سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

آیا زمان خود را به بهترین نحو مدیریت می‌کنید؟

چگونه می‌توان از اشتباهات رایج در مدیریت زمان اجتناب کرد؟

مترجم: هوتسا عسکری نسب
منبع: MindTools
آیا زمان خود را به بهترین نحو مدیریت می‌کنید؟ اگر فکر می‌کنید مانند دیگران هستید باید بدانید که پاسخ بسیاری از افراد به این پرسش مثبت نیست.


شاید مجبور باشید تا دیر وقت کار کنید تا پروژه‌ها در زمان موعود به اتمام برسد یا احتمالا طی هفته با بحران‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شوید که همه استرس‌زا و سبب تضعیف روحیه هستند. تقریبا بسیاری از افراد به مزایای مدیریت زمان واقف هستند اما شناسایی آنچه این موضوع را خدشه دار می‌کند، عدم تشخیص اشتباهات انجام شده از سوی افراد است که این مساله آنان را با مشکل مواجه می‌کند. اگر بتوان زمان را به‌خوبی مدیریت کرد نه‌تنها به طرز باور نکردنی در کار سازنده می‌شوید، بلکه میزان استرس هم کاهش می‌یابد. زمان خود را به انجام پروژه‌های جالب و با مزیت‌های عالی اختصاص دهید که موجب تفاوت واقعی در حرفه‌تان می‌شود. به‌طور خلاصه، شادتر زندگی کنید و از لحظات لذت ببرید!
در این مقاله، به بررسی رایج‌ترین اشتباهات مدیریت زمان، استراتژی‌ها و نکاتی می‌پردازیم که با استفاده از آنها می‌توان بر اشتباهات خود غلبه کرد. این 10 اشتباه عبارت است از:

اشتباه 1. سهل‌انگاری در داشتن فهرست انجام کارها 
آیا تا به حال از اینکه باید کار مهمی را انجام می‌دادید و آن‌را فراموش کرده‌اید، احساس ناخوشایندی داشته‌اید؟ در این صورت، احتمالا برای اولویت‌بندی در کارهایتان از لیست انجام کارها استفاده نکرده‌اید یا اگر هم استفاده کرده‌اید، به‌طور موثری از آن بهره نبرده‌اید! ترفند استفاده از لیست انجام کارها، به‌طور موثر بستگی دارد به اولویت‌بندی کارها در فهرستی که تهیه می‌کنید. بسیاری از افراد از سیستم برنامه‌نویسی «A-F» استفاده می‌کنند. از A برای موارد با اولویت بیشتر و F برای اولویت‌های کمتر استفاده می‌کنند همچنین می‌توان از روش‌های دیگر مانند A تا D یا اعداد برای اولویت‌بندی و ساده‌تر کردن کار، استفاده کرد. اگر در فهرستی که تهیه می‌کنید پروژه‌های بزرگی وجود داشته باشد، اگر دقت لازم را به عمل نیاورید امکان دارد محتوای آن مبهم و بی‌اثر باشد. برای مثال، ممکن است یادداشت کرده باشید «از بودجه پیشنهادی شروع کن». اما این آیتم شامل چه چیزهایی می‌شود؟ اشاره نکردن به جزئیات موجب به تعویق انداختن یا از دست دادن مراحل مهم کارها می‌شود. پس، مطمئن شوید که کارهای بزرگ یا پروژه‌ها را به مراحل مشخص و عملی تفکیک کنید تا کارهای مهم، فراموش نشود. اگر تعداد زیادی پروژه بزرگ در دست دارید که باید فورا همه آنها انجام شود می‌توانید از برنامه‌های عملی استفاده کنید. (برنامه عملی بر سه اصل تعیین وظایف، افق زمانی برای انجام وظایف و مشخص شدن نیرو‌های انسانی برای انجام کارها استوار است.) 

اشتباه  2. نداشتن اهداف شخصی
آیا برای 6 ماه آینده خود هدفی تعیین کرده‌اید؟ برای سال آینده و 10 سال آینده خود چطور؟ اگر برنامه خاصی ندارید، پس زمان آن فرا رسیده تا برای خود اهداف شخصی داشته باشید! قرار دادن اهداف شخصی، برای مدیریت کردن زمان به طرز صحیح، ضروری است، زیرا داشتن اهداف در زندگی، مقصد و تصور درستی درباره کارها به شما می‌دهد. زمانی که هدف خاصی را دنبال می‌کنید، می‌توانید اولویت‌ها، زمان و منابع را برای رسیدن به هدف خود مدیریت کنید. داشتن اهداف همچنین به شما کمک می‌کنند که چه کارهایی، ارزش وقت صرف کردن را دارند و چه چیزهایی مانع تمرکز و حواس‌پرتی می‌شوند. برای اینکه بدانید چگونه اهداف هوشمندانه و موثری برای خود داشته باشید حتما تئوری داشتن هدف از دکتر «ادوین لاک» را مطالعه کنید. در این تئوری یاد خواهید گرفت چگونه انگیزه و اهداف کاملا مشخصی داشته باشید. همچنین کتاب تئوری بیگ بنگ اثر «اریک هزلتاین» را مطالعه کنید که درباره نحوه تمرکز روی اهداف بلندمدت بدون در نظر گرفتن اهداف کوتاه‌مدت است. ممکن است از خواندن کتاب انفجار بزرگ هم لذت ببرید، این کتاب به شما چگونگی تمرکز روی اهداف بلندمدت را بدون اینکه از اولویت‌های کوتاه‌مدت غافل شوید، آموزش می‌دهد. 

