سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

مردی که موسیقی کلاسیکِ ایران وام‌دار اوست

مردی که موسیقی کلاسیکِ ایران وام‌دار اوست

چهارصد و پنجاهمین شب از مجموعه شب‌های بخارا با همراهی انتشارات خط و طرح و خانۀ اندیشمندان علوم انسانی به شب «حشمت سنجری» اختصاص یافت. در این شب که به مناسبت رونمایی از کتاب «افق بیکران» برگزار شده بود، مرسده بایگان (همسر حشمت سنجری)، محمد سریر، اسماعیل تهرانی، مانی جعفرزاده، توکا ملکی و علی دهباشی در حضور اساتیدی همچون حسن ریاحی به سخنرانی پرداختند. خوانش متن پیام‌های احمد پژمان و پخش پیام تصویری شهداد روحانی از دیگر بخش های این شب بود. در پایان این مجلس از کتاب «افق بیکران» به کوشش مرسده بایگان رونمایی شد و بخش هایی از فیلم مستند «رقص دایره» به کارگردانی فرزاد فره وشی به نمایش در آمد.

در ابتدای این شب علی دهابشی ضمن خوشامدگویی ضمن شادباش نوروز و آغاز بهار و اظهار تأسف از واقعه سیل در بخش‌هایی از سرزمین ما ایران خواستار همدلی و همیاری هموطنان نسبت به مصیبت‌زدگان این واقعه شد. او همچنین گزارشی از شب‌های بخارا که برای ابوالحسن صبا، مرتضی نی داود، عبدالوهاب شهیدی و فرهاد فخرالدینی برگزار شده بود، گزارش داد.

سپس «توکا ملکی» -مدیر انتشارات خط و طرح- درباره‌ی انتشارِ این کتاب گفت: «کتاب حشمت سنجری یکی از اولین کتاب‌هایی بود که ما کارش را شروع کردیم و تولیدش آغاز شد. هدف اصلی که در این انتشارات برای خودمان فرض کردیم، جدال با فراموشی است. دلمان می خواهد بتوانیم از شخصیت‌ها و جریان‌های فکری و فرهنگی و هنری که کم‌تر دیده شدند و یا شاید به آن اندازه که حقشان بوده راجع به آنها کار نشده بنویسیم و بگوییم و شاید بتوانیم گوشه‌ای از تاریخ را ثبت و ضبط کنیم.»
وی ادامه داد: «کتاب حشمت سنجری پیشتر به یک شکل دیگری پس از درگذشت ایشان توسط خانم بایگان منتشر شده بود. وقتی لطف کردند و این کتاب را به انشتارات ما دادند، سعی کردیم بخش هایی به آن اضافه کنیم از جمله زندگینامۀ مفصل و مصاحبه‌هایی از ایشان و … به همین دلیل لازم می دام از غزاله یعقوبی و امید ایران مهر که نویسندۀ آن زندگینامه هستند و کسانی که ما را در این انتشارات یاری می دهند تشکر کنم.»

در بخشی دیگر استاد محمد سریر با یادی از دیدارهای خود با حشمت سنجری در دوران جوانی و نوجوانی و آموختن موسیقی و رهبری ارکستر و تأثیر ایشان در موسیقی ایران چنین بیان داشت: «استاد سنجری از تباری هنرمند و فرزند استاد حسین سنجری در فضایی مرتبط با موسیقی بویژه موسیقی ملی بودند. فکر می کنم این بازمانده کار ایشان هنوز چرخۀ قبلی را طی می کند. گرچه سرعتش کم و زیاد می شود ولی هنوز هم ادامه دارد. به خاطر دارم در میانۀ دهۀ سی من با معرفی یکی از نوازندگان برجستۀ ارکستر سمفونیک به استاد معرفی شدم که کار هنری خود را ادامه دهم و ادامه تحصیل را در دورۀ شبانۀ هنرستان عالی موسیقی با ایشان انجام دادم. صبح به مدرسه می رفتم و در دبیرستان رشتۀ ریاضی می خواندم و عصرها هم هنرستان موسیقی بود و اینطور با خانواده کنار آمدم. ایشان مرا پذیرفتند و بعدها در شش سالی که در خدمت استاد بودم و بعد به دانشگاه تهران رفتم ولی موسیقی همواره در کنارم بود. اگرچه هنوز رشتۀ موسیقی در دانشگاه راه نیافته بود و بعدا هم که برقرار شد، من در سال سوم دانشگاه در رشتۀ دیگری بودم که امکان تحصیل دو رشته از نظر قانونی میسر نبود.»

او ادامه داد: «طبعا مجددا در دانشکدۀ هنرهای زیبا و هنرستان و هم زمان با طی دوره های دیگر به رشتۀ موسیقی وارد شدم. ولی همواره چه در دانشگاه و چه پیش از آن ساختار اندیشۀ من برای ادراک و آموزش موسیقی استاد سنجری بود. ایشان نمادی از یک استاد و مفهوم معلمی جامع الشرایط بودند و یک انسان هنرمند با آن مشخصۀی خاص شخصیتی. اگرچه به رشتۀ دیگری هم وارد شدم ولی موسیقی و تحصیل در این رشته و آن اندیشه های خاص که از جانب استاد سنجری در ذهن و ضمیرم کاشته شده بود تا امروز هست و حضور پررنگی دارد. بعدها که برای تحصیل موسیقی به وین رفتم قریب یک دهه رشتۀ آهنگ سازی را ادامه دادم و اگرچه سال ها ایران نبودم ولی در دهۀ ۶۰ بازگشتم و از مصاحبت و تجربیات و جهان بینی استاد بهرۀ بسیار بردم.»

به گفته‌ی سریر پایه گذاری این اندیشه در جامعۀ ایرانی با ارکستر سمفونیک و آثاری که از آهنگسازان ایران و جهان اجرا شد، پایه‌گذار یک حرکت جدی در حوزۀ موسیقی ایران آغاز شد که امروز هم ادامۀ آن را در ارکسترها بخصوص آن ها که سبک کلاسیک اجرا می کنند و در مجموع کارهای پلی فونیک می بینیم.

وی در پایان اظهار داشت: «به یاد دارم، یادمانی برای استاد در فرهنگسرای بهمن بود که قطعاتی توسط ارکستری به رهبری توماس کریستین داوید اجرا شد؛ این آخرین اجرایی بود که از آقای داوید دیدم که اجرای خیلی بزرگ و تأثیرگذاری بود. به نظرم این یک نقطۀ پایانی در ۴۴ سال فعالیت ایشان در ارکستر سمفونیک تهران بود که هنوز هم آن چرخ ارکستر سمفونیک با چرخ استاد داوید حرکت می کند. از صحبت های ایشان در مورد آقای سنجری فکر کردم قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.»
سپس پیام تصویری شهداد روحانی که به دلیل عدم حضور در ایران در جلسه حضور نداشت، پخش شد. ایشان در این پیام در وصف شخصیت حشمت سنجری چنین گفت: «افتخار این را دارم در مورد شخصیتی صحبت کنم که در رابطه با موسیقی کلاسیک در ایران و بخصوص ارکستر سمفونیک تهران نقش بسیار مهمی را ایفا کرده اند. حشمت سنجری در زمان فعالیت ارکستر سمفونیک تهران به نظر من مهم ترین رهبری بودند که این ارکستر در هم شرایط سخت و هم در شرایط مساعد هدایت می کردند. ایشان در دورۀ قبل از انقلاب هم سال های زیادی را به عنوان مدیر هنری و رهبر اصلی ارکستر سمفونیک تهران به عهده داشتند و همینطور بعد از انقلاب برای حفظ ارکستر با اینکه از لحاظ جسمانی شاید در شرایط مطلوبی نبودند ولی همیشه در کنار ارکستر حضور داشتند. ایشان نه تنها رهبر ارکستر بلکه آهنگساز بسیار توانایی بودند. یادم می آید زمانی که دانشجوی هنرستان موسیی بودم افتخار این را داشتم که یکبار در ضبط یکی از آثارشان که خودشان رهبری می کردند به عنوان ویلنیست شرکت کنم و این خاطره همیشه با من هست. الان خوشحالم که زمام دار ارکستری هستم که حشمت سنجری نقش بسیار مهمی در شکلگیری و ادامۀ فعالیت این ارکستر داشتند. یادشان گرامی و وجودشان و زحماتی که برای ارکستر سمفونیک تهران کشیدند همیشه به یاد می ماند. روحشان شاد!»

