سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

دوران بازنشستگی خود را مدیریت کنید

مترجم:مریم مرادخانی
منبع: hbr
یان یک روز تصمیم گرفت رستورانش را بفروشد. پس‌اندازش و مبلغی که از فروش رستوران عایدش می‌شد آن‌قدری بود که بتواند در آسایش و رفاه کامل زندگی کند. او آماده بود که پس از سال‌ها زحمت و تلاش بازنشسته شود و از سال‌های باقیمانده عمر خود لذت ببرد.اما این اتفاق نیفتاد. درست مدتی پس از آنکه خود را بازنشسته کرد، افسرده شد. 
اما آیا سال‌ها تلاش «یان» واقعا بی‌نتیجه بود؟ خیر. من داستان‌های مشابه با آنچه برای او اتفاق افتاده بود، بارها و بارها شنیده‌ام. ممکن است این داستان‌ها متفاوت به نظر برسند اما در همه آنها یک نقطه اشتراک وجود دارد: افرادی که برای مدت‌ها پرمشغله و در عین حال موفق بوده‌اند. برای تامین زندگی به اندازه کافی پول داشته‌اند و به محض اینکه پا به سن گذاشته‌اند، روحیه خود را از دست داده‌اند.

مشکل از کجاست؟
اولین پاسخی که به ذهن می‌رسد این است که ما برای ادامه زندگی نیاز به هدف داریم و وقتی بازنشسته می‌شویم، انگار هدف خود را از دست می‌دهیم. اما با وجود این، بسیاری از افرادی که نام بردم همچنان به‌کار خود ادامه دادند. شاید پیر شدن فی‌نفسه ناراحت‌کننده باشد. اما همه ما کسانی را می‌شناسیم که حتی در اوج کهنسالی هم شاد و امیدوار بوده‌اند. از طرفی، انسان‌هایی هم هستند که از همان دوران جوانی احساس پیری یا افسردگی می‌کنند.

اما به نظر من مشکل ساده‌تر از اینها است و راه‌حل آن منطقی‌تر از اینکه بخواهیم تا ابد کار کنیم تا وانمود کنیم که پیر نشده‌ایم یا آرزو کنیم که تا ابد جوان بمانیم.
افرادی که از نظر مالی و جایگاه شغلی موفقند معمولا یک مسیر مشخص را دنبال می‌کنند. چنین افرادی معمولا الگوی دیگران هستند، با تصمیم‌گیری‌هایشان دیگران را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند و توصیه‌هایشان همیشه برای دیگران خوشایند است. 

تصویر و ارزیابی این افراد از خودشان و گاهی حتی افکار و احساساتشان تا حد زیادی به میزان اهمیتشان نزد دیگران بستگی دارد چرا که می‌دانند آنچه می‌گویند و آنچه انجام می‌دهند برای دیگران مهم است. البته حرکت در یک مسیر مشخص عاقلانه است و مزیت‌های بسیاری دارد اما اگر زمانی ناچار شدیم به دلایل مختلفی چون کهولت سن یا بیماری، از کار خود کناره‌گیری کنیم باید بتوانیم جایگزین مناسبی برای آن پیدا کنیم حتی اگر این جایگزین به فعالیت چندین و چند ساله ما ارتباطی نداشته باشد.

هرچه پیرتر می‌شویم باید بتوانیم به مسائلی بپردازیم که سال‌ها از انجام آنها غافل بوده‌ایم وگرنه انجام آنچه تمام عمر به آن پرداخته‌ایم که کار سختی نیست. شاید با خودمان بگوییم: «من تمام عمر مدیر بوده‌ام، چگونه می‌توانم بپذیرم که دیگر مدیریت نکنم و در خانه بنشینم؟» هنر اصلی همینجا است؛ پرداختن به کاری که کاملا با آنچه تا به حال انجام داده‌اید «بی‌ارتباط» است. 

این مساله گسترده‌تر از اینها است و تنها محدود به دوران پیری و بازنشستگی نیست. بسیاری از ما تمام عمر تلاش می‌کنیم که برای دیگران مهم باشیم. دوست داریم مهم باشیم پس به همه تماس‌ها و درخواست‌ها و پیام‌ها پاسخ می‌دهیم و گاهی همانقدر گوش به زنگیم که یک مامور آتش‌نشانی باید باشد، اما آیا ما واقعا تا این حد مهم هستیم؟

اگر میزان اهمیت خود را در دوران کار و پس از آن درک کنیم بخش مهمی از مشکلاتمان حل می‌شود. شرایط شغلی ما ممکن است به دلایل مختلفی چون بازنشستگی تغییر کند. آنچه مهم است این است که بتوانیم خود را با شرایط جدید تطبیق دهیم. پایان زندگی شغلی، پایان زندگی نیست.

اگر شغل خود را از دست دادیم و توانستیم بدون هیچ‌گونه احساس افسردگی یا بیهودگی به کاری غیر از فعالیت حرفه‌ای‌مان بپردازیم، می‌توانیم ادعا کنیم که موفق شده‌ایم. پرداختن به حوزه‌ای که با مهارت‌های ما «بی‌ارتباط» است خود، مهارتی است که کسب آن کار آسانی نیست. اگر مدیران دوست دارند تیم کارکنان آنها پله‌های ترقی را طی کنند و کسب‌وکارشان رونق بیابد، بد نیست اگر عرصه را خالی کنند و جای خود را به کسانی دهند که تاکنون کمتر مهم بوده‌اند. نگران این نباشید که چقدر مهم هستید. به هر حال لازم است با این حقیقت روبه‌رو شوید. در هر شغل و جایگاهی که باشید، یک روز فرا می‌رسد که دیگر مثل قبل مهم نیستید. حال سوال اینجا است که آیا می‌توانید این مساله را به‌عنوان مرحله‌ای اجتناب‌ناپذیر از زندگی‌تان بپذیرید؟

بسیاری از ما دوست داریم در نظر دیگران مهم باشیم، اما اگر در قید و بند «مهم بودن و مهم پنداشته شدن» از دیدگاه دیگران باشیم، به مرور آزادی خود را از دست می‌دهیم.

زمانی که این قیود را از پای خود باز کنید و هدفتان را به چیزی غیر از مهم بودن گره بزنید، به راستی می‌توانید هر آنچه دوست دارید انجام دهید. می‌توانید ریسک کنید. می‌توانید ایده‌هایتان را به اشتراک بگذارید حتی اگر خنده‌دار به نظر بیایند می‌توانید درست زندگی کنید و به خود اعتماد کنید. به عبارت دیگر، اگر از قضاوت دیگران نهراسید و نگران تاثیر رفتار و گفتارتان بر آنها نباشید، بهتر می‌توانید خودِ واقعی‌تان را بروز دهید. 

