سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

رافائل میناسکانیان بارِ دیگر مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت

رافائل میناسکانیان بارِ دیگر مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت

«رافائل میناسکانیان» در چهارمین شب جشنواره موسیقی فجر در حالی به اجرای رسیتال پیانو در در تالار رودکی پرداخت که شاهین فرهت، علی ترابی، شهرام صارمی، فریماه قوام صدری، آرپینه اسرائیلیان و دیگر چهره‌های سرشناس مهمانِ اجرای او بودند.

اولین بخش از این کنسرت به اجرای «پارتیتا شماره ۲» اثر یوهان سباستین باخ اختصاص داشت. این سوئیت دارای ۶ بخش است و بخش‌های آهسته و تند پشت سر هم در آن قرار گرفته‌اند. فضای آرام ابتدای این قطعه در بخش‌های بعدی با ضربات محکم بر کلاویه‌ها تغییر می‌کرد.

پس از پایان این قطعه نوبت به اجرای «سونات شماره ۱۸» اثر بتهوون رسید. این سونات در سه بخش به اجرا درآمد و میناسکانیان گاه آرام و با طمأنینه و گاه با حرکات سریع و ضربه‌های قوی به اجرای این قطعه پرداخت.

بخش دوم کنسرت به اجرای قطعاتی از فردریک شوپن اختصاص داشت، آهنگسازی که بسیاری از آثار خود را برای پیانو خلق کرده است. فانتزیا ایمپرویمتو اپوس ۶۶ و barcarolle قطعاتی بودند که در این بخش اجرا شدند و حال و هوایی متفاوت از بخش قبلی داشتند که توجه شنوندگان را بسیار جلب کرد. نغمه‌ها گاه با حالتی با وقار و سنگین اجرا شدند و گاه فضایی شاد و پر انرژی برای تماشاگران به وجود می‌آمد. اجرای با طمأنینه و جذاب میناسکانیان همه مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد و او مانند باصلابت و جدیت تمام به اجرای قطعات پرداخت. در پایان برنامه میناسکانیان از یکی ازشاگردان جوان خود دعوت کرد تا به صحنه بیاید و قطعه‌ای را اجرا کند. اجرای پرشور این نوازنده جوان نیز مورد توجه حضار قرار گرفت و با تشویق‌های آنان مواجه شد.



ادامه مطلب

دومین نشست تخصصی مجموعه برنامه‌های گفتمان چهل ساله موسیقی فجر

دومین نشست تخصصی مجموعه برنامه‌های گفتمان چهل ساله موسیقی فجر

دومین نشست تخصصی مجموعه برنامه‌های « گفتمان چهل ساله موسیقی فجر» سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر شب گذشته با موضوع «بررسی عملکرد نهادهای آموزشی موسیقی در ایران» و با حضورِ «حمیدرضا اردلان» -پژوهشگر و مدرس دانشگاه- و «هومان اسعدی» مدرس دانشگاه و دبیر جشنواره موسیقی جوان با کارشناسی رضا مهدوی برگزار شد.

«رضا مهدوی» کارشناس موسیقی در ابتدای این برنامه توضیح داد: «بهتر است مطالب را با این سئوال آغاز کنیم که آیا ما در حوزه آموزش موسیقی در کشور نسبت به فراوانی جمعیتی که داشتیم توانسته ایم به رشد لازم دست پیدا کنیم؟»‌

«حمیدرضا اردلان» در این باره توضیح داد: « ریشه پاسخ به این پرسش را صرفا نمی توان فقط در داخل ایران جست‌وجو کرد. به هر حال موضوع آموزش موسیقی در ایران ریشه های تاریخی مستحکمی دارند که باید آن را از دوره های رنسانس و حتی پیش از آن جست‌وجو کرد؛ اما اگر بخواهیم درباره‌ی سیستم آموزش موسیقی در کشور بپردازیم ذکر این نکات الزامی است که عوامل متعددی در این راه ظهور و بروز پیدا کردند. وقتی سیستم آموزشی انسان محور و علم گرایانه شد؛ کشور ما با تاخیر وارد این دایره شد و در اینجا همیشه بین دارایی‌ها و سنت‌های موسیقی‌مان و امر مدرنیته نوساناتی وجود داشت که ما با آن مواجه بودیم.»

او با بررسی تاریخی نظام آموزشی موسیقی در ایران از دوره قاجار افزود: «آن نظام آموزشی که به وجود آمد ریشه در نظام های آموزش غربی داشت که تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است؛ البته ما در برخی موارد توانسته‌ایم به پیشرفت‌هایی برسیم؛ اما همچنان الگوی آموزشی ما در حوزه موسیقی وام گرفته از مغرب زمین است که هنوز به طور کامل بومی سازی نشده است.»

در این میان «هومان اسعدی» -مدرس دانشگاه و مولف- نیز گفت: «بحث آموزش در موسیقی دارای ابعاد مختلفی است که می توانیم از جوانب متعددی به آن توجه کنیم. همان طور که آقای اردلان هم گفتند از زمانی که نهادهای آکادمیک در ایران تاسیس می‌شود نوعی طرز تفکر جدید وارد نظام آموزشی ما می‌شود و موسیقی سنتی یا موسیقی کلاسیک‌مان، تحت الشعاع  نظام آموزشی غربی قرار می‌گیرد. ما از دهه ۴۰ است که با حضور مثلث هنرمندانی چون برکشلی، صفوت و برومند شاهد فضایی می‌شویم که موسیقی سنتی وارد نهادی آکادمیک می‌شوند و اینجا دانشگاه تهران به عنوان اولین مرکز آموزش موسیقی معرفی می‌شود. در کنار این مجموعه مرکز حفظ و اشاعه نیز تاسیس می شود که به نوعی مکمل دانشگاه تهران شده و فضای آموزش موسیقی را وارد مرحله جدید می‌کند. با پیروزی انقلاب اسلامی آموزش موسیقی ما دچار یک انقطاع می‌شود که می‌تواند در جهات مختلف مورد توجه قرار گیرد. یعنی با انقطاعی از زمان تعطیلی دانشگاه ها اتفاق افتاد آموزش موسیقی همچون ادبیات پیش نرفت و ما دچار اتفاقاتی شدیم که چالش بومی سازی آموزش موسیقی را دچار نوسانات بیشتری کرد. البته در یکی دو دهه اخیر ما مقداری به سمت درست بومی سازی در حال حرکت هستیم اما هنوز راه طولانی داریم که باید هرچه زودتر به آن دست پیدا کنیم.»‌

«رضا مهدوی» در این بخش از برنامه بود که به بیان نظرات خود پیرامون مبانی آموزش موسیقی در کشورمان پرداخت و با طرح  موضوع انقلاب فرهنگی و آزادی موسیقی با فتوای حضرت امام خمینی (ره) از کارشناسان حاضر در برنامه خواست درباره سرفصل دروس دانشگاهی و آموزشی موسیقی به ارائه نظرات خود بپردازند.

«حمیدرضا اردلان» درباره این موضوع گفت: «در فاصله وقوع انقلاب فرهنگی مسلما وقفه‌های سیاسی موجب بروز اشکالاتی در حوزه آموزش موسیقی شد؛ بنابراین وقفه موجود لطمات زیادی به موسیقی وارد کرد و بعدها خود آنهایی که این وقفه را ایجاد کردند اذعان کردند که چنین رویکردی موجب آسیب های فراوانی به حوزه موسیقی به ویژه آموزش شد. به نظر می رسد در همین لحظه ای که با هم صحبت می کنیم فضای کشور آن قدر آزاد هست که بگویم دوران فطرت انقلاب فرهنگی باعث شد که بخشی از موسیقی دارای توسعه شود که سبب رشد جریان های دور از ساختارهای آموزشی کشور و عقل فرهنگی مداوم شد. دوران فطرت و وقفه ای که ایجاد شد باعث صدماتی شد اما جامعه فهمید که موسیقی باید دارای اصالت هایی شود و وجوهی از موسیقی به مردم معرفی شود که بتواند دربرگیرنده ذهن ارمانی و اندیشه ساز باشد. البته همان طور که آقای اسعدی به آن اشاره کرد ما در سال های اخیر شاهد توفیقاتی در حوزه اموزش بودیم که فضای کار را تلطیف کرد.»

«هومان اسعدی» در بخش دیگری از این نشست بود که درباره گسترش کمی فضاهای آموزشی موسیقی گفت: «در اینکه گسترش کمی در حوزه آموزش موسیقی داشتیم تردیدی وجود ندارد، اما در حوزه کیفی هنوز نمی توانیم به بیان اظهار نظر دقیقی بپردازیم که آیا توانسته ایم به موفقیت هایی دست پیدا کنیم یا خیر؟ به هر حال یکی از مشکلات نظام آموزشی موسیقی در کشور کارکرد جزیره ای آنهاست که موجب پیچیدگی هایی در این زمینه شده است. و ای کاش یک نظام هماهنگی در حوزه آموزش موسیقی تدوین می شد که بتوانیم به نتیجه موثری دست پیدا کنیم. به هر حال آینده شغلی همین دانشجویان فارغ التحصیل یکی از مهم ترین آسیب هایی است که هم اکنون در حوزه آموزشی موسیقی مطرح می شود و لازم است در کنار توسعه کمی نظام آموزشی به نتایج موثری برسیم. این ماجرای مدرک گرایی واقعا موضوع مهمی است که متاسفانه بدون نیاز سنجی رشد کرده و لازم است هرچه زودتر فکری به حال کنیم.»

این مدرس دانشگاه درباره جایگاه ذائقه سنجی مردم در حوزه موسیقی و نقش دانشگاه های مختلف هنری در این حوزه گفت: «ما یک آموزش عمومی و یک آموزش حرفه ای موسیقی داریم . اما آموزش عمومی مساله بسیار مهمی است که وقتی سطح دانش عمومی پرورش پیدا نکرده باشد به طور حتم شنیدن موسیقی خوب را کاهش می دهد. قطعا اموزش عمومی ارتباط مستقیم با اموزش حرفه ای دارد زیرا اگر اموزش عمومی به ممعنای درست آن وجود نداشته باشد به طور حتم ما در حوزه آموزش حرفه ای و علمی دانشگاهی نیز دچار مشکل می شویم. به هر ترتیب جای خالی مجموعه ای به عنوان شورای هماهنگی نظام اموزش موسیقی در کشور خالی است و امیدوارم مجموعه ای این عنوان وجود داشته باشد که نمایندگانی از وزارت علوم، وزارت ارشاد، وزارت آموزش و پرورش و فرهنگستان های مختلف در آن حضور داشته باشد تا برنامه های آموزشی  موسیقی در کشور به هم متصل شوند.»

«اردلان» نیز در این باره گفت: «ذائقه مخاطب بستگی کامل به انتخاب خودش دارد زیرا مردم در نسبت مستقیم با موضوع آموزش عالی قرار نمی گیرند.به همین جهت این رسانه ها هستند که به شدت نقش مهمی در ارتقای این موضوع دارند. موضوعی که متاسفانه رسانه های فراگیر کشورمان به آن توجه چندانی نمی کنند و سعی دارند بخشی از موسیقی بی ریشه پاپیولاری را به مخاطب ارائه می دهند که گوش آنها راعادت به شنیدن موسیقی درست نمی کند.»

