتنگ ومنظره....

________________________________________

نام کتاب:دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

نویسنده:انا گاوالدا

مترجم:الهام دارچینیان

انتشارات:قطره

بخشهایی ازکتاب:

وقتی به ایستگاه شرقی می رسم، در نهان آرزو دارم کاش کسی به انتظارم آمده باشد. احمقانه است. مادرم در این ساعت هنوز سر کار است و مارک از آن آدم ها نیست که برای حمل کردن چمدان من به حومه شهر بیاید، همیشه این امید بی رمق را داشته ام.

این بار هم دست برنداشتم، پیش از پیاده شدن از پله های واگن و سوار شدن به مترو، نگاه دورانی دیگری به اطراف انداختم ببینم شاید کسی باشد ... گویی در هر پله چمدان سنگین تر می شود.

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد ... به هر حال چندان پیچیده نیست

______________
هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه شبی روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی توانستم تکه ها را جمع و جور کنم، به این ور و آن ور می خوردم، به هر سو پناه می بردم، هر سو که بود. سال هایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می کردم، به خودم می گفتم: عجب... عجیب است... فکر می کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم... و به جای آن که به خود تبریک بگویم از خودم می پرسیدم چه طور ممکن بوده، چه طور می توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم. از همه بیش تر نامش عذابم می داد و دو یا سه تصویر مشخصی که از او در یاد داشتم. همیشه همان تصاویر. 



ادامه مطلب

شب های روشن

این کتاب عالیه حداقل برای ادمهایی که بااحساس هستن وگاه وبی گاه باوجوداین همه ادم کنارشون بازاحساس تنهایی میکنن ومدام فک میکنن کجای این جهان وکجای این زندگی هستن وهمیشه یه تیکه گم شده درلابه لای زندگی آزارشون میده...بخونیدعالیه:)

عنوان کتاب: شب‌های روشن

نویسنده: فیودور داستایفسکی

مترجم : سروش حبیبی

ناشر: ماهی

موضوع: داستانهای روسی- قرن 19 م.

+شب‌های روشن درقالب فیلم هم ساخته شده: به کارگردانی فرزاد مؤتمن با فیلمنامه‌ای از سعید عقیقی.فیلمنامه این اثر برداشتی آزاد از رمان شب‌های روشناثر داستایوفسکی است. مهدی احمدی و هانیه توسلی در این فیلم به ایفای نقش پرداختند و اثری ماندگار برجای گذاشتند.

______________________

قسمتهایی ازکتاب:

" حالا بگویید ببینم چه جور آدمی هستید. زود باشید. همین حالا شروع کنید و داستان زندگی‌تان را بگویید."

من دستپاچه شدم و با تعجب گفتم: " داستان زندگی‌ام؟ چه داستانی؟ کی به شما گفته که زندگی من داستانی دارد؟ من هیچ داستانی ندارم که ..."

حرفم را برید: " چطور زندگی‌تان داستانی ندارد؟ پس چه‌جور زندگی کرده‌اید؟"

" چطور ندارد! بی داستان! همین طور! به قول معروف دیمی! تک و تنها! مطلقا تنها! شما میفهمید "تنها" یعنی چه؟"

" یعنی چه؟ یعنی هیچ‌وقت هیچ‌کس را نمی‌دیدید؟"

" نه، دیدن که چرا! همه را می‌بینم. ولی با این همه تنهایم!"

" یعنی با هیچ‌کس حرف نمی‌زنید؟"

" به معنای دقیق کلمه، با هیچ کس!"

________________________

" گوش کنید، می‌خواهید بدانید من چه جور آدمی هستم؟"

" البته!"

" به معنی دقیق؟"

" بله، به دقیق‌ترین معنا!"

" خب، من یک نقش نمایشم! بازیگر یک نقش، از آن‌ها که در زندگی پیدا نمی‌شود!"

__________________________

ادم رویایی خاکستررویاهای گذشته اش رابیخودی پس میزنه به این امیدکه درمیانش حداقل جرقه کوچکی پیداکرده وفوتش کنه تادوباره جان بگیرند.تااین اتش احیاشده قلب سرمازده اوراگرم کنه وهمه انهایی که براش عزیزبودند،برگردند.همان چیزی که تکانش داد،خونشو جوش اورد...

_________________________

بایدسالگرداحساساتمو،احساسات گذشته ام وعلاقه ام رابه انچه که قبلابوده ولی هرگزعملااتفاق نیفتاده به یادداشته باشم،چون این سالگردهم بایستی باهمان رویاهای احمقانه غیرمحسوس مطابقت داشته باشه...

_______________________

به خودت میگی ،دنیاچقدرداره سردمیشه.سالهای بیشتری میگذرن وباخودشون تنهایی ملال اوری رومیارن وبعدپیری تکیه زده به یک چوب زیربغل لرزان لرزان میادودرست بعدش بدبختی وخردشدن.دنیای خیالی توتاریک میشه،رویاهات پوسیده میشن ومثل برگهای زرد می افتن...





ادامه مطلب

کتاب کوچک آرامش(رازهای دستیابی به آرامش)

این کتاب رازهایی برای کسب ارامش رومعرفی میکنه من خودم بصورت صوتی گوش دادم خیلی بهتربود...بخونید:)


نام کتاب:کوچک ارامش

نویسنده:پائول ویلسون

مترجم:جلال فرخی

انتشارات:فراروان


1)پیک ارمش باشید

2)رهاکردن زمان

3)پذیرش تغییر

4)چون فرداشودفکرفرداکنید

5)درهرطیف بهترین رابجویید

6)کفش راحت(تن آرامی شماازپااغازمیشود.کفش بایدچنان راحت باشدکه گویی شماپابرهنه هستید)

7)انتخاب همنشین خوب

8)بی توجهی به مشکلات

9)موی خودراشانه کنیدیابگذارید موی شماراشانه کنند

10)گذشته رارهاکنید

11)ارامش وشادی رازکودکان بیاموزید

12)بخشش(احساس ناخوشایندبه دیگران شماراازارمیدهدنه دیگران را.بخاطررامش خویش بخشنده باشید)

13)خلوت کردن

14)اسانس بهارنارنج(3قطره بهارنارنج رادرون یک فنجان اب مقطرریخته وبه هنگام استرس محتویات فنجان راباعطرپاش اسپری کنید)