اگر به نقطه‌ای برسید که دیگر در قید و بند جایگاه شغلی و اجتماعی‌تان نباشید و هر زمان که اراده کردید بتوانید «آزادانه» به کارهایی بپردازید که تاکنون تجربه نکرده‌اید، حتی در دوران بازنشستگی نیز احساس افسردگی نخواهید کرد. این قاعده حتی در مورد کسانی که زندگی آنها تا حد زیادی به شغل‌شان گره خورده نیز صدق می‌کند.

اما پرداختن به یک کار نامرتبط چه حسی دارد؟ چگونه کسی که سال‌ها پشت میز نشسته است می‌تواند یک بیل بردارد و باغبانی کند؟ ساده است. پرداختن به یک کار نامرتبط درست مثل این است که بخواهید چیز جدیدی را تجربه کنید و صرفا از آن تجربه لذت ببرید. همان‌طور که لذت انجام یک کار به نتیجه آن ارتباطی ندارد، وجود شما نیز به تاثیری که بر دیگران می‌گذارید وابسته نیست. 

اگر می‌خواهید گاهی، حتی برای لحظاتی کوتاه از مسیری که سال‌ها است طی کرده‌اید خارج شوید و احساس آزادی ناشی از انجام یک فعالیت نامرتبط با شغل‌تان را تجربه کنید، این چند روش را امتحان کنید: 

وقتی با افراد جدید ملاقات می‌کنید، از شغل و جایگاه شغلی‌تان چیزی نگویید. به مکالمات خود با این افراد دقت کنید و ببینید چند بار وسوسه شدید تا بگویید که چقدر پرمشغله هستید، با چه کسانی جلسه داشته‌اید یا دیروز چه کارهایی انجام داده‌اید. تلاش کنید با دیگران صرفا برای ایجاد ارتباط با آنها صحبت کنید و به دنبال این نباشید که به خودتان وجهه ببخشید یا خود را مهم جلوه دهید.



ادامه مطلب

راهبردهای قوی برای اینکه به روز بمانید

مترجم: سیدساجد متولیان
منبع: 
وقتی که کسب‌وکار شما به جست‌وجوی اینترنتی و موتورهای جست‌وجو(Search Engine Optimization) وابسته باشد، بی‌توجهی به (SEO) می‌تواند پیامدهای نامطلوبی برایتان به بار آورد. در ادامه هفت توصیه که به شما کمک می‌کند به روز بمانید و راهبردهای (SEO) بهتری را انتخاب کنید آمده است. Entrepreneur
1) حتماسایت خود را برای بازدید از طریق تلفن‌های همراه بهینه‌سازی کنید: احتمالا قبلا راجع به آن شنیده‌اید که برندها نیاز دارند تا یک راهبرد قوی برای ترافیک مربوط به گوشی‌های تلفن همراه ایجاد کنند. اما علاوه‌بر این روش، موارد دیگری هم هست که باید به آنها بپردازید:
• زمان بارگذاری صفحه: در مطالعه‌ای یافته شد که ۶۹ درصد از وب‌سایت‌های طراحی شده مختص نمایش در تلفن‌های همراه، از نظر تست سرعت (زمان بارگذاری) نتیجه قابل قبولی را کسب نکرده‌اند. سرعت بارگذاری صفحه، یک شاخص مهم (SEO) است که افراد حرفه‌ای آن را در اولویت کار خود قرار می‌دهند.
• لایه‌های اضافی و صفحات تبلیغاتی (Popups): گوگل می‌خواهد فرد جست‌وجوکننده را در سریع‌ترین زمان ممکن به نتیجه برساند. از نظر موتورهای جست‌وجو مهم نیست که شما می‌خواهید کاربران ابتدا در سایت شما ثبت‌نام کنند یا اپلیکیشن شما را دانلود کنند. بیشتر سایت‌های قابل نمایش در تلفن همراه با مشکل کندی بارگذاری مواجه هستند، پس بهتر است با ایجاد صفحات اضافی مانع جدیدی برای دسترسی به اطلاعات سایت‌تان ایجاد نکنید. این مساله در بلندمدت به رتبه سایت شما آسیب می‌زند.
• محتوای پشتیبانی شده: از قرار دادن صفحاتی که محتوای آنها قابل نمایش در گوشی‌های تلفن همراه نیست، خودداری کنید. 
۲) راجع به بازیابی و پایش (SEO) منفی/   جریمه بیاموزید: هیچ چیز نمی‌تواند مانند این روزتان را خراب کند که بفهمید سایت شما توسط (SEO) منفی یا یک جریمه گوگل تنبیه شده‌ است. اینها باعث پایین آمدن رتبه سایت‌تان می‌شود و برای بسیاری از کسب‌وکارها، آسیب‌های وارده بسیار جدی است. شما باید هرچه سریع‌تر علت بروز مشکل را بفهمید و این زمانی مقدور است که به‌طور مرتب وضعیت (SEO) سایت را مورد پایش قرار دهید. اگر دقیقا نمی‌دانید چطور باید این کار را انجام داد، زمان صرف کنید و آن را بیاموزید.
۳) از رتبه‌بندی کلیدواژه‌محور به سمت معیارهای بازگشت سرمایه حرکت کنید: سعی کنید بفهمید که برای هر یک دلاری که صرف کرده‌اید تا برای جست‌وجوی عبارت «کفش‌‌های قرمز» شما در نتایج جست‌وجو رتبه بالایی را کسب کنید، در عوض چند دلار به دست آورده‌اید؟ این نوع گزارش‌گیری به مراتب از اینکه بدانید در نتایج جست‌وجوی گوگل برای عبارت «کفش‌های قرمز» رتبه نهم را کسب کرده‌اید، منافعش بیشتر است. برای این کار نیاز دارید که کاربران را در یک بازه زمانی طولانی ردیابی کنید. با این کار، موارد زیر را خواهید فهمید:
• بازدیدکنندگان نتایج جست‌وجوی اولیه که معمولا به سایت شما وارد می‌شوند چه کسانی هستند.
• زمانی که یک کاربر هدفی را به انجام می‌رساند که منجر به ایجاد درآمد می‌شود.
• آن کاربر در ادامه چگونه رفتار می‌کند تا ارزش دوره زندگی او را محاسبه کنید.
شما می‌توانید خودتان این سیستم ردیابی را ایجاد کنید یا از ابزارهایی مانند KISSMetrics استفاده کنید تا برایتان این کار را انجام دهند. 
۴) از سبک سنتی روابط عمومی برای ساخت لینک استفاده کنید: سبک سنتی روابط عمومی بر ایجاد روابط بین فردی متمرکز است. از طرف دیگر، ساخت لینک به دنبال ایجاد (SEO) از طریق قرار دادن لینک در وب‌سایت‌های مرتبط و با کیفیت بالا است. وقتی این دو ایده را با یکدیگر تلفیق می‌کنید، ترکیبی قدرتمند به دست می‌آید. بلاگرهای موفق به‌طور هفتگی صدها درخواست برای ارسال پیام‌های میهمان از صاحبان کسب‌وکار آنلاین دریافت می‌کنند. بهتر است برای ارسال پست میهمان در وبلاگ‌های پربیننده خود را درگیر رقابت فرسایشی با دیگر صاحبان کسب‌وکار آنلاین نکنید. در عوض شما می‌توانید برای دیده شدن در سایت‌ها و وبلاگ‌های پربیننده از روابط بین فردی خود استفاده کنید.
۵) به دنبال کلیدواژه‌های دقیق‌تر و فراگیر‌تری از سوی خریداران باشید: افراد اغلب عادت دارند راجع به قدرت کلیدواژه‌های طولانی صحبت کنند. هر چند این نوع کلیدواژه‌ها هنوز می‌توانند به وضعیت کلی (SEO) سایت شما کمک کنند اما تغییراتی که گوگل اخیرا در الگوریتم هامینگ برد (Hummingbird) 
ایجاد کرده، وضعیت را تا حدودی تغییر داده است. در نسخه اخیر، موتور جست‌وجوی گوگل براساس ترکیبی از کلیدواژ‌ه‌های طولانی و محتوای فراگیر عمل می‌کند. اگر تمام انرژی‌تان را صرف استفاده از عبارات طولانی کنید، از کلیدواژه‌های فراگیر غافل خواهید شد. این مساله با توجه به تغییراتی که گوگل در الگوریتم مورد استفاده خود ایجاد کرده است، مشکلات جدیدی را برای رتبه سایتتان ایجاد خواهد کرد.
۶) از رویکرد (SEO) در تلفیق با بازاریابی محتوا استفاده کنید: بی‌شک راهبرد (SEO) چیزی است که وب‌سایت شما به آن نیاز دارد اما استفاده از آن به معنی آن نیست که در رقابت ترافیک جست‌وجو پیروز شده‌اید. (SEO) لزوما شما را به اولین صفحه نتایج گوگل نمی‌رساند. برای اینکه بازی (SEO) را ببرید، باید کاری متفاوت از رقبایتان انجام دهید، به همین علت است که به بازاریابی محتوا نیاز دارید. مقاله‌ای که اخیرا در Quick Sprout به چاپ رسیده، ایده‌های جالبی برای تلفیق این دو ارائه کرده است:
محتوایی تولید کنید که ویکی‌پدیا تمایل داشته باشد به آن لینک بدهد؛ محتوا را براساس داده‌های کلیدواژه بنویسید، به جای تولید محتواهای حجیم، محتوای کم حجم و باکیفیت ایجاد کنید؛ یک بخش پاسخ به سوالات پرتکرار (FAQ) در وب‌سایتتان قرار دهید؛ هر جا که ممکن بود از Cross-linking استفاده کنید.
۷) تفاوت بین لینک‌های مستقیم (Expressed link) و غیرمستقیم (Implied link) را دریابید: گوگل این دو مفهوم را به این صورت تعریف کرده است:
لینک‌های مستقیم لینکی را به مرجعی که ذکر شده فراهم می‌کنند؛ لینک‌های غیرمستقیم صرفا مرجع را ذکر می‌کنند، اما یک لینک واقعی برای کلیک‌کردن فراهم نمی‌کنند و این به آن معنا است که لینک‌های غیرمستقیم برای راهبرد SEO شما مهم هستند.



