سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

رکورددار حضور موسیقایی در فیلم‌های روی پرده

«بمرانی» رکورددار حضور موسیقایی در فیلم‌های روی پرده

گروه «بمرانی» چهار دی‌ماه تازه‌ترین کنسرتش را با اجرای قطعاتی تازه از دو آلبوم منتشر نشده‌اش در حالی در مرکز همایش‌های برج میلاد روی صحنه می‌برد که موسیقی‌هایش هم‌زمان در سه فیلم سینمایی هم روی پرده است.

«بمرانی» در این کنسرت علاوه بر اجرای قطعات خاطره‌انگیزشان، قطعات جدیدی را هم از آلبوم‌های منتشر نشده خود اجرا می‌کنند. آنها این روزها مشغول کار روی آلبوم سوم خود هستند که در مرحله تولید قرار دارد و قطعات «خارجی» و «حالت درونی» از آن منتشر شده است. علاوه بر آن، آلبوم دیگری با نام «۱۳۴۰» تولید کرده‌اند که کاور قطعات پاپ دهه ۴۰ ایران هستند و در حال اخذ مجوزهای لازم است تا به این ترتیب طی یکی، دو ماه آینده منتشر شود. بهزاد عمرانی خبر از انتشار تک قطعه جدیدشان با نام «پاییز» هم داد که احتمالا تا پیش از کنسرت پیش‌رو، به همراه موزیک ویدئو آن منتشر خواهد شد.

گروه «بمرانی» که از آغاز فعالیتش با حضور در گروه‌های تئاتری توانست با مخاطبانش ارتباط برقرار کند و سال ۹۱ طبق اعلام اداره تئاتر، با حضور در پنج نمایش، پرکارترین گروه موسیقی در تئاتر شناخته شد، این روزها با حضور هم‌زمان در سه فیلم سینمایی در آذر ماه، به نوعی رکورددار حضور در فیلم‌های سینمایی در حال اکران هستند.

فیلم‌های «کلمبوس» ساخته هاتف علیمردانی با بازی فرهاد اصلانی، فیلم «مارموز» ساخته کمال تبریزی و «بی‌نامی» ساخته علیرضا صمدی از جمله این آثارند که بهزاد عمرانی درباره آنها به «موسیقی ما» می‌گوید: «از ما خواست تا قطعه «خارجی» -از آلبوم جدید گروه که چند ماه پیش به شکل سینگل منتشر شد- را به عنوان تیتراژ این کار استفاده کنند. ما هم فقط به دلیل احترامی که برای فرهاد اصلانی قائلیم، بدون این‌که فیلم را دیده باشیم با درخواست او موافقت کردیم. در فیلم «مارموز» علاوه بر تیتراژ، موسیقی متن را هم ساخته‌ایم که موسیقی در این اثر شخصیت مجزایی دارد و بر اساس همان شخصیت و کاراکتر «بمرانی» ساخته شده و اصلاً کمال تبریزی برای همین کاراکتر و خصوصیت بود که به ما پیشنهاد ساخت موسیقی فیلمش را داد. برای تیتراژ «بی‌نامی» هم از ما خواستند قطعه «خیابونا» که در آلبوم «گذشتن و رفتن پیوسته» منتشر شده را استفاده کنند.»

«بمرانی» پیش از این هم تجربه ساخت موسیقی برای فیلم‌های «خواب‌زده‌ها» به کارگردانی فریدون جیرانی، «زاپاس» به کارگردانی بهرنگ توفیقی و مستند میراث ناپدری ساخته نیما مهدیان را داشته‌اند.



ادامه مطلب

سومین روز از جشنواره‌ی همایون خرم برگزار شد

سومین روز از جشنواره‌ی همایون خرم برگزار شد

پنجشنبه ۱۵ آذرماه در سومین روز از برگزاری پنجمین جشنواره و جایزه موسیقی همایون خرم (نوای خرم) بیش از ۱۰۵هنرمند در بخش «اجرای‌گروهی»، ۳۲ هنرمند در بخش «تک نوازی»، ۵۳ هنرمند در بخش «دو و سه نوازی» آثار خود را در فرهنگسرای نیاوران تهران در معرض قضاوت هیات داوران گذاشتند. لوریس چکناواریان، سالار عقیلی، رضا خرم، عباس سجادی و حریر شریعت زاده از مهمانان ویژه روز سوم بودند.

در بخش «تک نوازی» ملیکا قیطاسوند، محمد یوسفیان، امیررضا حسین زادثانی، صبا رجبی طراز کوهی، نگار عباس زاده، محمد امین رضاخانی، سالار علیمردانی، فرنوش اصلانی، محمد رستمی، امیر حسین افروز، سید محمد رضا حسینی، فراز رهنما، نگین بهروزی فر، محمد امین میاندوآبی، کیانا امیری، پارمیدا ایزدی، هانیه زینلی، نیلوفر سقایی، امیر حسین دولخانی بوانلو، محمد فتاحی، محمد روشنی، آیدایزدان پناه، غزل شکوری دیزجی، محراب قلعه جوقی، اشکان محمدی، پوریا محمد پور، علی اکبر حیدری، عمادالدین مومنی، علیرضا محمدی، مهدی احمدی میرقائد، میلاد رجبی و مریم توکلی روی صحنه رفتند.

غزاله اسماعیل‌زاده، آرین نیکمرد نمین، النا طرزی، حسام حق ویردی‌زاده، بارمان رسولی‌نژاد، پانیا جمیلی، مهدیار رستمی کوپائی، بهار رستمی کوپائی، شکیبا امیری، امیر رضا موذن، سید مانی هاشمی، امین جمشیدی، ماهان کریمی، طاها نیکخواه، امیرعباس جمال‌زاده، محمد امین کیا حسینی، علی احمدوند، بنیامین احمد وند، سید بردیا محمودی، ایلیا فخریان نجفی کاشانی، سارینا صالحی، پارمیس جاوید، پارسا جاوید، عرشیا محمدی، افرا اصلان حسینی، تبسم احمدی، امیر حسین حقایق، نیما نایب آقایی، نیما عبدی، عسل ثبوتی، غزل ثبوتی، علی مثقالی، محمد مثقالی، امید احمدی پور، ایلیا فاضلی پور، نیما بناری، کیان کوچک زاده، الینا اقدسییکتا، ستایش سادات ابراهیمی مقدم، ریحانه احمدی پیله ور، پارمیسموسوی، کیمیا بیگلری، چاوش شمس، پیام غم گسار، طاها میرگل، یلدا فاضلی نیا، عرفانه ولد بابا گلزاری، مهرزاد منصوری نژاد، پونه رمضان نژاد، ماهور عقیلی، سینا نوشادی، سینا طاهر خانی، مریم مقدس در بخش «دو و سه نوازی» نیز به رقابت با یکدیگر پرداختند.

در بخش «گروه نوازی» نیز گروه‌ها و هنرمندانی از ارکستر نوجوانان «رودکی» از تبریز به سرپرستی قادر رودکیان، آموزشگاه موسیقی «آفرینش» از یزد به سرپرستی علیرضا ارجمندی، آموزشگاه موسیقی «آوا» از کرج به سرپرستی افشین علوی، گروه «بیداد» از تهران به سرپرستی مجتبی محمدی نیا، آموزشگاه موسیقی «الهی» از مشکین شهر به سرپرستی حسن الهی، گروه سنتی آموزشگاه موسیقی «آسمان» از دلیجان به سرپرستی نیما شکر کردی، هنرستان موسیقی «روزنه» از سنندج به سرپرستی محمد مسلم زارعی، آموزشگاه موسیقی «هزار دستان» از رشت به سرپرستی جاوید رضایی، گروه «نکیسا» از تهران به سرپرستی صدا سدیفی، هنرستان موسیقی دختران تهران به سرپرستی حنانه سعیدی، ارکستر نوجوانان آموزشگاه موسیقی «نوان» از چالوس به سرپرستی محمد رضا عمو جوادی، گروه نوجوانان «آوانا» از ملایر به سرپرستی امید آزاک، گروه همخوانی آموزشگاه موسیقی «آسمان» از دلیجان به سرپرستی امیر هوشنگ ابراهیمی و آموزشگاه موسیقی «شباهنگ» از کرمان به سرپرستی شهرام ابوعامری آثار خود را ارائه دادند.
یکی از اتفاقات ویژه سومین روز جشنواره موسیقی «نوای خرم» به حضور لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر پیشکسوت موسیقی کشورمان اختصاص داشت.

این هنرمند صاحب نام پس از تماشای برخی از اجراهای سومین روز جشنواره بیان کرد: «آثار ارائه شده در این روز فوق‌العاده بودند و به شخصه حس می‌کنم جشنواره خرم در این دوره نسبت به دوره قبل شاهد پیشرفت کمی و کیفی شرکت‌کنندگان است. این جشنواره جوان‌ها را تشویق کرده و سبب شده تا آنها برای شرکت در آن تلاش زیادی را انجام دهند.»

وی همچنین در پاسخ به این پرسش که چند درصد از شرکت‌کنندگان این جشنواره را می‌توان در آینده موسیقی ایران دید، گفت: «پیش‌بینی این موضوع فقط در اختیار خداوند است و تنها پروردگار مهربان است که می‌تواند در این باره پاسخ بدهند اما باید بگویم که شرکت موزیسین در چنین جشنواره‌هایی، کمک روحی بزرگی بوده که می‌تواند در ادامه راه کمک آنها باشد. کودکان و نوجوانان علاقمند به موسیقی باید یاد بگیرند که آثار کلاسیک بزرگان را اجرا کنند و از این حیث جشنواره خرم فرصت خوبی را در اختیار آنها قرار می‌دهد که باید از دست اندرکاران این رویداد قدردانی کرد.»

«بهناز ذاکری» نوازنده سنتور و یکی از داوران بخش رقابتی پنجمین دوره جشنواره خرم هم درباره اجراهای ارائه شده گفت: «اولین سالی است که به عنوان داور در این جشنواره حضور دارم، اما باید بگویم که فضای جشنواره خرم بسیار مثبت بوده و رده سنی کودک و نوجوان برای اینکه در آن شرکت کنند به شدت تلاش می‌کنند. من بر این باورم جشنواره نوای خرم آنها را به شدت تشویق به تمرین می‌کند. یکی از بزرگترین محاسن این جشنواره یادآوری قطعات قدیمی و ماندگار بزرگان موسیقی ایرانی است که توسط شرکت‌کنندگان آن اجرا می‌شود و به این صورت آثار جاودانه بزرگان موسیقی توسط کودکان و نوجوان یاد می‌شود که این موضوع ارزشمند است. همچنین پدر و مادرهایی که تا این اندازه به بچه‌های خود بها داده و آنها را از شهرستان‌های دور به این جشنواره آورده‌اند؛ از نکان جذاب جشنواره خرم بوده که به شدت قابل تحسین هستند.»

به گفته‌ی ذاکری در بین شرکت‌کنندگان، بچه‌های با استعداد بسیاری حضور داشتند که قطعا می‌توانند آینده خیلی خوبی را برای موسیقی ایران رقم بزنند. البته اگر آنها را با تشویق‌های بیهوده و آموزش غلط به بیراهه نکشانند. چراکه آموزش در به ثمر رسیدن استعدادهای موسیقی از اهمیت بسیاری برخوردار است.

«ناصر ایزدی» دبیر هنری پنجمین جشنواره  موسیقی نوای خرم نیز عنوان کرد: «جشنواره موسیقی نوای خرم در پنجمین دوره خود علاوه بر اینکه نسبت به سال گذشته میزبان شرکت کنندگان بیشتری است بلکه از لحاظ کیفی نیز رشد خوبی را تجربه می‌کند. از همان ابتدا وقتی فیلم های فرستاده شده متقاضیان را می‌دیدم متوجه پیشرفت شرکت کنندگان بودیم. ولی اکنون شاهد این هستیم که حتی از فیلم‌هایی که فرستاده‌اند نیز بهتر اجرا می‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که جشنواره خرم، برای والدین، مربیان آموزشگاه‌ها و استادان اهمیت پیدا کرده و آنها تلاش می‌کنند تا هرچه بهتر  هنرجویان برای شرکت آماده کنند.»