15)دم کرده نعنای صحرایی(اگراین دم کرده جانشین چای وقهوه شودتوان آرامش شماافزوده میگردد)


+راهکارهای بسیاری دیگه گفته که ترجیح میدم خودتون کتاب رومطالعه کنید

+کتاب معرفی کنید.شدیدا تشنه کتابهای خوب هستم.معرفی کنیدممنون



ادامه مطلب

وقتی چیزی را بخواهی(کیمیاگر)

یکی ازبهترین کتابایی که خوندم یعنی عالیه حتماحتمابخونید.کتاب درقالب یه داستان بی نظیرهست امامن قسمتهایی ازان روبراتون گذاشتم.این کتاب رودرست29اسفندتمومش گردم اماحالشونداشتم تووب بذارم اماالان گذاشتم

کتاب کیمیاگر

 اثر پائولو کوئیلو

_____________________

بزرگترین دروغ عالم: در مرحله ای از زندگی کنترل آنچه بر سرمان می آید از دستمان خارج می شود و سرنوشت هدایت آن را بر عهده می گیرد.
در مرحله ای از زندگی آدمها، هر چیزی روشن و امکان پذیر است. آنها نه از خیالبافی و نه از آرزوی کارهایی که می خواهند در زندگیشان رخ دهد، هراسی ندارند. اما با گذشت زمان، نیرویی مرموز آنها را متقاعد می کند که دسترسی به افسانه شخصی شان غیر ممکن است.
هرکس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعاً از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواسته ی تو از روح جهان سرچشمه می گیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین می شوی.
وقتی چیزی را بخواهی همه ی کائنات دست به دست هم می دهند تا تو نائل به انجام آن شوی.
مردم خیلی زود در زندگیشان به دلیل هستی خود پی می برند، شاید به خاطر همین است خیلی زود تسلیم می شوند. اما همیشه وضع به همین صورت نیست.
سعی کن نشانه ها را بشناسی و دنبال آن بروی
چیزهایی هست که از عهده ی آن بر می آییم اما نمی خواهیم آنها را انجام دهیم.
هرگز از رویاهایت صرف نظر نکن، به دنبال نشانه ها برو...
شاید خدا کویر را برای این آفریده تا انسانها قدر درختان خرما را بدانند.
زبان عشق چیزی است که قدرت خود را وقتی دو نگاه با هم تلاقی می کنند به کار می گیرد. عشق، زبانی با سابقه تر از بشریت و قدیمی تر از کویر
عشق زنجیر محکمی به پای عاشق می بندد تا در کنار معشوق خود بماند
وقتی عاشق می شوی همه چیز برایت معنا پیدا می کند
 عشق هرگز مانع عاشق نمی شود. اگر عاشق از هدفش دست بکشد پس عشقش یک عشق واقعی نبوده است.
قلبت را بشناس و به ندای آن گوش کن
آدمها از اینکه به دنبال مهمترین رؤیاهایشان بروند می ترسند زیرا احساس می کنند شایسته آن رؤیاها نیستند و قادر نخواهند بود به آنها برسند.

+این عکس روبه عشق رشته ژنتیک به عکسنوشته تبدیلش کردم



ادامه مطلب

jgux_1111_0002.jpgعنوان کتاب:

چشمان پوست، معماری و ادراکات حسی

ویرایش اول (1390)

