سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

رافائل میناسکانیان بارِ دیگر مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت

رافائل میناسکانیان بارِ دیگر مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت

«رافائل میناسکانیان» در چهارمین شب جشنواره موسیقی فجر در حالی به اجرای رسیتال پیانو در در تالار رودکی پرداخت که شاهین فرهت، علی ترابی، شهرام صارمی، فریماه قوام صدری، آرپینه اسرائیلیان و دیگر چهره‌های سرشناس مهمانِ اجرای او بودند.

اولین بخش از این کنسرت به اجرای «پارتیتا شماره ۲» اثر یوهان سباستین باخ اختصاص داشت. این سوئیت دارای ۶ بخش است و بخش‌های آهسته و تند پشت سر هم در آن قرار گرفته‌اند. فضای آرام ابتدای این قطعه در بخش‌های بعدی با ضربات محکم بر کلاویه‌ها تغییر می‌کرد.

پس از پایان این قطعه نوبت به اجرای «سونات شماره ۱۸» اثر بتهوون رسید. این سونات در سه بخش به اجرا درآمد و میناسکانیان گاه آرام و با طمأنینه و گاه با حرکات سریع و ضربه‌های قوی به اجرای این قطعه پرداخت.

بخش دوم کنسرت به اجرای قطعاتی از فردریک شوپن اختصاص داشت، آهنگسازی که بسیاری از آثار خود را برای پیانو خلق کرده است. فانتزیا ایمپرویمتو اپوس ۶۶ و barcarolle قطعاتی بودند که در این بخش اجرا شدند و حال و هوایی متفاوت از بخش قبلی داشتند که توجه شنوندگان را بسیار جلب کرد. نغمه‌ها گاه با حالتی با وقار و سنگین اجرا شدند و گاه فضایی شاد و پر انرژی برای تماشاگران به وجود می‌آمد. اجرای با طمأنینه و جذاب میناسکانیان همه مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد و او مانند باصلابت و جدیت تمام به اجرای قطعات پرداخت. در پایان برنامه میناسکانیان از یکی ازشاگردان جوان خود دعوت کرد تا به صحنه بیاید و قطعه‌ای را اجرا کند. اجرای پرشور این نوازنده جوان نیز مورد توجه حضار قرار گرفت و با تشویق‌های آنان مواجه شد.



ادامه مطلب

از نواختنِ دوتارِ «محمد درپور» تا پایکوبی سیستانی‌ها

از نواختنِ دوتارِ «محمد درپور» تا پایکوبی سیستانی‌ها

«محمدفاروق درپور» -خواننده گروه موسیقی« انوار تربت جام»- همراه با ساز پدرش، مرحوم استاد نورمحمد درپور در سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر حضور پیدا کرد. این خواننده جوان گروهش قطعه «خوش آمد مهمان» را که تاکنون اجرا نکرده بودند، اجرا کرد تا یاد پدر و این استاد آوازهای عرفانی خراسان را زنده نگه دارد.

گروه موسیقی عرفانی «انوار تربت جام» با اجرای دو نوجوان این منطقه، مهدیس ابراهیمیان و متین درپور شروع شد. مبین درپور در چهار سال گذشته منتخب جشنواره جوان شده است. مهدیس ابراهیمیان نیز در آخرین جشنواره جوان و در گروه الف اول شد. این گروه که موسیقی عرفانی در مدح خداوند، پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین را اجرا می‌کنند، این بار متفاوت‌تر و با شادیانه‌های منطقه تربت جام به صحنه آمدند و اشعاری از حافظ، قاضی جلاالدین فقهی سلجوقی از شاعران معاصر تربت جام و سیدای کروخی؛ خلیفه غلامعلی تیموری عبدالرحمان جامی را اجرا کردند.

پادایرگی تربت جام، قطعه کوچه باغی با پیش‌درآمد مشق پلتان و دو بیتی خوانی از دیگر اجراهای گروه «انوار جام» در اولین سانس از دومین روز جشنواره موسیقی فجر و در سالن سوره حوزه هنری بود.

محمد فاروق درپور درباره بخش موسیقی اقوام در جشنواره فجر گفت:«ما در سال‌های گذشته هم با مرحوم پدرم استاد درپور در این جشنواره حضور داشتیم. اجرای موسیقی اقوام در پایتخت به معرفی موسیقی یک منطقه و بهتر معرفی شدن هنرمندان آن کمک می‌کند.»

محمد حسین درپور(خواننده و نوازنده دو تار)، ابراهیم تیموری (خواننده)، مصطفی تیموری (نوازنده دوتار)، عبدالله درپور(نوازنده دوتار، دف و دایره)، مهدیس ابراهیمیان(نوازنده دوتار)، مبین درپور (خواننده) به سرپرستی محمد فاروق درپور از اعضای این گروه بودند.

محمد فاروق درپور؛ خواننده و نوازنده دوتار سابقه اجرا در کشورهای بسیاری از جمله آمریکا، آلمان و  تاجیکستان را دارد.

استقبال مردم از پایکوبی سیستانی‌ها

پایکوبی و اجرای گروه موسیقی «هامون سیستان» که لباس‌هایشان با هنر دست زنان این منطقه و جلیقه‌های آینه دوزی شده طراحی شده بود، مورد توجه مخاطبان دومین شب جشنواره موسیقی فجر قرار گرفت.

در این برنامه قطعاتی از موسیقی اصیل سیستانی به همراه دونلی نوازی، چاپ سیستانی و دو چوبه (رقص‌های سیستانی) با دهل و سرنا اجرا شد. در این برنامه شعرهایی از علی صالحی، رییس الذاکرین و عباس باقری و قطعاتی از جمله «گل و گنجینه»، «یارخدا، خدا ناله و زاری نکن»،  «گل گندم»، «بی بی گل عروس»، «اولنگ اولنگ جان»، «یار جانی، دوباره بر نمی‌گرده جوانی» و «گل بر سر شاخ آیینه نشونه» اجرا شد.

حبیب الله قادر آتشگر؛ سرپرست گروه موسیقی  «سیستان‌هامون» معتقد است اجراهای موسیقی اقوام در شهرهای مختلف و حضور هنرمندان در برنامه‌هایی از جمله جشنواره موسیقی فجر موجب معرفی موسیقی مناطق مختلف ایرانی و دلگرمی‌ هنرمندان این حوزه می‌شود.

این هنرمند نشان درجه دو هنری موسیقی را دارد و در چندین اجرای جشنواره فجر شرکت کرده است. او همچنین سازنده سازهای سرنا و دهل است. آتشگر همچنین تجربه اجرا در کشورهای بسیاری از جمله مالزی، ترکیه، یونان، هندوستان، روسیه و پاکستان را دارد.

حبیب الله قادر آتشگر؛ سرپرست گروه (خواننده و نوازنده قیچک و دهل)، علی قادر آتشگر (نوازنده دونلی)، بهمن قادر آتشگر (نوازنده دوهل)، ابراهیم براهویی(نوازنده تنبور)، محمد محب زهی(نوازنده رباب)، محمد حداد سر پژوه (چاپ سیستانی)، محمود قادر آتشگر (چاپ سیستانی) اعضای گروه  «هامون سیستان» را تشکیل می‌دادند.

علی ترابی؛ مدیر کل دفتر موسیقی و علی ثابت نیا؛ مدیر عامل انجمن موسیقی این اجرا را از نزدیک دیدند



ادامه مطلب

کمپانی بین‌المللی «لا روسا» کاخنی با امضای همایون نصیری تولید کرد

کمپانی بین‌المللی «لا روسا» کاخنی با امضای همایون نصیری تولید کرد

حالا دیگر این‌که صبح چشمت را باز کنی و با اخبار درخشش موزیسین‌های ایرانی در دیگر مرزها روبه‌رو شوی، اتفاق دور از انتظاری نیست؛ یک روز یکی جایزه گرمی می‌برد و یک روز هم دیگری به عنوان آرتیست کمپانی‌های بزرگِ بین‌المللی انتخاب می‌شود.

همایون نصیری یکی از همین آرتیست‌ها است که یکی از سازهای کمپانی بین‌المللی لا روسا (La Rosa) با امضای او تولید و پخش آن در سراسر دنیا آغاز شده است. سازی که همایون آن را با مصرع «مستم کن و از هر دو جهانم بستان» از مولوی مزین کرده تا روی صفحه سفیدش خودنمایی کند.