این هنرمند با قدردانی از شرکت کنندگان دوره پنجم ادامه داد: «در این دوره متقاضیانی داشتیم که در شرایط به شدت سخت برای ما فیلم فرستاده بودند و دلمان نمی‌آمد که آنها را قبول نکنیم. ولی واقعا امکانات ما در همین حد بود. البته مسلما اگر بتوانیم برای سال‌های آینده امکانات بیشتری فراهم کنیم، حتما تعداد شرکت‌کنندگان و کیفیت جشنواره بالاتر خواهد رفت. خیلی از اساتید، از بین شرکت‌کنندگان متعدد یک جشنواره، تنها دو سه نفر را جز نوابغ موسیقی آینده ایران معرفی می‌کنند ولی من باتوجه به اینکه در هنرستان موسیقی درس می‌دهم، اطمینان دارم که خیلی از شرکت‌کنندگان این جشنواره، موزیسین‌های خوب آینده ما می‌شوند. چراکه بسیار باهوش، با استعداد و اهل ذوق هستند و خوشبختانه موسیقی را دوست دارند.»

پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرم) توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نواندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری از روز پنجشنبه ۸ آذر ماه با حضور هنرمندان شرکت‌کننده گروه سنی کودک و نوجوان آغاز شده است. مراسم اختتامیه این دوره نیز روز پنج‌شنبه ۲۲ آذر در تالار وحدت تهران برگزار خواهد شد



ادامه مطلب

تقدیر از سرو قامتانِ موسیقی شمال زاگرس

تقدیر از سرو قامتانِ موسیقی شمال زاگرس

آیین اختتامیه پنجمین فستیوال موسیقی «آینه‌دار» که در این دوره به موسیقی شمال ایران (دامنه شمالی البرز)؛ گیلان، مازندران و گلستان اختصاص داشت، شامگاه سه‌شنبه ۱۳ آذر در تالار وحدت برگزار شد.عباس علاالدین از روستای زیارت آغازگر این مراسم بود که با آواز گالشی و روایت منطقه خود را از داستان لیلی و مجنون مخاطبان را به وجد آورد. رشید کاکاوند، مجری این مراسم بعد از اجرای علاالدین روی صحنه آمد و سخنانش را را اینگونه آغاز کرد: خوشحال‌کننده است که سالن پر است و اگرچه طبیعی است اما آن قدر به غیرطبیعی‌ها عادت کرده‌ایم که طبیعی‌ها به چشمم‌مان غیرطبیعی می‌آیند! کاش ما هم در محیطی بودیم که از آنِ این نغمه‌هاست. در حالی که این نغمه‌ها را به سالنی باشکوه آورده‌ایم و باید چشمان‌مان را ببندیم تا همه چیز درست شود.

در ادامه تیزری که از سه روز گذشته فستیوال آینه‌دار تهیه شده بود به نمایش در آمد و بعد از آن «گَلی به گَلی» اجرا شد؛ آواز و نی چوپانی از دِلیر و الیتِ مازندران با اجرای کی‌قباد میردار و بهمن سام‌دلیری.

کاکاوند در پایان اجرای آن‌ها گفت: «گَلی به گَلی» از همان گلو به گلو و حنجره به حنجره می‌آید و گفت‌وگوی زیبایی است که باید از آن آموخت.

نخستین سخنران اختتامیه علی مغازه‌ای (دبیر هنری فستیوال آینه‌دار) بود که با قرار گرفتن پشت تریبون گفت: خوشحالیم که در آخرین شب از پنجمین فستیوال آینه‌دار همراهی‌مان می‌کنید. قصد سخنرانی ندارم و تنها در سه بخش کوچک به سه موضوع اشاره می‌کنم. در ابتدای فستیوال پنجم، مروری داشتیم بر چهار دوره‌ای که برگزار شد و گریزی به پنجمین دوره و منتخبی از اجراهایی را دیدیم که ممکن بود علاقه‌مندانی موفق به دیدنشان نشده باشند. از جنوب شاهد زار بودیم و از زاگرس کَرنا و نقاره، از بلوچستان دراویش چشتی را دیدیم و از آذربایجان آشیق ولی عبدی را، از میناب لوطی‌ها را و از تربت جام دوتار را به عنوان نمونه‌هایی از چهار دوره گذشته و چاوشی و کرنی را از لشت و نشا به عنوان نمونه‌ای از دوره پنجم.

مغازه‌ای در ادامه تشریح کرد: در پنجمین فستیوال آینه‌دار به دامنه شمالی البرز رفتیم واز غرب البرز وارد تالش شدیم و گیل قدیم و دیلمان را دیدیم و بین ییلاق‌ها و جلگه‌ها و جنگل‌ها حرکت کردیم. با افرادی رو‌به‌رو شدیم که بازتاب زیستی به‌خصوص هستند، رنگ و شکل زیست عوض شد اما سختی‌هایش بر جا بود. در گذر از دِلیر و الیت به دو عزیزی برخورد کردیم که اجرایشان را دیدید و بعد به گُدارها رسیدیم .از آن‌ها گذر کردیم و در زیارت، دایی عباس (عباس علاالدین) را دیدیم و در کتول کسانی دیگر را شناختیم و در پایان می‌توانم به جرات بگویم گلستان دو کشور است، شمال و جنوب.

مغازه‌ای در ادامه تصریح کرد: در چشم من موسیقی همواره جنسیت داشته و زن بوده است، موجودی زاینده چون زمین که جاندار است و جانبخش و درون این کانسپت سازها هر کدام جنسیتی دارند. به عنوان مثال در سیستان و بلوچستان ساز قیچک زن است که ملودی‌های اصلی را می‌نوازد و تنبوره هم مَرد است که با نواختن آکورد قیچک را همراهی می‌کند.
او ادامه داد: در فستیوال ما اگرچه ناقلان موسیقی مرد بودند ولی موسیقی را از زنان گرفته بودند، موسیقی‎ای را که خود، زن است. در پنجمین فستیوال آینه‌دار در کنار مردان شاهد حضور زنانی نیز بودیم که فریاد بی‌صدای زنان موسیقی‌دان بودند.

دبیر هنری آینه‌دار سخنانش را اینگونه پایان داد: موسیقی ایرانی به شدت هویت‌مند است و در هر جای جهان حتی اگر خودمان را نشناسند با شنیدن موسیقی‌مان متوجه می‌شوند که متعلق به کدام نقطه جغرافیایی هستیم. در پنجمین فستیوال موسیقی آینه‌دار سعی کردیم به جای خالی زنان بپردازیم. جای خالی زن و جای خالی صدای زن را هیچ چیز نمی‌تواند پُر کند. می‌خواهم به «تنها صداست که می‌ماند» عبارتی را اضافه کنم؛ «تنها صداست که می‌ماند اگر صدای زن باشد» و این چیزی بود که من در این فستیوال دیدم.

بعد از سخنان دبیرجشنواره برنامه‌ای از علی‌آباد کتول اجرا شد. احمد نظری، نعمت اصلانی، علیرضا شکارچی و حسین خسروی شادیانه‌ای مربوط به مراسم عروسی را اجرا کردند.

سپس رشید کاکاوند از تندیس‌های سروی گفت که به ۲۴ موسیقی‌دان دامنه شمالی البرز تعلق گرفت. او در این مورد گفت: تندیس این مراسم سرو ایرانی است. سرو سبز است و سربلند و همیشه‌بهار و نماینده بلندقامتی و سرزندگی فرهنگ ایرانی. سرو به عنوان سمبل و نماد فرهنگی این رویداد انتخاب شده است. زنده‌یاد بیژن نجدی (شاعر و داستان‌نویس) که اگرچه در خاش به دنیا آمد اما تمام عمر در لاهیجان زندگی کرد، تعبیر زیبایی دارد با عنوان «سرزمین بته‌جقه‌ای من» و بته‌جقه هم از سرو گرفته شده است.

سری اول تندیس‌های این مراسم با حضور محمدرضا اصلانی، ارشد تهماسبی، علی ترابی و علی مغازه‌ای به ۱۲ نفر به شرح زیر اهدا شد؛ عباس علاالدین، موسی ملک‌حسینی، علی‌اکبر اصلانی‌کتولی، درویشعلی خسروی، ذبیح‌الله پوربابا، رفیع رفیعی، منوچهر میرصانلو که در این مراسم حضور نداشت، غلامرضا امانی، زنده‌یاد حسین طیبی که پسرش ارسلان طیبی روی صحنه حاضر شد، ابوالحسن خوشرو که برای رسیدن به مرحله پایانی این فستیوال، شیمی‌درمانی‌اش را به تعویق انداخته بود، علی اکبرپور و علی‌اوسط کشت‌پرور.

رشید کاکاوند از ابوالحسن خوشرو درخواست کرد برای لحظاتی پشت تریبون قرار بگیرد و دو بیتی برای حضار بخواند. خوشرو صحبتش را با شعری از سعدی آغاز کرد و گفت: ممنونم از این که سرو را انتخاب کردید. به سرو گفت کسی، میوه‌ای نمی‌آری/ جواب داد که آزادگان تهی‌دستند.

او سپس قطعه‌ای خواند و کاکاوند گفت: از مسئولین فستیوال خواهش می‌کنم فیلم آواز استاد خوشرو را برای ریز و درشت هنرمندان موسیقی بفرستند تا همگی آن را ببینند.

اجرای بعدی این مراسم آواها و ترانه‌های مردمی شالیزاری بود از مازندران با حضور جانعلی اکبریان (خواننده و سرپرست گروه)، آمنه نوروزی (همخوان و کله ونگ)، گل‌ابرو فتحی (لگن)، پروانه اکبریان (همخوان، کله ونگ و کف)، حسن کریمی (همخوان و کف)، فرزانه اکبریان (همخوان، کله ونگ و کف) و ماهروزه اکبریان (همخوان، کله ونگ و کف) که پیش از این، دوشنبه ۱۲ آذر در تالار رودکی روی صحنه رفته بودند.

سپس احسان رسول‌اف، رئیس فستیوال با قرار گرفتن پشت تریبون گفت: بسیار مفتخرم که از سمت گروه اجرایی از شما سپاسگزاری کنم و خدا را شکر می‌کنم که پنجمین فستیوال آینه‌دار در سه روز گذشته، با حضور اساتیدی از دامنه شمالی البرز برگزار شد. ما بر آن هستیم که آینه‌دار را که فستیوالی آرشیومحور است و تلاشی است در راه مستند کردن صدا و تصویر بزرگان حوزه موسیقی نواحی در قالب هشت دوره در مناطق مختلف جغرافیایی ایران ادامه دهیم و امیدواریم با برگزاری سه دوره دیگر، مجموعه بزرگی را در قالب هشت بهشت موسیقی آیینی ایران به تاریخ‌مان تقدیم کنیم. مجموعه‌ای مستند در قالب تصاویری از اساتید، مصاحبه با آن‌ها و اجراهایشان در استودیو و تالار.

رئیس فستیوال آینه‌دار افزود: از طرف گروه اجرایی تشکر می‌کنم از کسانی که از مسیرهایی دشوار و دور آمدند. گروه اجرایی برگزاری پروژه آینه‌دار را به عنوان وظیفه‌ای برای خود برمی‌شمارد در جهت حفظ میراث ارزشمندمان که هر روز بخشی از آن در برابر چشم‌مان از بین می‌رود.