Pallasma,Yuhaniنویسنده: یوهانی پالاسما

مترجم: رامین قدس

نشر: گنج هنر- پرهام نقش

تعداد صفحات: 102

با گسترش حوزه نظری و معرفت شناختی پسامدرنیسم و جهان بینی پساساختارگرای مبتنی بر سوژه مرکز زدایی شده، به تدریج چهارچوب های ایدئولوژیک و پارادایم های نظری جدیدی از سایر رشته ها وارد گفتمان معماری شدند. از جمله این وجوه میان رشته ای، رهیافتی موسوم به پدیدار شناسی است. رهیافت پدیدار شناسانه در معماری علاوه بر توجه مجدد به سایت و تکنوتیک (زمین ساخت) به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه نزد طراحان معاصری همچون تادائو آندو، استیون هال پیتر زومتور مکتب فکری بسیار تاثیر گذاری بوده است. پلاسما بر پایه مطالعه آثار ادموند هوسرل، مارتین هیدگر و گاستون باشلار دیدگاهی پدیدار شناسانه در مورد اتکاء تجربه به ادراکات حسی، حافظه، خاطره، تخیل و ناخودآگاه مطرح می کند. به تعبیر او معنا در معماری به توانایی آن در به نمایش در آوردن حضور انسانی و نیز به تجربه فضایی اثر متکی است به این صورت که معماری، موردی فضایی- تجربی است و نه تصویر محو. کتاب چشمان پوست شامل دو بخش است که در بخش اول بینایی و معرفت، مادیت و زمان، معماری بینایی محور و زوال شکل پذیری و ....را عنوان می کند. در بخش دوم کتاب، وظیفه معماری، فضای رایحه، هویت یابی بدن، اهمیت سایه و ..... را بیان می نماید. یوهانی پلاسما در کتاب چشمان پوست مایل است تا اهمیت حس لامسه را برای تجربه و درک جهان بیان کند؛ و یک جریان کوتاه ادراکی مبین حس غالب بینایی و حس سرکوب شده ی لامسه را برقرار سازد.  پوست انسان قادر به تشخیص شمار وسیعی از رنگ هاست و در واقع ما با پوستمان مشاهده می کنیم. تقدم حس لامسه به طور فزاینده ای آشکار شده است؛ نقش جانبی و غیر متمرکز بینایی در تجربه ی ما از جهان هستی، به اندازه ی نقش آن در تجربه ی درونی ما از فضایی که ساکن آن هستیم در نظر گرفته می شود. جوهره ی تجربه ی زندگی توسط حس لامسه و بینایی محیطی (غیر متمرکز) ما شکل گرفته است. حس بینایی تمرکز یافته، ما را با دنیا رو در رو می کند در حالی که در بینایی محیطی این جسمانیت دنیاست که ما را احاطه می کند. معماری اولین ابزار ارتباطی ما با فضا و زمان می باشد، و به این ابعاد مقیاسی انسانی می بخشد. معماری فضای لامتناهی و زمان بی انتها را برای قابل تحمل شدن، درک شدن و ساکن شدن توسط نسل بشر تحت سلطه می گیرد. در نتیجه ی این وابستگی فضا و زمان، دیالکتیک های فضای درونی و بیرونی، مادی و معنوی، جسمی و ذهنی و آگاهی و ناخودآگاه در باب ادراکات حسی، همانند نقش های نسبی و تأثیرات متقابل آنها، تأثیر مهمی بر جوهر هنر و معماری دارند. یکی از دلایلی که ما در فضاهای معماری و شهری کنونی (در مقایسه با محیط های پر از احساس طبیعی و تاریخی) احساس غریبگی می کنیم، فقر این مکان ها در زمینه ی ادراک محیطی از بینایی است. ادراک محیطی ناخودآگاه، گشتالت بصری را به تجارب فضایی و فیزیکی بدل می سازد. ادراک محیطی بینایی ما را با فضا متحد می کند در صورتیکه بینایی متمرکز ما را خارج از فضا به جلو هدایت کرده و یک بیننده صرف از ما می سازد. وظیفه ی اصلی معماری تطابق دادن و یکپارچه سازی است. معماری تجارب هستی را بیان می کند، احساس ما را از واقعیت و از خود تقویت کرده و ما را ساکن دنیایی صرفأ تخیلی و ساختاری نمی سازد. حس بساوایی ما را با زمان و سنت مرتبط می کند و از طریق همین تأثیرات بساوایی قادر به دست دادن نسل های بیشماری هستیم. دست زدن به قلوه سنگی که به وسیله ی امواج صقلی شده نه تنها به دلیل شکل آرامش دهند آن، بلکه به علت بیان فرایند فرم پذیری تدریجی اش لذت بخش است. وقتی قلوه سنگ کاملی را در دست می گیریم، زمانی که سپری شده تا به آن شکل تبدیل شود را بازگو می کند. اولین نشانه های فرارسیدن فصل بهار به همان اندازه که از طریق چشم تشخیص داده می شوند، به وسیله ی پوست و بینی نیز دریافت می شوند. سایه ی سرد و نیروبخش زیر یک درخت یا گرمای نوازش دهند ی نقطه ای نور خورشید، بدل به تجربه های فضایی و مکانی می گردند. نیروی جاذبه به وسیله ی کف پا اندازه گیری می شود. ما چگالی و بافت زمین را از طریق کف پاهایمان حس می کنیم. ایستادن بر روی یک صخره ی صیقلی در کنار دریا در غروب خورشید با پاهای برهنه و حس کردن گرمای سنگ آفتاب خورده از طریق کف پاها، تجربه ای فوق العاده شفابخش است که بخشی از چرخه ی ازلی طبیعت را نمایان می سازد. انسان تنفس آرام زمین را احساس می کند. ما جهان را با تمامی وجود کالبدیمان مشاهده و لمس می کنیم؛ گوش می دهیم و اندازه می گیریم و جهان تجربی نیز گرداگرد مرکز بدن سازمان دهی و بیان می شود. اقامتگاه ما پناهگاه جسم، حافظه و هویتمان است. ما در دیالوگ و تقابل دائمی با محیط هستیم؛ تا حدی که نمی توانیم تصویر خود را از وجود فضایی و موقعیتی آن جدا کنیم. جنگل ها ما را با حس های گوناگونی در بر گرفته اند، تنوع محرک های محیطی به طور موثری ما را به درون واقعیت فضایی آن می کشاند. وظیفه ی ازلی معماری خلق استعاره های وجودی مجسم و زنده است که هستی ما را در جهان ثابت کرده و آن را سازمان دهی می کنند. معماری، ایده ها و تصاویر زندگی آرمانی را بازتاب میکند؛ تحقق می بخشد و ازلی می سازد. ساختمان ها و شهر ها ما را قادر به درک و فهم دیالکتیک های پایداری و تغییر می کند، تا در جهان سکونت گزینیم و در تسلسل فرهنگ و زمان جای بگیریم.


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • آذر ۱۱ام, ۱۳۹۵
معرفی کتاب بوطیقای معماری


 
عنوان: بوطیقای معماری
نویسنده: آنتونی سی.آنتونیادس
مترجم: احمدرضا آی
انتشارات: سروش
سال چاپ: 1391 چاپ هفتم

 کتاب بوطیقای معماری در دو جلد نوشته آنتونی سی.آنتونیادس و ترجمه دکتر احمد رضاآی به خوانندگان راهبردهای محسوسی به سوی خلاقیت معماری ارائه می‌کند. به خاطر پرداختن این کتاب به یکی از اساسی‌ترین مباحث معماری یعنی خلاقیت و به بهانۀ هفتمین نوبت چاپ این کتاب به معرفی تفضیلی بخش‌های مختلف آن می‌پردازیم.

 

جلد اول کتاب شامل گفتارهای اول تا هفتم است. راهبردهای نامحسوس به سوی خلاقیت معماری، استعاره، پارادوکس و متافیزیک، راهبرد تغییر پذیری فرم، ابهام ازلی و دست نیافه، شعر و ادبیات و بیگانگی و چند فرهنگی عنوان فصل‌های این جلد هستند. جلد دوم کتاب هم شامل گفتار هشتم تا چهاردهم می‌شود. تاریخ، تاریخ گرایی و مطالعه پیشینه‌ها، تقلید و برداشت سطحی، هندسه و خلاقیت، تاکید بر مصالح، نقش طبیعت در خلاقیت معماری، خلاقیت از طریق ارتباط با دیگر هنرها و هنرمندان و زندگی‌نامه معماران به مثابه ابزاری برای خلاقیت فراگیر و همه جانبه عنوان فصل‌های جلد دوم کتاب هستند.

 

رویکرد کتاب در کوتاه‌ترین سخن : راهبردهایی به سوی خلاقیت معماری است. در دو جلد، یکی راهبردهای نامحسوس و در دیگری راهبردهای محسوس را بیان کرده است. نکته ارزشمند کتاب این است که مطالب ارائه شده به صورت عملی در آتلیه های طراحی مولف مورد آزمایش قرار گرفته است و بیان تئوری صرف نیست. همچنین در جای جای آن، حاصل تفکرات و نتیجه کارهای دانشجویی آتلیه مولف ارائه شده است. تعریف بوطیقا صرفا به معنی شعر نیست بلکه ساختن اثر هنری از دیدگاهی زیبایی شناسانه است.
 