اشتباه  3. نداشتن اولویت 
فرض کنید به شدت مشغول کار هستید، درست در همین موقع، دستیارتان وارد اتاق می‌شود و شدیدا به کمک شما برای حل مشکل بحرانی که با آن مواجه شده، نیاز دارد. از طرفی هم مطمئن هستید که به یک نظر درخشان برای رقابت بازاریابی، دست پیدا کرده‌اید اما در حال حاضر به‌دلیل وقوع چنین موضوع اضطراری، رشته افکارتان پاره شده است. گاهی اوقات، چگونگی اولویت‌بندی به‌ویژه هنگام مواجهه با سیلی از کارهای ظاهرا ضروری، دشوار است. با این حال، اگر قصد دارید زمان خود را بهتر مدیریت کنید، لازم است چگونگی اولویت‌بندی کارها را به‌طور موثری، بیاموزید. ماتریس اولویت‌بندی کارها (جدولی است که با کمک آن اولویت کارها تعیین می‌شود)، به شما کمک خواهد کرد تا به طرز موثری اولویت بندی داشته باشید و مشخص کنید آیا کار دارای بازده زیاد و با اولویت بالا است یا کم ارزش. اگر متوجه اختلاف این دو شوید مطمئنا زمان خود را طی روز به مراتب بهتر مدیریت خواهید کرد. همچنین می‌توانید در جلسه‌های آموزشی کوتاه‌مدت، «چگونگی اولویت بندی به‌منظور افزایش مهارت‌های خود» نیز شرکت کنید. 

اشتباه  4. عدم مدیریت صحیح موارد حواس پرتی 
بسیاری از افراد، مدت دو ساعت از زمان خود را طی روز به علت مواردی که موجب حواس پرتی شان می‌شود از دست می‌دهند. به این موضوع فکر کنید که اگر زمان به عقب بر می‌گشت در این فرصت از دست رفته، چه کارهایی می‌توانستید انجام دهید! مهم نیست که منشأ حواس‌پرتی‌ها، نامه الکترونیکی، گپ و گفت‌های آنلاین، درخواست کمک همکاران در شرایط بحرانی یا تماس‌های تلفنی از سوی مشتریان باشد، تمام موارد حواس پرتی، مانع پیشرفت شما می‌شوند. با داشتن تمرکز و درگیری ذهنی صد در صد روی انجام کارها و بی‌توجهی به مسائل اطراف، در مسیر موفقیت، که رضایت از کار و کوشش لذت‌بخش است، گام برمی‌داریم. اگر قصد دارید برنامه‌های روزانه را به‌خوبی مدیریت کنید و بهترین کارآیی را داشته باشید، لازم است در جریان راه‌های چگونگی به حداقل رساندن موارد حواس‌پرتی قرار بگیرید و آنها را به‌طور موثری مدیریت کنید. برای مثال، هنگامی که باید تمرکز داشته باشید، سیستم‌های گفت‌وگوی آنلاین را غیر فعال کنید و به افرادی که اغلب باعث عدم تمرکز و حواس پرتی شما می‌شوند هم موضوع را گوشزد کنید. حتی در زمان مواجهه با موضوع‌هایی که موجب حواس پرتی شما می‌شوند، بهتر است مهارت تمرکز خود را ارتقا دهید. 

اشتباه 5. به تعویق انداختن
به تعویق انداختن کارها، زمانی اتفاق می‌افتد که انجام کارهایی را که بهتر است در حال حاضر روی آنها تمرکز کنید، به تعویق می‌اندازید و همواره به این دلیل که هنوز انجام کاری را شروع نکرده‌اید، احساس گناه و وحشت می‌کنید. هنگامی که موفق به انجام و تکمیل کاری، در زمانی معین نمی‌شوید، در نهایت مشکلاتی برای شما پیش می‌آید. در ابتدا می‌توانید با دادن تست «تعویق»، متوجه شوید که آیا به تعویق انداختن، مشکلی در زندگی شما به شمار می‌رود که اگر این چنین باشد لازم است راه‌هایی را به‌منظور مبارزه با این مشکل بیاموزید. برای مثال، راهکار مفیدی که در این زمینه می‌توان به آن اشاره کرد این است که برای شروع یک پروژه کافی است فقط به مدت 10 دقیقه روی آن تمرکز کنید. اشخاصی که از انجام کار‌ها طفره می‌روند و آن را به تاخیر می‌اندازند، اغلب احساس می‌کنند باید هر کاری را از شروع تا پایان، کامل انجام دهند و داشتن چنین توقع بالایی، باعث احساس شکست و اضطراب آنها می‌شود. در عوض باید زمان کمی را برای شروع کار، اختصاص دهند. به همین سادگی! همچنین استفاده از برنامه‌های عملی نیز مفید است و به شما کمک می‌کنند تا پروژه‌ای بزرگ را به گام‌های کوچک‌تر تفکیک کنید تا بتوانید راحت‌تر آنها را مدیریت کنید. بنابراین درک بهتری از تمام کارهایی که برای تکمیل پروژه نیاز است، خواهید داشت و می‌توانید کارهای کوچک را در یک زمان کامل کنید. انجام این کار از بروز احساس شکست در ابتدای انجام یک پروژه جدید جلوگیری می‌کند. 

اشتباه 6. پذیرفتن بیش از حد وظایف 
آیا فردی هستید که هنگام گفتن جواب «نه» به دیگران تحت فشار قرار می‌گیرید؟ اگر چنین شخصیتی دارید، احتمالا پروژه‌ها و تعهدات بسیاری در دست دارید که بیشتر زمان و انرژی شما را می‌گیرند و منجر به عملکرد ضعیف، استرس و روحیه پایین شما می‌شود یا ممکن است مدیر دقیقی باشید که بر مدیریت یا انجام همه کارها به دست خود اصرار می‌کنید زیرا به هیچ فرد دیگری به جز خود، اعتماد چندانی ندارید (این مشکل مختص مدیران نیست بلکه برای هر فرد دیگری، می‌تواند اتفاق بیفتد!) در هر صورت اگر در زمان محدودی، انجام وظایف بیش از حدی را بپذیرید، اعتبار خود را با انجام کارهای عجولانه و نامرتب زیر سوال می‌برید. برای جلوگیری از چنین پیشامدی، هنر ظریف گفتن «بله» را به اشخاص و گفتن «نه» را یاد بگیرید. این مهارت به شما کمک می‌کند تا ضمن اینکه حریم و موقعیت کاری خود را حفظ می‌کنید در گروه نیز وجهه موجه و قابل قبولی داشته باشید. اگر شخصی به پشتوانه جواب‌های مثبت شما، درخواست‌های مکرری از شما دارد، یاد بگیرید چگونه در شرایطی که اتفاقات سریع رخ می‌دهند، به سرعت فکر کرده و واکنش نشان دهید و حتی در شرایط دشوار و تحت فشار هم خونسردی خود را حفظ کنید. 