در ادامه مدیر مجلۀ بخارا بخشی از نوشتۀ سیمین دانشور در وصف خاطره ای از حشمت سنجری، از کتاب افق بیکران را قرائت کرد: «کبوترهای نامه رسان به آنجا که شما هستید پرواز نمی کنند و این نامه را برای دل خودم می نویسم که از نبود شما سوخته. آیا دل سوخته سبز خواهد شد؟ زندگی شاید یک صحرا باشد و دوستی تنها واحۀ آن است. واحه ای که شما آقای حشمت سنجری برای جلال و من بودید. بارها به دل تاریک شده ام روشنایی بخشیدید. باور کنید گاه به دوستی امتیاز بیشتری می دهم تا به عشق. گاه می شود عشق را زیر سؤال برد. عشق غالبا کورکورانه است. عشق آسیب پذیرتر از دوستی است. و با شیمی سر و کار دارد. و احتمالا پس از وصال کم رنگ و بیرنگ می شود اما دوستی ما واحه ای ماناست و زمان آن را پررنگ و پررنگتر می کند. تا مرا وادارد در سوگ شما به شما نامه بنویسم. اما چرا باید حشمت سنجری را شما خطاب کرد؟ نمی دانم شاید حشمت که نام شما بود و صفت تان هم بود، یک حد و فاصله را میان شما و من نقطه گذاری می کرد و من این نقطه ها را اقتدار نام می گذارم و شما این اقتدار را توأم با نرمی و مدارا تا به نقطۀ ختام نزدیک بشوید، داشتید. چه در برابر شاگردهای بی شماری که تربیت کردید و چه بر روی صحنه هنگام رهبری ارکستر. یادم است مرسده که شاگرد هر دوتایمان بود هر چند به شما عشق می ورزید تا مدت ها استاد خطابتان می کرد تا حشمت ورد زبانش بشود.»

پس از آن اسماعیل تهرانی از خدمات حشمت سنجری در ارکستر سمفونیک و موسیقی ایران و آشتی میان سنت گراها و تجددگراها با خلق آثار هنری توسط سنجری اینچنین بیان داشت: «این شانس را داشتم که حداقل دو جلسه در خدمت آقای حشمت سنجری بودم. زمانی که ایشان با ارکستر همکاری داشت. ما نوجوانی در هنرستان موسیقی بودیم و از دور شاهد فعالیت های ایشان بودیم و گاهی این شانس را هم پیدا می‌کردیم که کنسرت و رهبری ایشان را ببینیم. ولی الان خوشحالم که اگر نتوانستم یکبار حشر و نشری با روانشاد حشمت سنجری داشته باشم اما توانستم امشب خدمت بانوی محترمشان، مرسده خانم برسم.»‌

در ادامه‌ی این شب، پیام دکتر احمد پژمان توسط غزاله یعقوبی قرائت شد: «همیشه در قلب من است. نخسیتن مشوق من در آهنگسازی بود و از روز افتتاح تالار رودکی تا حضور فرهاد مشکات آثاری که برای ارکستر نوشتم توسط او اجرا شد و موظف هستم خاطر نشان کنم اگر اجرای آثارم توسط سنجری به نتیجه نمی رسید بورسی که به من تعلق گرفت تا در وین تحصیل آهنگسازی کنم لابد در کار نمی بود و شاید سرنوشت برایم به شکلی دیگر پیش می رفت. به یاد می آورمش با همۀ مهربانی و خیرخواهی و صفایش. هر بار که از ارکستر بازمی گشتیم، پیاده به راه می افتادیم وتا منزلش همراهی اش می کردیم. او هر بار ما را به خانه دعوت می کرد و ما که جوان بودیم دقت نداشتیم که این حضور اسباب زحمتی برای او و خانواده اش باشد. خانم مرسده سنجری که با تدبیر درایتی مثال زدنی برای همسرش حکم یک مدیر برنامۀ بسیار لایق را داشت، بی هیچ منتی هر بار پذیرای ما بود. هنوز رهین مهربانی شان هستم، هم سنجری و هم مرسده. بی شک کوشش های سنجری در حوزه های مختلف موسیقی قابل توجه است. از یاد نبریم حشمت سنجری غیر از اینکه رهبر ارکستری توانا محسوب می شد آهنگساز نیز بود. با اینکه مستقیما دورۀ آهنگسازی ندیده بود اما ارکستراسیون را بسیار خوب می فهمید. قطعۀ درخشان رقص دایره گواه این مدعی است. ادبیات ایران را چقدر خوب می شناخت و این شناخت از تلفیق شعر و موسیقی بسیار به کارش می آمد.»

در ادامه‌ی این پیام آمده بود: «سرود ها و قطعات آوازی که ساخته دانش ادبی او را شهادت می دهند. این آهنگساز بودن او در درک عمیق تر بریا اجرای قطعات هم بسیار مؤثر بود. چندین قطعه از من رهبری کرد که هر بار اجرایشان را شنیدم متقاعد شدم سنجری احساسی درخشان دارد. و درکی عمیق از هر قطعه ارائه می دهد. بسیار خوشحالم که نخستین اجراها از اثاری چون «اپرای دلاور سهند» و «رقص دهقان» که بی شک در سرنوشت حرفه ای من نقش تعیین کننده داشتند با درک عمیق و احساس درخشان او رهبری شدند. بی اختیار یکی از دلپذیرترین خاطراتم را با او به یاد می آورم. با ارکستر رفته بودیم برای یک اجرای رسمی در وزارت خارجه. فضا عبوس است و بچه ها معذب هستند. سنجری انگار نه انگار که رهبر این ارکستر است و از ما بزرگتر. شروع می کند به تعریف کردن جوک های بامزه. می خندیم و فضای عبوس اداری و سیاسی می شکند و جایش را می دهد به هنر، هنر سبکبال و شادمان. صدای خنده هایمان با صدای سازهایمان در می آمیزد و از دیوارها عبور می کند. امروز هم احساس می کنم او همچنان دارد ارکستر را هدایت می کند. هنوز بعد از این همه سال دارد سازها و اندیشه هایمان را رهبری می کند. نشان به آن نشان که ما هنوز دوستش داریم و با اشتیاق از او حرف می زنیم.»

در بخشی دیگر مانی جعفر زاده با قیاس میان محفوظات و معلومات و احیای موسیقی در دو برهۀ حساس تاریخی ایران توسط حشمت سنجری اینچنین سخنانش را آغاز کرد: «من کتاب افق بیکران را به شکلی که امروز هست ندیده بودم اما حدود ۲۵ سال پیش زمانی که شانزده ساله بودم، کتابی تقریبا با همین مضمون دربارۀ آقای حشمت سنجری منتشر شد و من که در آن زمان هنرجوی موسیقی بودم با علاقه آن کتاب را گرفتم و فکر می کنم هنوز در منزل مادرم هم باشد. آن کتاب مجموعه ای بود از عکس های آقای سنجری و صحبت های ایشان و سخنان دیگران دربارۀ ایشان. از این نظر این کتاب در خاطرم مانده که در آن زمان کتاب در مورد موسیقی کم نوشته می شد و دربارۀ مفاخر ملی هم اگر مرتبط با موسیقی بودند فضا به سکوت می گذشت. اینکه شما این بخت را پیدا کنید الگوهایی بخصوص در زمینۀ موسیقی کلاسیک و موسیقی جهانی را به جوان ها معرفی کنید، بخت کم رنگی بود. در آن کتاب اولین چیزی که نگاه کردم همین عکس روی پوستر بود که ایشان یقه اسکی به تن داشتند و در آن زمان همۀ ما که عاشق موسیقی کلاسیک بودیم، فکر می کردیم پوشیدن یقه اسکی یک وجه موسیقی کلاسیک است. و دیگر اینکه یادم می آید در کتاب قید شده بود ایشان یک دورۀ رهبری ارکستر را در اروپا گذرانده بودند؛ باز در آن مقطع (دربارۀ سال ۷۳ و ۷۴ صحبت می کنم) تصور ما بچه ها این بود اگر شما می خواهید موسیقی دان شوید غیر از اینکه باید یقه اسکی تنتان باشد، باید حتما به اروپا بروید و تحصیل کنید!»