خلاصه ای از گفتارهای جلد اول
بخش اول:راهبردهای نامحسوس به سوی خلاقیت
گفتار اول: فرایند خلاقیت

 

برای توضیح فرایند خلاقیت سه مفهوم بیان شده است: تخیل، تصور و واقعیت. تخیل، با قوه خیال، تجسم ذهنی مسایلی که وجود ندارند و نمی‌توانند وجود داشته باشند و خیالی هستند سرو کار دارد مثل قالیچه پرنده و … رویاها و خیال‌ها اجزایی از تخیل هستند. در عوض تصور دلالتی حتمی و عملگرا دارد. واقعیت یعنی آنچه وجود دارد. حال اگر ما امری را تصور کنیم که وجود ندارد ولی میتواند وجود داشته باشد، به کنشی میان تصور و تخیل دست یافته‌ایم. مثلا درختی که هنوز نکاشته‌ایم را در حال میوه دادن تصور کنیم. خلاقیت در لحظه‌ای رخ می‌دهد که امری از سوی تخیل به سمت تصور سوق داده شود. آنرا بارور کند و بتواند راهی به دنیای واقعیت بیابد.

 

گفتار دوم: استعاره
استعاره در زبان به معنی استفاده از کلمه‌ای به جای کلمه دیگر به دلیل مشابهت در یک بخش است. مثلاً استفاده از خانه به جای شهر: خانه شهری کوچک است. استعاره در معماری سه گونه است; نامحسوس ، وقتی که سرچشمه طرح یک مفهوم ، ایده و یا کیفیتی ویژه است. (مثل فردیت ، طبیعی بودن ، عمومیت و غیره). محسوس، وقتی که سرچشمه یک ویژگی بصری یا مادی است (خانه ای شبیه قلعه یا گنبدی شبیه آسمان). ترکیبی، ترکیبی از موارد بالا . راهبرد استعاری تبعات مثبت و منفی خاص خود را دارد، و این وابسته به نوع رویکرد ما به آن است.
 

گفتار سوم: پارادوکس
پارادوکس به معنی قول مطلبی برخلاف عقاید عمومی با قطع نظر از اینکه صحیح باشد یا نباشد، نیز به معنی مساله بی راه حل و یا دارای تناقض منطقی است، مثلا یک طرف کاغذی نوشته شده آنچه پشت صفحه نوشته دروغ است و پشت صفحه نوشته شده، آنچه روی صفحه نوشته شده راست است.

 

متافیزیک، علومی که به هستی و مسایل الهی مربوطند و یا علومی که نمی‌تواند جزو شعبی از علوم فلسفی باشد (روانشناسی و منطق و علوم اخلاق و غیره).
استفاده از پارادوکس یعنی جستجوی غیر قابل ساخت‌ها و متناقض‌ها برای رسیدن به قابل ساختها، مثل کارهایی که آیزنمن می‌کند. بنابراین پارادوکس راهبردی بسیار طاقت فرسا و پر مشقت به خلاقیت است، چرا که برای فردی که میخواهد این روش را دنبال کند انضباط، رسایی و گویایی در بیان و دانش، بیش از حد متعارف مورد نیاز است تا وی بتواند از مواضع و عقاید خود دفاع کند.

 

گفتار چهارم: راهبرد تغییرپذیری فرم
برای تغییرپذیری فرم سه شیوه متفاوت وجود دارد:
 ۱- تغییرپذیری بر اساس محدودیت های خارجی ( سایت ، دید ، شیب و…) و داخلی ( عملکرد ، برنامه فیزیکی و…) و عوامل هنری ( توانایی ، اراده و رویکرد معمار به دستکاری فرم )
 ۲- اقتباس ، امکان اقتباس حرکت‌های فرمی از نقاشی، مجسمه سازی و حتی از طبیعت و یا سایر کارهای معماری
 ۳- ساختار شکنی یا ترکیب شکنی

 

تغییر پذیری فرمی از یک سو ریشه در زیست‌شناسی دارد. وقتی در خصوص تکامل موجودات صحبت می‌کنیم به نوعی به تغییرپذیری آن موجود می‌پردازیم مثلا نوزاد قورباغه مراحل مختلفی را طی می کند تا مبدل به یک قورباغه بالغ شود. اینها از یک سو و از سوی دیگر نظریات دوارسی تامپسون در خصوص فرم های مرتبط و فرم های نا مرتبط نیز مبنای شناخت تغییرپذیری فرمی قرار گرفته است. یک پای شکسته فرمی نامرتبط است. با همین نگرش، ساختمان‌های شکسته شامل بخش‌های نا تمام و تنگ و تاریک با اینکه محصول تغییرپذیری فرم هستند اما پذیرفته شده نیستند.
کار بر روی بحث تغییرپذیری فرم از راه‌های مختلفی امکان‌پذیر است:

 

1-     تمرین هایی که با یک کار خوب معماری آغاز می‌شود
2-      آغاز با باغ یا شهر
3-      حرکت از آثار هنری
4-     حرکت از ساختمان‌های ساخته شده قبلی
تغییرپذیری فرم می تواند باعث ایجاد کارهای تقلیدی و یا سطحی شود (وقتی نقطه شروع اثر معماری دیگر و رویکرد تغییر پذیری رویکردی سطحی باشد). اگر نقطه شروع، کاری از خود طراح باشد، طرح نهایی به کامل‌ترین شکل اصیل است و هیچکس نمی‌تواند طراح را به تقلید و یا ایده دزدی محکوم کند.

 

گفتار پنجم: ابهام ازلی و دست نیافته
نفس موضوع مبهم می تواند دستمایه بسیاری از هنرها قرار گیرد، موضوع مبهم موضوعی است که اطلاعات موجود برای احاطه ذهنی بر آن ناکافی است. ابهام ازلی شامل موضوعات مبهمی است که در حافظه فردی و جمعی برای همیشه مبهم بوده مثل اساطیر، مسایل مذهبی، عشق و مانند آن. دستمایه قرار گرفتن این ابهامات برای طراحی نیاز به تمرین و بررسی مصداق‌ها و نمونه‌های آن دارد که برخی از نمونه‌ها در کتاب ذکر شده است. همچنین فضاهایی که مرتبط با آیین های فکری و یا مذهبی هستند مثل اتاق چای.