اشتباه  7. مشغولیت
داشتن مسوولیت و محدودیت به دلایل مختلف، برای مثال نداشتن مهلت کافی، ایمیل‌های فراوان، انبوهی از فایل‌هایی که نیاز به بررسی دارند و همچنین عجله برای رسیدن به جلسات، برخی افراد را دچار شتاب‌زدگی و عجله می‌کند. عادت به‌کار زیاد که منجر به ایجاد استرس می‌شود، به ندرت به این معنا است که شما فرد توانمند و کارآمدی هستید. سعی کنید کارها را در کمال آرامش انجام دهید و بر چگونگی مدیریت زمان به نحو احسن تمرکز کنید. 

اشتباه  8. انجام چندکار به طور همزمان
برخی مدیران معمولا برای اینکه به انجام تمام وظایفشان برسند به‌طور همزمان چند کار را با هم انجام می‌دهند؛ برای مثال، هنگامی که تلفنی با مشتریان صحبت می‌کنند به نوشتن ایمیل هم مشغول هستند. درحالی‌که فکر می‌کنند این روش خوبی برای استفاده از زمانی است که در اختیار دارند اما در حقیقت این روش، 20 تا 40 درصد از زمان آنان را بیشتر می‌گیرد تا کارهای در فهرست را به اتمام برسانند و نتیجه کار هم، وجود ضعف در هر دو کار است، ایمیل‌ها دارای اشتباهات بی‌شماری هستند و مشتریان هم از مدیران به‌دلیل عدم تمرکز در کار، رضایت خاطر ندارند. بهتر است انجام چند کار به‌طور همزمان را کنار بگذارید و در عوض روی انجام یک فعالیت تمرکز کنید و کارها را به نوبت و یکی پس از دیگری انجام دهید. به این ترتیب، شاهد کیفیت بالاتر کارها خواهید بود. 

اشتباه  9. نداشتن زمان استراحت
اگر بتوان به مدت 8 تا 10 ساعت بی‌وقفه کار کرد تا کار را در زمان مقرر به اتمام رساند، بسیار با ارزش است. اما بدون هیچ‌گونه استراحت و تجدید نیرویی، داشتن تمرکز و ارائه کار با کیفیت عالی، امکان‌پذیر نیست. بنابراین، زمان استراحت را با اتلاف وقت اشتباه نگیرید. با استراحت کافی می‌توانید کارهای با ارزشی انجام دهید همچنین خلاقانه فکر کنید و عملکرد موثری داشته باشید. دادن استراحت به خود در حین انجام کار دشوار است بنابراین از پیش برای خود، برنامه‌ریزی استراحت در نظر بگیرید یا برای یادآوری زمان استراحت، ساعت را تنظیم کنید. به پیاده‌روی کوتاهی بروید، یک فنجان قهوه بنوشید یا فقط پشت میز کار، تمرکز کنید. پیشنهاد می‌شود هر ساعت یا دو ساعت یک بار، به مدت پنج دقیقه استراحت کنید و مطمئن شوید زمان کافی برای صرف ناهار دارید زیرا در صورت گرسنگی، کیفیت کار پایین خواهد آمد. 

اشتباه 10. برنامه‌ریزی زمانی اشتباه برای انجام کارها 
آیا فردی هستید که صبح‌ها از بالاترین حد انرژی برای انجام کارها برخوردار هستید یا بعدازظهرها هنگام غروب خورشید؟ همه افراد دارای ریتم‌های مختلف هستند به این معنا که در ساعات متفاوت از روز، کارآیی و انرژی یکسانی ندارند. می‌توانید از زمان خود بهترین استفاده را ببرید و کارهای مهم‌تر را در بهترین زمان‌های کاری خود انجام دهید و کارهای کم‌اهمیت‌تر را که برای انجام آنها به انرژی کمتری نیاز است (مانند پاسخگویی به تماس‌های تلفنی که موفق به برقراری ارتباط نشده‌اند و چک کردن ایمیل‌ها) در زمان استراحت و ساعات خلوت، انجام دهید. 
نکات مهم: یکی از موثرترین روش‌های بهبود بهره‌وری شناخت و اصلاح اشتباهات، مدیریت زمان است. با صرف زمان و غلبه بر اشتباهات، تاثیر شگرفی در بهره‌وری خواهید گذاشت. همچنین شادتر هستید و به همان نسبت، استرس کمتری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود تجربه خواهید کرد



ادامه مطلب

نحوه برخورد با رئیس جوان‌تر از خود

نویسنده: Rebecca Knight 
مترجم: رویا مرسلی
شاید شغل جدیدی پیدا کرده باشید یا همکارتان اخیرا ارتقا پیدا کرده باشد و هم‌اکنون رئیستان از خود شما جوان‌تر باشد. چگونه می‌توانید مساله سن را کنار بگذارید و بر این موضوع تمرکز کنید که از رئیس جدید چه درس‌هایی را فراگیرید؟

چگونه می‌توانید نفس خود را برای ایجاد رابطه سازنده هدایت کنید؟ و چه کارهایی می‌توانید برای حمایت همه جانبه از رئیس خود انجام دهید—که البته اقتضای شغل شما هم همین است و شغل رئیستان در این میان اهمیتی ندارد.