این پژوهشگر شناخته شده موسیقی کشورمان در ادامه این نشست در پاسخ به طرح پرسش رضا مهدوی پیرامون نقش بخش خصوصی در حوزه های مختلف موسیقی طی سال های اخیر بیان کرد: «اساسا بخش خصوصی نیازمند یک فضای تنفس است. وقتی ما از بخش خصوصی حرف می زنیم معنایش این است که دولت هم باید همراه این بخش باشد. دولت باید پبذیرد که باید از تصدی گری در امور فرهنگی دست بکشد. وقتی این اتفاق نیفتد قطعا کار ویژه ای توسط بخش خصوصی صورت نمی گیرد. مهم ترین نکته درحوزه موسیقی ما این است که دولت در همه جا دخالت می کند یعنی وقتی این دخالت ها شکل فزاینده ای پیدا کند قطعا بخش خصوصی به موفقیت هایی که ما در حوزه های مختلف به ویژه آموزش موسیقی انتظار داریم، دست پیدا نمی کند متاسفانه اکنون جنس هایی از موسیقی امروزه باب شده که اصلا ارتباطی به موضوع اموزش موسیقی ندارند و این معضل بزرگی است که بی ارتباط با فقدان نظام اموزشی منسجم موسیقی نیست. در شرایطی که موسیقی سنتی ما نباید زیر چکمه های این موسیقی بی هویت خرد شوند.»



ادامه مطلب

از نواختنِ دوتارِ «محمد درپور» تا پایکوبی سیستانی‌ها

از نواختنِ دوتارِ «محمد درپور» تا پایکوبی سیستانی‌ها

«محمدفاروق درپور» -خواننده گروه موسیقی« انوار تربت جام»- همراه با ساز پدرش، مرحوم استاد نورمحمد درپور در سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر حضور پیدا کرد. این خواننده جوان گروهش قطعه «خوش آمد مهمان» را که تاکنون اجرا نکرده بودند، اجرا کرد تا یاد پدر و این استاد آوازهای عرفانی خراسان را زنده نگه دارد.

گروه موسیقی عرفانی «انوار تربت جام» با اجرای دو نوجوان این منطقه، مهدیس ابراهیمیان و متین درپور شروع شد. مبین درپور در چهار سال گذشته منتخب جشنواره جوان شده است. مهدیس ابراهیمیان نیز در آخرین جشنواره جوان و در گروه الف اول شد. این گروه که موسیقی عرفانی در مدح خداوند، پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین را اجرا می‌کنند، این بار متفاوت‌تر و با شادیانه‌های منطقه تربت جام به صحنه آمدند و اشعاری از حافظ، قاضی جلاالدین فقهی سلجوقی از شاعران معاصر تربت جام و سیدای کروخی؛ خلیفه غلامعلی تیموری عبدالرحمان جامی را اجرا کردند.

پادایرگی تربت جام، قطعه کوچه باغی با پیش‌درآمد مشق پلتان و دو بیتی خوانی از دیگر اجراهای گروه «انوار جام» در اولین سانس از دومین روز جشنواره موسیقی فجر و در سالن سوره حوزه هنری بود.

محمد فاروق درپور درباره بخش موسیقی اقوام در جشنواره فجر گفت:«ما در سال‌های گذشته هم با مرحوم پدرم استاد درپور در این جشنواره حضور داشتیم. اجرای موسیقی اقوام در پایتخت به معرفی موسیقی یک منطقه و بهتر معرفی شدن هنرمندان آن کمک می‌کند.»

محمد حسین درپور(خواننده و نوازنده دو تار)، ابراهیم تیموری (خواننده)، مصطفی تیموری (نوازنده دوتار)، عبدالله درپور(نوازنده دوتار، دف و دایره)، مهدیس ابراهیمیان(نوازنده دوتار)، مبین درپور (خواننده) به سرپرستی محمد فاروق درپور از اعضای این گروه بودند.

محمد فاروق درپور؛ خواننده و نوازنده دوتار سابقه اجرا در کشورهای بسیاری از جمله آمریکا، آلمان و  تاجیکستان را دارد.

استقبال مردم از پایکوبی سیستانی‌ها

پایکوبی و اجرای گروه موسیقی «هامون سیستان» که لباس‌هایشان با هنر دست زنان این منطقه و جلیقه‌های آینه دوزی شده طراحی شده بود، مورد توجه مخاطبان دومین شب جشنواره موسیقی فجر قرار گرفت.

در این برنامه قطعاتی از موسیقی اصیل سیستانی به همراه دونلی نوازی، چاپ سیستانی و دو چوبه (رقص‌های سیستانی) با دهل و سرنا اجرا شد. در این برنامه شعرهایی از علی صالحی، رییس الذاکرین و عباس باقری و قطعاتی از جمله «گل و گنجینه»، «یارخدا، خدا ناله و زاری نکن»،  «گل گندم»، «بی بی گل عروس»، «اولنگ اولنگ جان»، «یار جانی، دوباره بر نمی‌گرده جوانی» و «گل بر سر شاخ آیینه نشونه» اجرا شد.

حبیب الله قادر آتشگر؛ سرپرست گروه موسیقی  «سیستان‌هامون» معتقد است اجراهای موسیقی اقوام در شهرهای مختلف و حضور هنرمندان در برنامه‌هایی از جمله جشنواره موسیقی فجر موجب معرفی موسیقی مناطق مختلف ایرانی و دلگرمی‌ هنرمندان این حوزه می‌شود.

این هنرمند نشان درجه دو هنری موسیقی را دارد و در چندین اجرای جشنواره فجر شرکت کرده است. او همچنین سازنده سازهای سرنا و دهل است. آتشگر همچنین تجربه اجرا در کشورهای بسیاری از جمله مالزی، ترکیه، یونان، هندوستان، روسیه و پاکستان را دارد.

حبیب الله قادر آتشگر؛ سرپرست گروه (خواننده و نوازنده قیچک و دهل)، علی قادر آتشگر (نوازنده دونلی)، بهمن قادر آتشگر (نوازنده دوهل)، ابراهیم براهویی(نوازنده تنبور)، محمد محب زهی(نوازنده رباب)، محمد حداد سر پژوه (چاپ سیستانی)، محمود قادر آتشگر (چاپ سیستانی) اعضای گروه  «هامون سیستان» را تشکیل می‌دادند.

علی ترابی؛ مدیر کل دفتر موسیقی و علی ثابت نیا؛ مدیر عامل انجمن موسیقی این اجرا را از نزدیک دیدند



ادامه مطلب

سی‌وچهارمین جشنواره‌ی موسیقی فجر

 سی‌وچهارمین جشنواره‌ی موسیقی فجر

سی‌وچهارمین جشنواره‌ی موسیقی فجر از امروز با اجرای چند کنسرت و نمایش فیلم در تالارهای وحدت، رودکی، ایوان شمس، فرهنگسرای نیاوران، برج آزادی، سوره حوزه هنری، برج میلاد و خانه سینما  آغاز می‌شود و این آغازِ ماراتنی یک هفته‌ای برای موسیقی کشور است.

افتتاحیه با نواهای ایرانی و آذری
در آغاز برنامه‌های سی‌وچهارمین جشنواره‌ی موسیقی فجر، ارکستر ملی ایران به رهبری «فریدون شهبازیان» و رهبری مهمان «آقاوردی پاشایف» قطعاتی از جواد معروفی، حسین دهلوی، همایون رحیمیان، فکرت امیراف، توفیق علی اف را اجرا می‌کند. «فریدون شهبازیان» پیش از‌آغاز جشنواره این وعده را داده بود که بهترین کارهای ارکستر را در این رویداد اجرا خواهد کرد. «پاشایف» از رهبرانِ با سابقه‌ی آذربایجان است و پیش از این هم اجراهای مختلفی در شهرهای ایران داشته است و حالا حضورش در این برنامه علاوه بر آنکه می‌تواند نویدِ اجرای خوبی در جشنواره را بدهد، می‌تواند برای نوازندگانِ ارکستر نیز پرفایده باشد و مخاطبان (به‌خصوص مخاطبانِ آذری) اشعار، موسیقی، ملوی‌ها و تم‌های متفاوتی را بشنوند؛ اما یکی از مهم‌ترین قطعاتِ این کنسرت، اجرای آثار زنده‌یاد «جواد معروفی» – آهنگ‌ساز و پیانیستِ بزرگ- است که سال‌ها پیش «حسین دهلوی» آن را برای ارکستر تنظیم کرده بود و حالا قرار است برای اولین بار در این کنسرت اجرا شود.»

بین‌المللِ بی‌دلار
امسال بخشِ بین‌الملل جشنواره‌ی موسیقی تحتِ تاثیر نوساناتِ دلار با مشکلاتِ بسیاری مواجه شد و به همین خاطر نمی‌توان انتظار داشت که اجراهاهی خارق‌العاده‌ای در این بخش ببینیم؛ اما در همین اولین روز از جشنواره تریوی «امنل» به اجرای کنسرت می‌پردازد،‌ نکته‌ی مهم در بخش بین‌الملل جشنواره‌ی سال جاری این است که آنها نیز به اجرای آثاری از آهنگ‌سازانِ ایرانی می‌پردازند که دغدغه‌ی دبیرِ جشنواره – شاهین فرهت- است.

یک اجرای هیجان‌انگیز برای کلاسیک دوستان

اما در تالار رودکی «آرپینه اسرائیلیان» در ساعت ۱۸ و ۳۰ به تک‌نوازی پیانو می‌پردازد. «آرپینه ایسرائیلیان» نوازنده‌ای متبحر در سازِ تخصصی‌اش است که  اجراهایش در ایران و دنیا همواره با استقبالِ بسیار زیادی مواجه می‌شود. او در سال ۱۹۷۱ در شهر ایروان در خانواده موسیقی‌دان متولد شد و به دلیل استعداد و علاقه وافرش به موسیقی در سال ۱۹۷۷ در رشته نوازندگی پیانو در مدرسه موسیقی «چایکوفسکی» آغاز به تحصیل کرد، او پس از ۱۲ سال تحصیل در سال ۱۹۸۹ دوره ابتدایی و متوسطه را در آن مرکز هنری به پایان رساند و در همان سال در آزمون ورودی کنسرواتور «کمیتاس» پذیرفته شد و تحصیلات عالی خود را در رشته نوازندگی پیانو در سطح تخصصی ادامه داد.
«آرپینه» در سال ۱۹۹۴ به عنوان دانشجوی ممتاز موفق به اخذ فوق لیسانس از آن کنسرواتور شد و در همان مرکز به عنوان مدرس مشغول به کار شد. در کنار فعالیت آموزشی، او از سال ۱۹۹۶ نوازندگی حرفه‌ای را در ارکستر ساز‌های زهی ایروان آغاز و از سال ۲۰۰۰ همزمان در گروه تک‌نوازان موسیقی معاصر به رهبری «زاون وارتانیان» به اجرای آثار موسیقی مدرن پرداخته است. و بعد از آن در همین تالار، ارکستر سمفونیکِ «رسانه‌ی هنر» به رهبری پدرام طاهریان کنسرت می‌دهد.