البته این اولین‌بار نیست که نصیری با یک کمپانی بین‌المللی همکاری می‌کند و سال ۸۶ هم به عنوان آرتیست کمپانیmeinl  در بخش بین‌المللی معرفی شد و بعد از آن هم در کنار هنرمندان دیگری همچون بابک ریاحی‌پور، نیما نواپور و فیروز ویسانلو آرتیست منطقه‌ای (Local) کمپانی «یاماها» شد.

اما این‌بار داستان کمی متفاوت است؛ کمپانی «لا روسا» همایون نصیری را به عنوان آرتیستی انتخاب کرده که بر اساس سلیقه‌اش، ساز مخصوصی برایش طراحی کند و آن را با امضای «همایون» در سراسر دنیا به‌فروش برساند تا نامش در این کمپانی در کنار نوازنده‌های صاحب سبک کاخن مثل پاکیتو گنزالس، باندولرو، پترو جی‌آ قرار گیرد.

همایون نصیری می‌گوید یک سال و نیم است که آرتیست کمپانی اسپانیایی «لا روسا» شده و آنها هم آخرین مدل کاخنی که تولید کرده‌اند را با سیگنچر (امضا) او تولید کرده‌اند که پخش آن از زمستان ۲۰۱۹ در دنیا شروع شده و احتمالاً تا قبل از عید نوروز در ایران هم پخش خواهد شد.

نصیری درباره قابلیت این ساز که بر اساس سلیقه صوتی او طراحی شده به «موسیقی ما» می‌گوید: «این ساز کامل شده‌ی چند مدل کاخنی است که صداهایشان را می‌پسندم. مثلاً یک‌سری سازها صدای باس خوبی دارند و یک‌سری هم تریبل مناسب؛ اما من سعی کرده‌ام آن را جوری طراحی کنم که تمام قابلیت‌هایش، در یک ساز جمع شود. نزدیک یک سال و دو ماه روی آن کار کرده‌ام که خداراشکر به آنچه می‌خواستم نزدیک شد.»

نصیری درباره همکاری با این کمپانی اسپانیایی می‌گوید: «خیلی خوشحالم که این اتفاق برایم افتاده؛ چون «لا روسا» یک کمپانی مهم در کشوری است که خودش مهد نوازنده‌های بزرگ این ساز است. برای من افتخارآفرین است و این انگیزه را می‌دهد تا هر روز برای پیشرفتم تلاش کنم.»

ما در ایران نوازنده و موزیسین‌های بسیار خوبی در سازهای مختلف داریم، اما این‌که چرا نوازنده‌های ما در این سال‌ها کمتر در این مسیر پا گذاشته‌اند نکته‌ای است که همایون آن را این‌گونه توضیح می‌دهد: «دلیلش را نمی‌دانم اما به نظرم خودباوری مهم‌ترین نکته‌ای است که می‌تواند هنرمند را در مسیرش به جلو سوق دهد. سال ۸۶ که با کمپانی «ماینل» شروع به کار کردم، هنوز این اتفاق‌ها آنچنان به شکل بین‌المللی نیفتاده بود و تلاش کردم تا این مسیر را روشن‌تر کنم. همیشه سعی کرده‌ام آنچه که دیگران فکر می‌کنند دست‌نیافتنی است، من را از ادامه باز ندارد و با تمام محدودیت‌هایی که این‌جا داریم، تمام تلاشم را برای پیش رفتن بکنم که خدا را شکر نتیجه هم داده است.»

همایون نصیری در آخر به این اشاره می‌کند که این روزها تمرکزش را روی گروهش یعنی «دارکوب» گذاشته و تصمیم دارد آن را متفاوت‌تر از قبل پیش ببرد و علاوه بر آن درصدد است تا مجموعه شخصی‌اش که به شکل تخصصی متمرکز روی سازهای ضربی است را برای سال آینده منتشر کند. می‌گوید هنرمندان دیگری هم او را در این آلبوم همراهی می‌کنند و یک‌سری آرتیست‌های کوبه‌ای هم از ایران و هم از کشورهای دیگر مثل ترکیه، هندوستان و اسپانیا در این آلبوم حضور دارند.

او که می‌خواهد گستره فعالیت‌هایش را از محدوده ایران فراتر ببرد می‌گوید: «دیگر موقع آن رسیده که جدی‌تر از قبل پیش بروم چون من در نهایت یک نوازنده‌ام و عشق اصلی من نواختن است. سعی می‌کنم همیشه یاد بگیرم و از تجربه‌های نوازندگان دیگر کشورها استفاده کنم؛ چون آن‌قدر این ساز و ریتم وسیع است که هر چقدر یاد بگیری باز هم هر روز می‌توانی به آموخته‌هایت اضافه کنی. می‌خواهم برای بالاتر بردن علم و سواد خودم بیشتر وقت بگذارم.»

قرار است بعد از ورود این کاخن‌ها به ایران، مراسم رونمایی برای آن گرفته شود که می‌توانید جزئیات آن را از طریق سایت «موسیقی ما» پیگری کنید.



ادامه مطلب

آلبوم «امین شکرشکن» سال ۹۸ منتشر می‌شود

آلبوم «امین شکرشکن» سال 98 منتشر می‌شود

امین شکرشکن هم‌زمان با انتشار سومین قطعه رسمی خود با همخوانی بهناز حکیم، از همکاری با صداوسیما در قالب یک تیتراژ تلویزیونی برای نوروز ۹۸ و انتشار نخستین آلبوم رسمی در سال آینده خبر داد. «ای وای من» عنوان تازه‌ترین تک آهنگ امین شکرشکن با همخوانی بهناز حکیم است که به‌تازگی منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفت. امین شکرشکن همانند دیگر خوانندگان پاپ کشور از حضور خوانندگان خانم در این عرصه حمایت کرد.

این قطعه از سروده‌ها و ساخته‌های پژواک انتظاری، توسط علی کیانی تنظیم و میکس و مستر شده و بهنام حکیم نوازندگی گیتار و محمد آینه چی مدیریت تولید کار را بر عهده داشته است. امین شکرشکن که سومین قطعه خود را در فضایی شش و هشت و با همخوانی بهناز حکیم منتشر کرده است، گفت: من هم همانند دیگر همکارانم تصمیم دارم از حضور بانوان در عرصه موسیقی پاپ حمایت کنم و به همین خاطر، سومین اثرم را با حضور بهناز حکیم نوازنده و خواننده موفق، تولید و به انتشار رساندم چراکه معتقدم موسیقی نیز همانند دیگر عرصه‌های هنری نیازمند حضور بانوان است هرچند که محدودیت‌هایی در این هنر برای بانوان وجود دارد اما نباید از حضور هنرمندان خانم غافل شد.

این خواننده موسیقی پاپ درباره روند فعالیت خود توضیح داد: نخستین آلبوم رسمی من که قرار بود امسال روانه بازار موسیقی کشور شود اما با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در اردیبهشت‌ماه سال ۹۸ در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت چراکه بیشترین تمرکز ما در امسال بر روی پخش تک آهنگ و موزیک ویدیو بود.

وی همچنین اضافه کرد: از طرفی امسال در قالب یک تیتراژ نوروزی با صداوسیما همکاری کرده‌ام که به‌زودی جزئیات آن هم‌زمان با پخش اطلاع‌رسانی خواهد شد و امیدوارم موردتوجه مخاطبان قرار بگیرد.

در این قطعه که با مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دسترس مخاطبان قرارگرفته است؛ پژواک انتظاری شاعر، آهنگساز و علی کیانی تنظیم‌کننده حضور دارند. به‌زودی موزیک ویدیوی «ای وای من» با صدای امین شکرشکن و کارگردانی عباس بهشتی از طریق رسانه‌های مجاز منتشر خواهد شد.