افراد خبره چه می‌گویند
تفاوت میان نسل‌ها در اغلب موارد، یک چالش در محیط کار محسوب می‌شود؛ اما احتمالا کنار آمدن با یک رئیس جوان‌تر از همه سخت‌تر است. پیتر کاپلی به‌عنوان استاد مدیریت دانشکده وارتون و یکی از نویسندگان کتاب «مدیریت کارمند مسن‌تر» می‌گوید «مساله بیشتر مربوط به تجربه است نه صرفا سن و سال». اگر این گونه نباشد، مساله چندان حاد نخواهد شد. به‌عنوان مثال، اگر در حال یادگیری اسکی از مربی هستید که 20 سال از شما جوان‌تر است اما 15 سال است اسکی می‌کند، شما با این موضوع مشکلی نخواهید داشت؛ اما حالا فرض کنید خودتان 20 سال است در یک کسب‌وکار مشغول فعالیت هستید و رئیستان 10 سال سابقه دارد، در این صورت با خود فکر می‌کنید «چرا باید از این شخص دستور بگیرم؟» به نظرتان صلاحیت او مشروع نیست. جوان بودن مدیران بیشتر در صنایعی چون آی‌تی، خدمات حرفه‌ای و حسابداری معمول است. جین سی مایستر، مشاور منابع انسانی و یکی از نویسندگان مجموعه «محیط کار در سال 2020» معتقد است «شرکت‌ها نسل جوان را به سمت‌های رهبری سازمان ارتقا می‌دهند و سازمان‌ها همه تلاش خود را می‌کنند تا بهترین استعدادهای خود را در سازمان نگه دارند.» او ادامه می‌دهد «این موقعیت می‌تواند به‌طور بالقوه ناراحت کننده باشد یا به‌طور بالقوه باعث ایجاد تضاد شود» اما الزاما دلیلی ندارد که این‌گونه باشد. در اینجا به شرح این موضوع می‌پردازیم که چگونه می‌توان با رئیس جوان‌تر خود رابطه سازنده ایجاد کرد.

تامل کنید
طبق نظر کاپلی، اولین قدم این است که فکر نکنید چون او از شما جوان‌تر است پس رئیس بدی است. چرا قبل از آنکه واقعا مشکلی پیش بیاید، خودتان زمینه‌های آن را ایجاد می‌کنید؟» مثبت فکر کنید و اگر کاری از دستتان بر نمی‌آید حداقل با خود فکر کنید چه مساله‌ای واقعا باعث آزار من می‌شود؟ آیا علتش این است که رئیسم ارتقا گرفته است و من نگرفتم؟ در این صورت از خودتان بپرسید: آیا من واقعا خواهان داشتن شغل او هستم؟ پاسخ به این سوال اغلب منفی است بالاخص اگر در سال‌های پایانی خدمت خود باشید و بخواهید سرعت کارتان را پایین بیاورید. اما به نظر مایستر، احساسات خود را هم نادیده نگیرید. او می‌گوید: «داشتن رئیس جوان‌تر، بالاخص اگر او همسن و سال دختر یا پسرتان باشد می‌تواند یک موقعیت احساسی ایجاد کند پس نحوه برخورد شما با این مساله هم باید در سطح احساسی باشد. اگر با احساسات خود روبه‌رو نشوید، این مساله کارآیی شما را کاهش می‌دهد.» اغلب در میان گذاشتن مساله با «دوستان و همکارانی که تجربه مشابهی داشته‌اند» می‌تواند کمک کند. هدف این جلسات نباید شکوه و شکایت از اینکه «بچه‌ها این روزها زمام امور را در دست دارند» باشد. به دنبال افرادی بگردید که بتوانند نظرات و حمایت سازنده از شما داشته باشند.

کلیشه ایجاد نکنید
محیط کاری پر است از کلیشه درباره نسل‌ها: نسل خود شیفته بعد از جنگ جهانی دوم که حاضر نیست بازنشسته شود، نسل هزاره جدید که گویی تلفن هوشمندشان به آنها دوخته شده، و نسل X ناراضی که به‌جز خودش به هیچ چیز فکر نمی‌کند. کاپلی می‌گوید اگر می‌خواهید به این دسته از کلیشه‌ها گوش دهید خطرش را نیز باید تحمل کنید. طبق تحقیق او، هیچ تفاوت شخصیتی بین نسل‌ها وجود ندارد. حتی اگر گذشته‌های فرهنگی میان نسل‌ها فراموش شده باشد، سعی کنید بر نقاط مشترک میان آنها متمرکز شوید: کاپلی می‌گوید «شما دو انسان هستید که تصمیم گرفته‌اید در یک صنعت و یک شرکت مشترک کار کنید.» از طبقه بندی کردن یک گروه سنی خاص خودداری کنید و از چنین عباراتی استفاده نکنید «افراد در سن من این‌گونه فکر می‌کنند». مایستر می‌گوید سعی کنید سن خود را از مقایسه خارج کنید. 

احترام نشان دهید
یادتان باشد: موضوع فقط شما نیستید. ممکن است رئیستان هم نسبت به تجربه و سابقه شما احساس راحتی نکند یا حتی مرعوب شود. نسبت به این‌گونه احساسات حساس باشید و فروتنی نشان دهید. یادتان باشد که شما و رئیستان استعدادها و قابلیت‌های متفاوتی دارید که هر کدامتان در زمان لازم آن را ارائه می‌کنید. مایستر می‌گوید: «ممکن است شما مهارت‌های جزئی عمیق‌تری داشته باشید اما احتمال دارد رئیستان دارای مهارت‌های مدیریتی بالاتری باشد». به‌جای آنکه نسبت به کوتاه بودن پروفایل رئیستان در لینکداین حساس شوید، بر این مساله تمرکز کنید که «چگونه از لحن صدا، تجربه و نظرات خود در جهت هدایت کسب‌وکار استفاده کنید». به‌علاوه طبق نظر مایستر، آنچه شما برای ایجاد رابطه با رئیس جوان‌تر خود انجام می‌دهید نباید هیچ تفاوتی با اقدامات شما در ارتباط با رئیس مسن‌تر داشته باشد. او می‌گوید «باید با این رابطه هم مانند هر رابطه حرفه‌ای دیگری برخورد کنید» پس باید در موفقیت او سهم داشته باشید.