ادامه مطلب

صلاحیه تصویب نامه های شماره ۹۰۸۳۶/ت ۴۸۷۹۳ هـ مورخ ۱۸/۴/۱۳۹۲ و شماره ۱۲۰۷۰۰/ت ۴۹۵۵۳ هـ مورخ ۳۰/۶/۱۳۹۲ هیات محترم وزیران در خصوص تجدید ارزیابی دارایی­ها

صلاحیه تصویب نامه های شماره 90836/ت 48793 هـ مورخ 18/4/1392 و شماره 120700/ت 49553 هـ مورخ 30/6/1392 هیات محترم وزیران در خصوص تجدید ارزیابی دارایی­ها مربوط به بند 48 قانون بودجه سال 1392 را از اینجا مشاهده فرمایید



ادامه مطلب

معرفی ۷میلیاردر ایرانی

ثروتمندترین ایرانیان در کسب‌وکار جهانی کدامند؟

سیاری از ایرانیان خارج از کشور کسب‌وکارهای موفقی دارند اما این‌بار پایگاه خبری «باکس نیوز باکس» لیستی از ثروتمندان ایرانی خارج از کشور ارائه کرده است. این رده‌بندی براساس میزان ارزش دارایی این افراد بوده است. دارایی‌های این افراد در مجموع 7/   16 میلیارد دلار برآورد شده است. 
پی‌یر مراد امیدیار       
ارزش دارایی خالص: 1/   8 میلیارد دلار 


پی‌یر مراد امیدیار متولد 21 ژوئن 1967 در فرانسه است. وی کارآفرین و خیر ایرانی – آمریکایی است. پی‌یر امیدیار رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروف‌ترین وبگاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است. او در سال ۱۹۹۸ و در ۳۱ سالگی به‌عنوان یک میلیاردر شناخته شده است. از سال 2010 تاکنون امیدیار به‌عنوان رئیس گزارش‌های تحقیقاتی و سرویس خبری حوزه مسائل اجتماعی در پایگاه خبری «هونولولو سیویل بیت» مشغول خبرنگاری آنلاین بوده است. او در سال 2013 اعلام کرد که پروژه‌ای مشترک در حوزه خبرنگاری را با عنوان «اولین نگاه رسانه» با حضور گلن گرینوالد، لارا پوترا و جرمی ساهیل آغار خواهد کرد. امیدیار در سال 1995، در 28سالگی، برای فعال کردن فهرستی از حراج فرد به فرد مستقیم برای اقلام کلکسیونی، شروع به نوشتن یک کد کامپیوتری برای یک مکان آنلاین کرد.