پس از صحبت‌های رسول‌اف، نی بید اجرا شد با حضور درویشعلی خسروی (بیدخوان) و نعمت اصلانی‌کتولی (نوازنده نی).

سپس محمدسعید شریفیان، ابوالحسن خوشرو و احسان رسول‌اف روی صحنه رفتند و ۱۲ سرو دیگر به این هنرمندان اهدا شد؛ گیلان‌خان خوشنواز، اصغر ابراهیم‌نژاد، صدیقه ماهوتی، حرمت یوسفی، زنده‌یاد احمد عاشورپور که دخترش تندیسش را دریافت کرد، شاه‌خانم دنکو که در غیابش پسرش تندیسش را گرفت، کی‌قباد میردار، بهمن سام دلیری، جانعلی اکبریان، زنده‌یاد احمد محسن‌پور که پسرش روی صحنه حاضر شد، هوشنگ منصوریان و اصغر عاشقی.

آخرین اجرا سنت تشت‌زنی بود از علی اوسط کشت‌پرور و در پایان رشید کاکاوند اعلام کرد که ششمین دوره از فستیوال آینه‌دار به موسیقی جنوبی و شمالی استان گلستان اختصاص خواهد داشت.

این مراسم با حضور گسترده هنرمندان و علاقمندان به موسیقی نواحی اقوام مختلف ایران برگزار شد. از جمله چهره‌های حاضر می‌توان به محمدرضا اصلانی (شاعر، سینماگر و مستندساز)، علی ترابی (مدیر دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، محمدسعید شریفیان (موسیقی‌دان و آهنگساز)، کیاووش صاحب‌نسق (آهنگساز و نوازنده پیانو) ارشد تهماسبی (موسیقی‌دان و نوازنده تار و سه‌تار)، ، شهرام صارمی (نوازنده کمانچه، مدرس و مدیر اجرایی سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر) امید نعمتی (خواننده گروه پالت)، مهیار علیزاده (آهنگساز) اعضای گروه دال، بهزاد عبدی و… اشاره کرد.

پنجمین فستیوال موسیقی نواحی و آیینی ایران (آینه‌دار) روز جمعه ۹ آذرماه سال ۱۳۹۷ آغاز و در روز سه‌شنبه ۱۳ آذر به پایان رسید. این دوره از فستیوال به موسیقی دامنه شمالی زاگراس یعنی استان‌های گیلان، مازندران و گلستان اختصاص داشت.



ادامه مطلب

رفتن دو تارنواز ۱۰۰ ساله روی صحنه در پنجمین فستیوال موسیقی آینه‌دار

دوتارنواز 100 ساله روی صحنه رفت

چهارمین شب از پنجمین دوره فستیوال موسیقی آینه‌دار  به دو مجموعه آواز گالشی و ساز گوداری استرآبادزمین (استان گلستان) و دِتار، لَلِوا و شادیانه‌های طبری (استان مازندران) اختصاص داشت. اجراهایی پرشور و شاداب که هیجان خاصی را در تالار رودکی جاری کرد.  اتفاق ویژه شب آخر حضور نوازنده ۱۰۰ ساله بر صحنه بود که موجب شگفتی بود.

سانس اول از آخرین شب پنجمین فستیوال موسیقی آینه‌دار (دوشنبه دوازدهم آذر) با اجرای  قربان میرشکاری (نوازنده دُهل) و پرویز میرشکاری (نوازنده سُرنا) آغاز شد.

سپس حسین بندگی (نوازنده کمانچه)، احمد نظری (خواننده)، نعمت اصلانی (نوازنده دوتار)، علیرضا شکارچی (نوازنده ضرب حلبی) و حسین خسروی (نوازنده نی) موسیقی مراسم آیینی حنابندان در علی‌آباد کتول را اجرا کردند. احمد نظری برای چندمین بار بود که با رپرتوار متفاوتی در این فستیوال روی صحنه می‌رفت و یکی از ستاره‌های این رویداد محسوب می‌شود.

باس علاالدین (عمو عباس)  هم راوی حکایتی از روستای زیارت استان گلستان شد. او تمام آن‌چه که از آواز گالشی می‌داند را از ۱۲ سالگی از پسر عمویش یاد گرفته است. این هنرمند که از ارتفاعات روستای زیارت برای اولین‌بار اجرای صحنه‌ای را تجربه می‌کرد در دو شاخه محلی استرآبادی به زبان طبری و فارسی آواز خواند.

در تمام مدتی که عباس علاءالدین ترانه‌های لیلی جان، سوری جان، نازنین ،  لاله و بانو غریبم را اجرا می‌کرد، تصاویری از پُرتیکه گلیم بافی همسرش پشت سر او پخش شد که در نهایت ترانه‌ای را هم به همسرش تقدیم کرد. اجرای علاالدین بسیار مورد توجه مخاطبان حاضر در سالن قرار گرفت.

قربان میرشکاری (نوازنده ویلن) و پرویز میرشکاری (نوازنده ضرب حلبی) نیز از گرگان روی صحنه رفتند و بخش دیگری از موسیقی گوداری را به نمایش گذاشتند.

«علی مغازه‌ای» دبیر فستیوال آینه دار  در توضیح این گروه گفت: «این اجرا نمونه‌ای از موسیقی گوداری‌هایی است که در کوچه پس کوچه‌های تهران می‌چرخند  و اجرا می‌کنند که گونه‌ای از موسیقی است که ظرفیت تغییر در خودش را در کمترین زمان دارد. گودارها شبیه  به «بارباپاپا» هستند که با مسائل مختلف فرهنگی و اقتصادی تغییر کرده و سازهایشان را نیز عوض می‌کنند. این اتفاق برای کولی‌ها در همه دنیا نیز مرسوم است. گودارها قرن‌هاست که حامل موسیقی در مناطق مازندران هستند.»‌

آخرین گروهی که در سانس اول روی صحنه رفتند گروه شادیانه‌های گوداری از مازندران بودند که قرار بود روز گذشته اجرا کنند اما به تهران نرسیدند. عشقعلی شکارچیان (نوازنده دِتار و خواننده)، بخشعلی شکارچیان (نوازنده دِتار و آواز)، نادعلی شکارچیان (نوازنده  کمانچه) و حسن شکارچیان (نوازنده تنبک) بخشی از شادیانه‌ها را به شکل گروه‌نوازی و تک‌نوازی به نمایش گذاشتند.

سانس دوم از آخرین روز  پنجمین فستیوال آینه‌دار مختص گروه موسیقی «نیما» بود که فضل‌الله دهقان (خواننده)، ارسلان طیبی (نوازنده للوا)، مصطفی محسنی‌راد (نوازنده دِتار)، سیدباقر اسدی (نوازنده نقاره) و محمد ابراهیم عالمی (خواننده) آن را تشکیل می‌دادند، آوازها و ترانه‌های مازندران را روی صحنه بردند.

داود قاسمیان (نوازنده دِتار و خواننده)، هنرمند بعدی بود که روی صحنه رفت تا نوازندگی سبک نظام شکارچیان را به نمایش بگذارد. مغازه‌ای درباره او هم گفت: حضور این دوتارنواز مثل تولد نظام شکارچیان بوده است. حرکات دست استاد شکارچیان روی دوتار را می‌توان در اجراهای قاسمیان نیز دید. علی‌رغم این که این هنرمند جوان است اما موسیقی‌ای که از او می‌شنویم قدیمی و به عبارتی او امید دوتار است.

کربلایی اصغر ابراهیم‌نژاد بعد از داود قاسمیان روی صحنه رفت. این نوازنده و خواننده ۱۰۰ ساله که به گفته دبیر جشنواره کمتر کسی او را در ایران می‌شناسد و بسیاری مانع شدن تا دیده شود.  حضور ابراهیم‌نژاد بعد از سال‌ها روی صحنه از اتفاقات ویژه این فستیوال بود. مغازه‌ای در توصیف ابراهیم‌نژاد گفت: دوتار مازندران مدیون این افراد است. او ساکن گرجی محله است و گوش‌هایش سنگین است و نوه‌اش ساز او را کوک کرده و کمک کرد تا به صحنه بیاید.

ارسلان طیبی (خواننده و نوازند للوا و فرزند حسینعلی طیبی) نیز چند دقیقه‌ای برای تماشاگران اجرا کرد.  آخرین روز اجرای پنجمین فستیوال آینه‌دار با آواها و ترانه‌های مردمی شالیزاری مازندران به پایان رسید. به گفته مغازه‌ای جانعلی اکبریان هنرمند کشاورزی است که از پنج سالگی در شالیزارهای مازندران برای نشاکاران می‌خوانده و برای اولین بار اجرای صحنه‌ای خود را تجربه کرد.

مغازه‌ای درباره این هنرمند گفت: «او بارها به رادیو و جاهایی که می‌توان خواند، مراجعه کرده است اما او را راه نداده‌اند و حالا برای اولین بار به همراه خانواده‌اش در آینه‌دار به صحنه آمده است. هیچکدام از اعضای این خانواده تجربه اجرا نداشتند و به صورت بداهه، کُرخوانی و تشت‌زنی را انجام دادند. آمنه نوروزی، گل ابرو فتحی، پروانه اکبریان، حسن کریمی، فرزانه اکبریان و ماهروزه اکبریان این اجرا را پیش بردند.»

اجراهای صحنه‌ای پنجمین دوره فستیوال آینه‌دار که با تمرکز بر موسیقی مناطق گیلان، مازندران و گلستان بود، شب گذشته ۱۲ آذر در تالار رودکی به پایان رسید. آیین اختتامیه این فستیوال روز سه‌شنبه ۱۳ آذر ساعت ۲۱ در تالار وحدت برگزار می‌شود در این مراسم گزیده‌ اجراهای این فستیوال مرور خواهد شد. لازم به ذکر است که و ورود عموم به این مراسم  آزاد است.



ادامه مطلب

کنسرتی که میلاد درخشانی نهم آذر روی صحنه برد

کنسرتی که میلاد درخشانی نهم آذر روی صحنه برد

کنسرتی که میلاد درخشانی نهم آذر روی صحنه برد، از تمام جهات حائز اهمیت بود و توانست اتفاقات بسیار خوبی را روی صحنه رقم بزند؛ چه به لحاظ پرفورمنس و اجرای خودش و چه تنظیم قطعات و نوازندگان خوب و باذوقی که تعدادشان کم و کافی بود.

نوازنده‌ها آن‌قدر با هم هماهنگ بودند که انگار قطعات را با هم ساخته و تنظیم کرده‌اند و مال خودشان است. تک‌تک نوازنده‌ها در کنسرت بُولد بودند و مشخص بود که هر کس سر جای خودش، کارش را درست انجام می‌دهد.

صدابردار هم بهروز منزه بود که مثل همیشه به خوبی از عهده این بخش برآمده بود. به نظرم آمد آنچه که در سالن «ایوان شمس» شنیدیم، صدای تجهیزات ثابت سالن نبود و تجهیزات صدابرداری دیگری هم اضافه شده بود تا آقای منزه بتواند این اتفاق خوب را رقم بزند. از طرفی هم صدای خوب در کنسرت‌ها، صفر تا صدش صرفاً به صدابردار مربوط نیست و تکمیل‌کننده آن، مواردی همچون اجرا، نوازنده‌ها و تنظیم درست موسیقی است. از آنجایی که نوازنده‌ها و تنظیم‌ها درست بودند، دست صدابردار خیلی باز بود و توانست با این پکیج، صدای خوبی بگیرد.