ادامه مطلب

مروری بر ماندگارترین سرودهای انقلابی همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب

مروری بر ماندگارترین سرودهای انقلابی همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب

بهمن ۵۷ و طلیعه خورشید تابان انقلاب اسلامی حاصل سال‌ها تلاش همه اقشار مردم بود. از مبارزان و چهره‌های سیاسی تا هنرمندانی که هرکدام تلاش کردند صدای انقلاب اسلامی را به نوعی به گوش مردم برسانند. در این میان هنرمندان عرصه شعر و موسیقی یادگارهایی از خود به جا گذاشتند که نه تنها امروز و در چهل سالگی انقلاب بلکه سال‌ها بعد هم هنوز تازه و جذاب هستند. آثاری که هرکدام خاطراتی در دل خود داشتند و برای میلیون‌ها نفر خاطره‌ساز شدند. در این گزارش سراغ هشت قطعه معروف پیروزی انقلاب اسلامی رفتیم و خاطراتی که هنرمندان سرشناس از آنها داشتند یا حواشی تولید هرکدام را بررسی کردیم. این گزارش را تا پایان بخوانید:

*بابک زرین: این اثر از دردی سخن می‌گوید که در پسِ آن یک امیدِ بزرگ وجود دارد

یکی از معروف‌ترین تصانیف مرتبط با مضمون انقلاب اسلامی ایران که در آن سال‌ها ساخته شد تصنیف «سپیده» است که از آن بیشتر با مطلع شعرش یعنی «ایران ای سرای امید» یاد می‌شود. بابک زرین در یادداشتی به تحلیل این اثر با صدای استاد «محمدرضا شجریان»، موسیقی زنده‌یاد «محمدرضا لطفی» و شعر «هوشنگ ابتهاج» می‌پردازد:

تصنیفِ «ایران، ای سرای امید» را بدون شک می‌توان یکی از برجسته‌ترین و ماندگارترین قطعاتِ موسیقی ایران دانست؛ قطعه‌ای که هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ شبهه‌ای برای شاهکار بودنِ آن ایجاد کند. طبقِ آنچه خود آقای «لطفی» توضیح داده‌اند،‌ ابتدا ملودی این اثر را ساخته‌اند و با یک ساز – سه‌تار- برای آقای ابتهاج نواخته‌اند و ایشان بعد از مدتی شعرِ این تصنیف را نوشته‌اند و آقای «شجریان» آن را خواندند. همکاری این سه استادِ بزرگِ موسیقی ایران در نهایت به خلقِ‌ این شاهکار انجامیده است.

اما صرف‌نظر از تمامِ قدرتی که ملودی، آواز و شعرِ این اثر دارد، می‌توان دلیلِ دیگری برای ماندگاری آن دانست، «ایران، ای سرای امید» از جمله اولین کارهای ملی – میهنی است که ساخته شد و به همین خاطر این‌‌چنین ماندگار شد و توانست در مقاطع مختلفِ حوادث ایران همچنان به عنوان یک قطعه‌ی ماندگار شنیده شود. «ابتهاج» در این اثر از دردی سخن می‌گوید که در پسِ آن یک امیدِ بزرگ وجود دارد و به همین خاطر است که هر کس حتی ردپایی از عشق به ایران در وجودش ریشه داشته باشد، این اثر را می‌شنود و دوستش دارد. در سال‌های بعد نیز بسیاری قطعاتِ ملی- میهنی ساخته شد و من نیز افتخار خلقِ یکی از آنان را با همراهی «سالار عقیلی» با نام «وطنم» داشتم. در شعری که استاد «افشین یداللهی» برای این اثر سرودند هم می‌توان همان دردی را که درباره‌ی آن صحبت کردیم، مشاهده کرد؛ آنجا که زنده‌یاد سروده است: «ایران اگر دل تو را شکستند تو را به بند کینه بستند/ چه عاشقانِ بی‌نشانی که پای درد تو نشستند.» این قطعات با آنچه درباره‌ی دماوند و زاگرس و غیره ساخته می‌شود، تفاوتِ بسیار زیادی می‌کنند.

این اثر را خوانندگانِ دیگری نیز در این سال‌ها به اجرا درآورده‌اند که آنان نیز زیبایی‌های خاصِ خودش را دارد؛ اصولا من برخلافِ بسیاری از آهنگسازان، اعتقاد دارم که بازخوانی اگر به صورتی انجام شود که آثارِ‌ بازخوانی‌شده هویتِ مستقلِ خودش را داشته باشد و بتواند حرفِ جدیدی بزند، اتفاق بسیار خوبی است. بازخوانی آثارِ گذشتگان در تمام دنیا مرسوم است و بسیاری از خوانندگانِ بزرگ دنیا نیز در این زمینه قطعاتِ مهمی را خلق کرده‌اند. من خودم به عنوان یک آهنگساز، از بازخوانی آثاری که خلق کرده‌ام، بسیار خوشحال خواهم شد.

*فریدون آسرایی: «بهمن خونین جاویدان» به خوبی اتفاقات و حوادث آن دوران تاریخی به ذهن هر شنونده ای می‌آورد

«بهمن خونین جاویدان» سرود ماندگاری‌ است که در دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مرکز صدا و سینمای استان فارس تولید شد. همافر، شاعر و حمید بهبود، آهنگساز این اثر ماندگار هستند.

سعید ذاکر حسین درباره مراحل تولید این سرود می‌گوید:«آهنگ «بهمن خونین جاویدان» را یکی از همکاران ما مرحوم حمید بهبود که از بچه‌های سپاه بود و بعدها درس خواند و پزشک شد و چند سال قبل فوت کرد، ساخت. شاعر آن هم یکی از دوستان به نام آقای همافر بود که چند سال بعد رئیس اداره ارشاد اسلامی شیراز شد. آهنگ و شعر سرود مثل شرایط آن روز گروهی و هیئتی ساخته شد؛ یعنی مثلا آقای همافر یک مصراع را می سرود و در ادامه آن می‌ماند؛ سپس ما کمکش می‌کردیم تا شعر کامل شود. در نهایت با وسایل بسیار حداقلی در صدا و سیمای شیراز سرود را ضبط کردیم. حدود ده، پانزده نفر در گروه سرود بودند که سه چهار نفر آنان شهید شدند و بقیه هم متفرق شدند. این سرود در یک شرایط خیلی ابتدایی، هیأتی و با عشق ساخته شد.»

گروه کُر ای که این سرود را خوانده هم ظاهرا از بین جوانان علاقمند به خوانندگی انتخاب شده‌اند و هر کدام روایت‌های خاص خود را در این باره دارند. نقطه نظرات هنرمندان و خواننده‌‌های این دوره درباره آن آثار قطعا می‌تواند حاوی نکات جالبی باشد.

فریدون آسرایی درباره «بهمن خونین جاویدان» معتقد است: «این سرود را مردم ماندگارش کردند. سرودی که حتی وقتی در خارج از کشور هم آنرا میشنویم، به خوبی اتفاقات و حوادث آن دوران تاریخی به ذهن هر شنونده ای می‌آورد.»

آسرایی که پیش از این سابقه خواندن قطعاتی چون «دسته گلای بی‌زبون» را در گرامیداشت شهدای هشت سال دفاع مقدس را در کارنامه‌اش دارد، می‌گوید: «همیشه آثاری که در قامت اتفاقات مهم تاریخی و مذهبی و اجتماعی خوانده می‌شوند قابلیت‌های زیادی را برای ماندگاری دارند. سرودهای انقلابی به دلیل آن دوره خاص توانستند خیلی زود خودشان را نشان دهند و نسل جدید هم حتی با شنیدن آنها فکر و ذکرشان درگیر اتفاقات آن سالها می‌شود.»

*داستان فراز و نشیب‌های «خمینی ای امام»

سرود «خمینی ای امام» و البته «برخیزید ای شهیدان راه خدا» جزء معدود آثاری بودند که همان روز ۱۲ بهمن ۵۷، اجرا شدند؛ قطعه دوم در بهشت زهرا در حضور امام خمینی و قطعه «خمینی ای امام» هم در فرودگاه، زمان ورود بنیان‌گذار جمهوری اسلامی به ایران؛ سرودی که دهه فجر سال گذشته به‌ عنوان اثر میراث فرهنگی هم در ارشاد به ثبت رسید.

مرحوم حمید سبز‌واری ترانه این قطعه را سرود و به قدری مورد توجه قرار گرفت که آن را سرآمد همه اشعار این شاعر انقلابی به حساب می‌آورند. آنچه در رابطه با این سرود جالب توجه به نظر می رسد، ثبت نام از ۴۰۰ نفر در سال ۵۷ به منظور تست و تشکل گروه کر ۵۰ نفره اجراي اين سرود تاريخي بوده است.

