سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

نقره آویزِ آبی

      قدم های سرد...به قدری سرد که صدای بلور بدهند!

   نزدیک به هم و آرام تا پیدایت کنم.

   تا بیایم و ترس هامان را پنهان کنم.

   گویا تمام کاج ها گوش تیز کرده باشند یا تمام پیچک ها آویخته باشند...!

      رازگونه و نا بخردانه.

   سر به راست چرخاندم و سر چپ کردی.

   چنبره توی دالانی زدی که صدای ساز میدهد؛ شوپن ، واگنر و هزار بی پدرِ دیگر...همه با هم مینوازند.



   + گمانم این لحظه را همیشه یادم بماند!




ادامه مطلب

دیدار با نامیرا

      توی آینه پشت سرم ایستاده ای هی میگویی بخند! موی خرگوشی بافته با آن عینکت!

   خنده های آبی ات میریزد لای موهای نارنجی ام...

   بو میکشی موهایم را، دست میکشی رویشان و اشکت می شود: کی اینجور گیست را بریده که بافه بافه ها درست لای گل مویت بند نمیشوند؟!

  
   اینبار من میگویم بخند...

   بغض ات زبان در کامم میکشد! میترسم.

لبهایت که بسیار به گوشم نزدیکند:

   _ موهات خداست...خدا!  لایقِ پرستش!

   + این بندگی فقط لایقِ ملحدی چون تو است!

  

بی اعتراض چشم میبندی و لب وا نمیکنی.

   با انگشت میکشی روی فرق مویی که در تمام سرم باز شده، تا به گردن...

   گویا میخواهی سازی کمیاب بنوازی...چنگ،سکوت!

   چشم های جست و جو گرت بسته اند و حالا دست هات مرا می کاوند!

  آخر پوچی را چه کند و کاو؟!






ادامه مطلب

      قدم های سرد...به قدری سرد که صدای بلور بدهند!

   نزدیک به هم و آرام تا پیدایت کنم.

   تا بیایم و ترس هامان را پنهان کنم.

   گویا تمام کاج ها گوش تیز کرده باشند یا تمام پیچک ها آویخته باشند...!

      رازگونه و نا بخردانه.

   سر به راست چرخاندم و سر چپ کردی.

   چنبره توی دالانی زدی که صدای ساز میدهد؛ شوپن ، واگنر و هزار بی پدرِ دیگر...همه با هم مینوازند.



   + گمانم این لحظه را همیشه یادم بماند!


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۴

      توی آینه پشت سرم ایستاده ای هی میگویی بخند! موی خرگوشی بافته با آن عینکت!

   خنده های آبی ات میریزد لای موهای نارنجی ام...

   بو میکشی موهایم را، دست میکشی رویشان و اشکت می شود: کی اینجور گیست را بریده که بافه بافه ها درست لای گل مویت بند نمیشوند؟!

  
   اینبار من میگویم بخند...

   بغض ات زبان در کامم میکشد! میترسم.

لبهایت که بسیار به گوشم نزدیکند:

   _ موهات خداست...خدا!  لایقِ پرستش!

   + این بندگی فقط لایقِ ملحدی چون تو است!

  

بی اعتراض چشم میبندی و لب وا نمیکنی.

   با انگشت میکشی روی فرق مویی که در تمام سرم باز شده، تا به گردن...

   گویا میخواهی سازی کمیاب بنوازی...چنگ،سکوت!

   چشم های جست و جو گرت بسته اند و حالا دست هات مرا می کاوند!

  آخر پوچی را چه کند و کاو؟!




  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • دی ۱۶ام, ۱۳۹۴