تنظیم‌هایی که در اجرا اتفاق افتاده بود هم بسیار ایده‌آل بودند. گاهی که به آلبوم‌های میلاد گوش می‌کنم، احساس می‌کنم می‌توانست یک‌سری اتفاق‌ها در تنظیم قطعات بیفتد که حالا به هر دلیلی -که یا می‌خواسته خیلی شلوغ نشود یا مثلاً راک استایل نشود یا خارج از جریان و فضای آلبومش نباشد- جلویش را گرفته است. یک جاهایی دوست داری آهنگ فریاد بزند و تو هم با آن فریاد بزنی که خیلی در آلبوم این اتفاق نمی‌افتد اما در اجراها این موضوع برعکس است و جاهایی که دوست داری با آهنگ بالا بروی، به راحتی این زمینه را برایت فراهم می‌کند. پس روی تنظیم قطعاتش برای اجرا خیلی خوب فکر کرده بود که فکر می‌کنم ترکیبی از خودش و رضا تاجبخش باشد چون به نظرم در بعضی قسمت‌ها، رگه‌هایی از سلیقه موسیقایی رضا را هم شنیدم.

میلاد اصولاً هنرمند تک بعدی نیست و در بخش‌های مختلفی فعالیت می‌کند که اجراهای باکلام هم یکی از آنها است. این کاراکتر موسیقایی میلاد را به شخصه خیلی دوست دارم، چراکه میلاد آهنگساز بسیار خوبی است و به همین دلیل هم کارهای خودش را خیلی خوب اجرا می‌کند و می‌تواند حسش را به خوبی منتقل کند.

در این کنسرت هیچ ای کاشی برایم وجود نداشت به جز چند مورد سلیقه‌ای که مثلاً کاش فرصت تمرین وجود داشت و یک قطعه هم با کیان پورتراب اجرا می‌کرد؛ چون ترک‌های بسیار خوبی با هم دارند و موضوع دیگر هم این‌که دوست داشتم میلاد در کنسرتش تارنوازی هم داشت اما به نظرم خودش عود را بیشتر ترجیح می‌دهد. اما آن‌قدر همه چیز خوب بود که این‌ها اصلاً مسئله مهمی نیستند.

در پایان هم این‌که، این نوع اجراها که هم باکلام هستند و می‌توانند مخاطب عام هم داشته باشند و هم به لحاظ موزیکالیته در مسیر درستی هستند، تأثیرش روی سلیقه مخاطب بسیا زیاد است و اگر مردم ما کمی از این موسیقی‌ها گوش کنند و به سمت این اجراها هم بیایند، شاهد اتفاق‌های خوبی خواهیم بود. اما متأسفانه کمتر کسی روی این ژانرها سرمایه‌گذاری و تبلیغات می‌کند و کمتر دیده و شنیده می‌شوند. خوشحالم که سالن پُر شده بود و همه هم با او هم‌خوانی می‌کردند اما اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم، پتانسیل این‌که دو، سه سانس دیگر هم بلیت‌فروشی کند را داشت و سالن باید راحت پر می‌شد.

اجرای میلاد درخشانی جزء اجراهایی بود که همه چیزش پرفکت پیش رفت و دوست داشتی یک بار دیگر هم اجرا را ببینی. جای همه خالی.



ادامه مطلب

کنسرتی که میلاد درخشانی نهم آذر روی صحنه برد

کنسرتی که میلاد درخشانی نهم آذر روی صحنه برد

کنسرتی که میلاد درخشانی نهم آذر روی صحنه برد، از تمام جهات حائز اهمیت بود و توانست اتفاقات بسیار خوبی را روی صحنه رقم بزند؛ چه به لحاظ پرفورمنس و اجرای خودش و چه تنظیم قطعات و نوازندگان خوب و باذوقی که تعدادشان کم و کافی بود.

نوازنده‌ها آن‌قدر با هم هماهنگ بودند که انگار قطعات را با هم ساخته و تنظیم کرده‌اند و مال خودشان است. تک‌تک نوازنده‌ها در کنسرت بُولد بودند و مشخص بود که هر کس سر جای خودش، کارش را درست انجام می‌دهد.

صدابردار هم بهروز منزه بود که مثل همیشه به خوبی از عهده این بخش برآمده بود. به نظرم آمد آنچه که در سالن «ایوان شمس» شنیدیم، صدای تجهیزات ثابت سالن نبود و تجهیزات صدابرداری دیگری هم اضافه شده بود تا آقای منزه بتواند این اتفاق خوب را رقم بزند. از طرفی هم صدای خوب در کنسرت‌ها، صفر تا صدش صرفاً به صدابردار مربوط نیست و تکمیل‌کننده آن، مواردی همچون اجرا، نوازنده‌ها و تنظیم درست موسیقی است. از آنجایی که نوازنده‌ها و تنظیم‌ها درست بودند، دست صدابردار خیلی باز بود و توانست با این پکیج، صدای خوبی بگیرد.

تنظیم‌هایی که در اجرا اتفاق افتاده بود هم بسیار ایده‌آل بودند. گاهی که به آلبوم‌های میلاد گوش می‌کنم، احساس می‌کنم می‌توانست یک‌سری اتفاق‌ها در تنظیم قطعات بیفتد که حالا به هر دلیلی -که یا می‌خواسته خیلی شلوغ نشود یا مثلاً راک استایل نشود یا خارج از جریان و فضای آلبومش نباشد- جلویش را گرفته است. یک جاهایی دوست داری آهنگ فریاد بزند و تو هم با آن فریاد بزنی که خیلی در آلبوم این اتفاق نمی‌افتد اما در اجراها این موضوع برعکس است و جاهایی که دوست داری با آهنگ بالا بروی، به راحتی این زمینه را برایت فراهم می‌کند. پس روی تنظیم قطعاتش برای اجرا خیلی خوب فکر کرده بود که فکر می‌کنم ترکیبی از خودش و رضا تاجبخش باشد چون به نظرم در بعضی قسمت‌ها، رگه‌هایی از سلیقه موسیقایی رضا را هم شنیدم.

میلاد اصولاً هنرمند تک بعدی نیست و در بخش‌های مختلفی فعالیت می‌کند که اجراهای باکلام هم یکی از آنها است. این کاراکتر موسیقایی میلاد را به شخصه خیلی دوست دارم، چراکه میلاد آهنگساز بسیار خوبی است و به همین دلیل هم کارهای خودش را خیلی خوب اجرا می‌کند و می‌تواند حسش را به خوبی منتقل کند.

در این کنسرت هیچ ای کاشی برایم وجود نداشت به جز چند مورد سلیقه‌ای که مثلاً کاش فرصت تمرین وجود داشت و یک قطعه هم با کیان پورتراب اجرا می‌کرد؛ چون ترک‌های بسیار خوبی با هم دارند و موضوع دیگر هم این‌که دوست داشتم میلاد در کنسرتش تارنوازی هم داشت اما به نظرم خودش عود را بیشتر ترجیح می‌دهد. اما آن‌قدر همه چیز خوب بود که این‌ها اصلاً مسئله مهمی نیستند.

در پایان هم این‌که، این نوع اجراها که هم باکلام هستند و می‌توانند مخاطب عام هم داشته باشند و هم به لحاظ موزیکالیته در مسیر درستی هستند، تأثیرش روی سلیقه مخاطب بسیا زیاد است و اگر مردم ما کمی از این موسیقی‌ها گوش کنند و به سمت این اجراها هم بیایند، شاهد اتفاق‌های خوبی خواهیم بود. اما متأسفانه کمتر کسی روی این ژانرها سرمایه‌گذاری و تبلیغات می‌کند و کمتر دیده و شنیده می‌شوند. خوشحالم که سالن پُر شده بود و همه هم با او هم‌خوانی می‌کردند اما اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم، پتانسیل این‌که دو، سه سانس دیگر هم بلیت‌فروشی کند را داشت و سالن باید راحت پر می‌شد.

اجرای میلاد درخشانی جزء اجراهایی بود که همه چیزش پرفکت پیش رفت و دوست داشتی یک بار دیگر هم اجرا را ببینی. جای همه خالی.



ادامه مطلب

وقتی کودکان از تخت‌جمشیدهای موسیقی روایت می‌کنند

وقتی کودکان از تخت‌جمشیدهای موسیقی روایت می‌کنند

دومین روز از جشنواره موسیقی «نوای خرّم» در حالی برگزار شد که برخی از اعضای هیات داوران این دوره بر ضرورت تمرین و توجه بیشتر مخاطبان در اجرای آثار بزرگان تاکید کردند. در دومین روز از برگزاری این رویداد بیش از ۲۶۰ هنرمند در بخش «اجرای‌گروهی»، ۵۲ هنرمند در بخش «تک نوازی»، ۱۲ هنرمند در بخش «دو و سه نوازی» و ۲۳ هنرمند در بخش «تکخوانی و همخوانی» آثار خود را در معرض رقابت هیات داوران گذاشتند.

«وارطان ساهاکیان» –آهنگساز و مدرس دانشگاه- که در پنجمین دوره برگزاری جشنواره موسیقی «نوای خرم» به عنوان عضو هیات داوران حضور دارد، درباره کیفیت اجراهای روز دوم جشنواره توضیح داد: «در این دوره از جشنواره شاهد اجرای شرکت‌کنندگان بیشتری هستیم اما با این دلیل نمی‌توان گفت که کیفیت این دوره، بهتر از دوره‌های گذشته شده است. چراکه هنوز در روز دوم رقابت‌ها هستیم و ارزیابی جشنواره، باید پس از دیدن همه آثار صورت گیرد تا به صورت مشخص درباره آثار نظر بدهیم. به هر حال شرکت‌کنندگانی که در دوره‌های قبلی جشنواره شرکت کرده بودند، به نوعی برای شرکت در این دوره تشویق شده‌ که پیشرفت را به خوبی می‌توان در اجرای آنها دید. البته برخی از شرکت‌کنندگان دیگر از لحاظ تکنیکی نسبت به بقیه ضعیف‌تر هستند و اگر می‌خواهند پیشرفت کنند، باید تمرین خود را برای این موضوع بیشتر کنند. چراکه وقتی آن‌ها تکنیک‌های ساز خود را بدانند بهتر می‌توانند تمرین کنند و در نهایت ما شاهد اجرای بهتری خواهیم شد.»

ساهاکیان در پایان صحبت‌هایش درباره تنظیم‌ اجراهای ارائه شده در این دوره از جشنواره گفت: «برخی از تنظیم‌های ارائه شده خیلی بهتر از دوره‌های قبل بودند؛ ولی تعدادی هم هستند که نسبت به شرکت‌کنندگان دوره‌های قبل ضعیف‌تر عمل کرده‌اند. چراکه اغلب آنها با مشکلاتی همچون کوک نبودن ساز مواجه بودند و این موضوع به اجرای آنها لطمه وارد کرد.»

مجید ناظم‌پور نوازنده و عضو دیگر هیات داوران پنجمین جشنواره موسیقی «نوای خرم» نیز درباره کم و کیف برگزاری این دوره گفت: «جشنواره خرم یک اتفاق بزرگ فرهنگی است که به نظر من در این دوره شاهد ارتقای کیفیت آن نسبت به دوره‌های قبل هستیم. زیرا علاوه‌بر پیشرفت شرکت‌کنندگان، تجربه جشنواره هم در زمینه اجرا بیشتر شده که در این چارچوب ما شاهد یک فرایند منظم هستیم و این نشان از مدیریت خوب برگزارکنندگان آن دارد. اساتیدی که آثار آنها در جشنواره اجرا می‌شود برای ما همچون تخت جمشید با اهمیت هستند. به عبارتی همان طور که  تخت جمشید تنها متعلق به بزرگسالان نیست، آثار این عزیزان هم به همین صورت بوده و متعلق به تمام ایرانیان اعم از بزرگسال و کودک است. پس کودکان هم حق اجرا دارند و باید میراث فرهنگی کشورشان را بشناسند.»