ساخت این قطعه را حمید شاهنگ‌نیا بر عهده داشت. این آهنگساز که نخستین رئیس مرکز موسیقی صداوسیمای پس از انقلاب هم بود درباره این قطعه گفته است: «هر ملتی، میراث ویژه‌ای دارد که ارزش ماندگاری پیدا می‌کند. این سرود، همه صفات امام خمینی (ره) را برمی‌شمارد و به نام زیبای ایشان مزین است. مهم‌تر این‌که در لحظه ورود امام به ایران خوانده شده است. همچنین، همه اعتبار این سرود به مرحوم حمید سبز‌واری است. ایشان تیرک خیمه شعر به‌ویژه سرود در ادبیات بود. ایشان شعر «خمینی ای امام» را بر اساس اعتقاداتش سرود و ما هم سعی کردیم کار از سلامت کامل برخوردار باشد. همان‌طور که انقلاب اسلامی بدون نام امام خمینی (ره) در دنیا شناخته شده نیست، سرود انقلاب هم با نام آقای سبزواری شناخته می‌شود

اما یکی از اتفاقات عجیبی که سرود «خمینی ای امام» با آن مواجه شد این بود که این قطعه در اوایل دهه شصت، برای دو سال از رادیو و تلویزیون ایران غیرقابل پخش شد! شاهنگیان درباره دلیل این موضوع گفته: «دلیلش این بود که با کلمه «مجاهد» شروع می‌شد! این دستور را یک آدمی که هنوز هم زنده است و آن زمان در صداوسیما بود، صادر کرد. او اختیار داشت بنویسد با توجه به این‌که با کلمه‌ مجاهد شروع می‌شود، غیرقابل پخش است. بر همین اساس، صداوسیما دو سال آن را پخش نکرد!»

حمید شاهنگ‌نیا پیش از انقلاب در خارج از ایران دانشجو بود، اما آن را رها می‌کند و برمی‌گردد. بعد از آن شروع به فعالیت‌های فرهنگی-انقلابی می‌کند. می‌گوید اول تنها بودم، بعد با آقای حسین شمسایی، مرحوم حاج حسین صبحدل، مرحوم عباس صالحی، حمید یگانه و محمدرضا شریفی‌نیا پنج، شش نفری کارهایی را که ساخته بودم، تمرین می‌کردیم. دی ماه ۵۷ که دیگر ساواک هم ضعیف شده بود، آقای صبحدل در مسجد قبا که مرحوم شهید مفتح امام جماعت آن بود، اعلام کرد که می‌خواهیم گروه سرود درست کنیم و هر کس علاقه‌مند است بیاید. جمعیت کثیری آمده بودند. مشابه این فراخوان را هم در مدرسه علوی دادند و عده زیادی هم در آنجا جمع شدند. از بین تمام آن‌ها حدود ۱۲۰ – ۱۰۰ نفری را انتخاب کردیم و تمرین را با این گروه سرود شروع کردیم. سرود «خمینی ای امام» را از قبل ساخته بودم و زمان ورود امام خمینی آن را در فرودگاه مهرآباد اجرا کردیم: «قبلاً گفته‌ام که «ما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی». این سرود از کارهای خدایی بود. نمی‌خواهم با این حرف امتیازی برای خودم کسب کنم، هرکسی می‌توانست این کار را انجام بدهد، اما این‌که کار به دست ما انجام شد کار خدا بود.»

*علی مغازه‌ای: سرشار از عاطفه و ملی‌گرایی

زنده‌یاد محمدرضا لطفی، آهنگساز برجسته موسیقی ایرانی از آن دست هنرمندانی بود كه با توجه به شرایط اجتماعی هم‌صدا و هم‌نوا با ملت دست به خلق آثار موسیقایی می‌زد. آثاری که وقتی با آواز شهرام ناظری همراه می‌شد، کارهایی دل‌انگیز و ماندگار را رقم می‌زد.

یکی از این آثار دل‌انگیز قطعه «کاروان شهید» است که محمدرضا لطفی با همراهی گروه «شیدا» در چاووش ۸ آن را منتشر کرد. این تصنیف خاطره‌انگیز اواخر دهه ۵۰ با آواز شهرام ناظری منتشر شد.

علی مغازه‌ای (پژوهشگر موسیقی) درباره این قطعه می‌گوید: «قطعه «کاروان شهید» برای نسل ما که در بحبوحه جنگ نوجوانی بیش نبودیم، سرشار از خاطره شد. این قطعه که به آهنگسازی استاد محمدرضا لطفی در «چاووش ۸» منتشر شد از این جهت که کشور درگیر جنگ بود و جوانان مملکتمان به منطقه جنگی می‌رفتند و شهید می‌‌شدند،‌ جنبه تهییج و تحریک داشت. به زعم بنده این قطعه یک شاهکار هنری است. چه مقدمه و چه بخش تصنیفش و چه حتی بخش‌های آوازی‌اش قابل ستایش است.»

او درباره حال و هوای این قطعه می‌گوید: «کاروان شهید یک قطعه درخشان است که کارکرد آن فراتر از انعکاس حال و هوای آن روزهای جامعه محسوب می‌شود. این قطعه برای امثال من و در واقع برای نسل ما مثل درس موسیقی بود. حالا از هر نظر که بخواهید آن را مورد بررسی قرار دهید. هم شعر این کار بسیار درخشان بود و هم بخش آوازی کار در سطح بسیار بالایی قرار می‌گرفت. من نظیر این اثر را در موسیقی ایران سراغ ندارم. باید بگویم کار استحکام خاصی دارد.»

علی مغازه‌ای معتقد است: «این قطعه حتی فرا تر از زمان و شرایط خاص است و صرفا رویدادنگاری نیست. این اثر سرشار از احساس هنری است. سرشار از عاطفه و ملی‌گرایی. من فکر می‌کنم حتی افرادی که زیستشان در آن دوره تاریخی که این اثر ساخته شده، نبوده است، شنیدن این اثر برایشان یک‌جور بازگشت به خویشتن است.

*رضا صادقی: «الله الله» تبدیل به یک نماد شد

سرود «الله الله» با صدای رضا رویگری و آهنگسازی فریدون خشنود از جمله این آثار پرطرفدار است و روایت و قصه تولید این اثر، داستانی جالب دارد.

رضا رویگری درباره روزهای سخت و پر استرس تولید این سرود گفته: «روزی كه آقای خشنود به سراغم آمد، یك روز برفی بود. برایم خیلی جالب بود، چون اصلا او را نمی شناختم. او آمد و گفت كه آهنگ ایران ایران را من بخوانم و همیشه این موضوع برایم سوال بوده؛ اینكه او چرا من را انتخاب كرده، واقعا دلیل این اتفاق را نمی دانم. هیچ وقت از او نپرسیدم یا اگر هم پرسیدم یادم نیست. در هر صورت او آمد به خانه من و گفت كه یك آهنگ دارم و می خواهم كه برایم بخوانی. گفتم كه این روزها كسی آهنگ نمی سازد و كسی موسیقی گوش نمی دهد. گفت این كاری است كه بر اساس شعارهای مردم ساخته شده و می خواهم چیزی بسازم كه هركس گوش می دهد، یاد این روزها بیفتد. راستش آقای خشنود می خواست كه این موسیقی مثل یك فیلم یا یك عكس باشد كه هركس گوش بكند، یاد آن روزها بیفتد. خب، موفق هم بود؛ هركس گوش می دهد یاد همان روزها می افتد. من قبول كردم و ضبط كردیم و تمام شد. بعد هم كه دیدم از تلویزیون پخش شد، تعجب كردم كه چطور به تلویزیون رسید و از آنجا سردرآورد. بعدا متوجه شدم كه خودش برده و به تلویزیون داده بود.»

در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی، هنوز هم «الله الله» در گذر سالها توانسته محبوبیت خود را در بین نسل‌های مختلف حفظ کند و روایت‌ها و خاطرات زیادی از آن در ذهن مخاطبان موسیقی و حتی هنرمندان با سابقه مانده است.»

رضا صادقی درباره این اثر معتقد است: «این قطعه و داستان ساخته شدن‌اش را به خوبی می‌دانم و از آن دوره این اثر تبدیل به یک نماد شد. سالهای زیادی در دوره های مختلف آنرا می شنیدیم و تاثیرگذاری آن به نظرم به این دلیل بود که در آن ایام، به مردم امید و انرژی می‌داد. برای هنرمند عزیزمان آقای رویگری احترام ویژه‌ای قائل هستم و معتقدم هر اثری که برای مردم در هر دوره‌ای ساخته شود، قطعا ماندگاری و تاثیرگذاری بسیاری خواهد داشت.»

*امید نعمتی و روایتی از اجرای «بهاران خجسته باد» در مدارس

می‌گوید سرود «بهاران خجسته باد» با شتاب و با سازهایی در حد اسباب بازی، با وسایل ضبط مبتدی و با صداهایی کاملاً غیر حرفه‌ای در منزل و نه در استودیو، ضبط شده است. اما با این حال معتقد بوده که اگر سرود «بهاران خجسته باد» بدون کمک امتیازات ویژه با چنین اقبالی ماندگار می‌شود، عشق و ایثار انسانی بزرگ و عاشق و نیروی پرتوان ماندگاری آن بوده است، نه موسیقی و اجرا با صدای خودش.