نواهایی در اصفهان
از آن طرف در ایوانِ شمس «فاضل جمشیدی» و «حسین پرنیا» به اجرای کنسرتِ «همایون پرنیا» می‌پردازند و قطعاتی در آواز اصفهان را اجرا می‌کنند؛ همچنین ۴ تصنیف اصلی از اشعار رهی و معیری و هوشنگ ابتهاج انتخاب شده که در این برنامه اجرا می‌شود که از جمله‌ی آن می‌توان به تصنیف‌های خواب نیلوفر،عشق و بهانه، صد ترانه و هجر غم انگیز اشاره کرد و پس از آن آوازهایی از اشعار مولانا، خیام و محمدعلی بهمنی اجرا می‌شود. همین اجرا ۲۸ بهمن در خرم آباد به روی صحنه خواهد رفت.

بارِ دیگر موغام

کنسرت گروه «موغام» از کشور آذربایجان در حوزه‌ی هنری یکی دیگر از برنامه‌های اولین روز از جشنواره‌ی موسیقی است، گروهی که می‌گوید از موسیقی کلاسیک و ملی آذربایجان برای زنده نگه داشتن موسیقی فاخر و پرافتخار آذربایجان و نیز تولید فکر هنری در بین جوانان استفاده می‌کند. این گروه به سرپرستی شهریار صدیق به اجرای آثاری از موسیقی کلاسیک منطقه آذربایجان می پردازد. «رویام داسان»، «آی قیز»، «نه واختا قالدی»، «محبوبه»، «کیم اوتوزدی کیم اوتدی»، «منی آتدین آتشه»، «ایلک دفعه ساحیلده»، «یاشا محبتیم»، «داغلاردا دومان گوزلدیر»، «بیلمه‌میشدیم آنا» از جمله آثاری هستند که گروه «راست موغام تبریز» در این کنسرت به مخاطبان ارائه می دهد.

اجرای بانوی پیشکسوت

در رودکی ابتدا ارکستر نوجوانان رودکی به رهبری «قادر رودکیان» روی صحنه می‌رود و بعد از آن گروه «گلبانگ» به سرپرستی «بهناز ذاکری» روی صحنه می‌رود. «ذاکری» سال‌های سال است که بی‌حاشیه به فعالیت‌های خود در عرصه‌ی موسیقی می‌پردازد؛ از همان زمانی که در گروه «محمد اسماعیلی»‌ و «افیلیا پرتو» می‌نواخت تا حالا که در جشنواره اجرا دارد. شاگردِ «نورعلی برومند»، «داریوش صفوت»، «محمدتقی مسعودیه»، «علیرضا مشایخی»، «شاهین فرهت»، «پری برکشلی»، «مصطفی کمال پورتراب» و «احمد پژماندر خیلی جوانی به همراه ارکستر بزرگ رادیو، چهارمضراب ماهور «درویش خان» با تنظیم «فریدون شهبازیان» را اجرا کرد و پس از انقلاب اولین کنسرت بانوان بدون خواننده را در سال ۱۳۷۱ با دو گروه «سماعی» و «گلبانگ» سرپرستی کرد.

و اجراهای دیگر
گروه «خنیاگران خیام» به سرپرستی صمد برقی و گروه «فاخته» به سرپرستی رضا موسوی‌زاده از دیگر اجراهای اولین روزِ جشنواره است؛ از آن طرف «بهنام بانی»‌در برجِ میلاد می‌خواند و در سالن سیف‌الله داد خانه سینما نیز فیلم‌های  «مایسترو» به کارگردانی وحید زارع‌زاده – فیلم «سمفونی ایران» به کارگردانی وحید موسائیان و «شش قرن و شش سال» به کارگردانی مجتبی میرتهماسب روی صحنه می‌رود.

چهل سالگی انقلاب و موسیقی
در بخش «گفتمان چهل سالگی موسیقی فجر» که اختصاص به موضوعات مرتبط با چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و موسیقی اختصاص دارد، نشست «بررسی چالش‌ها و موانع عدم تحقق قانون حمایت از مولف و مصنف در موسیقی ایران» با حضور شهاب منا مولف و پژوهشگر موسیقی و بابک چمن‌آرا ناشر موسیقی به میزبانی شبکه رادیویی «گفت‌وگو» در محل تالار وحدت برگزار می‌شود.



ادامه مطلب

آلبوم «امین شکرشکن» سال ۹۸ منتشر می‌شود

آلبوم «امین شکرشکن» سال 98 منتشر می‌شود

امین شکرشکن هم‌زمان با انتشار سومین قطعه رسمی خود با همخوانی بهناز حکیم، از همکاری با صداوسیما در قالب یک تیتراژ تلویزیونی برای نوروز ۹۸ و انتشار نخستین آلبوم رسمی در سال آینده خبر داد. «ای وای من» عنوان تازه‌ترین تک آهنگ امین شکرشکن با همخوانی بهناز حکیم است که به‌تازگی منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفت. امین شکرشکن همانند دیگر خوانندگان پاپ کشور از حضور خوانندگان خانم در این عرصه حمایت کرد.

این قطعه از سروده‌ها و ساخته‌های پژواک انتظاری، توسط علی کیانی تنظیم و میکس و مستر شده و بهنام حکیم نوازندگی گیتار و محمد آینه چی مدیریت تولید کار را بر عهده داشته است. امین شکرشکن که سومین قطعه خود را در فضایی شش و هشت و با همخوانی بهناز حکیم منتشر کرده است، گفت: من هم همانند دیگر همکارانم تصمیم دارم از حضور بانوان در عرصه موسیقی پاپ حمایت کنم و به همین خاطر، سومین اثرم را با حضور بهناز حکیم نوازنده و خواننده موفق، تولید و به انتشار رساندم چراکه معتقدم موسیقی نیز همانند دیگر عرصه‌های هنری نیازمند حضور بانوان است هرچند که محدودیت‌هایی در این هنر برای بانوان وجود دارد اما نباید از حضور هنرمندان خانم غافل شد.

این خواننده موسیقی پاپ درباره روند فعالیت خود توضیح داد: نخستین آلبوم رسمی من که قرار بود امسال روانه بازار موسیقی کشور شود اما با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در اردیبهشت‌ماه سال ۹۸ در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت چراکه بیشترین تمرکز ما در امسال بر روی پخش تک آهنگ و موزیک ویدیو بود.

وی همچنین اضافه کرد: از طرفی امسال در قالب یک تیتراژ نوروزی با صداوسیما همکاری کرده‌ام که به‌زودی جزئیات آن هم‌زمان با پخش اطلاع‌رسانی خواهد شد و امیدوارم موردتوجه مخاطبان قرار بگیرد.

در این قطعه که با مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دسترس مخاطبان قرارگرفته است؛ پژواک انتظاری شاعر، آهنگساز و علی کیانی تنظیم‌کننده حضور دارند. به‌زودی موزیک ویدیوی «ای وای من» با صدای امین شکرشکن و کارگردانی عباس بهشتی از طریق رسانه‌های مجاز منتشر خواهد شد.



ادامه مطلب

مروری بر ماندگارترین سرودهای انقلابی همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب

مروری بر ماندگارترین سرودهای انقلابی همزمان با چهلمین سال پیروزی انقلاب

بهمن ۵۷ و طلیعه خورشید تابان انقلاب اسلامی حاصل سال‌ها تلاش همه اقشار مردم بود. از مبارزان و چهره‌های سیاسی تا هنرمندانی که هرکدام تلاش کردند صدای انقلاب اسلامی را به نوعی به گوش مردم برسانند. در این میان هنرمندان عرصه شعر و موسیقی یادگارهایی از خود به جا گذاشتند که نه تنها امروز و در چهل سالگی انقلاب بلکه سال‌ها بعد هم هنوز تازه و جذاب هستند. آثاری که هرکدام خاطراتی در دل خود داشتند و برای میلیون‌ها نفر خاطره‌ساز شدند. در این گزارش سراغ هشت قطعه معروف پیروزی انقلاب اسلامی رفتیم و خاطراتی که هنرمندان سرشناس از آنها داشتند یا حواشی تولید هرکدام را بررسی کردیم. این گزارش را تا پایان بخوانید:

*بابک زرین: این اثر از دردی سخن می‌گوید که در پسِ آن یک امیدِ بزرگ وجود دارد

یکی از معروف‌ترین تصانیف مرتبط با مضمون انقلاب اسلامی ایران که در آن سال‌ها ساخته شد تصنیف «سپیده» است که از آن بیشتر با مطلع شعرش یعنی «ایران ای سرای امید» یاد می‌شود. بابک زرین در یادداشتی به تحلیل این اثر با صدای استاد «محمدرضا شجریان»، موسیقی زنده‌یاد «محمدرضا لطفی» و شعر «هوشنگ ابتهاج» می‌پردازد:

تصنیفِ «ایران، ای سرای امید» را بدون شک می‌توان یکی از برجسته‌ترین و ماندگارترین قطعاتِ موسیقی ایران دانست؛ قطعه‌ای که هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ شبهه‌ای برای شاهکار بودنِ آن ایجاد کند. طبقِ آنچه خود آقای «لطفی» توضیح داده‌اند،‌ ابتدا ملودی این اثر را ساخته‌اند و با یک ساز – سه‌تار- برای آقای ابتهاج نواخته‌اند و ایشان بعد از مدتی شعرِ این تصنیف را نوشته‌اند و آقای «شجریان» آن را خواندند. همکاری این سه استادِ بزرگِ موسیقی ایران در نهایت به خلقِ‌ این شاهکار انجامیده است.

اما صرف‌نظر از تمامِ قدرتی که ملودی، آواز و شعرِ این اثر دارد، می‌توان دلیلِ دیگری برای ماندگاری آن دانست، «ایران، ای سرای امید» از جمله اولین کارهای ملی – میهنی است که ساخته شد و به همین خاطر این‌‌چنین ماندگار شد و توانست در مقاطع مختلفِ حوادث ایران همچنان به عنوان یک قطعه‌ی ماندگار شنیده شود. «ابتهاج» در این اثر از دردی سخن می‌گوید که در پسِ آن یک امیدِ بزرگ وجود دارد و به همین خاطر است که هر کس حتی ردپایی از عشق به ایران در وجودش ریشه داشته باشد، این اثر را می‌شنود و دوستش دارد. در سال‌های بعد نیز بسیاری قطعاتِ ملی- میهنی ساخته شد و من نیز افتخار خلقِ یکی از آنان را با همراهی «سالار عقیلی» با نام «وطنم» داشتم. در شعری که استاد «افشین یداللهی» برای این اثر سرودند هم می‌توان همان دردی را که درباره‌ی آن صحبت کردیم، مشاهده کرد؛ آنجا که زنده‌یاد سروده است: «ایران اگر دل تو را شکستند تو را به بند کینه بستند/ چه عاشقانِ بی‌نشانی که پای درد تو نشستند.» این قطعات با آنچه درباره‌ی دماوند و زاگرس و غیره ساخته می‌شود، تفاوتِ بسیار زیادی می‌کنند.

این اثر را خوانندگانِ دیگری نیز در این سال‌ها به اجرا درآورده‌اند که آنان نیز زیبایی‌های خاصِ خودش را دارد؛ اصولا من برخلافِ بسیاری از آهنگسازان، اعتقاد دارم که بازخوانی اگر به صورتی انجام شود که آثارِ‌ بازخوانی‌شده هویتِ مستقلِ خودش را داشته باشد و بتواند حرفِ جدیدی بزند، اتفاق بسیار خوبی است. بازخوانی آثارِ گذشتگان در تمام دنیا مرسوم است و بسیاری از خوانندگانِ بزرگ دنیا نیز در این زمینه قطعاتِ مهمی را خلق کرده‌اند. من خودم به عنوان یک آهنگساز، از بازخوانی آثاری که خلق کرده‌ام، بسیار خوشحال خواهم شد.