 

ابهام دست نیافه پنهان، ابهامی است که در آن موضوعاتی موجود ولی مبهم نهفته است، موضوعاتی که می تواند توسط معمار کشف شده و دستمایه طراحی معماری قرار گیرد. مثل لحظه مبهم طلوع و غروب خورشید. تلاش برای یافتن نحوه تاثیرگذاری موضوعاتی قدیمی که همیشه با انسان بوده‌اند مثل  عشق و معماری. معماری و حس بویایی،  معماری و شب،  معماری و ترس و …از جمله تلاش‌های ارزشمند در این زمینه است.

 

گفتار ششم: شعر و ادبیات
اشعار و نوشته‌ها می‌توانند بر معمار تاثیر گذارند و دستمایه طرح‌های معماری شوند، این مبدا می‌تواند سطحی یا مستقیم باشد مثلا طراحی فضایی که در نوشته به آن اشاره شده و یا غیر مستقیم و پویا باشد، هنگامی که جوهره مطالب بر طرح معماری اثر گذارد. الهام بخشی مرکب لحظه‌ای رخ می‌دهد که معمار تحت تاثیر متنی ادبی خود شروع به نوشتن کند و یا بسراید و طراحی پس از آن صورت بگیرد.

 

گفتار هفتم: بیگانگی و چند فرهنگی
به طور کلی، تجربه طراحی در فرهنگ‌های کاملاً متفاوت از فرهنگ معمار، می‌تواند باعث خلاقیت و ظهور ایده‌ها و اندیشه‌های نو شود. طراح محدودیت‌های ظاهری (اقلیم، ضوابط و …) را در می یابد ولی از قیودی که بر دست و پای تفکر بومی در طی سال‌ها گذاشته شده آزاد است. لذا طرح‌های خلاقانه‌تری زاده می‌شود. طرح سفارت یک کشور در کشوری دیگر و همچنین شرکت در مسابقات بین المللی معماری نمونه‌هایی عملی از این دست است.

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • آبان ۲۰ام, ۱۳۹۵




                                                  

آسایش در پناه معماری همساز با اقلیم                   imgresizer.jpg

انتشارات: دانشگاه شهید بهشتی

ویرایش دوم: سال 1388

           کتاب‌های اقلیمی بسیاری در سال‌های اخیر به رشته تحریر درآمده‌است که تنها به‌ جمع‌آوری و یا تشریح مسائل پایه طراحی اقلیمی و یا تحلیل‌های اقلیمی نمونه‌ها در آن‌ها پرداخته‌شده‌است و ارتباط و انسجام کاربردی بین مسائل اقلیمی و طراحی معماری ارائه‌نمی‌دهد، اما کتابی که در ادامه به‌معرفی آن می‌پردازیم ازجمله کتاب‌های بسیار ارزشمندی است که در عین بیان اصول ابتدایی و اولیه طراحی اقلیمی، به‌طور عملی استفاده و کاربرد داده‌های اقلیمی در مسائل طراحی را آموزش می‌دهد.

چاپ نخست این کتاب در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق انجام‌گردیده، در آن زمان چاپخانه‌ی دانشگاه شهید ‌بهشتی با محدودیت‌ها و مشکلات زیادی رو‌به‌رو بود. به‌همین دلیل در‌ چاپ نخست‌ (1367)، اشکالات و کاستی‌هایی به‌چشم‌می‌خورد ازجمله این‌که متن کتاب ویراستاری و صفحه‌آرایی نشده و برخی از تصاویر با‌کیفیت نازل به‌‌چاپ رسیده‌است، که البته در ویراست دوم این اشکالات تا‌حد ‌امکان برطرف‌شده‌است، تغییراتی که در ویراست دوم اعمال‌شده‌است بیشتر درزمینه ویرایش زبانی و فنی متن و ارتقای کیفیت بصری تصاویر و صفحه‌آرایی است و محتوای متن تغییری‌نکرده‌است. در فصل اول این کتاب به‌شیوه‌های تبادل حرارتی بدن انسان با محیط اطراف یا عناصر اقلیمی و روش‌های اندازه‌گیری آن پرداخته‌شده‌است، که درواقع مبنای علمی را بیان‌می‌کند که برای تمامی کسانی که با طراحی همساز با اقلیم سرو‌کار دارند، به‌عنوان دانش‌پایه ضروری‌می‌باشد.

در فصل بعدی کتاب به‌ شاخص‌های آسایش پرداخته‌شده‌است که شاخص‌های اصلی و ضروری در استخراج اصول طراحی هستند. به‌طور مثال شاخص ماهانی یکی از این موارد می‌باشد که رابطه کاربردی بین داده‌های اقلیمی و اصول طراحی منطبق با آن داده‌ها را ارائه‌می‌دهد و می‌توان با استفاده از آن راهکار‌های طراحی در هر‌ منطقه را بر‌اساس اقلیم آن منطقه استخراج‌نمود.

علاوه‌بر توضیح دقیق استفاده از شاخص‌ها، نقاط قوت و محدودیت‌های هر شاخص و موارد استفاده از آن نیز به‌گونه‌ای علمی و دقیق بیان‌شده‌است.

در فصل دوم کتاب روش ترسیم تقویم نیاز اقلیمی و موارد استفاده از آن معرفی‌شده‌است، این در‌حالی است که تقویم نیاز اقلیمی یکی از اصلی‌ترین معیار‌های سنجش و تصمیم‌گیری در مورد نیازهای طراحی همساز با اقلیم است و آشنایی با آن، روش ترسیم، تحلیل و نتیجه‌گیری از آن‌یکی از پایه‌های ضروری دست‌یابی به اصول طراحی همساز با اقلیم است.

در فصل بعدی کتاب ایده گنبد آسمان و روش طراحی سایبان الگویی بررسی‌می‌شود. این ابزار از ابزار‌های بسیار مفید در مهار سایه و آفتاب در فضای باز و جداره‌های خارجی و بازشو‌های ساختمان به‌شمار‌می‌آید و آگاهی از آن و درک مفاهیم آن به طراحان در ارائه ایده‌ها‌ی مناسب طراحی کمک شایانی خواهد‌کرد.