او ادامه داد: «امروز در ۴۱ سالگی تصورم این است که موضوع یقه اسکی بدیهی است که ربطی به ماجرا ندارد اما موضوع تحصیل در خارج از کشور هم دیگر ربطی به ماجرا ندارد. به گمان من به نظر می رسد فرهنگ در بازه های زمانی مشخصی، حکیمی به شکل حیرت انگیزی این توان را دارد، درست در لحظه ای که همه نا امید شده اند، از راه برسد و سر رشتۀ امور را به دست گرفته و جلوی زوال را بگیرد. این ماجرا تقریبا در تاریخ هنر جهان وجود دارد. در تاریخ هنر ما هم به تبع آن وجود دارد، همیشه این مثال را زده ام که در سال ۱۷۵۰ م باخ می میرد و ۱۷۵۶ م موتزرات به دنیا می آید؛ یعنی جهان فقط شش سال بی خردمند باقی می ماند. احوال اقای سنجری را که مطالعه می کردم ایشان در دو مقطع رهبر ارکستر سمفونیک تهران بودند: یکی در فاصلۀ ۳۴ تا ۳۶، یکی از ۵۸ تا ۶۸؛ یک لحظه تاریخ هنر را کنار بگذارید و تاریخ سیاسی را نگاه کنید. ۱۳۳۴ یعنی دو سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد و ۱۳۵۸ یعنی چند ماهی بعد انقلاب، اینکه هنرمند در یک فاصلۀ زمانی بسیار کوتاه از یک بلبشوی سیاسی این درایت را توانایی را داشته باشد که سر رشتۀ فرهنگ را به یکباره در دست بگیرد و اجازه ندهد که در هرج و مرج سیاسی و اجتماعی آنچه که قرار است، اندیشه ورزی آدم ها باشد، از بین برود نکتۀ مهمی است که به نظر من دربارۀ آقای سنجری بسیار ضروری است.»

وی در ادامه اظهار داشت: «گفته می شود حکمت چیزی است غیر از تحصیلات. حکمت چیزی است غیر از آموخته ها، معمولا فرقی هست بین محفوظات و معلومات. آنچه که معمولا دربارۀ موسیقی کلاسیک در تاریخ هنر ما وجود دارد، مواجهه با کسانی است که محفوظات گسترده ای دارند؛ یعنی جهان را گشته اند و ساز زده اند و …، این ها محفوظات وسیعی دارند. اما آنچه که قرار است فرهنگ را بسازد وابسته به کسانی است که معلومات وسیعی دارند. این لزوما ربط مستقیم به محفوظات ندارد. وقتی در احوال آقای سنجری مطالعه می کنیم به جز آن سه سالی که در اروپا تحصیل کرده، اینجا شما با تحصیلات خیلی گستردۀ موسیقی ایشان روبرو نیستید، بلکه حکیمی روبرو هستید که او این درایت را دارد تا در فاصلۀ زمانی که تقریبا هیچکس بضائت ادارۀ فرهنگ موسیقی یک سرزمین را ندارد، این مسئولیت را قبول می کند و اجازه نمی دهد فرهنگ موسیقی ما از دست برود. ۳۴ تا ۳۶ و ۵۸ تا ۶۸ به نظر می رسد هر دو تاریخ جزو پیچیده ترین تاریخ موسیقی این سرزمین است. در نتیجه با کسی روبرو هستید که نسبت به جامعه و فرهنگش احساس مسئولیت می کند. و مسئولیتی که برعهدۀ اوست به درستی به جا می آورد و آنچه در اختیارش هست با صحت و سلامت در اختیار نسل بعدی قرار می دهد. ابن عربی می گوید دو چیز هست که ظاهرا در جهان اکتسابی نیست، یکی زیبایی است و دیگری حکمت و دانش ذاتی؛ ولی در هر دو حالت ما با چیزی روبرو هستیم که حکما از قدیم اعتقاد داشتند که کسانی هستند که در پیچیده ترین ادواری که کاری از کسی براساس محفوظات برنمی آید، او دست از آستین معجزه بیرون بیاورد و کاری کند. تاریخ هنر ما تقریبا در هر ۲۵ سال یکبار نیازمند این ماجراست. در دو تا از ۲۵ سال ها آقای حشمت سنجری فرهنگ شنیداری ما را از زوال با درایت و مسئولیت نجات دادند. جالب است امروز ۲۵ سال از درگذشت ایشان گذشته است. درست ۲۵ سال دوباره در موقعیتی هستیم که موسیقی بیش از همیشه اوضاع فرهنگی اش خراب است و مبین این است که اگر حکیمی نرسد و معجره ای نکند، فرهنگ موسیقی باقی مانده از دست خواهد رفت. امیدورام حشمت سنجری دیگر ی همین روزها پیدا شود و طلسم معجزه دوباره در کار بیفتد و موسیقی مان نجات پیدا کند.»
رونمایی از کتاب ” افق بیکران ” توسط خانم سنجری ، پری ملکی ، ایوازیان . توکا ملکی .غزاله یعقوبی و دکتر سریر.

در واپسین لحظات این مجلس، از کتاب «افق بیکران» (به کوشش مرسده بایگان)، منتشر شده توسط انتشارات «خط و طرح» در حضور مرسده بایگان و خانم ملکی و سخنرانان رونمایی شد.

سپس مرسده بایگان ضمن تشکر از علی دهباشی و سخنرانان و حاضرین در این مجلس از خاطرات زندگی مشترک خود با حشمت سنجری چنین گفت: «می گویند که: عشق اگر نباشد چه فرق می کند کجای جهان ایستاده باشیم پس عشق هست. برخی به هنرهای مختلف یکی عاشق نقاشی است و خط و دیگری موسیقی و … هر کسی عشقی دارد، من هم یک عشق دارم و آن حشمت سنجری بود. تمام! عشق من او بود با تمام وجودم خوشحالم برایش کم نگذاشتم و خوشحالم که فهمید که من برایش کم نمی گذارم! عشق اولم او بود و بعد ارکستر سمفونیک ولی او برعکس من بود، عشق اولش ارکستر سمفونیک بود بعد من! ولی با هم ساختیم و کنار آمدیم. خودش هر چه بود خودش بود. خیلی برای بچه ها و شاگردانش چه در خانه و بیرون وقت می گذاشت و می جست تا این ارکستر را کامل کند و به آنجا که می خواست برساند. »

تحصیلات هم کرد به دنبال یک مسأاله بود. به او اجازه دادند سه سالی در اتریش تحصیل کند و این بعد یک سفر دعوتی در امریکا بود که حشمت سنجری و عباس کاتوزیان نقاش برای دیدار از ارکسترها و گالری ها دعوت شدند. ولی این آدم راحت ننشست، می رفت ارکسترها را می دید و تلاش هم می کرد تا ببیند چه کاری می تواند انجام دهد؟ با ارکسترهای نیروی دریایی و زمینی ارتش و ارکستر دانشگاه کلمبیا و بوستون و … صحبت کرده بود و چند کنسرت را اجرا کرد. برنامه هایی که از قبل پیش بینی نشده بود. سفیر وقت ایران در یادداشتی نوشته بودکاری که سنجری در این مدت کوتاه در امریکا برای فرهنگ ایران کرد ما در سفارت نتوانستیم انجام دهیم. وقتی به ایران آمد همه منتظر بودند پاداشی بگیرد و گفتند چه می خواهی؟ گفت می خواهم درس بخوانم. خب رفتیم به اتریش و کلاس رهبری ارکستر و شاخه های فرعی آهنگسازری و رهبری اپرا و کُر را دید.”