*فریدون آسرایی: «بهمن خونین جاویدان» به خوبی اتفاقات و حوادث آن دوران تاریخی به ذهن هر شنونده ای می‌آورد

«بهمن خونین جاویدان» سرود ماندگاری‌ است که در دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مرکز صدا و سینمای استان فارس تولید شد. همافر، شاعر و حمید بهبود، آهنگساز این اثر ماندگار هستند.

سعید ذاکر حسین درباره مراحل تولید این سرود می‌گوید:«آهنگ «بهمن خونین جاویدان» را یکی از همکاران ما مرحوم حمید بهبود که از بچه‌های سپاه بود و بعدها درس خواند و پزشک شد و چند سال قبل فوت کرد، ساخت. شاعر آن هم یکی از دوستان به نام آقای همافر بود که چند سال بعد رئیس اداره ارشاد اسلامی شیراز شد. آهنگ و شعر سرود مثل شرایط آن روز گروهی و هیئتی ساخته شد؛ یعنی مثلا آقای همافر یک مصراع را می سرود و در ادامه آن می‌ماند؛ سپس ما کمکش می‌کردیم تا شعر کامل شود. در نهایت با وسایل بسیار حداقلی در صدا و سیمای شیراز سرود را ضبط کردیم. حدود ده، پانزده نفر در گروه سرود بودند که سه چهار نفر آنان شهید شدند و بقیه هم متفرق شدند. این سرود در یک شرایط خیلی ابتدایی، هیأتی و با عشق ساخته شد.»

گروه کُر ای که این سرود را خوانده هم ظاهرا از بین جوانان علاقمند به خوانندگی انتخاب شده‌اند و هر کدام روایت‌های خاص خود را در این باره دارند. نقطه نظرات هنرمندان و خواننده‌‌های این دوره درباره آن آثار قطعا می‌تواند حاوی نکات جالبی باشد.

فریدون آسرایی درباره «بهمن خونین جاویدان» معتقد است: «این سرود را مردم ماندگارش کردند. سرودی که حتی وقتی در خارج از کشور هم آنرا میشنویم، به خوبی اتفاقات و حوادث آن دوران تاریخی به ذهن هر شنونده ای می‌آورد.»

آسرایی که پیش از این سابقه خواندن قطعاتی چون «دسته گلای بی‌زبون» را در گرامیداشت شهدای هشت سال دفاع مقدس را در کارنامه‌اش دارد، می‌گوید: «همیشه آثاری که در قامت اتفاقات مهم تاریخی و مذهبی و اجتماعی خوانده می‌شوند قابلیت‌های زیادی را برای ماندگاری دارند. سرودهای انقلابی به دلیل آن دوره خاص توانستند خیلی زود خودشان را نشان دهند و نسل جدید هم حتی با شنیدن آنها فکر و ذکرشان درگیر اتفاقات آن سالها می‌شود.»

*داستان فراز و نشیب‌های «خمینی ای امام»

سرود «خمینی ای امام» و البته «برخیزید ای شهیدان راه خدا» جزء معدود آثاری بودند که همان روز ۱۲ بهمن ۵۷، اجرا شدند؛ قطعه دوم در بهشت زهرا در حضور امام خمینی و قطعه «خمینی ای امام» هم در فرودگاه، زمان ورود بنیان‌گذار جمهوری اسلامی به ایران؛ سرودی که دهه فجر سال گذشته به‌ عنوان اثر میراث فرهنگی هم در ارشاد به ثبت رسید.

مرحوم حمید سبز‌واری ترانه این قطعه را سرود و به قدری مورد توجه قرار گرفت که آن را سرآمد همه اشعار این شاعر انقلابی به حساب می‌آورند. آنچه در رابطه با این سرود جالب توجه به نظر می رسد، ثبت نام از ۴۰۰ نفر در سال ۵۷ به منظور تست و تشکل گروه کر ۵۰ نفره اجراي اين سرود تاريخي بوده است.

ساخت این قطعه را حمید شاهنگ‌نیا بر عهده داشت. این آهنگساز که نخستین رئیس مرکز موسیقی صداوسیمای پس از انقلاب هم بود درباره این قطعه گفته است: «هر ملتی، میراث ویژه‌ای دارد که ارزش ماندگاری پیدا می‌کند. این سرود، همه صفات امام خمینی (ره) را برمی‌شمارد و به نام زیبای ایشان مزین است. مهم‌تر این‌که در لحظه ورود امام به ایران خوانده شده است. همچنین، همه اعتبار این سرود به مرحوم حمید سبز‌واری است. ایشان تیرک خیمه شعر به‌ویژه سرود در ادبیات بود. ایشان شعر «خمینی ای امام» را بر اساس اعتقاداتش سرود و ما هم سعی کردیم کار از سلامت کامل برخوردار باشد. همان‌طور که انقلاب اسلامی بدون نام امام خمینی (ره) در دنیا شناخته شده نیست، سرود انقلاب هم با نام آقای سبزواری شناخته می‌شود

اما یکی از اتفاقات عجیبی که سرود «خمینی ای امام» با آن مواجه شد این بود که این قطعه در اوایل دهه شصت، برای دو سال از رادیو و تلویزیون ایران غیرقابل پخش شد! شاهنگیان درباره دلیل این موضوع گفته: «دلیلش این بود که با کلمه «مجاهد» شروع می‌شد! این دستور را یک آدمی که هنوز هم زنده است و آن زمان در صداوسیما بود، صادر کرد. او اختیار داشت بنویسد با توجه به این‌که با کلمه‌ مجاهد شروع می‌شود، غیرقابل پخش است. بر همین اساس، صداوسیما دو سال آن را پخش نکرد!»

حمید شاهنگ‌نیا پیش از انقلاب در خارج از ایران دانشجو بود، اما آن را رها می‌کند و برمی‌گردد. بعد از آن شروع به فعالیت‌های فرهنگی-انقلابی می‌کند. می‌گوید اول تنها بودم، بعد با آقای حسین شمسایی، مرحوم حاج حسین صبحدل، مرحوم عباس صالحی، حمید یگانه و محمدرضا شریفی‌نیا پنج، شش نفری کارهایی را که ساخته بودم، تمرین می‌کردیم. دی ماه ۵۷ که دیگر ساواک هم ضعیف شده بود، آقای صبحدل در مسجد قبا که مرحوم شهید مفتح امام جماعت آن بود، اعلام کرد که می‌خواهیم گروه سرود درست کنیم و هر کس علاقه‌مند است بیاید. جمعیت کثیری آمده بودند. مشابه این فراخوان را هم در مدرسه علوی دادند و عده زیادی هم در آنجا جمع شدند. از بین تمام آن‌ها حدود ۱۲۰ – ۱۰۰ نفری را انتخاب کردیم و تمرین را با این گروه سرود شروع کردیم. سرود «خمینی ای امام» را از قبل ساخته بودم و زمان ورود امام خمینی آن را در فرودگاه مهرآباد اجرا کردیم: «قبلاً گفته‌ام که «ما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی». این سرود از کارهای خدایی بود. نمی‌خواهم با این حرف امتیازی برای خودم کسب کنم، هرکسی می‌توانست این کار را انجام بدهد، اما این‌که کار به دست ما انجام شد کار خدا بود.»

*علی مغازه‌ای: سرشار از عاطفه و ملی‌گرایی

زنده‌یاد محمدرضا لطفی، آهنگساز برجسته موسیقی ایرانی از آن دست هنرمندانی بود كه با توجه به شرایط اجتماعی هم‌صدا و هم‌نوا با ملت دست به خلق آثار موسیقایی می‌زد. آثاری که وقتی با آواز شهرام ناظری همراه می‌شد، کارهایی دل‌انگیز و ماندگار را رقم می‌زد.

یکی از این آثار دل‌انگیز قطعه «کاروان شهید» است که محمدرضا لطفی با همراهی گروه «شیدا» در چاووش ۸ آن را منتشر کرد. این تصنیف خاطره‌انگیز اواخر دهه ۵۰ با آواز شهرام ناظری منتشر شد.

علی مغازه‌ای (پژوهشگر موسیقی) درباره این قطعه می‌گوید: «قطعه «کاروان شهید» برای نسل ما که در بحبوحه جنگ نوجوانی بیش نبودیم، سرشار از خاطره شد. این قطعه که به آهنگسازی استاد محمدرضا لطفی در «چاووش ۸» منتشر شد از این جهت که کشور درگیر جنگ بود و جوانان مملکتمان به منطقه جنگی می‌رفتند و شهید می‌‌شدند،‌ جنبه تهییج و تحریک داشت. به زعم بنده این قطعه یک شاهکار هنری است. چه مقدمه و چه بخش تصنیفش و چه حتی بخش‌های آوازی‌اش قابل ستایش است.»

او درباره حال و هوای این قطعه می‌گوید: «کاروان شهید یک قطعه درخشان است که کارکرد آن فراتر از انعکاس حال و هوای آن روزهای جامعه محسوب می‌شود. این قطعه برای امثال من و در واقع برای نسل ما مثل درس موسیقی بود. حالا از هر نظر که بخواهید آن را مورد بررسی قرار دهید. هم شعر این کار بسیار درخشان بود و هم بخش آوازی کار در سطح بسیار بالایی قرار می‌گرفت. من نظیر این اثر را در موسیقی ایران سراغ ندارم. باید بگویم کار استحکام خاصی دارد.»

علی مغازه‌ای معتقد است: «این قطعه حتی فرا تر از زمان و شرایط خاص است و صرفا رویدادنگاری نیست. این اثر سرشار از احساس هنری است. سرشار از عاطفه و ملی‌گرایی. من فکر می‌کنم حتی افرادی که زیستشان در آن دوره تاریخی که این اثر ساخته شده، نبوده است، شنیدن این اثر برایشان یک‌جور بازگشت به خویشتن است.

*رضا صادقی: «الله الله» تبدیل به یک نماد شد

سرود «الله الله» با صدای رضا رویگری و آهنگسازی فریدون خشنود از جمله این آثار پرطرفدار است و روایت و قصه تولید این اثر، داستانی جالب دارد.

رضا رویگری درباره روزهای سخت و پر استرس تولید این سرود گفته: «روزی كه آقای خشنود به سراغم آمد، یك روز برفی بود. برایم خیلی جالب بود، چون اصلا او را نمی شناختم. او آمد و گفت كه آهنگ ایران ایران را من بخوانم و همیشه این موضوع برایم سوال بوده؛ اینكه او چرا من را انتخاب كرده، واقعا دلیل این اتفاق را نمی دانم. هیچ وقت از او نپرسیدم یا اگر هم پرسیدم یادم نیست. در هر صورت او آمد به خانه من و گفت كه یك آهنگ دارم و می خواهم كه برایم بخوانی. گفتم كه این روزها كسی آهنگ نمی سازد و كسی موسیقی گوش نمی دهد. گفت این كاری است كه بر اساس شعارهای مردم ساخته شده و می خواهم چیزی بسازم كه هركس گوش می دهد، یاد این روزها بیفتد. راستش آقای خشنود می خواست كه این موسیقی مثل یك فیلم یا یك عكس باشد كه هركس گوش بكند، یاد آن روزها بیفتد. خب، موفق هم بود؛ هركس گوش می دهد یاد همان روزها می افتد. من قبول كردم و ضبط كردیم و تمام شد. بعد هم كه دیدم از تلویزیون پخش شد، تعجب كردم كه چطور به تلویزیون رسید و از آنجا سردرآورد. بعدا متوجه شدم كه خودش برده و به تلویزیون داده بود.»