 اردوان فرهاد مشیری
ارزش دارایی: 1/   2 میلیارد دلار


اردوان فرهاد مشیری متولد 18 می‌سال 1955 در ایران، تاجر و سرمایه‌گذار ایرانی- انگلیسی، ساکن موناکو است. مشیری در انگلیس و روسیه صاحب سهامی در شرکت‌های متعدد انرژی و فولاد است. او حسابدار خبره‌ای است که قبلا برای ارنست اند یانگ، PKF و Deloitte کار می‌کرد. مشیری و علیشیر عثمانوف، شریک کسب‌وکار طولانی مدت وی، صاحبان هلدینگ رداندوایت (Red & White) هستند.در آگوست سال 2007این دو سرمایه‌گذار 65/   14 درصد از سهام باشگاه فوتبال آرسنال را از دیوید دین، نایب رئیس سابق این باشگاه، خریداری کردند. در 18 سپتامبر 2007، هلدینگ رداندوایت سهام خود در آرسنال را به 21 درصد افزایش داد و در 28 سپتامبر 2007 به 23 درصد رساند و یک هفته بعد ازآن مشیری حداقل 25 درصد از هلدینگ این باشگاه فوتبال را مطالبه کرد.


 امید کردستانی       
ارزش دارایی: 9/   1 میلیارد دلار


امید کردستانی، بزرگ‌شده تهران، تاجر ایرانی - آمریکایی است که هم‌اکنون به‌عنوان مدیر ارشد کسب‌وکار در گوگل مشغول به‌کار است. وی در گذشته، مشاور ارشد دفتر مدیرعامل و از بنیانگذاران گوگل و به‌عنوان مدیر غیر‌اجرایی در وودافون فعالیت می‌کرد. کردستانی تا 16 آوریل 2009، معاون ارشد رئیس فروش و عملیات گوگل بود. کردستانی یکی از بنیانگذاران بنیاد ارتباطات پارسا، جامعه میراث فارسی، جامعه کارآفرینی و بشردوستانه است.

 حسن خسروشاهی    
ارزش دارایی: 8/   1 میلیارد دلار


حسن خسروشاهی (متولد ۱۳۱۹ در تهران) کانادایی ایرانی‌تبار است. وی کارآفرین، خیرخواه و فردی با نفوذ در حوزه کسب‌وکار است. خسروشاهی دارای دو مدرک در رشته‌های حقوق و اقتصاد از دانشگاه تهران است. او به همراه خانواده گروه «پرسیس» را تاسیس کرد. فعالیت این گروه در کسب‌وکار خرده‌فروشی، املاک و مستغلات و صنایع دارویی بوده است. در سال 2012، وی از دانشگاه بریتیش کلمبیا به واسطه کارآفرینی و اقدامات بشردوستانه جایزه دریافت کرد. در سال 1982، فروشگاه‌های زنجیره‌ای الکترونیکی به نام «فیوچر شاپ» را تاسیس کرد. این زنجیره بعدا در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در سراسر غرب کانادا و انتاریو گسترش یافت. در مارس 2001، شرکت بست بای، مستقر در آمریکا، فروشگاه فیوچرز خسروشاهی را به قیمت 580 میلیون دلار (دلار کانادا) تصاحب کرد. در آوریل 2007، خسروشاهی رئیس هیات امنای موسسه فریزر شد. خسروشاهی همچنین عضو کمیته اجرایی شورای کسب‌وکار بریتیش کلمبیا و از اعضای هیات‌مدیره صندوق موقوفه اج لیدینگ است.


 مانی مشعوف
ارزش دارایی: 3/   1 میلیارد دلار 


مانی مشعوف، تاجر ایرانی‌-‌آمریکایی در دوران نوجوانی به ایالات متحده آمریکا رفت و برای اولین بار در واشنگتن و سپس در سان‌فرانسیسکو مسکن گزید. در آنجا، او به دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو رفت و در سال 1966 با مدرک علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. او بنیانگذار و حال رئیس فروشگاه زنجیره‌ای ‌بی‌بی (bebe) بوده که در حال حاضر دارای 297 شعبه در شمال آمریکاست. او اخیرا به دانشگاه سابق خود در ایالت سان‌فرانسیسکو، قول 10 میلیون دلار کمک داده است. 


 اسحاق لاریان
ارزش دارایی: 1/   1 میلیارد دلار 


اسحاق لاریان متولد 1322 در کاشان است. این میلیاردر ایرانی – آمریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MEGA Entertainment بزرگ‌ترین کارخانه عروسک‌سازی جهان است. لاریان در 17 سالگی وارد آمریکا شد و پس از فارغ‌التحصیلی از رشته مهندسی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد. چند سال بعد در سال ٢٠٠٠ وی تصمیم به ساخت عروسک‌های «برتز» گرفت. وی در سال 2004، توسط ارنست اند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نام‌گذاری شد. سه سال بعد یعنی  در سال 2007، توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان MGA نمایش داده می‌شود.

 آرش فردوسی
ارزش دارایی: 400 میلیون دلار 


آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر 1985، به‌عنوان کارآفرین آمریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رئیس تکنولوژی ارشد شرکت دراپ باکس (Dropbox) است. آرش در سال 2004 از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغ‌التحصیل شد.بعد از آن در موسسه تکنولوژی ماساچوست حضور رساند و روی کسب‌وکار خود متمرکز شد. وی سپس در ژوئن سال 2007 با شریک کسب و کار خود، درو هوستون، در موسسه تکنولوژی ماساچوست، دراپ باکس را راه‌اندازی کرد.در سپتامبر 2007 نیز آرش شرکت خود را به سان‌فرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکت‌های کپیتال سکویا، همکاران آکس، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایه‌گذاران فردی انتقال داد. 

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/895251/#ixzz3ezIvFA51



ادامه مطلب

برنامه ای جهت رمز گذاری اجرا برنامه در ویندوز

نرم افزار PASSWORD DOOR ابزاری جالب و کاربردی برای گذاشتن پسورد روی نرم افزارهای مختلف است به گونه ای که با اجرا شدن نرم افزار صفحه ی درخواست پسورد ظاهر می شود و شما تنها با وارد کردن کلمه عبور صحیح می توانید وارد محیط نرم افزار مورد نظر شوید‌. این نرم افزار می تواند به آسانی هر نرم افزاری را قفل گذاری کند بدون ایجاد کوچکترین اختلالی در خود برنامه. نرم افزار PASSWORD DOOR محصولی از شرکت TOPLANG است.