درنهایت در بخش پیوست کتاب مطالب مفیدی درباره‌ی روش‌های گوناگون ترسیم نمودارهای خورشید، هندسه خورشید و ساعات حقیقی و رسمی آمده‌است، که این مطالب جزء اطلاعات عمومی مورد‌نیاز طراحان معماری همساز با اقلیم است.

مطالعه این کتاب به ‌کلیه دانش‌پژوهانی که درزمینه‌ی طراحی اقلیمی فعالیت‌می‌کنند و دانشجویان رشته معماری توصیه‌می‌شود، چرا‌که رابطه ناگسستنی ساختمان‌ها با مسایل اقلیمی را به‌طور عملی و با‌ بیانی ساده و شیرین عنوان‌می‌کند.


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • آبان ۱۸ام, ۱۳۹۵

vsn0_معماری-غرب-ریشه-و-مفاهیم-امیر-بانی-مسعود.jpg

عنوان کتاب:

معماری غرب، ریشه­ها و مفاهیم 

نویسنده: امیر بانی مسعود

 ناشر‌: نشر هنر معماری قرن

 چاپ اول‌: بهار 1389

 چاپ‌: ابیانه

 تولید آتلیه­ مؤسسه­ فرهنگی - هنری هنر معماری قرن

             کتاب معماری غرب، ریشه­ها و مفاهیم می‌کوشد تا با شرحی ساده و روان داستان شکل‌گیری معماری غرب را از عهد باستان تا عصر کنونی و با تأکید بر خاستگاه‌ها، اندیشه‌ها و گرایش‌های گوناگون بازگو نماید. موضوع این کتاب عمدتاً درباره‌ی معماری اروپا است؛ لیکن به معماری آمریکا تا آن‌جا که در تفکر و فرهنگ غرب مشارکت داشته‌ نیز مربوط می‌شود. کتاب حاضر متناسب با موضوعات بیان­شده در هفت بخش و در بیست و هفت فصل تنظیم شده است. در بخش اول خاستگاه‌های معماری غرب مورد بررسی قرار گرفته است، که در اصل مقدمه‌ا‌ی بر شکل‌گیری معماری غرب هستند. از آن‌جایی که فهم تمدن غرب بدون بررسی تمدن­های تأثیرگذار، به­خصوص بین­النهرین و مصر، امکان­پذیر نیست و یا لااقل نمی­توان به عمق مفاهیم معماری آن پی برد، در این بخش تمدن‌های بین‌النهرین و مصر با تأکید بر بستر اجتماعی و تأثیر آن در شکل‌گیری معماری غرب مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در بخش دوم که با عنوان "جهان باستان" نام‌گذاری شده است. تمدن‌های کْرِته، موکِنای، یونان، اِتروریا، و روم از زاویه‌ی معماری ساختمان‌ها و نحوه‌ی تأثیرگذاری آن‌ها بر هم مورد بررسی قرار گرفته است. بخش سوم اختصاص به معماری قرون وسطی دارد که در آن معماری‌های صدر مسیحیت، بیزانس، پیش‌رمانسک (کارولَنْژی و اُتونی)، رمانسک و گوتیک بررسی شده است. بخش چهارم، با عنوان خردگرایی در معماری، به رنسانس، باروک، میراث رنسانس (روشنگری، نئوکلاسیسیسم، و مدرسه‌ی هنرهای زیبای پاریس)، تکنولوژی جدید (انقلاب صنعتی و وِرک‌بوند) و مکتب شیکاگو اختصاص یافته است و در آن معماری این دوران از نظر مباحث نظری و نحوه‌ی تأثیرگذاری آن در معماری مورد بررسی قرار گرفته است. بخش پنجم، در برگیرنده‌ی تحولاتی است که ریشه در رمانتیسم دارند و در آن به باغ و باغ‌آرایی در انگلستان، نئوگوتیک، صنایع و حِرف، آرْ نووُ، اکسپرسیونیسم و ارگانیک (کارهای فرانک لوید رایت و آلوار آلتو) پرداخته می‌شود. بخش ششم به معماری مدرن می‌پردازد، که با بررسی خاستگاه‌های هنری آن (فوتوریسم، کُنستروکتیویسم، دِه استَیْل و باؤهاؤس)، معماری مدرنیسم (کارهای آدولف لوس، لوکوربوزیه، لودویگ میس وان در روهه و لویی کان) و میراث آن (سیام، سبک بین‌المللی، مینیمالیسم و های ­ـ ­تِک) مورد بررسی قرار می‌گیرد و در نهایت، بخش آخر کتاب، که به معماری بعد از 1960 اختصاص یافته است، به بررسی جنبش‌های هنری و فکری پست‌مدرنیسم، نئوکلاسیک، دیکانستراکشن، اکو ـ­ تِک، نئومدرن و سوپرمدرن با تأکید بر کارهای ساخته‌ی معماران اروپایی و آمریکایی می‌پردازد.


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • آبان ۱۱ام, ۱۳۹۵

امان ازوقتیکه ادم بدشانسی بیاره ودلهره به جونت بیفته...امان ازوقتیکه تکنولوژی هم فقط درحد واژه باشه!!!یعنی توعصرتکنولوژی نبایدواسه بعضی چیزاغصه خورد!!!حالامیفهمیدچی میگم...

دیروز انتخاب واحددانشگاه داشتم وتقریبا1هفته اعصابم داغون بودچون بااین ظرفیتهای کم وساعت وروزوتاریخ امتحانانمیشدبرنامه چیشدبایه بدبختی برنامه چیدم تااینکه پریشب (16شهریور)نت تاروز بعدکه انتخاب واحدداشتم قطع شد!!!

بایه بدبختی باداداشم رفتم کافی نت وباسرعت نسبتاداغون نت اونجاانتخاب واحدکردم البته اولش که هرچی کدمیزدم تکمیل ظرفیت بود.خلاصه ی برنامه13واحدی وبی نظم انجام شد!!!5واحدنشدبگیرم:(

یعنی دارم فک میکنم من خیلی بدشانسم یااینترنت خیلی بی رحمه؟!