در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی، هنوز هم «الله الله» در گذر سالها توانسته محبوبیت خود را در بین نسل‌های مختلف حفظ کند و روایت‌ها و خاطرات زیادی از آن در ذهن مخاطبان موسیقی و حتی هنرمندان با سابقه مانده است.»

رضا صادقی درباره این اثر معتقد است: «این قطعه و داستان ساخته شدن‌اش را به خوبی می‌دانم و از آن دوره این اثر تبدیل به یک نماد شد. سالهای زیادی در دوره های مختلف آنرا می شنیدیم و تاثیرگذاری آن به نظرم به این دلیل بود که در آن ایام، به مردم امید و انرژی می‌داد. برای هنرمند عزیزمان آقای رویگری احترام ویژه‌ای قائل هستم و معتقدم هر اثری که برای مردم در هر دوره‌ای ساخته شود، قطعا ماندگاری و تاثیرگذاری بسیاری خواهد داشت.»

*امید نعمتی و روایتی از اجرای «بهاران خجسته باد» در مدارس

می‌گوید سرود «بهاران خجسته باد» با شتاب و با سازهایی در حد اسباب بازی، با وسایل ضبط مبتدی و با صداهایی کاملاً غیر حرفه‌ای در منزل و نه در استودیو، ضبط شده است. اما با این حال معتقد بوده که اگر سرود «بهاران خجسته باد» بدون کمک امتیازات ویژه با چنین اقبالی ماندگار می‌شود، عشق و ایثار انسانی بزرگ و عاشق و نیروی پرتوان ماندگاری آن بوده است، نه موسیقی و اجرا با صدای خودش.

اسفندیار منفردزاده را می‌گوییم، آهنگساز پرآوازه‌ای که وظیفه نوشتن نت‌های این سرود به دستش سپرده می‌شود و او به دلیل نبودن امکانات کافی و دسترسی نداشتن به ارکستر، خود به تنهایی تمام سازها را ابتدا تک‌تک می‌نوازد و بعد همه را با هم میکس می‌کند. بعد هم علی برفچی، عبدالله و ابوالفضل قهرمانی، فرهاد مافی، حسن فخار، پدرام اکبری و خود اسفندیار منفردزاده آن را می‌خوانند.

در آن سال‌ها قطعات زیادی ساخته شد که از میان آنها، برخی ماندگاری بیشتری داشتند و پس از گذشت حدود چهار دهه، همچنان در ذهن مانده‌اند. یکی از آنها هم همین قطعه «بهاران خجسته باد» است که امید نعمتی درباره آن می‌گوید: «این قطعه جزء معروفترین و نخستین سرودهایی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷، در گرامی‌داشت سال‌روز کشته شدن خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان به‌دست حکومت پهلوی، از رادیو و تلویزیون پخش شد و البته هنوز هم پخش می‌شود

او درباره شعر این اثر می‌گوید: «شاعر این قطعه، دکتر عبدالله بهزادی، متخصص ریه و قلب از کشور فرانسه است که در کنار تحصیل، استعداد سرودن شعر داشت. او با دیدن مبارزات پاتریس لومومبا که از جوانی آغاز شده بود و مردمان آفریقا که برای رهایی از زنجیر بردگی تلاش می‌کردند، دوباره امید در درونش زنده می‌شود و هنگامی‌که پاتریس لومومبا کشته می‌شود، عبدالله بهزادی یکی از زیباترین اشعار خود، یعنی «سرود بهار» را برای همدردی و تسلای همسر او می‌سراید که به نوعی اولین همدلی یک شاعر ایرانی در رابطه با مرگ این رهبر انقلابی است

اینچنین می‌شود که «سرود بهار» در اسفند ماه سال ۱۳۳۹، یعنی چند هفته بعد از کشته شدن «پاتریس لومومبا» در هفته‌نامۀ «سپید و سیاه» چاپ می‌شود. امید نعمتی می‌گوید: «بعد از آن، کرامت دانشیان بخشی از این شعر را تبدیل به سرود می‌کند و اسفندیار منفردزاده هم آن را به کمک همکارانش اجرا می‌کند

نعمتی هم مانند بسیاری از ما، خاطراتی از این ایام در کودکی دارد که آن را این‌گونه توضیح می‌دهد: «اول دبستان بودم که روز ۲۲ بهمن، معلم امور تربیتی از ما پرسید چه کسی می‌تواند بخواند؟ بچه‌ها گفتند امید بلد است و من هم سریع گفتم که دف هم می‌توانم بزنم. خلاصه با موتور معلم امور تربیتی یعنی آقای مَزجی به خانه رفتیم و من بعد از آوردن دف، قطعه «ایران ای سرای امید» را خواندم و از آن روز کارم درآمد (خنده). کارم این شده بود که در مراسم صبح‌گاه، دف بزنم و بخوانم. اما به همین جا ختم نشد، کارم خیلی گرفت و با آقای مزجی به مدارس مختلف می‌‌رفتم و برایشان می‌خواندم. البته تعصب خاصی هم داشتم و می‌گفتم من فقط آهنگ‌های استاد شجریان و شهرام ناظری را می‌خوانم.»

نعمتی صحبت‌هایش را با بیان خاطره‌ای از قطعه «بهاران خجسته باد» این‌گونه پایان می‌دهد: «یک روز گروه سرود مدرسه به من پیشنهاد همکاری داد و من هم در دو قطعه به عنوان تک‌خوان آنها را همراهی کردم که یکی آهنگی برای فرزندان شهید بود با این متن: «وقتی پدر سفر بود، چشمم همش به در بود، منت نهاد بر ما، این آخرین سفر بود». یک بار دیگر هم برای قطعه «بهاران خجسته باد» که آن را به عنوان تک‌خوان اجرا کردم و اتفاقاً آن را از همان دوران کودکی، خیلی دوست داشتم. دوست دارم این را هم بگویم که یکی از اتفاقات خوب زندگی من، آشنایی با آقای مَزجی بود که واقعاً در رابطه با انجام فعالیت‌های فرهنگی، برای من موثر بود. روزهایی که با گروه سودابه سالم در فرهنگسرای بهمن اجرا داشتم، همیشه به مدرسه می‌آمد و وساطت می‌کرد تا به من اجازه خروج از مدرسه را بدهند. مرد نازنینی بود و امیدوارم باز هم بتوانم او را ببینم.»

* سرود «برخیزید ای شهیدانِ راه خدا» حس حماسه‌پروری را شکل می‌دهد

رضا مهدوی هم یکی از اهالی موسیقی است که درباره سرود «برخیزید ای شهیدان خدا» می‌گوید: « انقلاب همراه شد با ده – یازده سالگی نسلِ ما و در کنار تمام تغییراتِ شگفت‌انگیزی که داشت، عادتِ موسیقایی ما را به شکلِ کلی تغییر داد. ما که به موسیقی‌های تغزلی و گل‌هایی عادت داشتیم، یک‌باره با آثاری انقلابی مواجه شدیم که از چیزی جز عشق می‌گفت. از حماسه و از انقلاب. در آن زمان «چاووش» وجود داشت و بزرگانی چون شجریان و لطفی و مشکاتیان، کاری کردند کارستان و در کنارِ آن هنرمندانِ موسیقی پاپ که این هنر را به اصطلاح «وطنیزه» کرده بودند، هنرِ خویش را در راستای اهدافِ انقلابی آن زمان به کار بردند. این برای ما هیجان داشت و مواجهه‌ای جدید با موسیقی بود

اما یکی از نمونه‌های واقعی سرودهای انقلابی «برخیزید ای شهیدانِ راه خدا»  با آهنگسازی «حمید شاهنگیان» است، قطعه‌ای که ایشان فارغ از تکنیک‌های آهنگسازی و علم موسیقی، بر اساسِ قلیانِ احساساتِ وجودی‌شان در حادثه‌ی شگرفی چون انقلاب آن را خلق کرده و به همین خاطر می‌توان چون دیگر آثارِ انقلابی، این اثر را به شکلِ کامل اثری جوششی قلمداد کرد.

«سرود»ها اصولا چنین ویژگی‌هایی دارند و معمولا در حوادثی این‌چنینی، علاوه بر موزیسین‌ها، توسط افرادِ غیرِ موزیسین نیز خلق می‌شود و بر همین اساس است که سرودهای انقلابی را معمولا یک ژانر تلقی نمی‌کنند، بلکه آنها را آثاری می‌دانند که انسان‌ها به مناسبتِ منقلب‌شدنشان آن را می‌آفرینند.

برخی به اشتباه فکر می‌کنند موسیقی انقلاب یک «نوع» است درحالی که با حوادث و جریانات انقلابی هر کشوری به وجود می‌آید و سپس کنار گذاشته می‌شود و دیگر با آن حماسه، شور، هیجان و انقلابی‌گری مواجه نمی‌شویم و طبیعتا موسیقیدانی هم پیدا نمی‌شود که دوباره آن حس به او دست بدهد.

«برخیزید…» هم نمونه‌ای از همین آثار است؛ قطعه‌ای که در عینِ سادگی و روانی به عنوان یک فرمِ موفق عمل کرده و موزیکالیته‌ای که در آن وجود دارد، حس حماسه‌پروری را شکل می‌دهد و تمام این خصوصیات است که می‌تواند آن را به عنوان یک اثرِ ملی قلمداد کند؛ «برخیزید… » به عنوان یکی از ماندگارترین سرودهای انقلابی، می‌تواند به عنوان یک الگو و شاخص تلفی شود که این اختیار را به موزیسین‌های دیگر می‌دهد تا از آن کپی‌های «جانانه» کنند و آن را کاور کنند؛ اتفاقی که در این سال‌ها رخ داده و تنظیماتِ متعددی از آن انجام شده است؛ هرچند که من این مساله را نمی‌پذیرم و اعتقاد دارم به خاطرِ‌ روحِ نوستالژیکی که در این آثار وجود دارد، بهتر است با همان ماهیتِ ابتدایی خویش که خلق شده‌اند، به گوشِ نسلِ جوان برسد، تنظیم‌های جدید و غیرِ کارشناسی این آثار سبب شده است تا انگیزه‌های شنیداری آن به شکل کامل از بین برود و علاوه بر آن به عنوان یک لحن آهنگین در بازه‌های زمانی انقلاب به عنوان یک سرفصل درسی تدریس شود. این اثر را باید با همان حس و حال نگاه داشت و در عین حال توجه کرد که به اثری موزه‌ای تبدیل نشود و مدام به گوشِ شنوندگان برسد.