اسفندیار منفردزاده را می‌گوییم، آهنگساز پرآوازه‌ای که وظیفه نوشتن نت‌های این سرود به دستش سپرده می‌شود و او به دلیل نبودن امکانات کافی و دسترسی نداشتن به ارکستر، خود به تنهایی تمام سازها را ابتدا تک‌تک می‌نوازد و بعد همه را با هم میکس می‌کند. بعد هم علی برفچی، عبدالله و ابوالفضل قهرمانی، فرهاد مافی، حسن فخار، پدرام اکبری و خود اسفندیار منفردزاده آن را می‌خوانند.

در آن سال‌ها قطعات زیادی ساخته شد که از میان آنها، برخی ماندگاری بیشتری داشتند و پس از گذشت حدود چهار دهه، همچنان در ذهن مانده‌اند. یکی از آنها هم همین قطعه «بهاران خجسته باد» است که امید نعمتی درباره آن می‌گوید: «این قطعه جزء معروفترین و نخستین سرودهایی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷، در گرامی‌داشت سال‌روز کشته شدن خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان به‌دست حکومت پهلوی، از رادیو و تلویزیون پخش شد و البته هنوز هم پخش می‌شود

او درباره شعر این اثر می‌گوید: «شاعر این قطعه، دکتر عبدالله بهزادی، متخصص ریه و قلب از کشور فرانسه است که در کنار تحصیل، استعداد سرودن شعر داشت. او با دیدن مبارزات پاتریس لومومبا که از جوانی آغاز شده بود و مردمان آفریقا که برای رهایی از زنجیر بردگی تلاش می‌کردند، دوباره امید در درونش زنده می‌شود و هنگامی‌که پاتریس لومومبا کشته می‌شود، عبدالله بهزادی یکی از زیباترین اشعار خود، یعنی «سرود بهار» را برای همدردی و تسلای همسر او می‌سراید که به نوعی اولین همدلی یک شاعر ایرانی در رابطه با مرگ این رهبر انقلابی است

اینچنین می‌شود که «سرود بهار» در اسفند ماه سال ۱۳۳۹، یعنی چند هفته بعد از کشته شدن «پاتریس لومومبا» در هفته‌نامۀ «سپید و سیاه» چاپ می‌شود. امید نعمتی می‌گوید: «بعد از آن، کرامت دانشیان بخشی از این شعر را تبدیل به سرود می‌کند و اسفندیار منفردزاده هم آن را به کمک همکارانش اجرا می‌کند

نعمتی هم مانند بسیاری از ما، خاطراتی از این ایام در کودکی دارد که آن را این‌گونه توضیح می‌دهد: «اول دبستان بودم که روز ۲۲ بهمن، معلم امور تربیتی از ما پرسید چه کسی می‌تواند بخواند؟ بچه‌ها گفتند امید بلد است و من هم سریع گفتم که دف هم می‌توانم بزنم. خلاصه با موتور معلم امور تربیتی یعنی آقای مَزجی به خانه رفتیم و من بعد از آوردن دف، قطعه «ایران ای سرای امید» را خواندم و از آن روز کارم درآمد (خنده). کارم این شده بود که در مراسم صبح‌گاه، دف بزنم و بخوانم. اما به همین جا ختم نشد، کارم خیلی گرفت و با آقای مزجی به مدارس مختلف می‌‌رفتم و برایشان می‌خواندم. البته تعصب خاصی هم داشتم و می‌گفتم من فقط آهنگ‌های استاد شجریان و شهرام ناظری را می‌خوانم.»

نعمتی صحبت‌هایش را با بیان خاطره‌ای از قطعه «بهاران خجسته باد» این‌گونه پایان می‌دهد: «یک روز گروه سرود مدرسه به من پیشنهاد همکاری داد و من هم در دو قطعه به عنوان تک‌خوان آنها را همراهی کردم که یکی آهنگی برای فرزندان شهید بود با این متن: «وقتی پدر سفر بود، چشمم همش به در بود، منت نهاد بر ما، این آخرین سفر بود». یک بار دیگر هم برای قطعه «بهاران خجسته باد» که آن را به عنوان تک‌خوان اجرا کردم و اتفاقاً آن را از همان دوران کودکی، خیلی دوست داشتم. دوست دارم این را هم بگویم که یکی از اتفاقات خوب زندگی من، آشنایی با آقای مَزجی بود که واقعاً در رابطه با انجام فعالیت‌های فرهنگی، برای من موثر بود. روزهایی که با گروه سودابه سالم در فرهنگسرای بهمن اجرا داشتم، همیشه به مدرسه می‌آمد و وساطت می‌کرد تا به من اجازه خروج از مدرسه را بدهند. مرد نازنینی بود و امیدوارم باز هم بتوانم او را ببینم.»

* سرود «برخیزید ای شهیدانِ راه خدا» حس حماسه‌پروری را شکل می‌دهد

رضا مهدوی هم یکی از اهالی موسیقی است که درباره سرود «برخیزید ای شهیدان خدا» می‌گوید: « انقلاب همراه شد با ده – یازده سالگی نسلِ ما و در کنار تمام تغییراتِ شگفت‌انگیزی که داشت، عادتِ موسیقایی ما را به شکلِ کلی تغییر داد. ما که به موسیقی‌های تغزلی و گل‌هایی عادت داشتیم، یک‌باره با آثاری انقلابی مواجه شدیم که از چیزی جز عشق می‌گفت. از حماسه و از انقلاب. در آن زمان «چاووش» وجود داشت و بزرگانی چون شجریان و لطفی و مشکاتیان، کاری کردند کارستان و در کنارِ آن هنرمندانِ موسیقی پاپ که این هنر را به اصطلاح «وطنیزه» کرده بودند، هنرِ خویش را در راستای اهدافِ انقلابی آن زمان به کار بردند. این برای ما هیجان داشت و مواجهه‌ای جدید با موسیقی بود

اما یکی از نمونه‌های واقعی سرودهای انقلابی «برخیزید ای شهیدانِ راه خدا»  با آهنگسازی «حمید شاهنگیان» است، قطعه‌ای که ایشان فارغ از تکنیک‌های آهنگسازی و علم موسیقی، بر اساسِ قلیانِ احساساتِ وجودی‌شان در حادثه‌ی شگرفی چون انقلاب آن را خلق کرده و به همین خاطر می‌توان چون دیگر آثارِ انقلابی، این اثر را به شکلِ کامل اثری جوششی قلمداد کرد.

«سرود»ها اصولا چنین ویژگی‌هایی دارند و معمولا در حوادثی این‌چنینی، علاوه بر موزیسین‌ها، توسط افرادِ غیرِ موزیسین نیز خلق می‌شود و بر همین اساس است که سرودهای انقلابی را معمولا یک ژانر تلقی نمی‌کنند، بلکه آنها را آثاری می‌دانند که انسان‌ها به مناسبتِ منقلب‌شدنشان آن را می‌آفرینند.

برخی به اشتباه فکر می‌کنند موسیقی انقلاب یک «نوع» است درحالی که با حوادث و جریانات انقلابی هر کشوری به وجود می‌آید و سپس کنار گذاشته می‌شود و دیگر با آن حماسه، شور، هیجان و انقلابی‌گری مواجه نمی‌شویم و طبیعتا موسیقیدانی هم پیدا نمی‌شود که دوباره آن حس به او دست بدهد.

«برخیزید…» هم نمونه‌ای از همین آثار است؛ قطعه‌ای که در عینِ سادگی و روانی به عنوان یک فرمِ موفق عمل کرده و موزیکالیته‌ای که در آن وجود دارد، حس حماسه‌پروری را شکل می‌دهد و تمام این خصوصیات است که می‌تواند آن را به عنوان یک اثرِ ملی قلمداد کند؛ «برخیزید… » به عنوان یکی از ماندگارترین سرودهای انقلابی، می‌تواند به عنوان یک الگو و شاخص تلفی شود که این اختیار را به موزیسین‌های دیگر می‌دهد تا از آن کپی‌های «جانانه» کنند و آن را کاور کنند؛ اتفاقی که در این سال‌ها رخ داده و تنظیماتِ متعددی از آن انجام شده است؛ هرچند که من این مساله را نمی‌پذیرم و اعتقاد دارم به خاطرِ‌ روحِ نوستالژیکی که در این آثار وجود دارد، بهتر است با همان ماهیتِ ابتدایی خویش که خلق شده‌اند، به گوشِ نسلِ جوان برسد، تنظیم‌های جدید و غیرِ کارشناسی این آثار سبب شده است تا انگیزه‌های شنیداری آن به شکل کامل از بین برود و علاوه بر آن به عنوان یک لحن آهنگین در بازه‌های زمانی انقلاب به عنوان یک سرفصل درسی تدریس شود. این اثر را باید با همان حس و حال نگاه داشت و در عین حال توجه کرد که به اثری موزه‌ای تبدیل نشود و مدام به گوشِ شنوندگان برسد.