او ادامه داد: «زندگی ما ۴۵ سال طول کشید. من خودم نوازندۀ پیانو بودم. افت و خیزهای زیادی در زندگی داشتیم. همه را از سر گذراندیم. این ها همه بخاطر همان عشق است. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق! من سعی کردم و عشق را سرسری نگرفتم. گاهی سر ارکستر با بچه ها ناملایماتی داشت اما هرگز عصبی نمی شد و هیچ کدام از بچه ها یادشان نیم آمد که به آن ها توهینی کرده باشد. وقتی عصبی می شد و به خانه می آمد، سر مسائل کوچک دادش در می آمد، من می فهمیدم دلیلش چیست و دلش از جای دیگر پر است و سکوت می کردم. دراز می کشید و می خوابید و بعد نیم ساعت می امد و مرا می بوسید و می گفت ببخشید داد زدم، از جای دیگر دلم پر است. می گفتم عیب ندارد و مهم نیست. تا آنجایی که می توانستم هر روز ساعت ده سر تمرین ارکستر می رفتم، با یک قهوه و دو سه ساندویچ کوچک می نشستم. بچه ها که پشت صحنه می رفتند تا استراحت کنند و چیزی بخورند، می گفتم که تو نمی روی پیش بچه ها؟ می گفت نه! بگذار بچه ها آزاد باشند، شاید بخواهند بخندند و استراحت کنند؛ از من رودربایستی نکنند. پیش من می نشست. می گفت که تو از پشت سر، من را سر تمرین ها می بینی، اگر ایرادی به ذهنت می رسد به من بگو. معمولا ایرادی نداشت. در طول سال هایی که ارکسترها را رهبری کرد، باور کنید در کنسرت ها هیچوقت این مرد را از پشت سر ندیدم. من هیچوقت در سالن میان تماشاگران نبودم. همیشه روبرویش بودم. گاهی پشت پرده ای ایستاده بودم و او را می دیدم و یا در راهرویی بودم که از آنجا به صحنه می آمد و از کنار او را می دیدم. وقتی می خواست روی صحنه برود، به پشتش می زدم و می گفتم برو و موفق باشی! می رفت کارش را انجام می داد و برمی گشت. عرقش را خشک می کردم و بلافاصله حوله را روی گردنش می انداختم که باد نخوزده و سرما نخورد. این ها چیزهای ساده ای است ولی همان عشق است. عشق اگر نباشد چه فرق می کند کجای جهان ایستاده ای!»

وی در خاتمه از فرزاد فره وشی برای ساخت فیلم رقص دایره و توکا ملکی و غزاله یعقوبی تشکر کرد و در خاتمه بخش هایی از فیلم مستند «رقص دایره »ساختۀ فرزاد فره وشی به نمایش گذاشته شد.



ادامه مطلب

نادر مشایخی: خوش‌حالم که پدر خوب زندگی کرد

نادر مشایخی: خوش‌حالم که پدر خوب زندگی کرد

سه‌شنبه‌ی آخرِ سالِ گذشته بود که با «لوریس چکناواریان» و «نادر مشایخی» در هتل نادری نو در آن محله‌ی قدیمی و اعجاب‌انگیزِ جمهوری قرار گذاشته بودیم برای انجام گفت‌وگویی که رنگ و بوی بهار دهد. می‌خواستیم دو آهنگساز، از عشق‌هایشان بگویند، از زندگی‌شان و در این میان نقبی هم به موسیقی بزنند. «نادر» محل قرار را با کافه‌ی نادری اشتباه گرفته بود و رفته بود آنجا که به سراغش رفتیم و میانِ آن همه آدم و دود و گل‌های شمعدانی که داشتند آماده‌ی بهار می‌شدند، پیاده آمدیم سمتِ هتل. او کنجکاو به آدم‌ها و خیابان‌ها نگاه می‌کرد و می‌گفت که دنیا هیچ معجزه‌گری به بزرگی «بهار» ندیده است. گفتیم حالِ پدر چطور است که سراپا خنده شد و گفت: «خوب» بِ خوب را کشید و دوباره گفت:‌ «خیلی خوب. باورتان می‌شود پاشده رفته است سفر. عصایش را برداشته و رفته است سفر.» می‌گوییم خدا را شکر و ما هم پر از خنده می‌شویم. چه می‌دانستیم این بهار، این‌ می‌شود. چه می‌دانستیم نحسی سیزده این‌طور دامن‌مان را می‌گیرد و تعطیلات تمام نشده، باید زنگ بزنیم برای تسلیت و فرزندِ آهنگ‌سازش بگوید: «به خاطرِ از دست دادنش ناراحت هستم؛ اما خوش‌حالم که او خوب زندگی کرد. همان‌طور که می‌خواست. او خیلی ایرانی زندگی کرد، تمام عمرش به هنر گذشت. به شعر و تئاتر و سینما و موسیقی. این ماه های آخر زیاد مریض می‌شد؛ اما از پا نیفتاد. می‌دانید پدر همیشه همین آرزو را داشت. اینکه از پا نیفتد و همین اتفاق هم افتاد. خیلی آرام مرد. همین بس است دیگر. نیست؟»

این قرار نبود گفت‌وگو باشد. از این گفت‌وگوهای مهوع بعد از مرگِ یک ستاره که از قضا این بار ستاره، اسطوره هم هست؛ اما «نادر» خودش ادامه داد: «پدر خیلی کارهای بزرگی کرد. او فقط بازیگر نبود. اینکه بیاید و در نقشی بازی کند و پولش را بگیرد و برود. او با خودش یک فرهنگ داشت و برای همین من فکر می‌کنم هنر و تاریخِ‌ این مملکت به پدر وام‌دار است. هیچ‌کس جز ما نمی‌داند برای اینکه نقشی را بازی کند، چه‌ها می‌کشید؟ چقدر مطالعه می‌کرد؟ چقدر راه و رسمِ زندگیِ آن نقش را می‌آموخت. من یادم هست برای اینکه «کمال‌الملک» را بازی کند، مدام می‌رفت کتابخانه‌ی ملی و درباره‌ی کمال‌الملک می‌خواند و نقاشی یاد گرفت یا برای اینکه «سلطان صاحبقران» را بازی کند، همه‌ی عکس‌های ناصرالدین شاه را دید، همه‌ی اسناد درباره‌ی او را خواند. حتی رفت با خیلی‌ها حرف زد، پدر خیلی‌ها را دوست‌دار سینما کرد، دوست‌دارِ بازیگری و از آن مهم‌تر فرهنگِ ایران.»

آهنگ‌ساز بزرگ انگاردارد با خودش حرف می‌زند که می‌گوید: «پدر همه‌ی عمرش شیدا بود. عاشق و عارف. می‌دانید چقدر مادرم را دوست داشت؟ این دو تا خیلی عاشقِ همدیگر بودند. من خیلی زود از ایران رفتم؛ اما او به من گفت که اگر موسیقی رادوست دارم، باید زندگی‌ام را برایش بگذارم. اگر این‌طور کنم، موفق می‌شوم؛ واگرنه که هیچ و در حالی این توصیه‌ها را می‌کرد که خیلی هم دوست نداشت من موسیقی کار کنم، می‌گفت کار هنری همه‌اش دردسر است، این را می‌گفت، در حالی که خودش عاشقِ هنر بود و می‌گفت دلم می‌خواهد همیشه صدای بنان و شجریان توی گوشم باشد.»

او پیش از این در گفت‌وگویی که با ما انجام داده بود، درباره‌ی خانواده‌اش گفته بود: «می‌دانی خانواده یعنی چه؟ یعنی هر وقت که دستت از همه‌جا کوتاه است، آنها هستند.»