*تحلیل سازنده «الله الله» از سرود «بوی گل سوسن و یاسمن آید»

تصویر لحظه ورود امام خمینی (ره) به وطن و پایین آمدن ایشان از پلکان هواپیما در روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ برای ایرانیان با یک سرود خاص گره خورده است. سرود «بوی گل سوسن و یاسمن آید» که آن زمان توسط جوانان انقلابی روی دیوارهای شهر نگاشته می‌شد و هنوز هم پس از سال‌ها جایگاه ویژه‌ای در طرح‌های گرافیکی مرتبط با دهه فجر و ایام ۲۲ بهمن دارد. این سرود با شعر و موسیقی مرحوم «محمدعلی ابرآویز» ساخته شده بود و مردم از مدت‌ها قبل از ورود امام خمینی (ره) به ایران آن را زمزمه می‌کردند. خصوصاً از روز ۲۶ دی که شاه خائن از ایران فرار کرد مصرع «دیو چو بیرون رود فرشته در آید» بیش از پیش ذکر شعارهای مردم انقلابی شد.

سرود بوی گل سوسن و یاسمن آید هم مانند تمام سرودهای انقلابی آن دوره داستان‌های جالبی در پس تولیدش دارد که محمدعلی ابرآویز قبلاً در گفتگویی به شرح آن پرداخته بود:«بنده كه در آن سال‌ها اكثر سرودهای انقلابی را ساخته و یا تهیه‌كنندگی آن را بر عهده داشتم، ‌قطعه «بوی گل و سوسن و یاسمن آید» یا همان «دیو چو بیرون رود» را قبل از آمدن امام به تهران ساختم. در واقع زمانی كه ایشان در عراق بودند و حتی زودتر از این كه سر و صداها با نوشتن اخبار در مطبوعات بلند شود، به ما خبر رسید كه امام علاقه‌مند هستند كه به وطن برگردند، شما كاری می‌توانید بكنید كه این تبعید بشكند و دولت مجبور به حضور ایشان در ایران شود؟ ما استودیو را برای ضبط این كار دزدیدیم و مخفیانه كار كردیم، به طوری كه شب ها ساعت ۳۰ : ۱۹كه حكومت نظامی شروع می‌شد، ما به این استودیو می‌رفتیم و ۳۰ : ۷صبح بیرون می‌آمدیم. در این مدت همه نوازنده‌ها و خواننده‌ها، پابرهنه وارد استودیو می‌شدند تا جای پای كسی روی زمین نباشد. همچنین هر چند دقیقه یكبار، پنجره ها را باز می‌كردیم تا هوا جابه جا شود. از آنجایی كه آن استودیو در محله ارمنی‌نشین‌ها بود، این دوستان با ما همكاری زیادی می‌كردند، به طوری كه آنها پشت پنجره‌ها كشیك می‌دادند و وقتی ماشین گشت می‌آمد، با طناب زنگوله دار كه روبروی استودیو آویزان كرده بودند، به ما خبر می‌دادند. ما نیز سكوت می‌كردیم تا ماشین رد شود.»

اما فریدون خشنود که سازنده قطعه ماندگار «الله الله» در روزهای انقلاب اسلامی با صدای رضا رویگری است درباره سرود بوی گل سوسن و یاسمن آید به خبرنگار «موسیقی ما» گفت: «در آن زمان هیچکس در جایگاه خودش قرار نداشت و خیلی‌ها در حال مبارزه و در خیابان بودند. اولین فکر و حرکت برای ساخت سرود انقلابی برای من بود و با این سرود جمهوری اسلامی ایران به مردم اعلام شد. این سرود برای مردم بود و با ایده‌ای که از خودشان گرفتم ساختم. اما باید بگویم که من تمام سرودهای اول انقلاب را دوست دارم و همه آنها زیبا است. نمی‌توانم نظری درباره تک تک آنها عنوان کنم چون هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. نظر من مهم نیست چون مهم این است که برای مردم خاطره شده است. هر کسی بگوید که یک سرود انقلابی از دیگری بهتر است درست نیست و امکان اعمال نظر شخصی روی این آثار وجود ندارد. سرودهای انقلاب به بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است و نمی‌توانیم نقدی به آنها وارد کنیم. اگر بخواهیم وارد عمق این سرودها شویم باید از ۸۰ میلیون ایرانی دلیل موفقیت سرودها را بپرسیم

بعداً اسم آقای ابرآویز را شنیدم و با ایشان آشنایی نداشتم. ساخت سرودهای انقلابی در آن زمان مثل الان نبود که مثلاً به استودیو پاپ برویم و با حضور هنرمندان دیگر کاری را تولید کنم. هنرمندان انقلاب دور از هم و در سکوت کارهایشان را تولید می‌کردند و بعداً متوجه می‌شدیم که یک سرود تولید و پخش شده است. باز هم می‌گویم که مهم تأیید مردم است و این سرود و سایر آثار را دوست دارند. من هم خدا را شاکر هستم که قطعه الله الله مورد تأیید مردم قرار گرفته است



ادامه مطلب

برگزاری سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در استان های کشور

 

 سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در استان ها از سوی انجمن موسیقی ایران و شعبه های انجمن در استان ها در دو فاز مختلف برگزار می‌شود و هفت استان ایران،‌ میزبان گروهها و هنرمندانی هستند که از تهران برای اعزام آنها هماهنگی‌ها شده است و هشت استان با برنامهریزی و هماهنگی، انجمن موسیقی ایران، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌آن استان و انجمن موسیقی استان میزبان این رویداد موسیقایی هستند.

ستاد جشنواره به هفت استان لرستان (۲۴ بهمن تا ۲ اسفند)، سمنان(۲۶ بهمن تا ۳ اسفند)، زنجان(۲۶ بهمن تا ۳۰ بهمن)، فارس(۲۵ بهمن تا ۴ اسفند)، گیلان(۴ اسفند تا ۱۰ اسفند)، کرمانشاه(۲۴ تا ۲۹ بهمن) و منطقه آزاد اروند(۲۴ بهمن تا ۳۰ بهمن) گروه‌های موسیقی را اعزام می‌کند و اجراهای این هفت استان با حمایت ستاد جشنواره موسیقی فجر برگزار می شود.

سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از ۲۴ بهمن در منطقه آزاد اروند در مجتمع فرهنگی هنری خلیج فارس خرمشهر و سینما مهر آبادان اغاز شده است که در این دو شهر ۱۳ برنامه اجرا می شود. ارکستر اروند استار، کوارتت گیتار، ارکستر آریاگان، ارکستر سروش، ارکستر دلکش، ارکستر مضرابی ستارستان، دونوازی قانون و تنبک، ارکستر خنیاگران مهر، ارکستر سایه، ارکستر اهورا، ارکستر سار، ارکستر ماهور و ارکستر کوبکا در خرمشهر و آبادان اجرا می کنند.

استان کرمانشاه نیز با ۲۶ اجرا از ۲۴ تا ۲۹ بهمن ماه میزبان سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر است. در این استان گروه رستاک، بهنام بانی، احسان خواجه امیری، محمدرضا گلزار، گروه وزیری (کیوان ساکت و وحید تاج)، گروه لیان، گروه زاگرس، آبیدر، آوا، تنبورنوازان شاه خوش نشین کرمانشاه، سنتورنوازی معاصر، دالغا، اچرای حلاج پرواز همای، شب پیانو، شب تار، شب تنبور، گروه نوازی گیتار، گروه هنیواژ هرسین، شورانگیز کنگاور و دف نوازی نی نوا در سالن اصلی و پلاتو تالار انتظار، تالار وحدت و سالن امام خمینی (ره) کرمانشاه برنامه اجرا می کنند.

سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر با هشت اجرا از ۲۶ بهمن تا سوم اسفند در تئاتر شهر سمنان برگزار می شود. در این استان اجرای دونوازی کمانچه و دودوک، گروه کهت میان، سروآرنگ، دونوازی پیانو و ویلن، رستاک، سایینه، دونوازی سنتور و تنبک و گروه تبلاج برنامه های جشنواره در استان سمنان است.

سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر با ۳۷ اجرا از ۲۵ بهمن تا چهارم اسفند در استان فارس برگزار می شود. علی لهراسبی، رستاک حلاج، سیامک عباسی، حمید حامی، بهنام بانی، مازیار فلاحی، گروه رستاک، رضا یزدانی حسام الدین سراج، گروه نی نوازان فارس، گروه محلی ماذون قشقایی، سینا سرلک، پیانو و آواز مهدی یغمایی، آسمان خاک من کاوه پیمان، گروه کودک نوآهنگ زرقان، گروه رهاب، ارکستر کودک و نوجوان پاییز قیر و کارزین، گروه هنرستان نوآوران، تریو میلاد درخشانی با همراهی همایون نصیری و دارا دارایی، ارکستر کلاسیک مهرگان، آواز کلاسیک ماریو تقدسی، همنوازان رهاب هادی آذرپیرا، گروه کوبه ای لیدوما، گروه رخداد، تکنوازی پیانو رافائل میناسکانیان، کوارتت تار علی اصغر عربشاهی و دوئت گیتار کلاسیک فرزین طهرانیان از ۲۵ بهمن تا چهارم اسفند در تالار حافظ، تالار احسان و تالار هنر شهر آفتاب شیراز اجرا می کنند.

در استان زنجان ۱۳ اجرای گروهی، چند تکنوازی و سه کارگاه موسیقی در سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از ۲۶ تا ۳۰ بهمن برگزار می شود.

اجرای گروههای طرب، سماع، سروستان، تریو کلاسیک، بوم، آهنگ، دونوازی کمانچه و دودوک، دل انگیزان، تنبور مولوی، خاطره گلها، تریو بلوز، سومار، رسیتال پیانو، تکنوازی قارمان، هارمونیکا، تار، سه تار، سنتور، ویلن، ویلنسل، پیانو، عود، کمنچه، قانون، نی، قوپوز، ترومپت و .. و برگزاری کارگاههای شناخت موسیقی ایرانی، مبانی آهنگسازی و کارگاه آموزشی برنامه های سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در زنجان است که از ۲۶ تا ۳۰ بهمن ماه در تالار هنر و تالار یادگار فرهنگسرای امام خمینی (ره) زنجان برگزار می شود.
سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر با ۲۶ اجرای نواحی، موسیقی ایرانی و پاپ ۲۴ بهمن تا اول اسفند ماه در لرستان برگزار می شود. سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در خرم آباد میزبان اجراهای گروه ایوان بند، تنبورنوازان سیمرغ الیگودرز، گروه سحری کوهدشت، گلاره(ویژه بانوان)، کاسیت، سرنای، سینا شعبانخانی، صبا، سوشیو، پاپ لر، خابدالو، گهر، همایون، گل های خرم، اشوان، ویرا، آوان، موسیقی آذربایجان، نوای سیمره، وزیری و مهدی جهانی است که این برنامه ها در تالار شهید آوینی و تالار حوزه هنری خرم آباد اجرا می شود و دراختتامیه از سه هنرمند فقید موسیقی لرستان تجلیل می شود.