برای جستجوی دانلود از اینجا اقدام نمایید 



ادامه مطلب

بندگی خدا



ادامه مطلب

یا باب الحسین(ع)

به نام نامی سر،بسمه تعالی سر

بلند مرتبه پیکر،بلند بالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

که بنده ی تو نخواهد گذاشت هر جا سر

ازاینجا تا آسمان،بین الحرمین من است،اگر قلمم یاریگرم بود،مراتاعرش می رساند اگر نه فرش هم برایم زیادی است



ادامه مطلب

تاریخچه ایجاد GIS

اولین نمونه از یک جی آی اس ملی ، جی آی اس کانادا است که از اواخر 1960 به این طرف به صورت پیوسته مورد استفاده قرار گرفته است . دردهه های 1970 و 1980 میلادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای در فناوری جی آی اس به وجود آمد ، به طوری که عبارت (سیستم اطلاعات جغرافیایی) در مورد مجموعه ابزارهایی برای تحلیل و نمایش نقشه ها و ادغام فنون و شیوه های آماری و نقشه ای و کاربرد فراگیرتر آن ، به ویژه برای تحلیل تاثیرات و خط مشی های دولتی به کار گرفته شد . در حالی که سابقه فناوری جی آی اس در کشورهای غربی از جمله کانادا و آمریکا به بیش از 40 سال می رسد ، فناوری جی آی اس در اغلب کشورهای جهان سوم بسیار جوان است . از ویژگیهای جی آی اس در کشورهای غربی هماهنگی بین فناوری و آموزش و کاربرد آن است ، در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان سوم ، ورود فناوری قبل از آموزش و مهارت اندوزی مربوط به آن صورت می گیرد .

در ایران ، اولین مرکزی که به طور رسمی استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی را در کشور آغاز کرده است. سازمان نقشه برداری کشور می باشد که در سال 1369 بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی، عهده دار طرح به کار گیری این سیستم شد. این سازمان در حال حاضر مشغول تهیه نقشه های رقومی پوششی کشور به مقیاس (1:25000) و نقشه شهرهای کشور (به مقیاس 1:2000) است و با غنی تر کردن بانک عظیم اطلاعات عکس های هوایی و انواع نقشه های دیجیتال و نیز با تاسیس پایگاه توپوگرافی ملی (NTDB) نیازهای کاربران را در زمینه جی آی اس به تدریج برآورده می سازد .در همین راستا شورای ملی کاربران GIS به منظور سیاست گذاری ،‌ برنامه ریزی و هماهنگ سازی فعالیت ها در زمینه جی آی اس تحلیل نیازمندی ها و همچنین بهره برداری شایسته از کلیه ظرفیت های علمی ، فنی ، و نیروی انسانی در راستای ایجاد و به کارگیری جی آی اس ، تحلیل نیازمندی ها و همچنین بهره برداری شایسته از کلیه ظرفیت های علمی ، فنی و نیروی انسانی در راستای ایجاد و به کار گیری جی آی اس و کار آمد در دی ماه 1372 تاسیس شده است . فعالیت های اجرایی پروژه ایجاد سیستم اطلاعات جغرافیایی در وزارت صنایع و معادن ، از فروردین 1371 آغاز شد و هم اکنون از این سیستم به طور گسترده در ارتباط با فعالیت های آن استفاده می شود . از دیگر موسساتی که در زمینه این سیستم فعالیت می کنند می توان شهرداری تهران ، وزارت مسکن و شهرسازی ، وزارت جهاد کشاورزی ، موسسه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله ، و سازمان جنگل ها و مراتع را نام برد . وزارت نیرو از سال 1378 به اقداماتی در زمینه به کارگیری GIS دست زده است ، هر چند هنوز راه زیادی در این مسیر باید پیموده شود . تشکیل شورای سیاست گذاری GIS‌  و RS  وزارت نیرو ، گام مثبتی است که در این زمینه برداشته شده است. به نظر می رسد در دانشگاه های کشور تا کنون از این سیستم آن گونه که باید ، به عنوان یک فناوری با قابلیت بسیار بالا برای در اختیار قرار دادن طراحی پروژه ها و کاربرد آن در رشته های مختلف استفاده به عمل نیامده است .