و ادامه داده بود: «پدرم با اکراه پذیرفت که من کار موسیقی کنم. او خیلی وقت نداشت که پیش ما باشد. هیچ‌وقت خانه نبود. زمان کودکی من تا اکران «قیصر» زمانی که تئاتر کار می‌کرد، بیشتر خانه بود. بعد یواش یواش دیگر اصلاً نبود. ما یک صندلی داشتیم که یک روز منوچهر فرید روی آن نشست و مبل شکست، اما هنوز توی مهمان‌خانه بود. زمان ساخت «قیصر»، کیمیایی و وثوقی آمدند خانه ما. من بدو بدو رفتم روی آن مبل نشستم تا کسی ننشیند و کامل بشکند! (خنده) سبک بودم دیگر. به‌هرحال من بیشتر خانه پدربزرگم زندگی می‌کردم. آنها زندگی منظمی داشتند؛ در حالی که در خانه ما این نظم نبود. می‌دانید که تئاتر و سینما چه‌طور است؟‌ پدرم یک‌دفعه ساعت هشت شب آفیش می‌شد و تا ۵ صبح سر کار بود. بعد می‌آمد خانه و تازه می‌خوابید. نظمی نبود که یک بچه بتواند در آن بزرگ شود. البته تمام تلاش‌شان را می‌کردند؛ اما این کار همین است. من هم خانه پدربزرگم راحت‌تر بودم. خب پدر و مادر و عموها و عمه‌هایم به مادربزرگ و پدربزرگم «مامان و بابا» می‌گفتند. من هم فکر می‌کردم بابا و مامان من همین‌ها هستند! پدر و مادرم را هم به اسم کوچک صدا می‌کردم، چون خودشان به این اسم همدیگر را صدا می‌کردند. به پدرم می‌گفتم «جمشید» و به مادرم می‌گفتم «گیتی». فکر می‌کردم خواهر و برادرهایم هستند تا اینکه یک روز پدربزرگم گفت که اینها پدر و مادر تو هستند! گفتم پس من را چه‌طوری به دنیا آورده‌اند؟ با جدیت گفت: «لک‌لک‌ها تو را آورده‌اند!» بعد من عصبانی رفتم به کودکستان و با همه دعوا کردم که لک‌لک من را آورده است! (خنده)»

او از فضای خانه‌شان در آن روزها نیز چنین گفته است: «خیلی‌ها به خانه‌ی ما می‌آمدند. بیشتر از همه جعفر والی بود که من مثل یک پدر او را دوست داشتم. محمدعلی کشاورز، منوچهر فرید، مسعود کیمیایی، علی حاتمی و همسرش. خیلی‌ها بودند اما من از همه بیشتر «غلامحسین ساعدی» را دوست داشتم.»

«جمشید مشایخی» نیز سال‌ها پیش درباره‌ی فرزندش گفته بود: «نادر در اینجا به هنرستان عالی موسیقی می‌رفت که بعد او را به اتریش فرستادیم و ادامه تحصیل داد. تا سال ۵۹ هم می‌توانستیم برایش پول بفرستیم که بعد اعلام کردند، کسانی که در رشته‌های هنری در خارج تحصیل می‌کنند نمی‌توان برایشان پول ارسال کرد. به همین دلیل روی پای خودش ایستاد و زحمات زیادی کشید. خواهرم هم در طول ۲۸ سال کمک‌های زیادی در خارج از کشور به او کرد تا اینکه برگشت و به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد. با اینکه نادر فرزند من است، اما کاری برایش نکردم و هر چه شده تلاش خودش بوده و هیچ دخالتی در پیشرفت او نداشتم. الان به وجودش افتخار می‌کنم و معتقدم از من جلوتر است و بعضی وقت‌ها از او یاد می‌گیرم.»



ادامه مطلب

موسیقی – نمایش «شکاف کوچک در استخوان» روی صحنه می‌رود

موسیقی – نمایش «شکاف کوچک در استخوان» روی صحنه می‌رود

موسیقی – نمایش «شکاف کوچک در استخوان» با نویسندگی مهلا مازندرانی و همایون ظفرپور و سرپرست گروه موسیقی «ادیب کاظمی» روی صحنه می‌رود. در این موسیقی – نمایش سعید بختیاری، سارا صادق زاده، حسین محمودیان، شادی کعبی نژاد، رها خوشرو به عنوان گروه موسیقی فعالیت می‌کنند.

کارگردانی «شکاف کوچک در استخوان» را «همایون ظفرپور» برعهده دارد و محمد طاهری (مهمان از گروه استوا)، نیلوفر پور مهدی، سعید عسگر زاده بازیگران آن هستند.

از دیگر بازیگران این موسیقی – نمایش می‌توان به نوشین اکرمی، مهدی اذعانی، اعظم جعفری، محدثه چیت ساز، حسنا حسن وند، احسان دلبندی، زهرا رفیعی پور، محمد حسین رحیمیان، مریم زمانی، شایان سرحدی، حسین شوقی، مصطفی صادقی، سپنتا صدیقی، مهدی ضامنی، ارکان طالبی، علیرضا علیمردانی، نسیم فلاحی، سالومه فرشچیان، محمد سامان کردی، زینب مقیمی، میلاد مبینی، سارا مهدوی، احسان نویدی راد، محدثه هنرمند، حسام هدی وند اشاره کرد.

در خلاصه‌ی این اثر آمده است: «او در جستجوی دغدغه های خود پشت واژه‌ها است؛ او شاید تو باشی»



ادامه مطلب

چه سالِ پربارانِ غریبی

چه سالِ پربارانِ غریبی

چه سالِ پربارانِ غریبی است امسال و چه اندوهِ دست و دل‌بازی و چه خوب گفته است «محمود دولت‌آبادی» که ‏ای مادرِ ما ایران، جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟ چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد ای ما، نثار عافیت تو…» سیل‌های اخیر در شهرستان‌های مختلفِ ایران در ابتدای سالِ نو، کامِ بهار را برای خیلی‌ها تلخ کرد و در این میان اهالی موسیقی نیز همدردی خود را در شبکه‌های اجتماعی نشان داده‌اند:

همایون شجریان: قلبم تیر می‌کشد از این همه مصیبت پی در پی در جای جای میهنم
«همایون شجریان» که این روزها مشغول برگزاری تور کنسرت‌های خود در امریکاست، شعری از حافظ را در صفحه‌ی شخصی خود آورده است که می‌فرماید: «تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین،‌کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت» و در ادامه آورده است: «باز ایرانِ من گرفتار بلایی تازه است، قلبم تیر می‌کشد، از این همه مصیبت پی در پی در جای جای میهنم.  عید عزا شده است و تسلیت و هم دردی هم دردی دوا نمی‌کند. دستم کوتاه است این سر دنیا، درود بر فرا انسان‌هایی که بی وقفه کمک می‌رسانند مدام. بوسه بر دستان خسته‌شان.»

سهراب پورناظری: روان درگذشتگان آرام و تن خستگان به سلامت

همچنین «سهراب پورناظری» که همراه با «همایون شجریان» در حال اجرای کنسرت‌هایش در امریکاست، می‌گوید: «هم ميهنان عزيزم در شيراز محبوبم اسير سيل نابهنگام شده‌اند؛ چندين كشته و چندين زخمى، احتمال مي‌دهم كه درميانشان مسافران نوروزى هم بوده‌اند بدین روی از صميم قلب تاسف و اندوه خود را به همه ملت ايران ابراز می‌دارم روان درگذشتگان آرام و تن خستگان به سلامت. غم تمام ایران را می‌خورم هر فاجعه‌ای،هر کاستی و هر ظلمی در هر نقطه چه مازندران چه تركمن صحرا چه بوشهر چه شرق چه غرب.»

تهمورس پورناظری: ای ناخدا جواب خدا را چه می‌دهی
در  ادامه «تهمورس پورناظری» نیز با بیان اینکه «بد عیدی شد این، از صد عزا بدتر» نوشته است: «حس‌ من می‌گوید امسال سال سختی در پیش رو داریم، خدا ایران را از اشغال دروغ و تجاوز و بی‌رحمی و غارت و صد پلیدی دیگر نجات دهد. کشتی شکست و مردم کشتی فنا شدند/ ای ناخدا جواب خدا را چه می‌دهی»‌

حسام الدین سراج:  امسال سال رحمت است

حسام الدین سراج خواننده موسیقی ایرانی نیز با ابراز همدردی حادثه سیل برخی استان‌های کشور نوشته است: «امسال سال رحمت است اما خدا کند نقطه بر «ر…» رحمت سوار نشود. پس از مردم عزیز گلستان حالا مردم نازنین شیراز. امیدواریم مسئولین بتوانند شرایط بحران را جمع کنند و به سامان برسانند.»