استان گیلان نیز با ۱۶ اجرا سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر را از چهارم تا ۱۰ اسفند در مجتمع فرهنگی، هنری خاتم الانبیا (ص) برگزار می کند. گروه موسیقی نواحی گیل و دیلم، گروه فسانه، رسیتال ویلن و گیتار، گروه موسیقی نواحی آوای مهر، دونوازی کمانچه و دودوک، گروه دورگ، گروه روشنا، ارکستر ما، گروههای جلیل، ماخولا، مونهد، نهفت و ارکستر فیلارمونیک گیلان در سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در گیلان حضور دارند.
از سوی دیگر هشت استان اردبیل(۲۵ بهمن تا ۲۸ بهمن)، البرز(۲۴ بهمن تا ۳۰ بهمن)، گلستان(۲۳ بهمن تا ۳۰ بهمن)، همدان(اسفند ماه)، اصفهان(۶ اسفند تا ۱۰ اسفند)، کرمان جنوبی (این بخش از استان کرمان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی‌مجزایی از مرکز استان کرمان دارد که به علت فوت نماینده سابق مجلس در آن منطقه، بناست جشنواره با یک هفته تاخیر برگزار شود)، مرکزی(اسفند ماه) و خوزستان(۱۳ اسفند تا ۱۷ اسفند) هم با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی‌استان‌ها جشنواره موسیقی فجر را برگزار می‌کنند.
سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در استان البرز نیز با ۱۳ اجرا از ۲۴ تا ۳۰ بهمن برگزار می شود و گروههای مشرق، سورن بند، ساوالان، علیرضا بهمنی، محسن لرستانی، آرنام، وحید اسداللهی، مهبد مکی، کلاف، هامان، روهان و همایون در سالن های سروس صابر، ولایت فردیس و چمران استان البرز اجرا می کنند.
استان اردبیل نیز با ۱۹ اجرا میزبان این دوره جشنواره موسیقی فجر است. اجرای گروههای ساری بولبول، هایلا، رستان، ساز و آواز کلاسیک آذربایجانی، دونوازی آذربایجانی، عرفان، آراز مغان، طهورا، داغین، صبا، دونوازی ایرانی، آواز مقامی آذربایجانی، گروه اهورا، عشیران، اوزان، آواز کلاسیک، قارتال، گونش و دوئوتای برنامه های سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در استان اردبیل است که از ۲۶ تا ۲۸ بهمن ماه در مجتمع ورزشی ایثار اردبیل برگزار می شود.

سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از ۲۳ تا ۳۰ بهمن ماه در تالار فخرالدین اسعد گرگانی و سالن نگاه گرگان برگزار می شود.

اجرای گروههای بیداد، اصلان کتول، کر بزرگ گلستان(آداک)، زهی کلاسیک، پالیزان، نیمروز، نجفی، لامیوو، کلاویر، روجا، دلارام، یسنا، لله وا، نوا، مهرگان، نغمه کوبان، نفس، قزلباش، فلامنکو، گروه رودکی، علیرضا قربانی، گروههای موسیقی ترکمن  و گروههای پاپ و برگزاری کارگاههای آموزشی مهندسی صدا، مبانی و اصول اجرای موسیقی و بیان و بدن در آواز برنامه های سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در استان گلستان است.

از میان استان‌هایی که قرار است در بخش جنبی جشنواره بین­المللی موسیقی فجر میزبان گروه‌ها و هنرمندان مختلف حوزه موسیقی در ایران باشند هنوز جدول اجراها در خوزستان، اصفهان، همدان، جنوب كرمان و مركزي قطعی نشده است.

سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر در جنوب کرمان اول تا سوم اسفندماه در جیرفت برگزار می شود.

در روزهای آتی با قطعی شدن اجراها در ۵ استان مذکور گزارش‌های تکمیلی برگزاری جشنواره در ۱۵ استان کشور منتشر خواهد شد.



ادامه مطلب

فیلم‌های مستند ایرانی با موضوع موسیقی در خانه سینما

فیلم‌های مستند ایرانی با موضوع موسیقی در خانه سینما

هم‌زمان با برگزاری سی‌وچهارمین جشنواره موسیقی فجر، فیلم‌های مستند ایرانی با موضوع موسیقی در خانه سینما و سالن سیف‌الله داد، اکران خواهد شد.

ناصر صفاریان دبیر بخش فیلم‌های مستند موسیقی، درباره نمایش آثار این حوزه و چگونگی انتخاب فیلم‌ها گفت: «فیلم‌های این حوزه بر اساس چند معیار اصلی انتخاب شدند. معیار اول این بود که فیلم‌ها حتماً موضو ع مرتبط با موسیقی داشته باشد و برای عموم مردم که علاقه به موسیقی دارند، قابل فهم باشد. نکته دیگری که برای ما اهمیت داشت این بود که ساختار فیلم سخت و تخصصی و آکادمیک نباشد تا برای مردم جذابیت داشته باشد.»

او با تاکید بر این‌که تعداد مستندهایی که درباره موسیقی در کشور ساخته شده زیاد است، گفت: «ما برای تمایش این تعداد مستند شرایط، محدودیت‌های مجوزی و کیفیت فیلم را هم در نظر گرفتیم و بر اساس آن آثار را انتخاب کردیم.»

صفاریان درباره کیفیت آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره گفت: «مستندهای بسیاری بودند که از نظر ساختار و مسائل فنی و موضوعی بسیار خوب بودند، اما متاسفانه خیلی از آنها نسخه با کیفیت نداشتند و ما هرچه تلاش کردیم تا نسخه با کیفیت آن را پیدا کنیم نتوانستیم. مستندهایی هم بودند که همه شرایط را داشتند اما با شرایط جشنواره مطابقت نداشتند. حالا این مطابقت نداشتن می‌توانست به دلیل تخصصی بودن و آکادمیک بودن فیلم باشد یا به دلیل محدودیت‌های مجوزی که متاسفانه نمی‌توانستند در جشنواره حضور پیدا کنند.»

صفاریان درباره تعداد فیلم‌های شرکت کرده و نحوه انتخاب فیلم‌ها گفت: «تعداد فیلم‌هایی که برای جشنواره موسیقی ارسال شد سه برابر فیلم‌هایی است که در طول جشنواره موسیقی نمایش داده می‌شود اما از بین همه فیلم‌ها با توجه به گفته قبلی بر اساس چند اصل این فیلم‌ها برای نمایش انتخاب شدند.»

دبیر بخش فیلم‌های مستند موسیقی در پایان درمورد استقبال مستندسازان برای ساخت فیلم‌هایی با محوریت موسیقی گفت: «این اولین سالی است که اکران فیلم‌های ایرانی حوزه موسیقی در جشنواره موسیقی اتفاق می‌افتد. بنابراین ما تجربه‌ای از گذشته در این مورد نداریم و با توجه به این‌که رقابتی هم برای این بخش وجود ندارد، نمی‌توانیم پیشگویی کنیم که نتیجه در آینده به چه شکل خواهد بود.»

او با تاکید بر این‌که امسال می‌تواند محک خوبی برای ادامه اکران فیلم‌ها در سال‌های آینده باشد گفت: «تصمیم در مورد آینده اکران فیلم‌ها بستگی زیادی به امسال دارد. ما باید ببینیم آیا مستندسازان بیشتری برای ساخت مستندی با چنین موضوعی استقبال خواهند کرد یا نه. در نتیجه در اولین دوره نمایش این مستندها باید منتظر باشینم و ببینیم استقبال مردم به چه شکل خواهد بود.»

مستندهای مایسترو، سمفونی ایران، ممد نبودی، آقایان پرنده، در انتهای یک روز کامل، اهمت عارف بودن، پیدای ناپیدا، برف، والسی برای تهران، بن بست، یک موسیقیدان فرانسوی در دربار قاجار، دو کمانچه، گوشه‌های اصفهان، هزار داستان امیر جاهد، شش قرن و شش سال، اسکورپیو، بزرم رزم، ساز و مهر، قطار مسیر شصت و آخرین بخشی، فیلم‌هایی هستند که در این دوره از جشنواره به نمایش در می‌آیند.

این فیلم‌ها از ۲۴ تا ۲۹ بهمن ماه در سالن سیف‌الله داد خانه سینما واقع در خیابان خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، پلاک ۲۹ به نمایش در می‌آید و ورود عموم برای دیدن فیلم‌های مستند آزاد و رایگان است.



ادامه مطلب

سیامک آقایی تور «آوای ایران» را از یزد آغاز می‌کند

سیامک آقایی تور «آوای ایران» را از یزد آغاز می‌کند

«سیامک آقایی»‌ – آهنگساز و نوازنده سنتور- پس از تور موفق «باز عشق» که در بیش از ۵۰ شهر ایران اجرا شد، تور جدیدی را با عنوان «آوای ایران» از روز ۲۴ بهمن ماه از شهر یزد آغاز می‌کند. آقایی در این سلسله کنسرت تصمیم دارد آثارش را با خوانندگانی مختلف و متعلق به همان شهرها اجرا کند.

سیامک آقایی پس از تجربه کنسرت «یورش» که شهریور ماه در تهران روی صحنه برد، تصمیم دارد تا پیش از پایان سال جاری شمسی یعنی از ۲۴  بهمن تا ۲۴ اسفند رپرتوار «آوای ایران» را در ۱۲ شهر مختلف روی صحنه برود. یزد، تبریز، درود، بابل، اهواز، ماهشهر، رامهرمز، بهبهان، اصفهان، شهرکرد، بوکان و مهاباد شهرهایی هستند که آقایی در آنها روی صحنه خواهد رفت. اجرا در ۱۰ شهر قطعی شده است و اجرای دو شهر هم در مراحل پایانی رایزنی‌ها قرار دارد.

سیامک آقایی درباره «آوای ایران» اینگونه توضیح می‌دهد: «مدتی‌ است علاقمند شدم که در کنار و ‌شاید موازی با مفاد اصلی برپایی یک مجموعه کنسرت همچون رپرتوار و فضای موسیقایی آن پروژه ، به بار فرهنگی و تاثیراتی که می‌تواند در فضای موسیقی کشور بگذارد بیشتر توجه کنم. واین مهم باعث تغییراتی اساسی  چه در محتوا و چه در سیاست کلی کاری‌ام شده است».

آقایی این پروژه را تدوام راهی می‌داند که ۷ سال پیش با تور «باز عشق» آغاز کرد و می‌گوید:«پروژه هایی همچون «یورش» با آن حال و هوای معترض  که برآمده از دغدغه های امروز جامعه ایران بود تا پروژه «باز عشق» با بیش از پنجاه اجرا در اقصی نقاط ایران  که در کنار محتوای موسیقایی‌اش عملا در جهت حمایت از هنر نوازندگی و بلاخص ساز سنتور برنامه ریزی شده بود،   نمونه هایی از  بینش جدید من بوده‌اند. حال در تداوم همین نگاه زمینه طرح پروژه‌ای دیگر تحت عنوان «آوای ایران» پدیدار شد.»

اما اینکه آقایی می‌خواهد از خوانندگان بومی هر منطقه برای پروژه «آوای ایران» استفاده کند را اینگونه تشریح کرد: « ماجرا از این قرار است که در پی اجراهای متعددی که طی این شش سال اخیر در سراسر ایران داشتم با استعدادهای گوناگونی در زمینه های متعددی چه در عرصه نوازندگی و چه در بحث آواز و خوانندگی آشنا شدم  و ایده تور «آوای ایران» از اینجا شکل گرفت و تصمیم گرفتم تا در این پروژه هنرمندان خوش قریحه این مناطق را با خود همراه کنم.»