هدفتان این باشد که شریک او باشید
مایستر می‌گوید هدفتان این باشد که «با این شخص مانند همطراز خود کار کنید» و با او در جهت موفقیت تیم و سازمان شریک شوید. برای ایجاد این نوع از شراکت، مسوولیت با شما است که یک رابطه موثر و پربار را مدیریت کنید. کاپلی می‌گوید «اگر می‌خواهید رئیستان شما را شریک خود بداند، بفهمید مشکلات رئیستان چه هستند و راه حل ارائه دهید». ایده‌هایی را پیشنهاد کنید که وقت رئیس‌تان را برای تمرکز بر موضوعات دیگر آزاد کند.

اطلاعات ارائه دهید
کاپلی می‌گوید: «یکی از بهترین راه‌ها برای حمایت از رئیس جوان‌تر و احتمالا کم‌تجربه‌تر این است که به او آنچه نمی‌داند را بگویید:. تجربه شما برایتان اعتبار به همراه می‌آورد. پس از این موهبت بهره ببرید. اطلاعاتی که ارائه می‌دهید می‌تواند از گذشته نشات گرفته باشد مثل توصیه‌هایی درباره قرارداد یک مشتری قدیمی، یا می‌تواند رابطه‌ای باشد، مثلا اینکه باب در واحد فروش چگونه فکر می‌کند. رفتارتان نباید تحقیر کننده یا طوری باشد که گویی همه چیز را می‌دانید. کاپلی می‌گوید: «طوری درباره تجربه خود صحبت کنید که مبتنی بر آموخته‌های خودتان باشد و رجزخوانی به حساب نیاید.» او ادامه می‌دهد: «سخنرانی نکنید - شنیدن اظهارات عمومی سخت است». در عوض، واقع‌بین باشید و بر حقیقت تکیه کنید. او پیشنهاد می‌کند از چنین عباراتی استفاده کنید، «من در گذشته نیز با این مشتری در موقعیت مشابهی بوده‌ام. آنچه اتفاق افتاد چنین است. من آن زمان این‌گونه فکر می‌کردم و نتیجه چنین شد».

خودتان باشید
در عین حال که اجتناب از کشمکش در محیط کار عملی عاقلانه است، تجربه و زندگی شما آینه تمام‌قدی است از آنچه واقعا هستید. به همین خاطر، شما و رئیس‌تان در مراحل مختلفی از زندگی خود قرار دارید. این موضوع را درک کنید و به آن نگاه فلسفی داشته باشید. کاپلی می‌گوید: «اگر شما 50 ساله هستید و بچه‌هایتان 20 ساله هستند به راحتی می‌توانید تصور کنید زندگی برای یک شخص 30 ساله که به تازگی صاحب فرزند شده چگونه است». شاید حتی بتوانید «راهنمای زندگی» برای رئیس جدید خود باشید. این کار می‌تواند راحتی زیادی ایجاد کند. مایستر در موافقت با این مساله می‌گوید: «می‌توانید از چنین عباراتی استفاده کنید «یادم هست وقتی بچه‌هایم اولین بار به مدرسه رفتند. من درباره (یک موضوع خاص) نگران بودم اما بعد فهمیدم هیچ جای نگرانی نبود». بلوغ انسان به این معنا است که بتوانید مراحل مختلف زندگی را به هم مربوط کنید. راحت صحبت کردن درباره این موضوعات با رئیس جوان‌تر می‌تواند به رابطه اعتبار ببخشد.

اصولی که باید به خاطر داشت
• از دوستان و همکارانی که تجربه مشابهی در محیط کار داشته‌اند، کمک بگیرید.
• سعی کنید مشکلات رئیستان را درک کرده و راه حل ارائه کنید.
• به رئیستان اطلاعات قدیمی و ارتباطی درباره سازمان و صنعت موجود بدهید.

• فکر نکنید شرایط سختی پیش رو دارید. چون رئیستان جوان‌تر است دلیل نمی‌شود که مدیر خوبی نباشد.
• بر تفاوت‌ها تاکید نکنید؛ به جای آن بر نقاط اشتراک متمرکز شوید.
• وقتی دانش و تجربه خود را مطرح می‌کنید سخنرانی نکنید؛ واقع‌بین باشید و بر آموخته‌های خود تاکید کنید.

موردکاوی شماره 1 
از تجربه خود استفاده کرده و بدانید چگونه رئیس خود را حمایت کنید
هالی پاولیکا، مدیر ارشد بازاریابی در شرکت کولکتیو بایاس است که یک شرکت رسانه جمعی است و بر برندها و خرید متمرکز است. او عملا مسن‌ترین شخص در کل هفت مجموعه از شرکت است. به عقیده خود او، این مساله کمی نگران‌کننده است.
وقتی هالی سال‌ها پیش کار خود را در این شرکت شروع کرد، رئیسش ایمی کالاهان موسس شرکت بود اما امروز رئیس او بیل سوسمن، رئیس و مدیرعامل شرکت است. هم ایمی و هم بیل هر دو بسیار جوان‌تر از او هستند اما این مساله هرگز باعث آزار او نشده است. او می‌گوید: «مسن بودن به این معنا نیست که افراد برای تجربه شما ارزش قائل نیستند. باید یاد بگیرید چگونه تجربه خود را به خدمت سازمان درآورید.»
به‌عنوان مثال، شرکت کولکتیو بایاس اخیرا تصمیم گرفت سازماندهی مجددی را در شرکت پیاده کند که در آن بسیاری از واحدها و تیم‌ها تحت نظارت هالی فعالیت کنند. او از روی تجربه می‌دانست که نحوه رساندن این پیام بسیار مهم است. او می‌گوید: «من با ادغام‌کننده‌ها در موقعیت‌های مختلف ملاقات کردم و متوجه شدم چه اقداماتی مناسب یا نامناسب هستند.» به همین خاطر هالی ایمیلی تهیه و کارمندان را از نحوه تغییرات مطلع کرد. او می‌گوید: «می‌دانم که چند کلمه می‌تواند تاثیر زیادی داشته باشد.»
بیل با استراتژی ارتباطی او موافق بود. او حتی پیشنهاد کرد شرکت برای تغییر واحدها در آینده نیز همین روش را در پیش گیرد. هالی می‌گوید: «شما آنچه می‌دانید را عملی می‌کنید و رئیس (جوان‌تر) به نوعی از شما یاد می‌گیرد.»
او درباره افراد جوان در دفترش در نیویورک می‌گوید: «فکر نمی‌کنم آنها تفاوتی با من داشته باشند. همه ما می‌خواهیم موفق شویم. ما ارزش‌های مشابهی را به اشتراک می‌گذاریم. گاهی اوقات من حتی با دانسته‌های خود، آنها را شگفت‌زده می‌کنم.»