ادامه مطلب

چگونه شغلی را که دوست دارید تصاحب کنید؟

شناخت 6 توصیه اشتباه در انجام مصاحبه شغلی

نویسنده: Amy Gallo
مترجم: رویا مرسلی
اگر خود را برای یک مصاحبه شغلی آماده می‌کنید، باید ابتدا مقدمات لازم را فراهم کنید. قبل از انجام این کار باید تکلیف خود را مشخص کنید که می‌خواهید حرف چه کسی را گوش دهید.
 آیا باید به توصیه همکارتان توجه کنید که می‌گوید برای مصاحبه باید با کت و شلوار ظاهر شوید حتی وقتی شرکت مورد نظرتان در زمینه تکنولوژی فعال باشد؟ یا باید به حرف دوستتان توجه کنید که می‌گوید «فقط خودت باش». افراد مختلف توصیه‌های گوناگونی دارند و ممکن است تصمیم‌گیری درباره اینکه بالاخره کدام‌یک درست می‌گویند مشکل باشد. در اینجا از عده‌ای از افراد سوال کرده‌ایم که بیشترین این توصیه‌ها کدامند و بعد آنها را با دو متخصص در میان گذاشته و نظر آنها را جویا شده‌ایم. 
1- «همیشه کت و شلوار بپوشید»
جان لیز به‌عنوان یک استراتژیست در زمینه کسب‌وکار در انگلستان و نویسنده مجموعه «چگونه شغلی که دوست دارید را تصاحب کنید» می‌گوید: «به نوعی می‌توان گفت بریتانیا یک کشور رسمی است اما این توصیه در حال منسوخ شدن حتی در این کشور است». پوشیدن کت و شلوار در سازمانی که کارمندان آن نسبتا غیررسمی لباس می‌پوشند این پیام را می‌رساند که «من فرهنگ شما را درک نمی‌کنم». طبق نظر جان سالیوان به‌عنوان متخصص منابع انسانی و استاد مدیریت دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو «این مساله بالاخص در سیلیکون ولی که افراد در آن نسبتا راحت و آزاد هستند صدق می‌کند. او می‌گوید «اگر می‌خواهید برای استخدام در شرکت فیس‌بوک مصاحبه شوید و برای مصاحبه کت و شلوار بپوشید، احتمالا شبیه احمق‌ها به نظر خواهید رسید».
البته درست است که شما می‌خواهید لباس خوب بپوشید و خوب به نظر برسید اما تفاوت باید اندک باشد. لیز می‌گوید «فقط یک یا دو درجه بهتر از افراد آن سازمان لباس بپوشید». امروز از هر زمان دیگری آسان‌تر می‌توان فهمید که افراد یک سازمان چگونه لباس می‌پوشند. به وب‌سایت آن شرکت مراجعه کنید یا حتی سالیوان توصیه می‌کند برای این کار از منشی شرکت یا یکی از افراد داخلی آن سوال کنید که مدل لباس پوشیدن در این شرکت چگونه است. سالیوان می‌گوید اگر لازم بود، یک دست لباس اضافه در ماشین خود بگذارید و وقتی وارد شرکت شدید از منشی پذیرش بپرسید آیا لباستان مناسب است یا خیر و اگر او گفت نه، برگردید و لباس خود را عوض کنید.»
این فقط یک وجه از درک بهتر کارفرمای احتمالی است. لیز می‌گوید «بدون شناخت از آن سازمان، افرادی که در آن کار می‌کنند، یا هر آنچه نیاز آن شغل است نباید به مصاحبه شغلی بروید. هرگز بدون آنکه با یکی از افراد داخلی آن سازمان صحبت کرده باشید و دانستن اینکه آنها ترجیح می‌دهند چگونه افرادی را استخدام کنند برای مصاحبه نروید».
2- «خودتان باشید»
به نظر لیز این توصیه آزاردهنده و کسل‌کننده است: «این یک توصیه بی‌مصرف است. مثل این می‌ماند که بگوییم «همین‌جا بنشین و سعی کن خوش تیپ به نظر برسی». سالیوان نیز در موافقت با این موضوع می‌گوید «این کار روش مناسبی برای نگرفتن شغل است».
لیز می‌گوید مهم است که به یاد داشته باشیم «یک مصاحبه شغلی، یک بخش طبیعی از زندگی نیست بلکه مساله اصلی، کارآیی است». سالیوان نیز معتقد است باید به آنها نشان دهید قادر هستید آنچه آنها می‌خواهند را به آنها بدهید: «اگر شما سیب می‌خواهید، من سیب دارم، اگر پرتقال می‌خواهید، من پرتقال دارم».
این به آن معنی نیست که اصل مورد وثوق بودن را زیر پا بگذارید یا اینکه دروغ بگویید، اما به‌عنوان یک متقاضی شغلی، وظیفه شما این است که بفهمید مدیر استخدام کننده به دنبال چه چیزی است و شما داستانی را بازگو کنید که نشان دهد دارای این ویژگی‌ها هستید. سالیوان متقاضیان را تشویق می‌کند که از قبل بدانند در مصاحبه چه سوالاتی پرسیده خواهد شد (این کار نیز با کمک اینترنت و رسانه‌های اجتماعی آسان است) و اینکه آنها به دنبال چه پاسخ‌هایی هستند. سپس جواب‌های مناسب را یادداشت کنید. او توصیه می‌کند «پاسخ‌ها را حفظ نکنید، اما بدانید چه می‌خواهید بگویید». او همچنین توصیه می‌کند از خودتان فیلم بگیرید تا ببینید چگونه به نظر می‌رسید.
90 ثانیه اول مصاحبه بسیار مهم است. لیز می‌گوید «جالب اینجا است که شما 45 تا 60 دقیقه فرصت دارید تا یکدیگر را بشناسید، اما واقعیت این است که اولین تاثیر بسیار مهم است. یعنی لحظاتی که در آن تقریبا صحبتی رد و بدل نمی‌شود، این چند ثانیه ارتباطی به مهارت و تجربه و دانش ندارد؛ بلکه آنچه به آن توجه می‌شود این است که آیا شما شبیه یک همکار خوب به نظر می‌رسید یا خیر.» تحقیقات بارها و بارها نشان داده‌اند که ما چقدر سریع درباره افراد قضاوت می‌کنیم و تاثیر اولیه تا چه حد در ارتباطات مهم است، بنابراین خودتان را تنها با این تصور که باید خودتان باشید گول نزنید.
 باید چند ثانیه اول را با تاثیرگذاری مثبت آغاز کنید (مثلا با داشتن یک کیف تمیز و مناسب به جای حمل یک کوله پشتی ژولیده)، نشستن در مکان درست (روبه‌روی مصاحبه کنند و نه در کنار او)، و دست دادن درست (محکم و جدی). در ضمن یادتان باشد که باید در صحبت‌های کوتاه هم مهارت داشته باشید. وقتی از میز پذیرش به اتاق مصاحبه دعوت می‌شوید، طبق نظر لیز «باید مطمئن شوید که به‌طور طبیعی و با سرعت و تن صدای عادی صحبت می‌کنید، در چشمان طرف مقابل نگاه کنید و تعارفات را از یاد نبرید». 
3- «یادتان باشد تنها آنها نیستند که با شما مصاحبه می‌کنند بلکه شما نیز با آنها مصاحبه می‌کنید.»