وحید تاج: بگو به باران نبارد امشب
وحید تاج نیز با انتشار این عکس که «نزن باران که ایران غرقِ آب است» نوشته است: «دور از وطن باشی و لحظه به لحظه اخبار فاجعه بار بشنوی و هموطنان و عزیزانت را مصیبت زده ببینی و دستت کوتاه باشد. خدایا ملت ما به اندازه کافی مصیبت دیده‌اند بگو به باران نبارد امشب …»

«شهرداد روحانی» رهبر ارکستر سمفونیک تهران نیز این فاجعه را به هم‌وطنان تسلیت گفته است. «سینا سرلک»‌ نیز در پست‌های جداگانه‌ای تاکید کرده است که با شما هم‌میهنانِ داغ‌دیده و رنج‌کشیده‌ام هم‌دردم.

روزبه بمانی: بارون که میاد، عزا می گیریم

روزبه بمانی شاعر و ترانه سرا نیز با دلنوشته ای کوتاه به این مضمون که «هر سال تو بهار، یه جشنُ و یه ختم، جدا می‌گیریم / عبد تو گلستان، بارون که میاد، عزا می گیریم» با سیل زدگان مناطق مختلف کشور ابراز همدری کرده است.

حسین رضایی‌نیا:
او با انتشار قطعه‌ای با نام «من کجا باران کجا راه بی پایان کجا» نوشته است: «خدایا کی از این همه مصیبت و خبرهای بد خلاص میشیم؟این از وضع معیشتی و اقتصادی مردم این هم از بلاهای طبیعی.واقعا مشکل کجاست؟خدایا چرا هر سخن و دعاهایی که با تو می کنیم کار ساز نیست و برعکس جواب می ده؟ کاشکی کمی باهم خوب باشیم وصداقت داشته باشیم.حق مردم مظلوم ومهربان ایران این نیست.»

علی زند وکیلی:خدا خودت رحم کن
علی زند وکیلی هنرمند شیرازی هم در پستی با ابراز نگرانی از وقوع سیل در شیراز یادآور شده: «دروازه قرآن شهرم شیراز، هم درد با مردم گلستان، مسئولین محترم خواهش می‌کنم رسیدگی بفرمائید، خدا خودت رحم کن»

حجت اشرف زاده:کنار همیم و هم وطنان را تنها نمی‌گذاریم
حجت اشرف‌زاده خواننده موسیقی ایرانی نیز در پستی گفته است: «سیل جان تعدادی از هم وطنان رو گرفته و به جان و مال و عده‌ای از هم وطنان آسیب زده، از شمال تا جنوب، لرستان، مازندران، خراسانی‌ها … همه و همه گرفتار شدن، تسلیت می گم… کنار همیم و هم وطنان را تنها نمی‌گذاریم. خدایا صبر برای اون‌هایی که جان و مال‌شون صدمه دیده»

احسان خواجه امیری: دیدن این صحنه‌ها قلب آدم و به درد میاره
احسان خواجه‌امیری هم با انتشار فیلمی از گزارش میدانی پوریا کرمی مجری تلویزیون در پی حادثه سیل آق قلا نوشته است: «دیدن این صحنه‌ها قلب آدم و به درد میاره. امیدوارم به یاری خدا و تلاش مسئولین ستاد بحران در سریع‌ترین زمان زندگی هموطنانم به حالت عادی برگرده.»

رضا صادقی:کاش شرمنده همین شهدا نباشید
رضا صادقی نیز با انتشار عکسی از سردار شهید باکری در دوران دفاع مقدس با کنایه‌ای نسبت به فقدان حضور استاندار گلستان در زمان وقع سیل نوشته است: «کاش یه جو غیرت این عمو غیرتا رو داشتین، این مردم دیگه جوونی براشون نمونده واسه تحمل بلا، حق داری آقای استاندار، ارز دولتی می گیری، امکانات دولتی میگیری، نمی‌رفتی سفر باید بهت شک می‌کردیم … تا کی به این مردم بگیم کسی نیست خودتون یه کاری کنید!؟ به خدا بسه این همه بی لیاقتی و بی مسئولیتی… چرا یکی تو این مملکت بابت خطاهاش توبیخ نمیشه؟ چرا یکی استعفا، اخراج یا تنبیه نمیشه؟ کاش شرمنده همین شهدا نباشید… کاش»

پرواز همای: آرزو کنید بیشتر از این مردمان اینجا مورد رحمت الهی قرار نگیرند
پرواز همای خواننده موسیقی ایرانی نیز نوشته است: «نخست کمک‌های مردمانی از جنس مهر و عشق و یکرنگی و همدلی و سپس نیروهای هلال احمر با نهایت مهربانی مردم رو یاری میدن و به خونه های هم کمک رسانی می کنن. در بخش‌های زیادی آب هنوز جاری است اما گویا قراره سامانه تازه ای از بارش دوباره آغاز بشه و آرزو کنید بیشتر از این مردمان اینجا مورد رحمت الهی قرار نگیرند.»

گروه چارتار: با افتخار عوائد کنسرت ششم فروردین گرگان رو به مناطق سیل زده تقدیم می‌شود
گروه «چارتار» هم ضمن همدری با حادثه دیدگاه سیل استان گلستان تاکید کرده است: «با توجه به اتفاقات تلخ گلستان که باعث نگرانی همه ما شده و همچنین برنامه ریزی ما و فروش بلیت قبل از این اتفاقات ناگوار، در صورت لغو نکردن کنسرت توسط مسئولین استان، چارتار تصمیم گرفته که با افتخار عوائد کنسرت ششم فروردین گرگان رو به مناطق سیل زده تقدیم کنه و این تنها دلیل اصرار ما برای اجرای برنامه علیرغم مشکلات فراوان در استان و حال ناشاد اهالی عزیز این استان است. با آرزوی سلامتی و رفع مشکل برای مردم نازنین.»

حامد همایون:  دست به دست هم بدهم و امسال رو برای هم بسازیم

حامد همایون خواننده موسیقی پاپ نیز با ارسال نوشته‌ای توضیح داده است: «دوستان عزیزم سلام. فکرکنم این پست مهم‌ترین پست چندماه گذشته باشه. لطفاً لطفاً و لطفاً عزیزانی که در توانشون هست حتماً همراهی کنند. حتی اگر کمک در حد ۱۰۰۰ تومن هم باشه میتونه تأثیرگذار باشه. دست به دست هم بدهم و امسال رو برای هم بسازیم. یا علی. از خودمون شروع کنیم. هم وطن ما تنها نیست»

بهنام بانی خواننده موسیقی پاپ هم با ابراز تأسف از وقوع سیل در برخی مناطق کشور گفته است: «گلستان تنها نیست، خدایا اول سالی به داد هموطنان عزیزمون برس. انشاالله خدا به هممون رحم کنه»  محسن ابراهیم زاده دیگر خواننده پرطرفدار موسیقی کشورمان طی نوشته‌ای با مضمون «حال مردم گلستان و مازندران خوب است اما تو باور نکن. اونا عید ندارن، این و باورکن» با حادثه دیدگان ابراز همدردی کرده است.



ادامه مطلب

رضا کولغانی: جنب و جوشِ موسیقی جنوب از رنج است نه لودگی

رضا کولغانی: جنب و جوشِ موسیقی جنوب از رنج است نه لودگی

داماهی‌های هرمزگانی ششمین شب فستیوال «کوچه» را با دو اجرای ویژه از آن خود کردند. استقبال پرتعداد مخاطبان کوچه از موسیقی همسایه جنوبی استان بوشهر باعث شد تا دست اندرکاران فستیوال، دو سانس اجرا را به گروه «داماهی» اختصاص دهند.

رضا کولغانی خواننده «داماهی» در همان ابتدای اجرا خطاب به اهالی کوچه و مخاطبان خود از اشتیاقش برای اجرا در این فستیوال و انرژی که در این کوچه وجود دارد، گفت. او همچنین با اشاره به موسیقی پر جنب و جوش جنوبی گفت: «این لرز از رنج است؛ رنجی که در تمام جنوب وجود دارد. این حرکات از روی لودگی و بی‌خیالی نیست.»

کولغانی قطعه «سوپر استار» از آلبوم جدیدش را در فستیوال «کوچه» اجرا و تقدیم به مخاطبان خود کرد.

در این برنامه دو گروه «شبدیز» بوشهر و «سرنای» لرستان هم در کافه حاج رئیس به اجرای موسیقی خاص خود پرداختند.