واینک دارم غصه میخورم که چه کنم...یعنی روزحذف واضافه میشه درس گرفت؟عایامیشه اینترنت مشکل نداشته باشه مث خارجیااینترنت داشته باشیم؟عایاتوعصرتکنولوژی بایدغصه سرعت اینترنت داشته باشیم؟اصلاعایاتوعصرتکنولوژی بایداینترنت اینگونه باشه؟

دارم غصه میخورم...:(

+هیچوقت دلتون برای کسی خیلی زیادنسوزه به قول مامانبزرگم اگه دلت برای کسی زیادبسوزه همون بلاسرخودت میاد...ترم پیش همین اتفاقی که برای من افتادبرای دوستم افتاده بود ومن کلی دلم براش سوخت وهمین بلاسرخودم اومد:(

بگذریم...

کتاب خوندم بعدمدتها:(

_______________________________________________________

نام کتاب:مروارید

نام نویسنده:جان اشتاین بک

کتاب درباره خانواده ی فقیری که یه نوزاددارن ویه شب مار فرزندشون رونیش میزنه وحال نوزادبدمیشه مجبورمیشن اونوپیش یه پزشک خسیس وبی رحم به شهرببرن پزشک بهشون میگه تاپول زیادنیارید درمان انجام نمیشه ...پدرخانواده که مرواریدصیدمیکرده ازدریا تصمیم میگیره بزرگترین مروارید داخل دریاروصیدبکنه تابتونه پول درمان فرزندش رو تهیه کنه البته ماجراهای زیادی پس ازکسب بزرگترین مروارید اتفاق می افته ...

پیشنهادمیکنم بخونیدخیلی روان وساده ودلنشین بودنکته خوب این کتاب فضاسازی هاش بودکه براحتی میشدتموم صحنه هاووقایع وحس های افرادداستان روتصورکرد انگارپیش چشمانتون اتفاق میفته...


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۵

همه ادمهادوست دارن توزندگیشون یه کسی روداشته باشن که توبدترین یاحتی بهترین شرایط وکلا درهمه مواقع کنارشون باشه وازبودنشون بتونن زندگی کنن...به نظرمن ادم از20سالگی به بعداین موضوع روبیشترنیازداره یعنی به کسیکه پیشش باشه بیشترنیازداره....البته ناگفته نمونه ادمهاهستن اماادمی که من میگم وهمه مون بهش احتیاج داریم یانیست یااگه باشه تعدادشون کمه...ادمی که نیازش داریم بایدهمیشه باشه یعنی رفتن بلدنباشه(1)،فقط بشینه روبه روی ماوبه حرفامون گوش بده وپابه پامون دیوونگی کنه وگاهی حتی گریه (2)وبدون اینکه ماروززودقضاوت کنه یااصلاقضاوت کنه توشادکامی وناکامیهای زندگی کنارمون باشه(3)

چنین ادمی هست؟اگه هست یه سری به زندگیم بزنه لطفا:)

+موضوع عشق وعاشقیانیستافک نکنیدعاشق شدم اصلااینطورنیست...من اگه عاشق بشم به اولین پایگاه خبرگزاری که اطلاع میدم وبلاگم هست:)

+کتاب زیرگاهی خوب بودگاهی هم نه...داستان ادمهادلتنگ ومنظره....

________________________________________

نام کتاب:دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

نویسنده:انا گاوالدا

مترجم:الهام دارچینیان

انتشارات:قطره

بخشهایی ازکتاب:

وقتی به ایستگاه شرقی می رسم، در نهان آرزو دارم کاش کسی به انتظارم آمده باشد. احمقانه است. مادرم در این ساعت هنوز سر کار است و مارک از آن آدم ها نیست که برای حمل کردن چمدان من به حومه شهر بیاید، همیشه این امید بی رمق را داشته ام.

این بار هم دست برنداشتم، پیش از پیاده شدن از پله های واگن و سوار شدن به مترو، نگاه دورانی دیگری به اطراف انداختم ببینم شاید کسی باشد ... گویی در هر پله چمدان سنگین تر می شود.

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد ... به هر حال چندان پیچیده نیست

______________
هیچ برگشتی در کار نبود، حقیقت این بود که قلب من یکشنبه شبی روی سکوی یک ایستگاه قطار هزار تکه شده بود. نمی توانستم تکه ها را جمع و جور کنم، به این ور و آن ور می خوردم، به هر سو پناه می بردم، هر سو که بود. سال هایی که پس از آن آمد و رفت هیچ تاثیری به حالم نداشت. برخی روزها تعجب می کردم، به خودم می گفتم: عجب... عجیب است... فکر می کنم دیروز اصلا به او فکر نکردم... و به جای آن که به خود تبریک بگویم از خودم می پرسیدم چه طور ممکن بوده، چه طور می توانستم یک روز بی فکر کردن به او زندگی کنم. از همه بیش تر نامش عذابم می داد و دو یا سه تصویر مشخصی که از او در یاد داشتم. همیشه همان تصاویر. 

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • مرداد ۱ام, ۱۳۹۵

این کتاب عالیه حداقل برای ادمهایی که بااحساس هستن وگاه وبی گاه باوجوداین همه ادم کنارشون بازاحساس تنهایی میکنن ومدام فک میکنن کجای این جهان وکجای این زندگی هستن وهمیشه یه تیکه گم شده درلابه لای زندگی آزارشون میده...بخونیدعالیه:)

عنوان کتاب: شب‌های روشن

نویسنده: فیودور داستایفسکی

مترجم : سروش حبیبی

ناشر: ماهی

موضوع: داستانهای روسی- قرن 19 م.

+شب‌های روشن درقالب فیلم هم ساخته شده: به کارگردانی فرزاد مؤتمن با فیلمنامه‌ای از سعید عقیقی.فیلمنامه این اثر برداشتی آزاد از رمان شب‌های روشناثر داستایوفسکی است. مهدی احمدی و هانیه توسلی در این فیلم به ایفای نقش پرداختند و اثری ماندگار برجای گذاشتند.

______________________

قسمتهایی ازکتاب:

" حالا بگویید ببینم چه جور آدمی هستید. زود باشید. همین حالا شروع کنید و داستان زندگی‌تان را بگویید."

من دستپاچه شدم و با تعجب گفتم: " داستان زندگی‌ام؟ چه داستانی؟ کی به شما گفته که زندگی من داستانی دارد؟ من هیچ داستانی ندارم که ..."