ناظم‌پور ادامه داد: «به هر صورت من با دیدن اجرای هنرمندان این دوره از جشنواره خرم، آینده فرهنگی این کشور را خیلی روشن می‌بینم و به خانواده آنها که برای تربیت فرزندشان هزینه می‌کنند، تبریک می‌گویم. کودکان پس‌اندازهای فرهنگی ما هستند و اتفاقا آنها از همین سن باید گوش خود را به شنیدن آثار فاخر موسیقی عادت بدهند. چراکه این موضوع سبب می‌شود تا آنها در آینده آثار ارزشمندتری را به اجرا بگذارند.»‌

بابک شهرکی دیگر عضوهیات داوران این دوره از جشنواره هم با اشاره به ارزیابی خود از آثار به صحنه رفته در روز دوم اظهار کرد: «با توجه به اینکه در روز دوم رقابت‌ها قرار داریم، نمی‌توان خیلی قطعی درباره اجراهای ارائه شده نظر داد. ولی در کل پیشرفت جشنواره نسبت به سال‌های قبل کاملا مشهود است. در این دوره علاوه بر اینکه تعداد شرکت‌کنندگان رشد داشته، شاهد پیشرفت چشمگیر شرکت‌کنندگانی هستیم که سال گذشته ضعیف‌تر بودند و امسال با قدرت بیشتری در جشنواره شرکت کردند. به نوعی هدف این جشنواره نیز همین موضوع بوده که فکر می‌کنم تاحدی توانسته به این هدف دست پیدا کند.»

او در ادامه درباره نحوه اجرای آثار بزرگان توسط کودکان گفت: «به تعداد بچه‌هایی که در این رقابت شرکت کرده‌اند، نظرات و سلیقه‌های مختلف وجود دارد. به همین دلیل شاید عده‌ای مخالف این باشند که ترانه بزرگان را گروه سنی کودک اجرا کند ولی عده‌ای هم هستند که نظر متفاوتی دارند. بر همین اساس نمی‌توان سلایق مختلف را ملاک قرار دارد. به شخصه دوستان بوشهری را دیده‌ام که حتی نوع ضرب گرفتن آنها با افرادی که در شمال زندگی می‌کنند، متفاوت است. طبیعتا این موارد در تنظیم آنها نیز تاثیر گذاشته و اجراهای متفاوتی را نتیجه می‌دهد. به هر صورت نمی‌توان تنظیم‌های اجرا شده در این دوره را با دوره‌های قبل مقایسه کرد. البته با توجه به گروه‌هایی که در هر مسابقه‌ای شرکت می‌کنند، بسته به سلایق مختلف می‌توان شاهد تنظیم‌های متفاوتی بود. اما از نظر کیفیت باید بگویم که از نظر بنده کیفیت آثار ارائه شده در این رده سنی بسیار خوب است.»‌

در بخش «تک نوازی» آرمیتا خاکسار، دینا آذری، متین مهدی‌زاده، متین هراتی، آرتین میرشاهی، فاطمه عاشوری، سید محمد پویا، فراز محمود پور، رومینا قادری، سینا گودرزی، تینا طالبی، النا رضایی، آلما سالاری، دینا زمانی، پارمین هراتی، پرینا یوسفی‌نژاد، مهشاد شجاعی‌فر، امیر محمد آدوس، سیده شادیا پورحجتی، انوشه کشتکار، آریانا داوودی، صبا مرموری‌زاده، آرش کاویانی، آریا قاسمی، محمد مهدی عباسی، عسل رسولی نسب، محمد سام کیانی، آوا پریشانی، علی ملکی، بهارخواجه دهاقانی، نیوشا آقامجیدی، ایلیا شاکری، الهان بذرافکن، علی رحمت پناه، سارا آویژه، آیسان فتحی، ماهک رحیم‌زاده، پدرام فرامرزی، صدرا فلاحی، ترنم مولایی، آریا علوی، سورنا قجر، آرمان جان‌احمدی، ایلیا آقایی، نازیلا بابایی، جعفر زلفی‌پور، ریحانه مشتریان، کیانا حکاک، سحر پیلگوش، آرین امیری، بابک قلی‌زاده، یسنا یگانه روی صحنه رفتند.

آرمین ابرقویی، محمد حسن بادی، پریناز قاسمی، نیکا سلیمانی فرد، آوینا افشارنیا، آیناز وارسته روان، مهرسا قلعه‌جوقی، چکامه امینی، پریا حاجی صادقیان، سید ایلیا معصومی، نرگس حقیقی، آرنیکا پورآقایی، گلسا فاضل‌نیا، نفس خرمیان اصفهانی، آریو برزن رستمی، نوشین وطن پرست، آروین رحیم پور، مهیا کریمی، بهار کندی، یاسین آذره لاکه، حورا رستگار و باران شایان‌فر نیز در بخش «تکخوانی و همخوانی» نیز به رقابت با یکدیگر پرداختند.

در بخش «دو و سه نوازی» هم مایا حقیقی‌راد، ویانا اعظمی، آرتین شعبانی، امیر سالار ادیب راد، مرسانا مختاری، آیدا عبدالملکی، مهدیس هاتف، ایلیا علیمی، مانی مهدوی ایزدی، نازگل فتاحی طبری، یسنا مرادی و سجاد توکلی روی صحنه رفتند.
در بخش «گروه نوازی» نیز گروه‌ها و هنرمندانی از آموزشگاه موسیقی «هنرمند» از تهران به سرپرستی کامران یعقوبی، گروه پیش‌دبستانی «آواز گل‌ها» از کرمان به سرپرستی پویا بنی اسدی، مدرسه «مهرآسا» از تهران به سرپرستی آزاده لاله و سونیا نظامی، گروه «سروش آسمانی» از فلاورجان به سرپرستی مسیح وحیدا، گروه «نوای دشتی» ازبوشهر به سرپرستی سید عطاالله حسینی، آموزشگاه موسیقی «آهنگ» از اصفهان به سرپرستی نجمه روحانی‌زاده، آموزشگاه موسیقی«صدای مهرورزان» از تهران به سرپرستی مهیار نجفی، ارکستر «چکاوک شیدا» از تهران به سرپرستی مادح فقیه، حامد تحصیلی و میلاد قریشی، آموزشگاه موسیقی «آوادیس» از کرج به سرپرستی امین صادقیان، گروه «دلنوازان» از نجف‌آباد به سرپرستی زهره رنجبر، ارکستر «گلها» از کرمان به سرپرستی پویا بنی‌اسد، آموزشگاه موسیقی «آراد» از گرگان به سرپرستی هادی بایاری، آموزشگاه موسیقی «سارنگ» ازکرج به سرپرستی حامد بالنده، گروه کوبه‌ای «سارنگ » از سمنان به سرپرستی سامان رهبر، آموزشگاه موسیقی «مهرنواز» از چالوس به سرپرستی آرمان حیدریان، آموزشگاه موسیقی «ترنم مهر» از شهریار به سرپرستی زهرا کریمی، آموزشگاه موسیقی «نوای مهر» ازکرج به سرپرستی یوسف آبی و ارکستر «باران» از قم به سرپرستی وحید خرمی در بخش «گروه نوازی» آثار خود را ارائه دادند.
پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرم) توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نواندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری از روز پنجشنبه ۸ آذر ماه با حضور هنرمندان شرکت‌کننده گروه سنی کودک و نوجوان آغاز شده است.

طبق برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته هنرمندان شرکت‌کننده، در بخش‌های تک نوازی، تک‌خوانی و همخوانی و اجراهای گروهی در ساعت ۱۳ تا ۲۱ روز پنجشنبه ۸ آذر و ساعت ۹ تا ۲۱ جمعه ۹ آذر ماه و همچنین در روزهای پنج‌شنبه ۱۵ و جمعه ۱۶ آذر در ساعت ۱۳ تا ۲۱ در فرهنگسرای نیاوران آثار خود را ارائه می‌دهند.

مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرّم (نوای خرّم) نیز روز پنج‌شنبه ۲۲ آذر در تالار وحدت تهران برگزار خواهد شد



ادامه مطلب

پنجمین فستیوال موسیقی آینه‌دار..!

پنجمین فستیوال موسیقی آینه‌دار..!

پنجمین فستیوال موسیقی «آینه‌دار» در حالی کار خود را شامگاه ۹ آذرماه آغاز کرد که نخستین شب این فستیوال با پرسه‌ای در نغمه‌های اقوام ایران‌زمین سپری شد. این شب که پر از تنوع موسیقایی بود با اجرای کرنا‌نوازی و چاوشی‌خوانی لشت‌نشا و آستانه،‌ مراسم زار اروندکنار، دوتار و آواز تربت‌جام، ذکر و غزل‌خوانی دروایش چشتی و کلپورگان، کرنا و نقاره قشقایی، موسیقی آشیقی و با نوای لوطی‌های میناب پر از رنگ شد.

شب موسیقی اقوام ایران با کرنانوازی و چاوشی‌خوانی آغاز شد. اکبر و ابراهیم  سهرابی‌پور، محمد عبداللهی، حسین ثابتی و حسن مهدی‌دخت کرناهای گیلان را  در تالار رودکی به صدا درآوردند و سید محمدمیرغفاری چاوش‌خوانی کرد و ابیاتی در رثای سالار شهیدان خواند.

اما در ادامه نوبت مراسم زار بود که بسیاری از حاضران مشتاق تماشای آن بودند. اعضای گروه زار اروندکنار «ماماکاظمیه» را همراهی کردند و روی صحنه آمدند. «زار» یکی از موسیقی‌های محلی جنوب ایران است. موسیقی زار مربوط به مردمان کناره خلیج فارس است و در اصل از آفریقا به ایران آمده است. در باور باورمندان به آیین زار، برخی از انسان‌ها توسط نیروهای نامرئی که به عنوان باد شناخته می‌شوند تسخیر می‌شوند. این بادها شخصیت‌های گوناگونی دارند و بیماری وافسردگی و روان پریشی شخص تسخیر شده را موجب می‌شوند و آیین زار برای درمان آن‌ها برپا می‌شود.

وقتی بابا یا ماما احتمال بدهد که شخص، مبتلا به یکی از زارها شده، او را مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم دیگران نگه می‌دارند و در طول این چند روز با داروهای ویژه تحت نظر قرار می‌دهد.

از بدو ورود بیمار تا پایان، کل مراسم توسط بابا یا ماما هدایت می‌شود که کار آن‌ها و شگردهای آن‌ها اکنون نوعی جادوی پزشکی تلقی می‌شود. اما مهم‌تر شاید آوازی است که می‌خوانند و سازهایی است که نواخته می‌شود؛ زیرا در باور آن‌ها چون این بادها با موسیقی به مهر می‌آیند و بابا و ماما به تدریج به هویت باد پی‌می‌برند، باد نام خود را فاش می‌کند. مراحل بعدی درمان از این پس امکان‌پذیر می‌شود. در صورتی که خواسته‌های باد برآورده شود، باد «زیر شده» و بیمار را آزار نخواهد داد اما «مرکب» خود را کاملا رها نمی‌کند و کسانی که گرفتار این باده‌ها شده باشند در سواحل جنوب به «اهل هوا» شناخته می‌شوند.

«ماماکاظمیه» شب گذشته در تالار رودکی این آیین را به نمایش گذاشت.

سپس نوبت عبدالعزیز احمدی از تربت جام بود که دوتار خود را به دست گیرد و نغمه‌های دور خراسان را بخواند. علی مغازه‌ای (دبیر هنری فستیوال) درباره این هنرمند توضیح داد: «وقتی استاد احمدی در خیابان قدم می‌زند، گاهی موتورسوارها و رهگذران از او می‌خواهند تا یک دهن برایشان بخواند و او نیز در همان لحظه می‌زند زیر آواز و صدایش را دریغ نمی‌کند.»