از دیگر اجراهای ششمین شب و در حاشیه دومین کوچه فستیوال می‌توان به شب موسیقی خیابانی با هم‌نوازی ویولن و آکاردئون توسط آسو کهزادی و کاوه غفاری در کافه ناجی و نیز کافه کهن، خیام خوانی در قهوه‌خانه جفره علیباش و شب بردستان در انتهای کوچه حاج رئیس با اجرای میثم عبدی (کانتری و بلوز) و اجرای تئاتر اشاره کرد.

دومین فستیوال «کوچه» بیستم تا بیست و ششم اسفند در بوشهر برگزار ‌می‌شود که امشب آخرین شب این اجراها خواهد بود.



ادامه مطلب

«عشیران» با خوانندگی «مجتبی عسگری» رونمایی می‌شود

«عشیران» با خوانندگی «مجتبی عسگری» رونمایی می‌شود

آلبوم «عشیران» به آهنگسازی «علی کاظمی» و «سعید کردمافی» با خوانندگی «مجتبی عسگری»، روز پنجشنبه ۲۳ اسفندماه، در فرهنگسرای ارسباران رونمایی می‌شود. در این جلسه «ساسان فاطمی»‌ – استاد دانشگاه و پژوهشگر موسیقی–  و «بابک خضرایی» -مدرس دانشگاه و پژوهشگر موسیقی-  سخنرانی خواهند کرد.

این آلبوم به همت گروه نوازندگان «رها» و انتشارات «نوفه» ضبط و منتشر و اکنون به بازار موسیقی عرضه‌ شده است. گروه «رها» که نوازندگی آلبوم عشیران را بر عهده داشته عبارتند از سامر حبیبی نوازنده کمانچه و کمانچه‌آلتو، حمید قنبری نوازنده دایره و تنبک، سعید نایب محمدی نوازنده عود، احسان عابدی نوازنده نی، علی کاظمی نوازنده تار، سعید کردمافی نوازنده سنتور و مجتبی عسگری خواننده آواز.

عشیران سومین اثر مشترک سعیدکردمافی و علی کاظمی است که عمدتاً با همان دل‌مشغولی‌های زیبایی‌شناختی در دو اثر پیشین آنها یعنی «بداهه سازی» و «بزم دور» ساخته ‌شده است.

همانند «بزم دور»، تجربه مشترک قبلی آهنگسازان سعید کردمافی و علی کاظمی، این آلبوم نیز در چند مجلس مجزا مشتمل بر قطعات ضربی و غیرضربی سازی/آوازی سامان یافته است. این بار، در چهار مجلس عشیران، به استقلال و خودبسندگی مجالس و تعادل در بین مدت‌زمان بخش‌های با وزن آزاد و آهنگسازی موزون اندیشیده شده است. این مجالس می‌توانند به‌عنوان قسمتهای قابل‌شنیدن در بخش‌های جداگانه تلقی شوند درحالی‌که با کلیت اثر مرتبط هستند.

آهنگسازان، کردمافی و کاظمی، در بخش قطعات موزون مجالس مجموعه متنوعی از دورهای وزنی معهود و نامعهود در موسیقی کلاسیک ایرانی را به‌کاربرده‌اند تا با استفاده از الگوهای ناآشنا تلاشی در جهت تحقق بخشیدن به مواد مایگی-ملدیک در قالب‌های شنیده نشده یا کمتر شنیده‌شده داشته باشند. ازاین‌رو وزن‌های فرهنگ‌های صوتی هم‌جوار و دورهای ابداعی در این آلبوم به‌كار رفته‌اند.

آلبوم «عشیران» روز پنج‌شنبه ٢٣ اسفندماه رأس ساعت ١٧ در سالن استاد ذوالفقاری (پلاتو) فرهنگسرای ارسباران رونمایی خواهد شد و ورود برای عموم آزاد است



ادامه مطلب

آدم آهنی ها باز هم به کنسرت «ماکان بند» آمدند

آدم آهنی ها باز هم به کنسرت «ماکان بند» آمدند

«ماکان بند» آخرین کنسرت‌های امسالش در تهران را طی دو شب در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی به صحنه برد.

در روزهای آخر اسفند که مردم با مشکلات اقتصادی بسیاری به سمت نوروز ۱۳۹۸ می‌روند، اجراهای ماکان توانست برای مخاطبانش فضایی شاد و پرانرژی را رقم بزند. آخرین سانس این اجراها شب گذشته یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی برگزار شد. این اجرا از ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه آغاز شد. یاشار خسروی سرپرست «ماکان بند» به تنهایی روی صحنه آمد و برخی از قطعه‌های این گروه را با مخاطبانِ حاضر در سالن مرور کرد. همین مرور باعث شد که آرام آرام مخاطبانِ دیر آمده هم خودشان را به سالن برسانند و تمام صندلی‌ها پر شود. بالاخره انتظار مخاطبان به سر رسید و تمام نوازندگان و خوانندگان ماکان به صحنه آمدند. حتی فُرم روی صحنه آمدنِ ماکانی‌ها هم پر از حرکت بود.

آنها از همان ابتدا دوان دوان روی صحنه آمدند. همراهشان آدم‌آهنی‌های معروفِ ماکان هم بودند. امیر میلاد نیکزاد رهبر ارکستر بود. نخستین قطعه را که خواندند، نکته‌ای مهم در سالن جلب توجه می‌کرد و آن اینکه؛ تقریبا تمام حاضران در سالن ترانه‌ها را همخوانی می‌کردند. نوجوانانِ بسیاری همراه با خانواده‌هایشان به سالن میلاد آمده بودند و قطعه‌های «ماکان» را با تمام وجود می‌خواندند. جالب اینکه خانواده‌ها هم بی‌کار نبودند و آنها حتی گاهی پرانرژی‌تر از فرزندانشان بودند. امیر مقاره مشکی پوشیده و کلاه لبه‌داری هم به سر داشت. رُهام هادیان هم لباسی با رنگِ غالبِ زرد پوشیده بود. امیر مقاره و رهام هادیان بین هر قطعه با حاضران در سالن میلاد حرف می‌زدند و همین کار صمیمیتِ اجرا را بیشتر کرده بود. شوخی‌های امیر مقاره و خاطره گویی‌هایش یکی دیگر از نکات مثبت این کنسرت بود.

مقاره گفت: «سانس آخره و می خوام کاری کنید که بترکونیم و صداتون تا خارج از ایران بره.» مقاره در جایی از کنسرت خاطره‌ای از سفرِ شمال و رفتن به جت‌اسکی تعریف کرد. این خاطره هر چند به قول برخی از مخاطبان بی‌مزه بود، اما همین خاطره‌ی بی‌مزه هم شادی را به حاضران در سالن هدیه داد. بچه که نیستم، دیوونه بازی، بدکاری دستم میدی، هر بار این درو، عاشق که میشی و دیوونه من برخی از قطعه‌هایی بودند که در این کنسرت اجرا شد. تقریبا تمام آثار این اجرا فضایی شاد و با انرژی داشت. به راستی کنسرت ماکان جایی برای شاد بودنِ طرفدارانشان است و بی دلیل نیست که کنسرت‌های آنها تا این حد با استقبال از سوی هواداران مواجه می‌شود. یکی از بخش‌های جالب این کنسرت اجرای قطعه‌ای به زبان فرانسوی توسط رهام هادیان بود. رهام در این قطعه تکنیک‌هایی در آوازش به کار برد که اجرایشان کار هر خواننده‌ای نیست. این بخش ثابت کرد که «ماکان» نه تنها به ویژگی‌های جذب مخاطب در آثارش توجه می‌کند، بلکه در تلاش است که آثارش را با بهترین کیفیت به مخاطبان ارائه کند. تیتراژ سریال «رقص روی شیشه» یکی دیگر از قطعه‌های جالبی بود که در این کنسرت اجرا شد.