حرفم را برید: " چطور زندگی‌تان داستانی ندارد؟ پس چه‌جور زندگی کرده‌اید؟"

" چطور ندارد! بی داستان! همین طور! به قول معروف دیمی! تک و تنها! مطلقا تنها! شما میفهمید "تنها" یعنی چه؟"

" یعنی چه؟ یعنی هیچ‌وقت هیچ‌کس را نمی‌دیدید؟"

" نه، دیدن که چرا! همه را می‌بینم. ولی با این همه تنهایم!"

" یعنی با هیچ‌کس حرف نمی‌زنید؟"

" به معنای دقیق کلمه، با هیچ کس!"

________________________

" گوش کنید، می‌خواهید بدانید من چه جور آدمی هستم؟"

" البته!"

" به معنی دقیق؟"

" بله، به دقیق‌ترین معنا!"

" خب، من یک نقش نمایشم! بازیگر یک نقش، از آن‌ها که در زندگی پیدا نمی‌شود!"

__________________________

ادم رویایی خاکستررویاهای گذشته اش رابیخودی پس میزنه به این امیدکه درمیانش حداقل جرقه کوچکی پیداکرده وفوتش کنه تادوباره جان بگیرند.تااین اتش احیاشده قلب سرمازده اوراگرم کنه وهمه انهایی که براش عزیزبودند،برگردند.همان چیزی که تکانش داد،خونشو جوش اورد...

_________________________

بایدسالگرداحساساتمو،احساسات گذشته ام وعلاقه ام رابه انچه که قبلابوده ولی هرگزعملااتفاق نیفتاده به یادداشته باشم،چون این سالگردهم بایستی باهمان رویاهای احمقانه غیرمحسوس مطابقت داشته باشه...

_______________________

به خودت میگی ،دنیاچقدرداره سردمیشه.سالهای بیشتری میگذرن وباخودشون تنهایی ملال اوری رومیارن وبعدپیری تکیه زده به یک چوب زیربغل لرزان لرزان میادودرست بعدش بدبختی وخردشدن.دنیای خیالی توتاریک میشه،رویاهات پوسیده میشن ومثل برگهای زرد می افتن...



  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۱۴ام, ۱۳۹۵

این کتاب رازهایی برای کسب ارامش رومعرفی میکنه من خودم بصورت صوتی گوش دادم خیلی بهتربود...بخونید:)


نام کتاب:کوچک ارامش

نویسنده:پائول ویلسون

مترجم:جلال فرخی

انتشارات:فراروان


1)پیک ارمش باشید

2)رهاکردن زمان

3)پذیرش تغییر

4)چون فرداشودفکرفرداکنید

5)درهرطیف بهترین رابجویید

6)کفش راحت(تن آرامی شماازپااغازمیشود.کفش بایدچنان راحت باشدکه گویی شماپابرهنه هستید)

7)انتخاب همنشین خوب

8)بی توجهی به مشکلات

9)موی خودراشانه کنیدیابگذارید موی شماراشانه کنند

10)گذشته رارهاکنید

11)ارامش وشادی رازکودکان بیاموزید

12)بخشش(احساس ناخوشایندبه دیگران شماراازارمیدهدنه دیگران را.بخاطررامش خویش بخشنده باشید)

13)خلوت کردن

14)اسانس بهارنارنج(3قطره بهارنارنج رادرون یک فنجان اب مقطرریخته وبه هنگام استرس محتویات فنجان راباعطرپاش اسپری کنید)

15)دم کرده نعنای صحرایی(اگراین دم کرده جانشین چای وقهوه شودتوان آرامش شماافزوده میگردد)


+راهکارهای بسیاری دیگه گفته که ترجیح میدم خودتون کتاب رومطالعه کنید

+کتاب معرفی کنید.شدیدا تشنه کتابهای خوب هستم.معرفی کنیدممنون

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۲ام, ۱۳۹۵

یکی ازبهترین کتابایی که خوندم یعنی عالیه حتماحتمابخونید.کتاب درقالب یه داستان بی نظیرهست امامن قسمتهایی ازان روبراتون گذاشتم.این کتاب رودرست29اسفندتمومش گردم اماحالشونداشتم تووب بذارم اماالان گذاشتم

کتاب کیمیاگر

 اثر پائولو کوئیلو

_____________________

بزرگترین دروغ عالم: در مرحله ای از زندگی کنترل آنچه بر سرمان می آید از دستمان خارج می شود و سرنوشت هدایت آن را بر عهده می گیرد.
در مرحله ای از زندگی آدمها، هر چیزی روشن و امکان پذیر است. آنها نه از خیالبافی و نه از آرزوی کارهایی که می خواهند در زندگیشان رخ دهد، هراسی ندارند. اما با گذشت زمان، نیرویی مرموز آنها را متقاعد می کند که دسترسی به افسانه شخصی شان غیر ممکن است.
هرکس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعاً از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواسته ی تو از روح جهان سرچشمه می گیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین می شوی.
وقتی چیزی را بخواهی همه ی کائنات دست به دست هم می دهند تا تو نائل به انجام آن شوی.
مردم خیلی زود در زندگیشان به دلیل هستی خود پی می برند، شاید به خاطر همین است خیلی زود تسلیم می شوند. اما همیشه وضع به همین صورت نیست.
سعی کن نشانه ها را بشناسی و دنبال آن بروی
چیزهایی هست که از عهده ی آن بر می آییم اما نمی خواهیم آنها را انجام دهیم.
هرگز از رویاهایت صرف نظر نکن، به دنبال نشانه ها برو...
شاید خدا کویر را برای این آفریده تا انسانها قدر درختان خرما را بدانند.
زبان عشق چیزی است که قدرت خود را وقتی دو نگاه با هم تلاقی می کنند به کار می گیرد. عشق، زبانی با سابقه تر از بشریت و قدیمی تر از کویر
عشق زنجیر محکمی به پای عاشق می بندد تا در کنار معشوق خود بماند
وقتی عاشق می شوی همه چیز برایت معنا پیدا می کند
 عشق هرگز مانع عاشق نمی شود. اگر عاشق از هدفش دست بکشد پس عشقش یک عشق واقعی نبوده است.
قلبت را بشناس و به ندای آن گوش کن
آدمها از اینکه به دنبال مهمترین رؤیاهایشان بروند می ترسند زیرا احساس می کنند شایسته آن رؤیاها نیستند و قادر نخواهند بود به آنها برسند.

+این عکس روبه عشق رشته ژنتیک به عکسنوشته تبدیلش کردم

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۵