موردکاوی شماره 2
مشکلات رئیستان را بفهمید  و راه حل ارائه دهید
کیت کریگ که مدیر روابط عمومی شرکت لینود در زمینه آی‌تی است رئیسی دارد به نام کیسی اسمیت که مدیر ارشد بازاریابی بوده که نسل ایکس است و بیش از یک دهه از او کوچک‌تر است. کیت که بیش از 50 سال از عمرش می‌گذرد در عین حال از مدیر بازاریابی شرکت نیز دستوراتی دریافت می‌کند و این شخص تقریبا همسن پسرش است. تفاوت سنی برای او مساله بزرگی نیست. او می‌گوید «من به این تفکرقدیمی باور ندارم که چون مسن‌تر هستم باید هدایتگر باشم. من غرور ناشی از سن ندارم. در دهه 20 زندگی خود زمانی که می‌خواستم از خود نامی بر جای بگذارم، شرایط بسیار متفاوت بود. اما اکنون مساله فقط سازمان و تیم است». به‌علاوه، کیت می‌گوید رابطه او با کیسی شبیه نوعی شراکت است. وقتی کیت 16 ماه پیش به شرکت ملحق شد، به او وظایف اولیه زیادی محول شد مثل طراحی صفحه خبری در وب‌سایت و بسیاری وظایف دیگر. وقتی او این پروژه‌ها را تمام کرد، با کیسی درباره نیازهای فراگیر بازاریابی در شرکت لینود صحبت کرد: او می‌خواست شرکت را فراتر از مشتریان فعلی‌اش توسعه دهد. کیت از دریچه تجربه حرفه‌ای گذشته خود راه حل‌های ممکن را ارائه داد. او می‌گوید «سوال این بود که «ما کجا را به دنبال مشتریان نگشته‌ایم؟» و با توجه به سابقه‌ام به‌عنوان معلم زبان انگلیسی دبیرستان این ایده به نظرم آمد که باید در جایی که نوآوری‌های آی‌تی اتفاق می‌افتد تمرکز کنیم یعنی کالج‌ها و دانشگاه‌ها». کیت یک برنامه برای لینود تهیه کرد که چگونه با کلوپ‌های دانش‌آموزی علوم کامپیوتر که برای افراد دوره‌های کارآموزی فراهم می‌کنند همکاری کنند. او این ایده را با کیسی مطرح کرد و او نیز پذیرفت. کیت اکنون «ابتکار تجربه نیروی کار آی‌تی» را به عرصه عمل رسانده است. کیت اعتراف می‌کند که گاهی سن خود را حس می‌کند. او می‌گوید «من از نسل گذشته هستم و نسبت به بیشتر افراد شرکت متفاوت صحبت می‌کنم و لباس می‌پوشم». او اضافه می‌کند وقتی همکارانش درباره موضوعی صحبت می‌کنند که او هیچ اطلاعی از آن ندارد، فورا به سراغ کامپیوترش می‌آید و آن را در اینترنت جست‌وجو می‌کند. «گوگل برگه تقلب بسیار خوبی است».



ادامه مطلب

اولین گام در جهت تبدیل شدن به یک مدیر عالی

مترجم: هوتسا عسکری نسب   
منبع: Forbes
مدیران مقتدر در هنگام برقراری ارتباط با کارمندان، بسیار با احساس صحبت کرده به طوری که گفته هایشان تا حد زیادی الهام بخش بوده و به کارمندان کمک می‌کند تا به خواسته‌های خود که حتی گاه بیش از تصوراتشان است، دست یابند. ارتباط برقرارکنندگان خبره، قصد خاصی از برقراری چنین نوع رابطه احساسی دارند و نکات مهمی را به‌منظور انتقال گفته‌های تاثیرگذار خود به‌کار می‌گیرند، بهتر است شما هم این رموز را در ارتباطات با دیگران به‌کار ببرید تا شاهد ارتقای شغلی و تاثیر شگفت‌انگیز در حرفه خود نیز باشید.

1. شناخت مخاطب
نگرانی ارتباط برقرارکنندگان عالی، مهم جلوه دادن، نشان دادن تخصص یا تعریف از خود نیست. در عوض، دغدغه این افراد در این باره است که مخاطبان به شنیدن چه مطالبی نیاز دارند و آنها چگونه می‌توانند این مطالب را عنوان کنند تا به اندازه کافی تاثیرگذار باشد. این به آن معنا نیست که مدیران درباره مطالبی که دیگران مایل به شنیدن آنها هستند، تصمیم‌گیری کنند بلکه کاملا برعکس تنها درباره مطالب مهم و با ارزشی که افراد باید بدانند حتی اخبار ناگوار، اطلاع‌رسانی می‌کنند. 