*تحلیل سازنده «الله الله» از سرود «بوی گل سوسن و یاسمن آید»

تصویر لحظه ورود امام خمینی (ره) به وطن و پایین آمدن ایشان از پلکان هواپیما در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ برای ایرانیان با یک سرود خاص گره خورده است. سرود «بوی گل سوسن و یاسمن آید» که آن زمان توسط جوانان انقلابی روی دیوارهای شهر نگاشته می‌شد و هنوز هم پس از سال‌ها جایگاه ویژه‌ای در طرح‌های گرافیکی مرتبط با دهه فجر و ایام ۲۲ بهمن دارد. این سرود با شعر و موسیقی مرحوم «محمدعلی ابرآویز» ساخته شده بود و مردم از مدت‌ها قبل از ورود امام خمینی (ره) به ایران آن را زمزمه می‌کردند. خصوصاً از روز ۲۶ دی که شاه خائن از ایران فرار کرد مصرع «دیو چو بیرون رود فرشته در آید» بیش از پیش ذکر شعارهای مردم انقلابی شد.

سرود بوی گل سوسن و یاسمن آید هم مانند تمام سرودهای انقلابی آن دوره داستان‌های جالبی در پس تولیدش دارد که محمدعلی ابرآویز قبلاً در گفتگویی به شرح آن پرداخته بود:«بنده كه در آن سال‌ها اكثر سرودهای انقلابی را ساخته و یا تهیه‌كنندگی آن را بر عهده داشتم، ‌قطعه «بوی گل و سوسن و یاسمن آید» یا همان «دیو چو بیرون رود» را قبل از آمدن امام به تهران ساختم. در واقع زمانی كه ایشان در عراق بودند و حتی زودتر از این كه سر و صداها با نوشتن اخبار در مطبوعات بلند شود، به ما خبر رسید كه امام علاقه‌مند هستند كه به وطن برگردند، شما كاری می‌توانید بكنید كه این تبعید بشكند و دولت مجبور به حضور ایشان در ایران شود؟ ما استودیو را برای ضبط این كار دزدیدیم و مخفیانه كار كردیم، به طوری كه شب ها ساعت ۳۰ : ۱۹كه حكومت نظامی شروع می‌شد، ما به این استودیو می‌رفتیم و ۳۰ : ۷صبح بیرون می‌آمدیم. در این مدت همه نوازنده‌ها و خواننده‌ها، پابرهنه وارد استودیو می‌شدند تا جای پای كسی روی زمین نباشد. همچنین هر چند دقیقه یكبار، پنجره ها را باز می‌كردیم تا هوا جابه جا شود. از آنجایی كه آن استودیو در محله ارمنی‌نشین‌ها بود، این دوستان با ما همكاری زیادی می‌كردند، به طوری كه آنها پشت پنجره‌ها كشیك می‌دادند و وقتی ماشین گشت می‌آمد، با طناب زنگوله دار كه روبروی استودیو آویزان كرده بودند، به ما خبر می‌دادند. ما نیز سكوت می‌كردیم تا ماشین رد شود.»

اما فریدون خشنود که سازنده قطعه ماندگار «الله الله» در روزهای انقلاب اسلامی با صدای رضا رویگری است درباره سرود بوی گل سوسن و یاسمن آید به خبرنگار «موسیقی ما» گفت: «در آن زمان هیچکس در جایگاه خودش قرار نداشت و خیلی‌ها در حال مبارزه و در خیابان بودند. اولین فکر و حرکت برای ساخت سرود انقلابی برای من بود و با این سرود جمهوری اسلامی ایران به مردم اعلام شد. این سرود برای مردم بود و با ایده‌ای که از خودشان گرفتم ساختم. اما باید بگویم که من تمام سرودهای اول انقلاب را دوست دارم و همه آنها زیبا است. نمی‌توانم نظری درباره تک تک آنها عنوان کنم چون هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. نظر من مهم نیست چون مهم این است که برای مردم خاطره شده است. هر کسی بگوید که یک سرود انقلابی از دیگری بهتر است درست نیست و امکان اعمال نظر شخصی روی این آثار وجود ندارد. سرودهای انقلاب به بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است و نمی‌توانیم نقدی به آنها وارد کنیم. اگر بخواهیم وارد عمق این سرودها شویم باید از ۸۰ میلیون ایرانی دلیل موفقیت سرودها را بپرسیم

بعداً اسم آقای ابرآویز را شنیدم و با ایشان آشنایی نداشتم. ساخت سرودهای انقلابی در آن زمان مثل الان نبود که مثلاً به استودیو پاپ برویم و با حضور هنرمندان دیگر کاری را تولید کنم. هنرمندان انقلاب دور از هم و در سکوت کارهایشان را تولید می‌کردند و بعداً متوجه می‌شدیم که یک سرود تولید و پخش شده است. باز هم می‌گویم که مهم تأیید مردم است و این سرود و سایر آثار را دوست دارند. من هم خدا را شاکر هستم که قطعه الله الله مورد تأیید مردم قرار گرفته است



ادامه مطلب

فیلم‌های مستند ایرانی با موضوع موسیقی در خانه سینما

فیلم‌های مستند ایرانی با موضوع موسیقی در خانه سینما

هم‌زمان با برگزاری سی‌وچهارمین جشنواره موسیقی فجر، فیلم‌های مستند ایرانی با موضوع موسیقی در خانه سینما و سالن سیف‌الله داد، اکران خواهد شد.

ناصر صفاریان دبیر بخش فیلم‌های مستند موسیقی، درباره نمایش آثار این حوزه و چگونگی انتخاب فیلم‌ها گفت: «فیلم‌های این حوزه بر اساس چند معیار اصلی انتخاب شدند. معیار اول این بود که فیلم‌ها حتماً موضو ع مرتبط با موسیقی داشته باشد و برای عموم مردم که علاقه به موسیقی دارند، قابل فهم باشد. نکته دیگری که برای ما اهمیت داشت این بود که ساختار فیلم سخت و تخصصی و آکادمیک نباشد تا برای مردم جذابیت داشته باشد.»

او با تاکید بر این‌که تعداد مستندهایی که درباره موسیقی در کشور ساخته شده زیاد است، گفت: «ما برای تمایش این تعداد مستند شرایط، محدودیت‌های مجوزی و کیفیت فیلم را هم در نظر گرفتیم و بر اساس آن آثار را انتخاب کردیم.»

صفاریان درباره کیفیت آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره گفت: «مستندهای بسیاری بودند که از نظر ساختار و مسائل فنی و موضوعی بسیار خوب بودند، اما متاسفانه خیلی از آنها نسخه با کیفیت نداشتند و ما هرچه تلاش کردیم تا نسخه با کیفیت آن را پیدا کنیم نتوانستیم. مستندهایی هم بودند که همه شرایط را داشتند اما با شرایط جشنواره مطابقت نداشتند. حالا این مطابقت نداشتن می‌توانست به دلیل تخصصی بودن و آکادمیک بودن فیلم باشد یا به دلیل محدودیت‌های مجوزی که متاسفانه نمی‌توانستند در جشنواره حضور پیدا کنند.»

صفاریان درباره تعداد فیلم‌های شرکت کرده و نحوه انتخاب فیلم‌ها گفت: «تعداد فیلم‌هایی که برای جشنواره موسیقی ارسال شد سه برابر فیلم‌هایی است که در طول جشنواره موسیقی نمایش داده می‌شود اما از بین همه فیلم‌ها با توجه به گفته قبلی بر اساس چند اصل این فیلم‌ها برای نمایش انتخاب شدند.»