مقاره درباره این قطعه گفت:‌ «واسه این آهنگ خیلی زحمت کشیدیم ولی در حقش ظلم شد.» پدرام‌پالیز مهمان ویژه اجرای شب گذشته بود. ماکانی‌ها با پخش یکی از قطعه‌هایش به او خوش آمد گفتند. به گفته ماکانی‌ها قرار است به زودی آثار جدیدی از پدرام پالیز منتشر شود و در عین حال کنسرت‌هایش هم به زودی به صحنه خواهد رفت. امیر مقاره در بخش‌های پایانی کنسرتِ شب گذشته گفت: «واسه کنسرتمون کارهایی داریم می‌کنیم و برنامه‌هایی داریم که اگر همه چیز خوب پیش بره خاص‌ترین و بهترین کنسرت تاریخ ایران رو برگزار می‌کنیم.» رهام هادیان هم در بخش دیگری گفت: « ۲۹ اسفند قطعه‌ای برای نوروز منتشر می‌کنیم. تصمیم بر این است که فعلا کار شاد منتشر کنیم.»



ادامه مطلب

«طاووس پر بسته» با صدای پویا کلاهی منتشر شد

«طاووس پر بسته» با صدای پویا کلاهی منتشر شد

آلبوم «طاووس پر بسته» با صدای پویا کلاهی، امروز (سه‌شنبه ۷ اسفند ماه) توسط نشر و پخش جوان منتشر شد.

پویا کلاهی که تاکنون چندین تک قطعه و موزیک ویدئو منتشر کرده، علاوه بر خواننده، آهنگساز، نوازنده پیانو و تنظیم‌کننده، شاعر هم هست و تمام ترانه‌های این آلبوم را خودش ساخته و پرداخته که در ده قطعه باکلام منتشر شده است. سبک و سیاق این آلبوم را می‌توان پاپ-راک دانست که فضای بیشتر ترانه‌ها عاشقانه هستند.

از هنرمندانی که در شکل‌گیری این آلبوم نقش داشته‌اند می‌توان به شهرام مویدی، امیر دانایی، بنیامین مرادی و امید آرتین اشاره کرد.

آلبوم «طاووس پر بسته» روز جمعه ۱۰ اسفند ماه، ساعت ۴ بعد از ظهر در شهرکتاب دانشگاه رونمایی می‌شود که حضور برای علاقه‌مندان آزاد است.



ادامه مطلب

آلبوم «نگاه آسمانی» به خوانندگی سالار عقیلی منتشر شد

آلبوم «نگاه آسمانی» به خوانندگی سالار عقیلی منتشر شد

آلبوم موسیقی «نگاه آسمانی» به آهنگسازی ناصر ایزدی، همراهی ارکستر ملی «مهر» و خوانندگی سالار عقیلی توسط موسسه فرهنگی هنری «رادنو اندیش» در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این اثر پیش‌تر با انتشار نماهنگ پر مخاطب «درخت تر» در فضای مجازی به مخاطبان معرفی شده بود.

آلبوم «نگاه آسمانی» شامل پنج قطعه با نام های «یک مژه خفتن» با شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی، «نگاه آسمانی» با شعری از سیاوش کسرایی، «بیا بیا دلدار من» با غزلی از مولانا، «پرواز با خورشید» با شعری از فریدون مشیری و «درخت تر» با شعری از هوشنگ ابتهاج و سیاوش کسرایی است. ضمن اینکه قطعه بی کلام «قاصد بهار»، یک قطعه ساز و آواز با شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی و نوازندگی پیانو بردیا صدرنوری و یک قطعه ساز و آواز با شعری از سعدی و نوازندگی کمانچه علیرضا دریایی از دیگر بخش‌ های آلبوم است.

ناصر ایزدی  موسسه و رهبر ارکستر ملی مهر از جمله هنرمندانی است طی سال های گذشته علاوه بر فعالیت مستمر در عرصه آهنگسازی و نوازندگی در محضر هنرمندانی چون محمدرضا لطفی، منصور نریمان، علیرضا مشایخی، وارطان ساهاکیان به فراگیری موسیقی پرداخته است.

ارکستر ملی مهر نیز از مجموعه های فعال حوزه موسیقی است که طی سال های اخیر آثار تعدادی از بزرگان موسیقی کشورمان از جمله همایون خرّم، جواد معروفی، محمدرضا لطفی و انوشیروان روحانی  را به همراه آثاری از ناصر ایزدی را در قالب کنسرت های مختلف اجرا کرده است. اجرای  قطعه «کولبر» به خوانندگی علیرضا افتخاری نیز از جمله فعالیت های تازه این ارکستر طی ماه های اخیر است.

آلبوم «نگاه آسمانی» توسط مرکز نشر و پخش جوان توزیع و ازهم اکنون در فروشگاه های شهر کتاب و مراکز فروش محصولات فرهنگی  به علاقه مندان عرضه می شود ، این در حالی است که همزمان با فروش نسخه فیزیکی آلبوم ، امکان دانلود اینترنتی و فروش دیجیتالی اثر از طریق دو سامانه «بیپ تیونز» و «ریتمو» فراهم شده است.



ادامه مطلب

کاوه آفاق با «لوتوس» روی صحنه رفت

کاوه آفاق با «لوتوس» روی صحنه رفت

کاوه آفاق با اجرای قطعات آلبوم جدیدش «لوتوس» در تهران و برای نخستین بار در سالن وزارت کشور روی صحنه رفت.کاوه آفاق که به تازگی سومین آلبوم رسمی‌اش با عنوان “لوتوس” را منتشر و روانه بازار موسیقی کشور کرده است، با اجرای قطعات خاطره‌انگیزش به همراه قطعاتی از آلبوم تازه منتشرشده‌ در تالار بزرگ وزارت کشور به روی صحنه رفت و با مخاطبانشان دیدار کرد. این خواننده با اجرای قطعه “خواب بازی” به روی صحنه آمد و از هوادارانش به عنوان فرهیخته ترین و بزرگ ترین مهمانان کنسرتش تقدیر کرد و گفت تک تک مخاطبانم فرهیخته و بزرگ هستند چون اینگونه نبود، موسیقی دیگری گوش می کردند و امشب اینجا نبودند.

از نکات قابل‌توجه این کنسرت، اجرای قطعه محبوب “شال” با همخوانی تماشاگران از ابتدا تا انتهای اجرای این قطعه بود و کاوه آفاق در انتهای اجرا، بخشی از این کار را با همخوانی علاقه‌مندان و بدون همراهی ارکستر، اجرا کرد و خطاب هوادارانش گفت: امشب بسیار خرسندم که به کنسرت شما آمده ام. همچنین آفاق از حاضران در سالن خواست هنگام اجرای قطعه “ترافیک” از آلبوم تازه منتشرشده “لوتوس” با موبایل‌هایشان فیلم‌برداری کنند تا موزیک ویدیو این قطعه از نگاه دوربین هوادارانش در تمامی زاویه ها در یک کنسرت ساخته و منتشر شود.

او گفت: شاید اولین بار باشد که کلیپی با تصویربرداری و کارگردانی هزاران هوادار در یک کنسرت منتشر خواهد شد.

از نکات دیگر این اجرا، همخوانی تماشاگران با قطعاتی اجرایی از آلبوم تازه منتشر شده چون “ژن”،”ترافیک”، “تورفتی” بود که کاوه آفاق به این موضوع در اجرای این قطعات اشاره و از مخاطبانش تشکر کرد. در این کنسرت ۲۱ قطعه اجرا شد. قطعات “خواب بازی”، “بیگانه”، “تو رفتی”، “عطر تو”، “عبور نو”، ” اتاق آبی”، “پرانتز”، “ای تو زیبا”، “کلنجار”، “شال”، “شهر من کو”، “ماسک”، “فلوکستین”، “ترافیک”، “بدرود”، “ژن” ، “دل”، “حق”، “تو (گلادیاتور)” و “غم بی‌پایان” ازجمله قطعات اجرایی در این کنسرت بود.

پیام زمانی (درامز)، آندره خاچیکیان (گیتار الکتریک)،مهرداد حامدی (گیتار بیس)، شهاب آفاقی (گیتار آکوستیک و بک وکال)، یزدان آهی (دیوان و سازهای ابداعی) و آرمان تبریزیان (گیتار و بک وکال) اعضای ارکستر کاوه آفاق را به سرپرستی آرمان مهربان (پیانو و سینتی‌سایزر) تشکیل می‌دادند.

مجید مظفری، بانیپال شومون و آراد آریا ازجمله مهمانان این کنسرت بودند.



ادامه مطلب