2. مهارت ارتباط برقرارکنندگان در زمینه زبان بدن 
مدیران لایق، واکنش افراد را نسبت به گفته‌های خود، به‌طور مداوم بررسی می‌کنند. برای مثال به سرعت، متوجه نشانه‌هایی مانند حالت چهره و زبان بدن افراد می‌شوند زیرا می‌دانند که این علائم تنها بازخوردی است که نشان‌دهنده درک افراد از سخنان آنها است. ارتباط برقرارکنندگان عالی از این تخصص برای شناخت مخاطب استفاده کرده و همچنین در صورت لزوم اقدام به تعدیل روش ارتباطی خود می‌کنند. 

3. صداقت
مدیران موفق می‌دانند تنها ارتباطی تاثیرگذار است که واقعی و پایه آن بر صداقت استوار باشد. مخاطبان، افرادی نیستند که برای اثبات درستی یا نادرستی گفته‌های مدیران را تجزیه و تحلیل کنند. بنابراین هر گاه، به هر دلیلی، نتوانند اطلاعات خاصی را با افراد خود در میان بگذارند، موضوع را به روشنی بازگو کرده زیرا می‌دانند که اگر صرفا برای خالی کردن شانه از زیربار مسوولیت اطلاعاتی را ارائه دهند که درستی آن در هاله‌ای از ابهام باشد، بی‌اعتمادی و اضطراب را در سازمان گسترش داده‌اند. 

4. قابل اعتمادی
ارتباط برقرارکنندگان عالی فقط به این دلیل که دارای موقعیت ویژه‌ای هستند سعی نمی‌کنند تا خود را فرد دیگری به غیر از آنچه در واقع هستند، نشان دهند. به همین دلیل «مارک زوکربرگ» طراح شبکه اجتماعی فیس‌بوک در هنگام ارائه این شبکه، با شخصیت واقعی و راحت خود که گرمکن و شلوار جین می‌پوشید در صحنه حاضر شد. چنین اشخاصی می‌دانند صرفا با نشان دادن شخصیت واقعی خود و رفتاری صادقانه است که می‌توانند تاثیرگذار باشند و مردم را جذب کارها و کلام خود کنند در مقابل، از عواقب رفتار تصنعی و نشان دادن خود به‌عنوان فرد دیگر هم اطلاع دارند که باعث بی‌اعتمادی و کناره‌گیری مردم از آنها می‌شود. 

5. با اقتدار صحبت کردن 
سعی نمی‌کنند اشتباهات و ضعف‌های خود را با ابهام، سستی یا کم‌رویی بپوشانند. در عوض حاضر هستند موقعیت خود را به خطر انداخته و به صراحت درباره نحوه انجام کارها و چگونگی کارهایی که باید صورت بگیرد، صحبت کنند. 

6.  صحبت با گروه‌ها به‌صورت انفرادی
مدیران به ندرت، زمان صحبت کردن با تک‌تک افراد را در اختیار دارند بنابراین از فرصت‌های پیش آمده که ممکن است در هر مکانی اعم از یک کنفرانس یا سالن سخنرانی مملو از جمعیت اتفاق بیفتد به‌خوبی استفاده می‌کنند و به نحوی با گروه‌ها صحبت می‌کنند که تک تک افراد حاضر در جمع، احساس می‌کنند که مدیر مستقیما با شخص آنها در حال گفت‌وگو است. 

7.  داشتن گوش شنوا
چنین مدیرانی، می‌دانند ارتباط مانند یک خیابان دو طرفه است و مسلما مطالبی که دیگران بازگو می‌کنند باید مهم‌تر از مطالبی باشد که خودشان به‌عنوان مدیر مطرح می‌کنند. ارتباط برقرارکنندگان عالی با دقت به صحبت‌های افراد دیگر گوش می‌دهند و هرگز درباره نظراتی که قصد دارند بعدا مطرح کنند از پیش فکر و برنامه‌ریزی نکرده بلکه در عوض سعی می‌کنند به درک صحیحی از نظرات فرد مقابل برسند. 

8.  استفاده از عباراتی نظیر «تقصیر من بود»، «اشتباه کردم» و «متاسفم»
مدیران موفق به هنگام ارتکاب اشتباه، بی‌درنگ آن را قبول کرده و منتظر نیستند تا دیگران متوجه اشتباهاتشان شده و در این رابطه به آنها تذکر دهند، حتی زمانی که به راحتی می‌توانند از اشتباهات خود طفره روند، همیشه جوابگوی کلام و رفتارشان هستند و این کار را واقعا و بدون هیچ نمایش یا تواضع دروغینی انجام می‌دهند. 

9. خواستار بازخورد 
ارتباط برقرارکنندگان مجرب، هرگز تصور نمی‌کنند درک مردم نسبت به مطالبی که آنها به‌عنوان مدیر عنوان کرده‌اند دقیقا همان مطالبی است که در نظر داشتند ارائه دهند بلکه همواره تمام موارد را بررسی می‌کنند که آیا منظور گفته‌هایشان به‌طور صحیح، استنباط شده است یا خیر! در غیر این صورت به هیچ وجه مخاطب را سرزنش نکرده و در عوض با اصلاح گفته خود، مطالب را به‌طور واضح و روشن‌تر یک بار دیگر بازگو می‌کنند. 

10. انجام اقدامات پیشگیرانه 
مدیران با عالی‌ترین مهارت‌های ارتباطی، خود را بازیچه دست رقبا نمی‌کنند و پیش از اینکه اخبار ناگوار تبدیل به شایعاتی در سطح سازمان شود، آن را با کارمندان خود در میان می‌گذارند و همچنین اهداف و راهنمایی‌های خود را به‌صورت واضح و دقیق بیان می‌کنند بنابراین کارمندان غیرممکن است در انتخاب مسیر، مرتکب اشتباهات آشکاری شوند. 
طبق مطالب ذکر شده در این مقاله، می‌توان به این نتیجه رسید که ارتباط برقرارکنندگان عالی، افرادی صادق و قابل اعتماد هستند که دارای گوش شنوا بوده زیرا برای برقراری ارتباطات ارزش قائل هستند که این اولین گام مهم و اساسی در جهت تبدیل شدن به یک مدیر عالی است. 