بعد از آن نوبت گروه درویشان کلپورگان بود تا روی صحنه حاضر شوند غزل‌های عارفانه بخوانند و از دلدادگی خود به انبیا و اولیا و مشایخ و عرفای بزرگ جهان بگویند. فاروغ رحمانی با ساز رباب، محمدجان سپاهی با ساز تنبورک، صدای جلال بلوچ زهی را که غزل‌های ملنگی می‌خواند، همراهی کردند.

حالا نوبت به موسیقی قشقایی رسیده بود که با اجرای اوستا ابراهیم سلمان‌پور شکل گرفت. او با کرنایش قصه کوچ ایل قشقایی را نواخت و عزیزالله سلمان‌پور نیز او را با نقاره‌اش همراهی کرد.

پس از این اجرا، عاشیق ولی عبدی روی صحنه آمد و قوپوزش مخاطبان را میهمان دامنه‌های سبلان و رود ارس کرد.

اما با حضور لوطی‌های میناب روی صحنه، فضای متفاوتی در سالن حکم‌فرما شد. لوطی حیدر نوایی با برادر و فرزندانش روی صحنه آمد و شادی‌های مردم تبار خود و سرزمین میناب را با لباس‌هایی متفاوت اجرا کرد.

علی مغاره‌ای در سخنانی مطرح کرد: «ما باور داریم که در گوشه و کنار کشورمان هنوز، کسانی به گذشته وصل هستند که موسیقی منطقه خود را اجرا می‌کنند و در این بین خللی در کارشان وارد نشده است. در پنجمین دوره فستیوال آینه‌دار، هنرمندانی به صحنه می‌آیند که به گفته خودشان به ندرت تا مرکز استان‌شان رفته‌اند چه برسد به این‌که به تهران بیایند. شاید من، به باور خودم مرتکب این اشتباه شدم که موسیقی اقوام بمیرد؛ اما این موسیقی در حال دگردیسی و تحول است و آن را به سرعت از کنترل ما خارج می‌کند. مشکل امروزی موسیقی اقوام، پدیده شهری شدن است و سلبریتیسم  آفت موسیقی است. شرایطی پیش آمده تا موسیقی اقوام را خارج از قواعد اجراء می‌کنند در حالی که ما باید اصیل‌ترین‌ها را کشف، ضبط و ثبت کنیم و هدف فستیوال آینه‌دار هم همین است.»

او با بیان اینکه «آینه دار»، فستیوال موسیقی اقوام و آیین‌های مردمان ایران است که آغاز و انجامش درون یک رویا زایش یافته است؛ ادامه داد: «فستیوالی در جست و جوی صداهایی که در گذشته و در تاریخ فریاد شده‌اند و طنین شان تاکنون در جریان است. برخی از این فریادها در خانه‌های به آتش کشیده شده، از سینه‌ی سوخته‌ی مردمان اقوام زیر ستم بیرون زده‌اند و برخی از دل همراهی و هم آوایی مردانی که لنجی را برای تعمیر از آب بیرون می‌کشیدند. برخی در پس یک زمین لرزه از جگر سوخته ی مادران و پدرانی درآمده که فرزندشان را در میان خروارها خاک از دست داده اند و برخی در لابه لای گرداب ها یا طوفان های شن. برخی ریشه در کاشت دارند و برخی ریشه در برداشت. برخی در هلهله و شادی و برخی در ماتم و سوگواری. برخی در رنگ و برخی در بو. برخی در فراز و برخی در فرود زندگی. اما همه در بستر زمان، در گذشته نطفه بسته اند و اکنون صاحبان این صداها آینه دارانند. فستیوال آینه دار برای تحقق رویای شنیدن صداهای برآمده از حنجره ها، سازها و دستان اقوام ایران متولد شد. برای دیدن پیوند ساز و نوازنده. کشف راز پیوند سوژه و ابژه. درک چیستی و چرایی تفاوت صداها. برای درک چگونگی تاثیرگذاری صداهای خش دارِ تربیت نشده و نواهای تمرین نشده. فستیوال آینه‌دار در باورمان تحقق یک آرزو یا یک خیال است و بس. کشف، شنیدن و برساختنِ امکان بازشنیدنِ صداهایی که گم بودند یا تا امروز پدیدار نشده بودند.»

پنجمین دوره آینه‌دار که با مروری بر نغمه‌های چهار دوره قبل این فستیوال آغاز شد، با بزرگداشت آینه‌داران دامنه‌های شمالی البرز(گیلان، مازندارن و گلستان) تا ۱۲ آذر در تالار رودکی برگزار می‌شود. آیین پایانی این فستیوال ۱۳ آذر در تالار وحدت برگزار می‌شود..



ادامه مطلب

مصاحبه و گفت‌و‌گو با استاد موسیقی ایرانی کیهان کلهر

مصاحبه و گفت‌و‌گو با استاد موسیقی ایرانی کیهان کلهر

تقویم، تاریخ تولد کیهان کلهر را سوم آذر ماه ۱۳۴۲ نشان می‌دهد؛ هنرمند نام آشنای موسیقی ایران که نوای مسحورکننده کمانچه‌اش نه تنها برای ایرانیان بلکه برای بسیاری از علاقه‌مندان موسیقی ملل در آن سوی آب‌ها نیز آشناست. از همین رواست که نام کلهر به ایران خلاصه نمی‌شود و سال‌های بسیار زانو به زانوی بزرگان موسیقی دنیا هنرنمایی و عرض اندام کرده است. نوای ساز او چون تیری رها شده از چلّه کمانش بوده که هماره بر دل‌ها نشسته است. کیهان کلهر کارنامه پرباری درموسیقی ایران دارد و با هنرمندان بزرگی چون محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، شهرام ناظری و برخی هنرمندان برجسته دنیا چون اردال ارزنجان، شجاعت حسین خان، یویوما، عالیم قاسم‌اف، بروکلین و… همکاری داشته است. حسین علیزاده هنرمند برجسته موسیقی ایران که در آلبوم‌هایی چون «سرود مهر»، «ساز خاموش»، «زمستان است» و… با کلهر همکاری داشته، او را «هنرمندی شوریده» لقب داده است. علیزاده پیام تبریک خود را در زادروز این هنرمند اینگونه آغاز می‌کند: «‌ای مرد عاشق تولدت مبارک، تو خنیاگری هستی که همیشه ساز و دلت در مشتت است و این ارمغان گرانبها را همیشه به همه دنیا عرضه کرده ای. آرزوی سلامتی دارم و آرزو دارم سالیان سال بنوازی و همه دنیا از سازت لذت ببرند.» گفت‌و‌گو با حسین علیزاده به انگیزه سالروز تولد کیهان کلهر را در ادامه می‌خوانید.

  • اولین همکاری و آشنایی شما با استاد کیهان کلهر چه زمانی بود؟

فکرمی کنم حدود ۱۸ سال پیش بود. یک سالی بود که در امریکا زندگی می‌کردم و در دانشگاه مشغول تدریس بودم و درآنجا با ایشان ملاقات داشتم. البته پیش ازاین با خانواده آقای کلهرآشنایی داشتم و دورا دورصدای ساز ایشان را شنیده بودم و یک شیدایی خاصی در نواختن داشتند که برای من جالب بود و مرا جذب می‌کرد. آن زمان که در امریکا بودم بسیاری از دوستان مشترکمان پیشنهاد دادند اجراهایی درامریکا و دیگر کشورها داشته باشیم که البته این اتفاق خیلی زود میسر شد و نخستین کنسرت مشترک ما با آقای پژمان حدادی و آقای کیهان کلهر برگزار شد. بعد از مدتی قراربراین شد به اتفاق آقای شجریان، آقای کلهر و آقای همایون شجریان کنسرت‌های مشترک داشته باشیم که حدوداً ۸ سال این برنامه‌ها پا برجا بود و بعد از آن در اروپا به اتفاق آقای مجید خلج و آقای کیهان کلهر کنسرت برگزار کردیم درواقع مجموعه کنسرت‌های بسیاری به شکل‌های مختلف در ایران و کشورهای دیگر انجام شد اما در حال حاضر مدتی است که این همکاری وجود ندارد.

  • آیا این عدم همکاری علت خاصی دارد؟

خیر. همکاری‌ها نمی‌تواند دائمی و همیشگی باشد به‌هرحال من و ایشان به‌دنبال کارهایی دیگر هم هستیم. مشغله‌های بسیاری که در زمینه‌های مختلف موسیقی دارم سبب شده فرصت کمتری داشته باشم و ایشان هم که تمام مدت سال در حال برگزاری کنسرت هستند. به‌هرحال در هر دوره ای هر فردی به اتفاق دوستان و همکارانش ایده‌هایی را دنبال می‌کند و بعد از آن تصمیم می‌گیرد افکار و ایده‌های خود را ادامه بدهد و این ایده‌ها تغییر می‌کند و به شکل دیگر این فعالیت‌ها انجام می‌گیرد. بیشترین فعالیت آقای کلهر در زمینه اجرای موسیقی است اما بخشی از فعالیت‌های من در زمینه اجرایی است و مسئولیت‌های دیگر هم در زمینه موسیقی دارم که مانع از کارهایم است.

  • استاد کلهر علاوه بر نوازندگی کمانچه تجربه‌ای هم در نواختن ساز سه تار دارند؛ باتوجه به سال‌ها تجربه شما در این ساز ارزیابی شما از نوازندگی سه تار ایشان چیست؟

آقای کلهر موسیقیدان برجسته و بسیار خوبی هستند و سلیقه خوبی هم در موسیقی دارند و با آنکه سه تار ساز دوم ایشان است نواهایی که با این ساز می‌نوازند بسیار خوش صداست.

  • به نظر شما شیوه کمانچه نوازی ایشان به همان سبک قدماست یا تکمیل‌کننده آن دوران بوده است؟

برخلاف کارهای عجیب و غریبی که دیگران با ساز کمانچه انجام می‌دهند آقای کلهر با تکنیک و حس شخصی خودشان موسیقی ایرانی را اجرا می‌کنند و لزوماً موسیقی سنتی یا دستگاهی نیست بلکه کمانچه ای است که تحت تأثیر فرهنگ و مناطق مختلفی که ساز کمانچه در آنجا رواج داشته نواخته می‌شود که بی‌تأثیر از آن مناطق نبوده و نیست. ایشان ساز کمانچه را با سبک و شیوه خودشان گسترش دادند موسیقی نواحی و موسیقی دستگاهی در سازشان نقش عمده دارد.

  • شما و استاد کلهر خارج از ایران اجرای برنامه بسیاری داشته‌اید به نظر شما چرا تصور ما از یک هنرمند بین‌المللی این است که خارج از ایران فعالیت کند! یعنی استاد کلهر در کنار نوازندگان برجسته ای چون شجاعت حسین خان و عالیم قاسم اف و… بیشتر مورد توجه بوده‌اند تا آنکه ایشان را یک هنرمند مستقل در سطح بین‌المللی بدانیم.