سیامک آقایی در این پروژه با هدف «حمایت از آواز ایرانی و حمایت از خوانندگی در سرتاسر ایران»  تصمیم دارد یک رپرتوار واحد را با استعدادها و هنرمندان فعال شهرهای مختلف تمرین کند. آقایی در این باره می‌گوید: «اگرچه تمرین تک به تک جزئیات با  حدود ۴۰  نفر کار سختی به نظر می‌آید ولی به لحاظ حسی و فرهنگی حال خوبی در من ایجاد کرده چرا که من  به این شکل از موسیقی و آواز کشورم حمایت میکنم و از سوی دیگر این پروژه میتواند انگیزه‌ای برای سایر همکارانم هم باشد که به جای کار با یکی دو خواننده در تهران، به استعدادها و هنرمندان سایر شهرهای ایران بیشتر توجه کنند.»

خالق مجموعه «یاد باد» در مورد رپرتوار این برنامه هم گفت: «هفت یا هشت قطعه در این مجموعه اجرا می‌شود که ترکیبی از قطعات آهنگسازی شده و چند تصنیف است.  آخرین قطعه بر اساس شعری از حافظ  است  که حالت جمع خوانی دارد و امیدوارم در آخر این تور بتوانم با تمام خوانندگان  این قطعه را در تهران اجرا کنم.»

در این پروژه در هر اجرا یک قطعه محلی از فرهنگ موسیقی آن منطقه ‌هم اجرا می‌شود و هچنین قطعه محبوب «یاد باد» از جمله تصنیف‌هایی است که در رپرتوار این تور گنجانده شده است.

تور «آوای ایران» از شهر یزد آغاز شده است و علاقمندان در این شهر برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت یزد کنسرت (اوج کنسرت) مراجعه کنند همچنین  در ۲۶ بهمن ماه در سالن پتروشیمی تبریر برگزار می‌شود علاقمندان تبریزی می‌توانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند. آخرین اجرای این تور در سال جاری،  ۲۴  اسفند در مهاباد برگزار خواهد شد و پس از وقفه‌ای چند هفته‌ای دوباره در سال ۱۳۹۸ از سر گرفته می‌شود.
در یزد بامداد فلاحتی خواننده این اجراست و علی امیدی (در مسند نوازنده سه‌تار و مراژ) و کامران منتظری (تمبک نواز) سیامک آقایی را همراهی می‌کنند. همچنین در اجرای تبریز شهرام آبرومند به عنوان خواننده و کامران منتظری (نوازنده تمبک) همراه «آوای ایران» هستند.



ادامه مطلب

نیلوفر لاری‌پور: زندگی من بر مبنای نظر دیگران نبوده است و نخواهد بود

نیلوفر لاری‌پور: زندگی من بر مبنای نظر دیگران نبوده است و نخواهد بود

«نیلوفر لاری‌پور» پس از سال‌ها فعالیت حرفه‌ای در عرصه ترانه و شعر این روزها تجربه جدیدی را در هنر پشت سر می‌گذارد. او به عنوان بازیگر در نمایش «مرگ فیدل» به نویسندگی و کارگردانی «آرش سنجابی» حضور دارد و طی روزهای اخیر بازی او روی صحنه تئاتر مورد توجه قرار گرفته است. همین اتفاق بهانه‌ای بود تا دقایقی را با این چهره باسابقه عرصه شعر و ترانه همکلام شویم. او در گفتگو با ما از ابعاد این تجربه جدید و همچنین احتمال ادامه حضورش در عرصه بازیگری گفت:

*اگر اشتباه نکنم پیش از این تئاتر تجربه بازیگری نداشتید. درست است؟
سال ۷۴ در تئاتر «چیستا یثربی» بازی کرده بودم و تا امروز تجربه دیگری نداشتم و حتی به این مقوله فکر هم نکرده بودم.

*پس چه شد که در «مرگ فیدل» ایفای نقش را پذیرفتید؟
آقای «آرش سنجابی» کارگردان کار هستند و قرار بود «سپیده گلچین» که از دوستان من است در این تئاتر بازی کند اما این اتفاق رخ نداد. ایشان در جلساتی که با آقای سنجابی داشتند من را پیشنهاد دادند و دلیلش را نمی‌دانم! آقای سنجابی هم پذیرفتند و باز هم دلیلش را نمی‌دانم! زمانی هم که نمایشنامه را خواندم فهمیدم که یک کار سخت است و پذیرفتم اما خودم هم دلیلش را نمی‌دانم! اتفاقات بر پایه شهود رخ داد و هیچکدام از ما دلیل منطقی نداشتیم و این اتفاق رخ داد و خودم راضی هستم. آنطور که می‌گویند اعضای گروه و تماشاچیان هم راضی هستند و از این بابت خوشحالم.

*شما با چنین فضاهایی غریبه نبودید اما روند آماده‌سازی و تمریناتی که داشتید چقدر طول کشید؟ و اینکه سخت بود؟
سخت بود چون این تئاتر پرفورمنس و کار بدن دارد. برای من که چنین کارهایی را انجام نداده بودم سخت بود اما اتفاقات خوبی رخ داد. حدوداً یک ماه و نیم تمرین داشتیم ولی کار آماده شد و برای من اتفاق جذابیتی است. چون توانایی را در خودم کشف کردم که پیش از این سراغ نداشتم. پروژه مرگ فیدل باعث شد بیشتر به توانایی‌های خودم فکر کنم.

*شخصیت شما در این نمایش چیست؟
این تئاتر در ژانر رئالیسم جادویی است و ما یک سری جن هستیم. کل تئاتر روایت جدیدی از اتفاقات تاریخی توسط تعدادی جن است. در حقیقت ما تاریخ را با نگاه خودمان که انسانی نیست و شاید فراتر از انسان باشد تشریح می‌کنیم و هیچکدام از ما اسم نداریم. وقتی نمایشنامه را می‌خواندم حس می‌کردم شاید بیننده متوجه اتفاقات نشود ولی وقتی روی صحنه رفت و اجراها شکل منطقی به خودش گرفت دیدم که رضایت در میان مخاطبان وجود دارد. در این تئاتر روایت‌های تاریخی از زبان جن‌ها بیان می‌شود و مخاطبان با این موضوع ارتباط برقرار کردند. من اعتقاد دارم برای نشاندن مخاطب پای یک اثر هنری و علاقه‌مند کردن او حتماً نباید یک اثر قابل هضم و ساده به او بدهیم. باید اثری را پیش‌روی خودش داشته باشد که بتواند همه نوع مخاطبی را اقناع کند و بارزترین ویژگی مرگ فیدل همین است که مخاطب عام و خاص با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

*در نمایشنامه اعمال نظر نداشتید؟
نه. من در هیچ زمینه‌ای نظر ندادم چون احساس می‌کنم در این فضا یک ابزار در دست کارگردان و سایر عوامل هستم و باید کار خودم را به بهترین شکل انجام بدهم. ورود به شاخه‌های دیگری که به من مربوط نیست فقط ابراز نظر بیهوده است. آرش سنجابی که نویسنده و کارگردان این نمایش است به خوبی ادبیات می‌داند و کتاب‌ها و ترجمه‌های زیادی دارد که منتشر شده‌ است.

*شاید این مصاحبه که منتشر شود با کامنت‌هایی همراه شود که برخی بگویند چرا شما که ترانه‌سرا و شاعر هستید وارد عرصه بازیگری شده‌اید. حرفی که درباره چهره‌های مطرح هر حوزه که وارد حوزه دیگر می‌شوند به گوش می‌رسد. در این زمینه پاسخ شما چیست؟

من فکر می‌کنم هر کسی ممکن است در زمینه‌های دیگر توانایی‌هایی داشته باشد که بخواهد بروز دهد. گاهی در حوزه شعر اعتراض می‌کنیم چرا که خیلی‌ها ورود کردند اما چهره‌های موفق کمتر دیدیم. ورود به هر عرصه اتفاق بدی نیست اما اینکه بتوانید کار خوب انجام دهید مهم است. از سوی دیگر زندگی من هم بر مبنای نظر دیگران نبوده است و نخواهد بود. کسی خودش را در یک جای عمومی در معرض نظر دادن قرار می‌دهد نباید ناراحت شود و مردم همیشه درباره همه بخش‌های زندگی ما نظر می‌دهند. به هرحال توصیه من این است که قبل از خواندن یا شنیدن و یا دیدن یک اثر هنری صرفاً به این دلیل که یک شخص از حرفه دیگری وارد شده است نظر ندهند.

این اولین کار من است و احساس می‌کنم هنوز آن رهایی که لازمه بازیگری است را ندارم. اما حسن تئاتر این است که هر روز می‌توانید یک اجرای جدید از خودتان ارائه کنید و در آن تکرار وجود ندارد.

*پس مثلاً نسبت به ورود بازیگران یا فوتبالیست‌ها و … به عرصه موسیقی موضع ندارید؟
هر کسی باید کاری که می‌خواهد را انجام دهد اما من همیشه با این موضوع مشکل دارم که چرا خوب‌ها نیستند و درجه سه یا چهارها خودنمایی می‌کنند؟ من اعتقاد دارم آدم‌های درجه سه یا چهار هم باید باشند تا افراد درجه یک خودشان را نشان دهند و اگر قرار باشد همه در یک سطح باشند فایده‌ای ندارد. من می‌گویم چرا آدم‌های درجه یک ترانه محو یا ممنوع‌الفعالیت هستند و آدم‌های ضعیف خودنمایی می‌کنند؟ در خوانندگی هم عملاً خوانندگان خوب ما در انزوا هستند ولی گروه‌هایی از افراد بازار را قبضه کرده‌اند و ذهن جوان مخاطب را بیمار می‌کنند. اگر همه حضور داشته باشند آن موقع مردم می‌توانند انتخاب کنند و در همه جای دنیا اینطور است.

*علاقه دارید که پس از این پروژه باز هم در زمینه بازیگری فعالیت کنید؟
بازیگری تئاتر نسبت به ترانه حس خوبی به من می‌دهد چون ارتباط چشم در چشم با مخاطب دارید و هر روز منتظر یک اتفاق جدید هستید. باید هرچه که بلد هستید را بگویید و فراموش نکنید و درست انجام دهید. شاید این یک اتفاق در بخشی از زندگی من باشد و شاید هم اگر پیشنهاد خوبی داشته باشم دامه بدهم. همچنین به نظر من تئاتر مظلوم‌ترین هنر است چون هر اثر هنری پس از اتمام تولید و نمایش آن باز هم باقی می‌ماند ولی تئاتر در روز آخرش تمام می‌شود و این هنر، جوان‌مرگ است.

*علاقه‌ای به حضور در مدیوم سینما یا تلویزیون برای بازیگری دارید؟
من از هفده هجده سالگی در تلویزیون کار می‌کردم و پیشنهادهایی برای این موضوع داشتم. الان در پاسخ این سوال شما می‌گویم نه ولی من هیچ وقت در زندگی، نه قطعی نمی‌گویم چون شاید یک زمان در شرایطی چنین فعالیتی را بپذیرم. اما هدف زندگی من کار بازیگری نیست و در تلویزیون هم کار خوبی تولید نمی‌شود. بازیگری هنری است که باید در جوانی به آن وارد شوید و یک عمر مفید دارد و تمام می‌شود و برای سن من صرفاً به عنوان یک تجربه به آن نگاه می‌کنم.



ادامه مطلب