دبیر بخش فیلم‌های مستند موسیقی در پایان درمورد استقبال مستندسازان برای ساخت فیلم‌هایی با محوریت موسیقی گفت: «این اولین سالی است که اکران فیلم‌های ایرانی حوزه موسیقی در جشنواره موسیقی اتفاق می‌افتد. بنابراین ما تجربه‌ای از گذشته در این مورد نداریم و با توجه به این‌که رقابتی هم برای این بخش وجود ندارد، نمی‌توانیم پیشگویی کنیم که نتیجه در آینده به چه شکل خواهد بود.»

او با تاکید بر این‌که امسال می‌تواند محک خوبی برای ادامه اکران فیلم‌ها در سال‌های آینده باشد گفت: «تصمیم در مورد آینده اکران فیلم‌ها بستگی زیادی به امسال دارد. ما باید ببینیم آیا مستندسازان بیشتری برای ساخت مستندی با چنین موضوعی استقبال خواهند کرد یا نه. در نتیجه در اولین دوره نمایش این مستندها باید منتظر باشینم و ببینیم استقبال مردم به چه شکل خواهد بود.»

مستندهای مایسترو، سمفونی ایران، ممد نبودی، آقایان پرنده، در انتهای یک روز کامل، اهمت عارف بودن، پیدای ناپیدا، برف، والسی برای تهران، بن بست، یک موسیقیدان فرانسوی در دربار قاجار، دو کمانچه، گوشه‌های اصفهان، هزار داستان امیر جاهد، شش قرن و شش سال، اسکورپیو، بزرم رزم، ساز و مهر، قطار مسیر شصت و آخرین بخشی، فیلم‌هایی هستند که در این دوره از جشنواره به نمایش در می‌آیند.

این فیلم‌ها از ۲۴ تا ۲۹ بهمن ماه در سالن سیف‌الله داد خانه سینما واقع در خیابان خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، پلاک ۲۹ به نمایش در می‌آید و ورود عموم برای دیدن فیلم‌های مستند آزاد و رایگان است.



ادامه مطلب

سیامک آقایی تور «آوای ایران» را از یزد آغاز می‌کند

سیامک آقایی تور «آوای ایران» را از یزد آغاز می‌کند

«سیامک آقایی»‌ – آهنگساز و نوازنده سنتور- پس از تور موفق «باز عشق» که در بیش از ۵۰ شهر ایران اجرا شد، تور جدیدی را با عنوان «آوای ایران» از روز ۲۴ بهمن ماه از شهر یزد آغاز می‌کند. آقایی در این سلسله کنسرت تصمیم دارد آثارش را با خوانندگانی مختلف و متعلق به همان شهرها اجرا کند.

سیامک آقایی پس از تجربه کنسرت «یورش» که شهریور ماه در تهران روی صحنه برد، تصمیم دارد تا پیش از پایان سال جاری شمسی یعنی از ۲۴  بهمن تا ۲۴ اسفند رپرتوار «آوای ایران» را در ۱۲ شهر مختلف روی صحنه برود. یزد، تبریز، درود، بابل، اهواز، ماهشهر، رامهرمز، بهبهان، اصفهان، شهرکرد، بوکان و مهاباد شهرهایی هستند که آقایی در آنها روی صحنه خواهد رفت. اجرا در ۱۰ شهر قطعی شده است و اجرای دو شهر هم در مراحل پایانی رایزنی‌ها قرار دارد.

سیامک آقایی درباره «آوای ایران» اینگونه توضیح می‌دهد: «مدتی‌ است علاقمند شدم که در کنار و ‌شاید موازی با مفاد اصلی برپایی یک مجموعه کنسرت همچون رپرتوار و فضای موسیقایی آن پروژه ، به بار فرهنگی و تاثیراتی که می‌تواند در فضای موسیقی کشور بگذارد بیشتر توجه کنم. واین مهم باعث تغییراتی اساسی  چه در محتوا و چه در سیاست کلی کاری‌ام شده است».

آقایی این پروژه را تدوام راهی می‌داند که ۷ سال پیش با تور «باز عشق» آغاز کرد و می‌گوید:«پروژه هایی همچون «یورش» با آن حال و هوای معترض  که برآمده از دغدغه های امروز جامعه ایران بود تا پروژه «باز عشق» با بیش از پنجاه اجرا در اقصی نقاط ایران  که در کنار محتوای موسیقایی‌اش عملا در جهت حمایت از هنر نوازندگی و بلاخص ساز سنتور برنامه ریزی شده بود،   نمونه هایی از  بینش جدید من بوده‌اند. حال در تداوم همین نگاه زمینه طرح پروژه‌ای دیگر تحت عنوان «آوای ایران» پدیدار شد.»

اما اینکه آقایی می‌خواهد از خوانندگان بومی هر منطقه برای پروژه «آوای ایران» استفاده کند را اینگونه تشریح کرد: « ماجرا از این قرار است که در پی اجراهای متعددی که طی این شش سال اخیر در سراسر ایران داشتم با استعدادهای گوناگونی در زمینه های متعددی چه در عرصه نوازندگی و چه در بحث آواز و خوانندگی آشنا شدم  و ایده تور «آوای ایران» از اینجا شکل گرفت و تصمیم گرفتم تا در این پروژه هنرمندان خوش قریحه این مناطق را با خود همراه کنم.»

سیامک آقایی در این پروژه با هدف «حمایت از آواز ایرانی و حمایت از خوانندگی در سرتاسر ایران»  تصمیم دارد یک رپرتوار واحد را با استعدادها و هنرمندان فعال شهرهای مختلف تمرین کند. آقایی در این باره می‌گوید: «اگرچه تمرین تک به تک جزئیات با  حدود ۴۰  نفر کار سختی به نظر می‌آید ولی به لحاظ حسی و فرهنگی حال خوبی در من ایجاد کرده چرا که من  به این شکل از موسیقی و آواز کشورم حمایت میکنم و از سوی دیگر این پروژه میتواند انگیزه‌ای برای سایر همکارانم هم باشد که به جای کار با یکی دو خواننده در تهران، به استعدادها و هنرمندان سایر شهرهای ایران بیشتر توجه کنند.»

خالق مجموعه «یاد باد» در مورد رپرتوار این برنامه هم گفت: «هفت یا هشت قطعه در این مجموعه اجرا می‌شود که ترکیبی از قطعات آهنگسازی شده و چند تصنیف است.  آخرین قطعه بر اساس شعری از حافظ  است  که حالت جمع خوانی دارد و امیدوارم در آخر این تور بتوانم با تمام خوانندگان  این قطعه را در تهران اجرا کنم.»

در این پروژه در هر اجرا یک قطعه محلی از فرهنگ موسیقی آن منطقه ‌هم اجرا می‌شود و هچنین قطعه محبوب «یاد باد» از جمله تصنیف‌هایی است که در رپرتوار این تور گنجانده شده است.

تور «آوای ایران» از شهر یزد آغاز شده است و علاقمندان در این شهر برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت یزد کنسرت (اوج کنسرت) مراجعه کنند همچنین  در ۲۶ بهمن ماه در سالن پتروشیمی تبریر برگزار می‌شود علاقمندان تبریزی می‌توانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند. آخرین اجرای این تور در سال جاری،  ۲۴  اسفند در مهاباد برگزار خواهد شد و پس از وقفه‌ای چند هفته‌ای دوباره در سال ۱۳۹۸ از سر گرفته می‌شود.
در یزد بامداد فلاحتی خواننده این اجراست و علی امیدی (در مسند نوازنده سه‌تار و مراژ) و کامران منتظری (تمبک نواز) سیامک آقایی را همراهی می‌کنند. همچنین در اجرای تبریز شهرام آبرومند به عنوان خواننده و کامران منتظری (نوازنده تمبک) همراه «آوای ایران» هستند.



ادامه مطلب

هم‌خوانی کاوه یغمایی و‌ سیروان خسروی در یک سریال

هم‌خوانی کاوه یغمایی و‌ سیروان خسروی در یک سریال

سیروان خسروی و کاوه یغمایی این بار در اجرای قطعات موسیقی و خواندن تیتراژ سریال نمایش خانگی «نهنگ آبی» به کارگردانی فریدون جیرانی همکاری کردند.این همکاری به شکل هم‌خوانی کاوه یغمایی و سیروان خسروی در تیتراژ پایانی سریال «نهنگ آبی» و همچنین تنظیم مشترک این قطعه است.