کیهان کلهر یکی از نادر هنرمندانی است که موسیقی ایران را به تمام دنیا معرفی کرده است و باید خسته نباشید به ایشان گفت. اما این سؤال را باید از همکاران رسانه‌ای داشته باشیم چرا که واژه‌ها را این دوستان روی کاغذها می‌آورند. کیهان کلهر یک هنرمند بزرگ ایرانی است که سفیر هنری ایران در تمام دنیا بوده است. وقتی می‌گوییم هنرمند بین‌المللی تعریف‌های دیگر هم از آن ‌می‌شود. ما در هنرجهانی همیشه نقشه ایران را از آن حذف می‌کنیم و هر چیزی که می‌خواهیم جهانی ببینیم عاری از خودمان می‌دانیم و جهان را جدا از ایران می‌بینیم در حالی که هیچ جای دنیا، جهان را اینگونه نمی‌بینند و این گونه نیست. جهان مجموعه‌ای است از ایران و سرزمین‌ها و کشورهای مختلف. متأسفانه وقتی می‌خواهیم به خودمان ارزش بدهیم خودمان را حذف می‌کنیم و واژه جهانی را بدون وطنمان عنوان می‌کنیم. در رسانه‌ها چندان نگاه تخصصی به این موضوع نیست و براین نظر هستند که ارزش هر هنرمند ایرانی این است که یک نام خارجی در کنار او قرار بگیرد البته که اگر هنرمند خوبی باشد ایرانی و خارجی ندارد و افتخاری است که در کنار هنرمند بزرگی ساز بنوازد و افتخار آن به غیرایرانی بودن آن نیست. اما در رسانه‌ها کمتر ارزش هنری یک هنرمند مطرح بوده و گویا هنرمند بین‌المللی ارتباطی به ایران نداشته و باید خارج از ایران اجرا کند. با دوستی برنامه‌گذار صحبت می‌کردم و ایشان براین نظر بودند که برای کنسرت آینده از یک نوازنده خارجی دعوت شود و درکنار هم اجرای کنسرت داشته باشیم و تضمین می‌کردند از این کنسرت بسیار استقبال خواهد شد و من بسیار تأسف خوردم و گفتم یک عمر تلاش کردیم اما باید راز موفقیت من را در کنار یک غیرایرانی ببینند. این تصور شاید به نوعی نگاه عوامانه و عقب افتاده در ایران است. کیهان کلهر نیاز به اسم کسی ندارد. اجرای کنسرت درهمه دنیا به‌عنوان یک بیزینس نگاه می‌شود یعنی جنبه اقتصادی آن دیده می شود. برنامه‌گذاران موسیقی در دنیا منهای بعضی از جشنواره‌های خاص، از هنرمندی دعوت می‌کنند که برنامه‌شان پر مخاطب و درآمدزا باشد برای همین است که خیلی مواقع چهره‌های مختلف با موسیقی‌های مختلف درکنار هم قرار می‌گیرند که بخشی از بیزینس است که البته اتفاقات خوبی هم درآن رخ می‌دهد. شاید در ابتدا برای برنامه‌گذاران هدف بیزینس در اولویت باشد اما محصول آنها هم همیشه چیز خوبی بوده است البته برنامه گذاران روی هنرمندی سرمایه‌گذاری می‌کنند که مطمئن هستند پتانسیل بالایی دارد و موفق است.

  • در ایران هم چند سالی است چه در جشنواره‌های مختلف و چه اجراهایی که طی سال برگزار می‌شود بیشترین سرمایه‌گذاری بر هنرمندان خارجی بوده و بیشتر این افراد بولد می‌شوند تا هنرمندان برجسته ایرانی که در کنار آنها ساز می‌نوازند. به نظر شما چه شرایطی به وجود آمده که حضور این افراد در ایران چشمگیر‌تر شده است.

تهران یکی از پایتخت‌های مهم در منطقه است. در پایتخت‌ها و شهرهای بزرگ دنیا مراکز فرهنگی مختلفی وجود دارد. به‌عنوان مثال در شهر پاریس شبانه روز موسیقی‌های مختلف دنیا شنیده می‌شود و خط کشی خاصی ندارد و این برنامه‌ریزی به دیدگاه فرهنگی شهرداری، وزارت فرهنگ و هنر یا رادیو و تلویزیون پاریس برمی گردد که در کارهای فرهنگی خود سرمایه گذاری می‌کنند و بودجه اختصاص می‌دهند و برای ارتقای فرهنگ و هنر مردمشان از هنرمندان دنیا دعوت می‌کنند تا مردم با فرهنگ‌های جهان آشنا شوند. به نظرمن انجام چنین اتفاقاتی فی نفسه در تهران هم مشکلی ندارد و بهتراست تهران مرکز هنرمندانی باشد که خارج ازایران زندگی می‌کنند و فرصت و امکان برگزاری کنسرت در ایران را داشته باشند. البته گاهی اوقات هم تجاری‌ترین هنرمندان موسیقی غربی را به ایران دعوت می‌کنیم و سالن بزرگ را دراختیار آنها می‌گذاریم تا آن درآمدزایی صورت بگیرد اما اگر یک برنامه‌ریزی درست انجام شود هم یک ملاقات بین هنرمندان ایران و جهان است و دیگر اینکه یک هنرمند ایرانی فدای غیرخودی نمی‌شود. یعنی همان‌طور که برای فرهنگ و هنر خودمان ارزش قائل هستیم می‌توانیم به فرهنگ و هنر دنیا هم ارج بگذاریم و نتیجه آن این می‌شود که تمام ملت‌های دنیا از طریق فرهنگ و هنرشان با یکدیگر در ارتباط هستند. وقتی فرهنگ و هنر در بین ملت‌ها درجریان باشد و ارتباطات فرهنگی انجام گیرد کمتر جنگ اتفاق می‌افتد و کمتر مردم دنیا از هم نفرت پیدا می‌کنند و با هم دشمن می‌شوند. هنرمندان دراین باره نقش بسزایی دارند و چه خوب است که تهران به مانند یکی از شهرهای بزرگ دنیا مرکز هنرمندان خوب دنیا باشد البته بازهم تأکید می‌کنم بستگی به سیاستگذاری افراد هم دارد.

  • آیا در کشور ما عرصه و امکاناتی برای معرفی هنرمندان خوب ایرانی وجود دارد، چرا که تا به امروز تلاش خود هنرمندان بوده است؟

خیر، در ایران امکانات دولتی برای هنرمندان وجود ندارد مگر اینکه شکل تبلیغاتی داشته باشد یا نهایت در سطح سفارتخانه برای میهمان خصوصی باشد. بیشترین اتفاقات از سوی خود هنرمندان بوده و هنرمندان ایرانی توانستند در بسیاری از جشنواره‌ها و مراکز فرهنگی دنیا با تماس‌های مستقیم و مستقل خود را معرفی کنند و به‌نظر من خیلی هم موفق بوده‌اند. حدود ۵-۴ دهه گذشته یعنی پیش از انقلاب هنرمندان ایرانی در سراسر دنیا شناخته شده بودند آن هم به‌دلیل حضور بیشتر آنها در خارج از کشور و به‌صورت مستقل یا مشترک نام ایران را برسر زبان‌ها انداختند. درواقع موسیقی و سینما دو هنری هستند که نقش بسیاری در معرفی فرهنگ و هنر ایران داشتند.

  • آیا در نسل امروز هم این اتفاقات خوب به چشم می‌خورد و توانسته‌اند هنرشان را به جهان عرضه کنند؟

بله. کم و بیش در نسل جوان هم دیده می‌شود. موسیقی در دوره های مختلف به شکل‌های متفاوت عرضه شده است ، البته به شرط آنکه با هویت و فرهنگ ایرانی معرفی شود و به ریشه‌ها وصل باشد. من انتقاد یا تعریفی از کسی ندارم اما مسلماً دراین سال‌ها کشورهای غربی که ممکن است با موسیقیدانان نسل جوان ایرانی آشنایی هم نداشته باشند این تشخیص را داشته‌اند که اجرا‌ها در چه سطحی بوده و اصالت در آن وجود دارد یا خیر. درحال حاضر اجراهای هنرمندان ایرانی بسیار متنوع شده و اصولاً حول موسیقی تلفیقی است و نسل جوان گرایش بسیاری به موسیقی تلفیقی دارند به هر حال این هم یک نوع موسیقی است که شنونده‌های خاص خود را دارد.

  • آقای کلهر در جایی اشاره داشتند که «موسیقی صد سال پیش، موسیقی امروز نیست و موسیقی هم بنا بر مقتضیات اجتماعی و طرز زندگی مردم آن، تغییر کرده. همان گونه که در موسیقی ما، علی اکبرخان شهنازی و درویش خان شبیه میرزاحسینقلی ساز نمی ‏زدند» شما هم براین نظر هستید؟

این اتفاق آشنایی درتاریخ فرهنگ وهنر ما است نه فقط درموسیقی.با نگاه به ادبیات ایران خواهید دید  نیما که خود حافظ‌شناس و موسیقی شناس است و به سنت‌ها آگاهی دارد قالب شعرها را تغییر می‌دهد و در سنت‌ها نمی‌ماند اما آثارش را بر پایه همان سنت‌ها می‌سراید.مشکل ما تضادی است که فکر می‌کنیم موسیقی معاصر ما با موسیقی گذشته بسیار متفاوت است و باید از مرزهای دیگر وارد شود و موسیقی‌های تفننی را به جای موسیقی‌های نو عرضه می‌کنیم. متأسفانه دراین چهار دهه مرزهای فرهنگی ایران بسته بوده و به همین دلیل است که می‌گویم چه خوب است هنرمندان دیگر کشورها در شهری چون تهران حضور داشته باشند تا فرهنگ مردم رشد بیشتری داشته باشد چرا که اگر موسیقی‌های دیگری را بشنوند و بشناسند به ارزش هنری موسیقی پی می‌برند و می‌توانند موسیقی تفننی را از موسیقی جدی تشخیص دهند و آگاهی بیشتری نسبت به آن پیدا می‌کنند.البته که منظور آقای کلهر روشن است. همان‌طور که در ادبیات مثال زدم. ادبیات ایران ریشه عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد و با آنکه مخالفت‌های بسیاری وجود داشت درهر صورت نتوانستند مانع حرکت‌های نو شوند یا حرکت‌های هرز را به کرسی بنشانند، انحراف از حافظ و فردوسی بسیار سخت است و شکل جدی ادبیات شوخی بردار نیست و کسی نمی‌تواند به آن وارد شود و تحریفش کند
.
اما متأسفانه موسیقی به یک هنرعمومی تبدیل شده است و در حال حاضر می‌بینیم در هنگام پخش یک قطعه هرکسی به خود اجازه اظهار نظر می‌دهد. حال ببینید در یک مسأله پزشکی آیا همه مردم می‌توانند روی یک مسأله تخصصی نظر بدهند؟ چرا به موسیقی به‌عنوان یک موضوع تخصصی نگاه نمی‌شود! چرا موسیقیدانان ما به عامه مردم پناه می‌برند و می‌گویند مردم این را دوست دارند و در این زمینه تخصص دارند در صورتی که مردم مصرف‌کننده هستند و اگر کار خوب به آنها ارائه شود بخوبی استقبال می کنند و عکس آن اگر کار بد هم عرضه شود  مورد استقبال آنها بوده است مانند هوای تهران که اگر خوب یا بد باشد مردم مجبورند تنفس کنند. کارهایی که به‌عنوان معاصر شناخته می‌شود به گذشته خود وصل است. اگر کشوری تاریخ نداشته باشد هنر مدرن آن از حباب تولید می‌ شود و ماندگاری نخواهد داشت.

  • این اتفاقات در بخش آموزشی هم دیده می‌شود، درواقع کسانی که درمراکز آموزشی چون هنرستان‌ها و دانشگاه‌ها تحصیل می‌کنند همسو با عامه مردم شده‌اند.