به‌طور کلی این ادعا چندان درست نیست. سالیوان می‌گوید «فرآیند مصاحبه، مانند یک گفت‌وگوی معمولی نیست. یک طرف مصاحبه استرس بسیار شدیدی دارد». و لیز هم می‌گوید «این توصیه‌ای است که من زیاد شنیده‌ام و آن را مطلقا نمی‌پسندم. به نظرم این توصیه باعث ترغیب به عدم آمادگی شده و نوعی حس خنثی بودن را به مصاحبه شونده القا می‌کند. وقتی در اتاق مصاحبه هستید، باید طوری عمل و رفتار کنید که این تنها شغلی است که می‌خواهید داشته باشید».
اما به‌عقیده سالیوان، این توصیه گاهی اوقات هم می‌تواند در شرایط خاصی به نفع متقاضی باشد. او می‌گوید «در این رویکرد شما می‌پرسید «چرا من باید در تیم شما کار کنم؟» و گفتن این موضوع که «من برای شرکت‌ها گزینه مطلوبی هستم» نیز خوب است اما به شرطی که بتوانید از ادعای خود دفاع کنید. یادتان باشد این کار بسیار حساس است به همین خاطر بهتر است به کارفرما نشان دهید چه چیزی می‌توانید به آنها بدهید و نه اینکه از آنها انتظار داشته باشید فورا شما را مورد استقبال قرار دهند. این مساله بستگی به جو حاکم در اتاق مصاحبه دارد. جایگاه متقاضیان شغلی با توجه به صنعت مورد نظر، منطقه یا سلامت اقتصادی می‌تواند تغییر کند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که اخیرا قدرت از سمت کارفرما به سمت متقاضیان در حال حرکت است.» تحقیقی که در سال 2014 از استخدام‌کننده‌ها انجام شد، نشان داد که 81 درصد احساس می‌کنند بازار شغلی امروز با محوریت متقاضیان پیش می‌رود و نه کارفرمایان.
4- «وقتی پرسیده می‌شود بزرگ‌ترین نقطه ضعف شما چیست، جوابی بدهید که در واقع نقطه قوت شما است».
این توصیه که «نباید به نقطه ضعف‌ها اعتراف کرد» توصیه بسیار بدی است. ادعای «بیش از حد کمال‌گرا» یا «بیش از حد احساساتی» بودن تبدیل به یک کلیشه شده است. احتمالا مصاحبه‌کننده نیز خود بارها با این مساله روبه‌رو شده است. این کار نه تنها باعث می‌شود 100 درصد باهوش به نظر نرسید بلکه به آن معنا است که این فرصت را برای نشان دادن خودآگاهی خود از دست داده‌اید و اراده انطباق‌پذیری ندارید. سالیوان می‌گوید می‌توانید به چنین سوالی با این منطق جواب دهید که «من هم مثل همه انسان‌های دیگر نقطه ضعف‌هایی دارم. اما برخلاف دیگران، من این نقاط ضعف را پیدا می‌کنم و در جهت رفع آن اقدام می‌کنم». البته نباید به نقطه ضعف‌هایی اشاره کنید که به ضرر شما باشد. از به‌کار بردن عباراتی مانند این خودداری کنید: «من نمی‌توانم احساسات دیگران را درک کنم». اما می‌توانید به موضوعاتی اشاره کنید که روی آن با فراست کار می‌کنید. لیز می‌گوید «این کار نشان می‌دهد شما قادر به یادگیری و توسعه هستید».
5- «هرگز درباره پول صحبت نکنید تا زمانی که پیشنهاد دیگری نیز داشته باشید».
تا وقتی که زمان مناسب فرا نرسیده نباید درباره پول صحبت شود. سالیوان می‌گوید: «شرکت‌ها افرادی را که از همان ابتدا مساله پول یا زمان تعطیلات را پیش می‌کشند استخدام نمی‌کنند. آنچه آنها می‌خواهند بدانند این است که شما چگونه می‌توانید در کار مشارکت داشته باشید نه اینکه چه می‌خواهید.» اگر می‌توانید، صحبت درباره حقوق و مزایا را به تعویق بیندازید، تا زمانی که پیشنهاد دیگری هم در دست داشته باشید.
البته شخص استخدام‌کننده ممکن است از ما درباره حقوق و مزایا سوال کند. هر چند این سوال به نفع شما است اما پرسش چندان ساده‌ای نیست. لیز توصیه می‌کند متقاضیان پاسخ‌های کوتاه و حرفه‌ای بدهند. در ابتدا باید یک پاسخ کلی را آماده کنید؛ عباراتی همچون «نیازهای من قابل مذاکره هستند». اگر آن طرف اصرار کرد، می‌توانید از چنین عباراتی استفاده کنید: «حقوق و مزایای من در حال حاضر این میزان است اما شغلی که اکنون در حال مصاحبه آن هستم قطعا متفاوت است.» و اگر مصاحبه‌کننده بیشتر اصرار کرد جواب‌های دیگری را نیز آماده داشته باشید. لیز خود چنین پاسخ‌هایی را می‌پسندد: «خب من برای مشاغلی مصاحبه شده‌ام که این میزان حقوق و مزایا را پیشنهاد کرده‌اند.» به عقیده او این کار موثر است چرا که جایگاه شما را در بازار کار مشخص می‌کند.
6- «هرگز اعتراف نکنید که قبلا اخراج شده‌اید».
خوشبختانه باور کارفرمایان درباره تغییر شغل تغییر کرده است. در تحقیق اخیر 55 درصد از کارفرمایان گفته‌اند افرادی را استخدام کرده‌اند که از شغل دیگری به سازمان آنها آمده‌اند و 32 درصد گفته‌اند انتظار دارند متقاضیان به‌طور متناوب شغل خود را تغییر دهند. متاسفانه مدیران استخدام‌کننده هنوز نمی‌خواهند افرادی را که توسط شرکت‌های دیگر رد شده‌اند بپذیرند. به همین خاطر، سالیوان توصیه می‌کند اگر قبلا اخراج شده‌اید سعی کنید در مصاحبه پاسخ‌های کوتاه، به دور از پیچیدگی و تا حد ممکن مثبت بدهید. لیز می‌گوید از چنین عباراتی استفاده کنید: «من نمی‌خواستم تا ابد آنجا بمانم» یا «من از آن شغل بسیار آموختم و بعد تصمیم گرفتم فرصت دیگری را امتحان کنم». یادتان باشد هرگز کارفرمای قبلی خود را مورد انتقاد قرار ندهید. این کار باعث قضاوت بد درمورد شما می‌شود. اگر از شما مستقیما سوال شد که آیا قبلا اخراج شده‌اید یا خیر، باید صادق باشید. لیز می‌گوید: «در این شرایط باید با عباراتی مثل «خوش‌شانس بودم چون این مساله به من این فرصت را داد که...» بحث را به زمان حال بازگردانید.»
تحقیقی که اخیرا توسط گوگل انجام شده است نشان می‌دهد ارزیابی کارآیی در مصاحبه ارتباط چندانی به کارآیی واقعی در شغل مورد نظر نداشته است. به همین خاطر، شرکت‌ها تصمیم گرفته‌اند با دادن کار واقعی به متقاضیان کارآیی آنها را مورد سنجش قرار دهند. سالیوان می‌گوید: «مثل استخدام یک آشپز است. آیا می‌خواهید با او حرف بزنید یا می‌خواهید دستپخت او را بچشید؟» اما متاسفانه مصاحبه فعلا برای استخدام شغلی به‌عنوان یک روش عملی باقی می‌ماند چرا که فعلا جایگزین بهتری وجود ندارد. به همین خاطر، وظیفه شما به‌عنوان یک متقاضی این است که این فرآیند را درک کنید و در هر صورت تمام تلاش خود را برای درخشیدن درطول مصاحبه به‌کار بندید.