سیروان خسروی در دوران کودکی شاگرد کاوه یغمایی بود که در دو کنسرت سال‌های ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ کاوه هم به عنوان نوازنده کیبورد حضور داشت. با حضور دوباره کاوه یغمایی در ایران و برگزاری کنسرت‌هایش، سیروان در بعضی از آنها به عنوان نوازنده و حالا دیگر خواننده مهمان هم حضور داشته که نتیجه آن، انتشار دی‌وی‌دی تصویری کنسرت کاوه یغمایی (نخستین کنسرتش بعد از یک دهه در ایران) در مرداد ماه سال جاری بود. علاوه بر این، آنها در ساخت و تولید بعضی آلبو‌های دیگر خواننده‌ها هم با یکدیگر همکاری داشته‌اند.

سیروان خسروی که این روزها کم‌کار شده و اجراهایش را هم از مرداد امسال، در واکنش به وضع بد معیشتی روی صحنه نبرده، بعد از گذشت چهارده ماه از انتشار تک‌آهنگش این قطعه را تولید کرده است. آخرین حضور سیروان خسروی به عنوان خواننده در یک فیلم، مربوط به فیلم سینمایی «آذر» ساخته نیکی کریمی بود که آذر سال گذشته اکران شد.

«نهنگ آبی» عنوان سریال نمایش خانگی به کارگردانی فریدون جیرانی، نویسندگی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سعید ملکان در ۳۰ قسمت در سبک اجتماعی است که ۹ بهمن ماه منتشر خواهد شد. لیلا حاتمی، ساعد سهیلی، ویشکا آسایش و حسین یاری از بازیگران این سریال هستند. شرکت هنر اول و سرویس وی او دی فیلیمو از دیگر سرمایه‌گذاران این سریال هستند. همچنین موسیقی متن این سریال هم توسط «امید رئیس دانا» ساخته شده است.



ادامه مطلب

نقطه نظرات خواننده پیشکسوت درباره بودجه فرهنگی سال ۹۸

محمد منتشري: فرهنگ و هنر يك كالاي اساسي براي جامعه است

محمد منتشري معتقد است اگر به فرهنگ و هنر توجه كنيم اين توجه منجر به حل بحران‌هاي اجتماعي مي‌شود زيرا فرهنگ و هنر يك كالاي اساسي براي جامعه است.محمد منتشري، خواننده پیشکسوت با توجه به ارائه بودجه سال ۹۸ به مجلس شورای اسلامی و ریز بودجه حوزه فرهنگ و هنر گفت: به طور كلي مشكلات اقتصادي در كشور ما خيلي روي فرهنگ و هنر تاثير گذاشته است كه بخشي از آن شامل بودجه مي‌شود يعني اينكه به دليل اين مشكلات بودجه اين حوزه كمتر شده است.

منتشري در ادامه بيان كرد: به نظر من زماني‌كه اقتصاد دچار مشكلات مي‌شود نبايد كاري كنيم تا حوزه‌هاي ديگر هم دچار مشكل شوند. اين خواننده افزود: زماني‌كه در شرايط بحراني بودجه فرهنگ و هنر كم مي‌شود ضربه‌هاي جبران‌ناپذيري به هنر زده مي‌شود كه شايد مشكلات اقتصادي برطرف شود ولي مشكلات حوزه فرهنگ به راحتي برطرف نمي‌شود. محمد منتشري در ادامه تاكيد كرد: در شرايط سخت اقتصادي نا اميدي در جامعه به وجود مي‌آيد كه فرهنگ و هنر مي‌تواند شادي را به جامعه منتقل كند. منتشري خاطرنشان كرد: هنرمندان مي‌خواهند كه هنر روز به روز پيشرفت كند به همين دليل براي پيشرفت هنر بايد بودجه خوبي به اين حوزه تعلق گيرد.

اين خواننده با اشاره به طرح موضوع اختصاص ارز دولتی به حوزه هنر که از سوی معاون هنری وزارت ارشاد مطرح شده است بيان كرد: امروزه به كالاهاي اساسي ارز دولتي داده مي‌شود ولي به فعاليت‌هاي هنري چنين ارزي داده نمي‌شود و اين موضوع تاثير منفي بر فعاليت‌هاي هنري گذاشته است. محمد منتشري گفت: امروزه بسياري از مسئولان مي‌گويند ما در جنگ رواني قرار داريم و در تهاجم فرهنگي به سر مي‌بريم پس بايد به كمك هنر در مقابل اين تهاجم بايستيم. در اين شرايط بايد با اختصاص بودجه و ارز دولتي در مقابل اين تهاجم قرار بگيريم.

منتشري خاطرنشان كرد: اگر به فرهنگ و هنر توجه كنيم اين توجه منجر به حل بحران‌هاي اجتماعي مي‌شود زيرا فرهنگ و هنر يك كالاي اساسي براي جامعه است.

اين خواننده در پايان گفت: همچنين ما نيازمند نشان دادن چهره واقعي خود به جامعه جهاني هستيم كه اين امر بدون فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري ميسر نمي‌شود



ادامه مطلب

ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی توسط انتشارات ماهور منتشر شد

ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی توسط انتشارات ماهور منتشر شد

ضربی‌خوانی‌های حسین تهرانی با سنتور «قباد ظفر»، ویلن و سه‌تارِ «ابوالحسن صبا»، پیانوی مرتضی محجوبی و ویلن «علی تجویدی» و «مهدی خالدی» و تار «لطف‌الله مجد» توسط انتشارات «ماهور» منتشر شد.

درباره‌ی این اثر، به قلم محمدرضا شرایلی می‌خوانیم:«نام حسین تهرانی (۱۲۹۱ ـ اسفند ۱۳۵۲) در موسیقی معاصر ایران همواره با نام ساز تمبک همنشین بوده است و اگرچه نوازندگان توانا و خبره‌ای مانند رضا روانبخش و مهدی غیاثی از بزرگان این هنر در سال‌های نخست قرن حاضر و مقدم بر تهرانی شمرده می‌شوند اما تمبک‌نوازی پس از دوره‌ی قاجار بیش از هر استاد دیگری مدیون زحمات و ابتکارات حسین تهرانی است. او نه تنها در حوزه‌ی تخصصی نوازندگی تمبک سرآمد روزگار خود بود بلکه در دیگر ابعاد اجرایی موسیقی دستگاهی نیز توانایی‌های ویژه‌ای داشت. تهرانی به دلیل معاشرت و همکاری طولانی با حبیب سماعی با تکنیک‌های اجرایی سنتور و نواختن آن آشنا بود؛ تا حدی با نوازندگی تار آشنایی داشت؛ ردیف را به خوبی می‌دانست؛ از هنر آوازخوانی نیز بهره‌ها داشت و بسیاری از گوشه‌های مهجور ردیف را می‌دانست و با آواز می‌خواند. از دیرباز خواندن تصانیف، کارعمل‌ها و مَتَل‌های سرگرم‌کننده در مجالس و محافل از جمله وظایف نوازنده‌ی تمبک به شمار می‌رفت چرا که این هنرمندان به دلیل آشنایی عمیق با ریتم و اوزان موسیقایی و توانایی تقطیع صحیح کلام بر ملودی صلاحیت و تخصص بیشتری نسبت به آوازخوانان برای اجرای این قطعاتِ باکلامِ موزون داشتند. پیشینیان تهرانی مانند حاجی‌خان (معروف به عین‌الدوله‌ای)، رضاقلی‌خان نوروزی، رضا روانبخش، عبدالله دوامی و دیگر تمبک‌نوازان سرشناس که از صدای خوشی هم بهره داشتند همگی به همان دلیل پیش‌گفته مجریان شناخته‌شده‌ای برای قطعات باکلام موزون بودند و در صفحات گرامافن دوره‌ی قاجار و حتی اوایل پهلوی اول آثاری از ضربی‌خوانی برخی‌شان به یادگار مانده است. تهرانی بسیاری از تصانیف و کارعمل‌های قدیمی را از اینان آموخته ‌بود و گنجینه‌ای از اشعار شاعران متقدم را نیز از حفظ داشت. علاوه بر آن از صدایی گرم برخوردار بود و این استعداد ذاتی و دانش اکتسابی زمینه را برای اجرای این قبیل قطعات توسط او فراهم ساخت. تهرانی که در ابتدا به صورت خودآموخته تمبک می‌نواخت مدتی از راهنمایی‌های رضا‌خان باربد بهره گرفت و پس از آن به محضر حسین اسماعیل‌زاده راه یافت. معاشرت با ابوالحسن صبا و روح‌الله خالقی به گفته‌ی خود وی موجب آشنایی بیشترش با ضرب‌شناسی و وزن‌خوانی شد. هنر ضربی‌خوانی و اجرای آوازضربی یکی از هنرهای بارز تهرانی بود.»



ادامه مطلب