پیش ازاین هم گفته بودم‌ ای کاش پیوندی بین جامعه و دانشگاه‌ها باشد. دانشجویانی که در دانشگاه‌ها در رشته‌های درسی بسیار سطح بالا تحصیل می‌کنند وقتی به جامعه وارد می‌شوند بایستی رشته تحصیلی خود را تغییر بدهند یعنی کاری را انجام بدهند که مردم دوست دارند. دراینجا فاصله ای بین موسیقی هنری و موسیقی مردم پسند وجود دارد.اگر طبق گفته شما کسانی که در دانشگاه‌ها آموزش می‌بینند همسو با جامعه شده‌اند این مسأله به کیفیت دانشگاه‌ها بر می گردد. بدون مطالعه نمی‌توانم در این باره قاطعانه صحبت کنم اما مشکل این است که تمام مراکز فکری ما در همه رشته‌ها یک حرف دیگری را می‌زنند و درجامعه خبر دیگری است.ما دانشکده ادبیات داریم و درکنار آن رادیو و تلویزیون، اما می‌بینید ادبیاتی که در رادیو و تلویزیون استفاده می‌شود در یک سطح دیگری است آن گاه فکر می‌کنید در کشوری زندگی می‌کنید که دانشگاه، کرسی ادبی و شاعر و نویسنده ندارد. باید برنامه‌ریزی‌های کلان در این باره صورت بگیرد که در این باره رادیو و تلویزیون نقش بسیار مهمی دارد. رسانه ملی باید مردم را به کتاب خواندن و کارهای ادبی دعوت کند اما وقتی این مسائل وجود ندارد و برنامه‌هایی که در اختیار مردم قرار می گیرد با ادبیات نازل بوده قطعاً فاصله بسیاری با دانشگاه خواهد داشت. در دانشگاه، اصولی تدریس می‌شود که در جامعه متفاوت است و زمانی که پا دراجتماع می‌گذارید باید به زبان دیگری صحبت کنید. پیوند دانشگاه و جامعه نقطه ضعف بزرگی است که خیلی‌ها را حتی راغب می‌کند به دانشگاه نروند و تحصیل نکنند چون می‌توانند براحتی جور دیگری زندگی کنند و نیازی نیست علم و آگاهی آنها بالا برود همان قدر که بتوانند پول بشمارند کافی است.

  • به همین میزان هم بسیاری از هنرمندان ایران تحصیلات در خارج از ایران را ترجیح دادند. به‌طور مثال استاد کلهر تحصیلات خود را خارج از ایران گذرانده‌اند آیا این بدان معنا است که دانشگاه‌های ما امکانات تحصیلی بالایی ندارد؟

اولین انقلاب فرهنگی که آن زمان انجام دادیم این بود که دانشگاه را بستیم.آن زمان دانشکده موسیقی به مدت ۱۰ سال بسته شد و یک جو بسیار بد و خشن نسبت به موسیقی وجود داشت. من سال ۶۲ مجبور شدم برای ادامه تحصیل از ایران بروم چرا که وقتی دیدم عرصه تنگ شده است ترجیح دادم از وقت و زمانم جور دیگری استفاده کنم. آقای کلهر هم در سن جوانی از ایران رفتند البته نه فقط ایشان بلکه ممکن است خیلی از افراد این هدف را دنبال کنند تا بتوانند خارج از ایران علم موسیقی خود را گسترش بدهند و با رشته‌هایی مثل موزیکولوژی که آن زمان در برخی مراکز خارج از کشور ایجاد شده بود آشنا شوند و تحصیل کنند. اما این نکته را هم باید بپذیریم که دانشکده و مراکز موسیقی‌مان ایده آل نیست. بخش دیگر این است که آن افراد می‌خواهند جهان را با دید وسیع‌تر ببینند. ناگفته نماند در دانشگاه‌های ایران هم چه در زمان ما یا حتی امروز غیر ایرانی بسیاری حضور دارند که برای تحصیل در ایران آمده‌اند.تحصیلات کیهان کلهر خارج از ایران موجب شده تجربه اجتماعی جهانی او هم بیشتر شود اما نسبت به موسیقی خود همیشه وفادار بوده است.

  • ارزش کاری استاد کلهر در موسیقی ایرانی را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه تعریفی از ایشان خواهید داشت؟

من کیهان کلهر را هنرمندی شوریده می‌دانم که قلبش همیشه در مشتش بوده و با یک آرشه آن عشق را شعله ور می‌کند
.
به نظرمن اگر کیهان کلهر را در موقعیت بسیار خوب اجرا ببینیم (چرا که وقتی تعداد اجرا‌ها بسیار شود می‌تواند آن فرد را خسته کند) او به جای آنکه سازش را با تغییراتی به مردم بشناساند همه را دعوت به سازش می‌کند و با همان حسی که در وجودش است هنر اصیلش را به گونه ای اجرا می‌کند که روی همه اثر‌گذار بوده است. وقتی هنر به زبان حسی بیان شود نیاز به ترجمه ندارد و کیهان کلهر نمونه بسیار خوب این موضوع است و موسیقی او هیچ گاه نیاز به ترجمه نداشته است. کیهان کلهر در شکل و فواصل موسیقی‌اش تعدیلی ایجاد نمی‌کند و هرآنچه را بوده با یک حس عاشقانه و هنر ناب عرضه کرده است و این نشان دهنده آن است که موسیقی مرز و شکل و شمایل خاصی ندارد و هر کسی که با عشق بنوازد و با عشق با شنونده ارتباط برقرار کند درهر جای دنیا تأثیرگذار خواهد بود.این جواب محکمی به خیلی از افراد است که فکر می‌کنند موسیقی ایرانی نمی‌تواند به گوش جهانیان برسد.

  • موفقیت‌های شما و آقای کلهر در عرصه موسیقی تا بدانجا بود که توانستید منتخب و نامزد جایزه گرمی باشید که این اتفاق بسیار خوبی در موسیقی ایران است اما متأسفانه تا به امروز هیچ گاه نتوانسته‌ایم این جایزه را دریافت کنیم.

جایزه گرمی تنها به کارهایی تعلق می‌گیرد که درامریکا تولید و منتشر شده است که تعداد آن نسبت به کارهایی که تولید می‌شود اندک است.اگر آثار خوبی در ایران یا اروپا تولید و منتشر شود نمی‌تواند درجایزه گرمی قرار گیرد.اما مسأله مهم این است که با وجود شرایط سیاسی بسیار تنگ بخصوص درارتباط با ایران و امریکا، موسیقی ایران در چند نوبت کاندیدای جایزه گرمی شده و مسائل سیاسی را کنار زده است. به‌نظر من هنرمندان موسیقی ایرانی در رقابت‌ها یا فعالیت در عرصه جهانی بسیار نادر بوده و تجربه کمتری نسبت به همه دنیا داشته‌اند. ما چهل سال رنج شرایط موسیقی ایرانی را در ایران داشته‌ایم و داریم و خارج از ایران شرایط به این صورت نیست و خیلی مواقع موسیقی که تولید می‌کنند از یک رهایی برخورداراست و نیاز به مجوز ارشادی ندارد. ما قطعاً معتقد نیستیم هنر  نزد ایرانیان است و بس، اما معتقد هم نیستیم که ایرانی‌ها افراد کند ذهنی هستند و تا جایی پیشرفت می‌کنند. در لابه لای این همه سال‌های سخت درایران نشان دادیم آقای اصغر فرهادی هم می‌تواند جایزه اسکار بگیرد. اما مسأله این است که آن‌طور که تمام دنیا هنر و موسیقی‌شان را به جهان معرفی می کنند ما نمی‌توانیم و دستمان بسته است یعنی نه راحت سفر می‌کنیم و نه کسان دیگری می‌توانند راحت به ایران سفر کنند و سد‌های زیادی برسر راه قرار دارد؛ با وجود این باید به  دوستان ، همکاران و هنرمندان خسته نباشید بگویم. با وجود شرایط سختی که در ایران وجود دارد موسیقی ایرانی توانسته در عرصه جهانی و کل خاورمیانه طی این چند دهه بسیار مطرح شود و اگر شرایط سیاسی بهتر شود قطعاً از نظر فرهنگی و هنری موفق‌تر خواهیم بود.



ادامه مطلب

«محمد علیزاده» پس از هفت ماه دوری روی صحنه رفت

«محمد علیزاده» پس از هفت ماه دوری روی صحنه رفت

«محمد علیزاده» پس از حدود هفت ماه دوری از کنسرت‌ها طی روزهای دوم و آذر در تهران روی صحنه رفت. این برنامه به میزبانی سالن میلاد نمایشگاه‌ بین‌المللی پایتخت و به تهیه‌کنندگی شرکت «ایران گام» به مدیریت «صدرالدین حسین‌خانی» روی صحنه رفت و عاشقانه‌هایش را با دوستدارانش مرور کرد. در ابتدای این برنامه با پخش کلیپی، نوازنده ها روی صحنه حاضر شدند و کنسرت با قطعه ریتمیک همینه که هست آغاز شد. محمد علیزاده پس از این قطعه ضمن خوش آمدگویی به حضار اعلام کرد پس از حدود هفت ماه استراحتی که به ان نیاز داشته کنسرت پرانرژی را به همراه اعضای گروهش اجرا خواهد کرد.

این خواننده و اعضای گروهش برای کنسرت خود ترکیبی از قطعات ریتمیک و آرام را انتخاب کرده بودند و پس از قطعه اول سراغ آهنگ گاهی بخند رفتند و پس از آن نوبت قطعه چهل درجه بود. در ادامه محمد علیزاده گفت:«اکنون می‌خواهم قطعه‌ای را بخوانم که چند سال پیش منتشر کرده بودیم.» با این توضیحات او سراغ قطعه زخم رفت که با همراهی پیانو امیرحسین اویسی اجرا شد. یکی از نکات جالب این کنسرت که مورد توجه طرفداران علیزاده هم قرار گرفت تنظیم جدید اغلب قطعات بود که باعث شده بود این کنسرت نسبت به اجراهای قبلی علیزاده رنگ و بوی متفاوتی داشته باشد.

پس از قطعه احساس، زندگی با همراهی سولوی داربوکا حمیدرضا نصرالهی اجرا شد. نوازنده پرکاشنی که عضو جدید گروه محمد علیزاده است و این اولین کنسرت تهران او با این خواننده بود. بعد از اجرای این کار ریتمیک، محمد علیزاده گفت:«شعر از دل برود هر آنکه از دیده برفت را قبول نداریم چون بعضی ها هستند که به قلب آدم چسبیده‌اند و حتی در کنسرت هم ما را رها نمی‌کنند.» این توضیحات مقدمه‌ای بود برای اجرای آهنگ خاطرت تخت که هفته گذشته به تهیه‌کنندگی شرکت ایران گام منتشر شد و مورد توجه طرفداران محمد علیزاده قرار گرفت. در پایان این کار هم داود اریکه با سولوی ساکسوفون اعضای گروه را همراهی کرد.

قطعه قدیمی و خاطره‌انگیز جز تو و برگرد در اواسط رپرتوار این کنسرت اجرا شدند و بعد از آن محمد علیزاده سراغ قطعه برادر رفت. اثری که در این کنسرت هم مانند اجراهای گذشته طرفداران زیادی داشت. اما یکی از محبوب‌ترین قطعات محمد علیزاده، عشقم این روزا است که در فضایی احساسی و با همخوانی بالای حاضرین در سالن اجرا شد. اثری که سال گذشته تندیس طلایی بهترین تک قطعه موسیقی پاپ داخل آلبوم را از چهارمین جشن سالانه «موسیقی ما» کسب کرد. نهایتاً هم پس از قطعه بی تو آینده کنسرت محمد علیزاده با ریمیکس پرانرژی و شاد زندگی به پایان رسید.

امیرحسین اویسی (کیبورد، پیانو و رهبر ارکستر)، حمیدرضا نصرالهی (پرکاشن)، ایمان ذاکری (درامز)، بهمن میرزازاده (لیدگیتار)، فراز نصیری (گیتار الکتریک)، علی پورنگهبان (گیتاربیس)، اشکان صدیق آذر (لانچ پد)، داود اریکه (ساکسوفون و فلوت) و پوریا فیروزی (کیبورد) اعضای ارکستر محمد علیزاده بودند که در این کنسرت ها اجرای موفقی را روی صحنه بردند. همچنین پدر و مادر محمد علیزاده، پدر و مادر بهنام بانی، میلاد ترابی، شهاب اکبری، سجاد افشاریان، بهرام افشاری، فرهاد ظریف، فرزاد حاتمی، مهرتاش شیخ‌الاسلام و مژده لواسانی مهمانان محمد علیزاده در این کنسرت‌ها بودند.



ادامه مطلب