ادامه مطلب

بدترین اشتباهاتی که می‌توانید سر کار مرتکب شوید

مترجم: آناهیتا جمشیدنژاد
منبع: Forbes
همه ما شنیده یا به شخصه دیده‌ایم که افراد کارهای عجیبی سر کار انجام می‌دهند. 
حقیقت‌ این است که شما نباید عصبانی شوید و صندلی‌تان را به سمت پنجره پرتاب کنید یا وسط ارائه از آن دست بکشید و صدمات جبران‌ناپذیری به شغلتان بزنید.  مهم نیست که چقدر بااستعداد هستید یا چه چیزی را ماهرانه انجام داده‌اید؛ برخی رفتارها بی‌درنگ طرز فکر مردم را نسبت به شما عوض می‌کند (و برای همیشه چهره شما را نزد آنها مخدوش می‌کند). لیست پیش‌رو شامل 9 رفتار نامناسب است که باید از آنها اجتناب کنید.
1. دروغ گفتن
بسیاری از دروغ‌ها با نیات خوب شروع می‌شوند؛ در واقع مردم می‌خواهند با دروغ خودشان یا بقیه را محافظت کنند اما دروغ‌ها رشد می‌کنند و به سرعت گسترش می‌یابند و اگر کسی بفهمد که شما دروغ گفته‌اید راهی برای برگشت وجود ندارد.
دروغ هر چقدر هم کوچک باشد، احترام به نفس شما را خدشه‌دار می‌کند. اگر می‌خواهید از آنچه هستید شاد باشید، باید قابل اعتماد باشید. 
2. شایعه پراکنی
زمانی که مردم با شایعه‌سازی درمورد افراد دیگر جوگیر می‌شوند، وجهه خودشان را تخریب می‌کنند. شایعه‌پراکنی در مورد کارهای ناشایست و بدبختی‌های سایرین اگر به گوش آنها برسد، ممکن است به احساسات آنها صدمه بزند. شایعه‌سازی باعث خواهد شد تا شما همیشه انسانی منفی و کینه‌توز به نظر بیایید.
3. اعلام اینکه شما از کارتان متنفر هستید
آخرین چیزی که هر کسی می‌خواهد سر کار بشنود این است که کسی درباره اینکه چقدر از کارش متنفر است شکایت می‌کند. چنین کاری باعث خواهد شد شما به عنوان فردی منفی به نظر بیایید و در نتیجه روحیه تیمی کاهش خواهد یافت. روسا بسیار سریع افراد منفی‌باف،کسانی که روحیه تیمی را ضعیف می‌کنند، می‌شناسند و می‌دانند که همیشه جایگزین‌های علاقه‌مند در گوشه‌ای منتظرند.
4. هیجانات افسارگسیخته
مثال‌های زیادی وجود دارند که در آنها افراد سر کار وسایلشان را پرتاب می‌کنند، فریاد می‌کشند و افراد دیگر را به گریه می‌اندازند. اینها همه نمونه‌هایی از هیجانات افسارگسیخته است.این نوع هیجانات هوش احساسی پایین را نشان می‌دهد و باعث می‌شود افراد دارای این ویژگی به راحتی اخراج شوند. به محض اینکه این سطح بی‌ثباتی را از خود نشان دهید مردم از اینکه آیا شما قابل اعتمادید یا نه شک خواهند کرد.با خالی کردن عصبانیت خود بر سر افراد، بدون توجه به اینکه چقدر «مستحق آن» هستند، باعث خواهید شد تا افراد در مورد شما نگاه منفی داشته باشند و شما به عنوان فردی بی‌ثبات، بدقلق شناخته شوید. کنترل هیجانات مثل این است که در جایگاه راننده بنشینید. زمانی که بتوانید احساساتتان را در مورد کسی که در مورد شما اشتباه فکر می‌کند، کنترل کنید او هم به این نگاه بد علیه شما پایان می‌دهد.
5. از کار فرد دیگری اعتبار کسب کردن
همه ما وقتی متوجه می‌شویم که کسی ایده ما را دزدیده است، احساس ناراحتی می‌کنیم. از کار فرد دیگری اعتبار کسب کردن (هرچقدر هم کوچک باشد) باعث می‌شود که دیگران این طور فکر کنند که شما هیچ کاری را به طور معین خودتان انجام نداده‌اید. دزدیدن اعتبار بقیه، همچنین این طور نشان می‌دهد که شما برای تیم‌تان و روابط کاریتان هیچ اهمیتی قائل نیستید.
6. فخر فروختن
انجام کارهای بزرگ بدون فخر فروختن درباره آنها نشان‌دهنده یک روحیه قوی است. نشان می‌دهد که موفقیت برای شما غیرمعمول نیست. 
7. از پشت خنجر زدن
این عنوان خود بیانگر همه چیز است. خنجر زدن از پشت به همکارانتان، عمدا یا سهوا منشأ بزرگی از نزاع و درگیری در محیط کار است. یکی از معمول‌ترین حالت‌های از پشت خنجر زدن این است که برای اینکه مشکلی را حل کنید زیرآب کسی را بزنید. افراد معمولا این کار را به عنوان تلاشی برای اجتناب از درگیری انجام می‌دهند، اما با این کار درگیری بیشتری ایجاد می‌کنند. هر زمانی که فردی را در چشم همکارانش بد جلوه می‌دهید، مثل این است که بدون اینکه واقعا بخواهید، خنجری از پشت به او می‌زنید.
8. خوردن غذاهای بودار
وقتی صحبت از غذا خوردن می‌شود قانون کلی این است که هر چیزی که ممکن است بودار باشد را باید در خانه خورد. 
ممکن است این مساله کوچک به نظر بیاید اما غذای بودار شما حواس افراد را پرت می‌کند و باعث می‌شود انسانی بی‌ملاحظه جلوه کنید. وقتی چیزی احساس ناراحتی در دیگران ایجاد می‌کند به سرعت مورد خشم آنها واقع می‌شود و آنها تا حد ممکن از آن چیز دوری می‌کنند. ناهار پرادویه شما به همه می‌گوید که هیچ چیز برای شما اهمیتی ندارد حتی زمانی که خودتان مسببش هستید. 
9. پل‌های پشت سر را خراب کردن
بسیاری از کارها حول افرادی که با آنها ملاقات می‌کنید و ارتباطاتی که می‌سازید، می‌چرخد. انداختن یک بمب اتمی در هر نوع ارتباط حرفه‌ای، یک اشتباه بزرگ است. 
یکی از مشتریان Talentsmart یک زنجیره بزرگ کافی‌شاپ است که تعداد افرادی که در آن داخل و خارج می‌شوند نسبتا بالا است؛ بنابراین زمانی که مسوول کافی‌شاپ دست از کار می‌کشد، معمولا از آن برداشت شخصی نمی‌شود. گرچه یک مسوول کافی‌شاپ موفق شد تا همه پل‌های پشت سرش را خراب کند اما موضوع شگفت‌‌آور این است که او فریاد نزد یا کار افراطی انجام نداد. تنها کاری که کرد این بود که شرکت را ترک کرد.بدون اخطار او در شیفت دوشنبه ظاهر شد به مدیر کافی‌شاپ گفت که او داشت آنجا را ترک می‌کرد (در جای دیگری شغلی با درآمد بهتر پیدا کرده بود) و از آنجا رفت. نتیجه البته این بود که هر شیفتی که او طی دو هفته بعدی زمان‌بندی کرده بود باید با یک نفر کمتر انجام می‌شد چون او زمانی برای پیدا کردن یک جایگزین مناسب باقی نگذاشته بود.او کارهایش را فقط در قبال مدیر اهانت‌آمیز می‌دید. (کسی که از آن خوشش نمی‌آمد) اما در واقعیت او دو هفته فاجعه را برای هر فردی که در کافی‌شاپ کار می‌کرد ایجاد کرد. او ارتباطات مثبت خود را با همه همکارانش خراب کرد.




ادامه مطلب