ادامه مطلب

عقل واحساس

امروز عقل واحساسم با هم ،حرفشان شد

احساس به پهنای صورت،با بلورهای اشک،یکه تازی می کرد و عقل ،فلسفه بافی...

وچقدر سخت است که در وجود انسانی،هر دو در اوج باشند

آنوقت دعوایشان بالا می گیرد

اگر "ریحانه"باشی،سخت تر...

قلب ،غلیان داشت و عقل با منطق ،سرکوبش می کرد

هر دو حق داشتند اما بیشتر حق با عقل بود

هرچه احساس،طنازی می کرد،حریف نبود

فاصله شان باهم خیلی کم بود ولی بالاخره عقل ،غالب شد

یک پیروزی آبرومندانه

خیلی سخت بود،سخت تر از.... 

گرچه همیشه هم عقل اینقدر ها قدرتمند نیست اما امروز،روز او بود

الهی شکر؛این بار هم،خدا،یار بود



ادامه مطلب

چگونه با کمترین منابع بیشترین کار را انجام دهیم؟

مترجم: سارا احمدی
منبع: ted.com
ناوی راجو (Navi Radjo) سال‎ها در زمینه «جوگا د1» یا نوآوری به‎صرفه مطالعه کرده است. بسیاری از کارآفرینان در بازارهای نوظهور تلاش کردند از منابع محدود، بیشترین استفاده را ببرند. راجو سه اصل برای آنکه چگونه با کمترین منابع، بیشترین کار را انجام دهیم، با ما به اشتراک می‎گذارد. 


زندگی در یک کشور در حال توسعه به شما می‎آموزد که از منابع محدود بیشترین استفاده را ببرید و راه‌های خلاقانه‎ای می‎یابید که از آنچه صاحب آن هستید، دوباره استفاده کنید. اگر در آفریقا، شارژ گوشی همراه شما تمام شود، کارآفرینان مدبری وجود دارند که گوشی شما را با دوچرخه شارژ می‎کنند. در لیمای پرو، رطوبت هوا بالا است و در سال فقط یک اینچ باران می‌بارد. یک کالج مهندسی، بیلبوردی تبلیغاتی طراحی کرد که رطوبت هوا را جذب و آب تصفیه شده تولید می‌کند، 90 لیتر در هر روز. کارآفرینان در هند، چین، آفریقا و آمریکای جنوبی شگفت انگیزند. آنها ایده‎های خود را در آزمایشگاه‎های بزرگ (R&D) ابداع نمی‎کنند؛ خیابان آزمایشگاه آنها است. زیرا آنها منابع اصلی مانند انرژی و سرویس‎های پایه مانند سلامت و آموزش را در اختیار نداشتند. 

زمانی که منابع خارجی نایاب هستند، شما باید به خودتان متکی باشید و از خلاقیت‎تان استفاده کنید تا راه‎های هوشمندانه‎ای برای حل مشکلات بیابید. راه‎حل‎های جوگاد متمایز و کامل نیستند، اما با کمترین قیمت ارزشمندترین چیزها را به وجود می‎آورند. این امر، لازمه ابتکارات به‎صرفه است؛ ابتکاراتی که با استفاده از منابع کمتر، ارزش اقتصادی و اجتماعی زیادی خواهند داشت. بازارهای نوظهور، کارآفرینان و شرکت‎ها، سعی دارند نوآوری‎های به‎صرفه را در جهت تحویل بهینه انرژی و سلامتی به میلیاردها نفر با درآمد کم و نیاز بالا در ابعاد بزرگ‌تر ارائه کنند. بزرگ‌ترین ارائه کننده‎ خدمات IT درچین، نئوسافت (NeoSoft)، یک راه‎حل پزشکی از راه دور برای کمک به پزشک‎ها در شهرها توسعه داده است که براساس آن، آنها می‎توانند بیمارهای پیر و فقیر را از راه دور درمان کنند. در روستاهای چین، این راه‎حل از دستگاه‎هایی با کاربری ساده استفاده می‎کند تا پرستار‎ها و تکنسین‎ها هم بتوانند از آنها در کلینیک‎های روستایی استفاده کنند. چین به شدت به این راه‎حل‎های پزشکی نیاز دارد، زیرا تا سال 2050 بیش از نیم میلیارد شهروند سالمند خواهد داشت. 

در کنیا، نیمی از جمعیت کشور از (M-Pesa) یا فناوری پرداخت با موبایل استفاده می‎کنند. از آنجا که 80 درصد آفریقایی‎ها حساب بانکی ندارند، این یک راه‎حل فوق‎العاده برای آفریقا محسوب می‌شود. (M-Pesa) اکنون منبع الهام دیگر مدل‎های کسب‎و‎کار در قسمت‎هایی مانند انرژی شده‎است. (M-Kopa) جعبه‎ای شامل یک پنل سقفی خورشیدی، سه چراغ (LED)، یک رادیوی خورشیدی و یک شارژر تلفن همراه است. این کیت با قیمت 200 دلار برای کنیایی‎ها گران محسوب می‎شود. به کمک موبایل اکنون راه‎حل به‎صرفه است. این کیت با یک سپرده ابتدایی 35دلاری و سپس پرداخت روزانه 45 سنت در اختیار شما قرار می‎گیرد. وقتی با تلفن همراهتان 365 پرداخت کوچک انجام دادید، شما صاحب محصول شده و از الکتریسیته پاک و رایگان استفاده می‎کنید. این یک راه‎حل فوق‎العاده برای کنیاست، زیرا 70 درصد مردم خارج از شبکه برق زندگی می‎کنند. با شبکه‎های موبایل شما انرژی نایاب را به دست می‎آورید. 

با نوآوری‌های صرفه‌جویانه، کشورهای توسعه نیافته فاصله عقب ماندگی شان را کم می‌کنند و در برخی موارد حتی جهشی توسعه‌ای می‌یابند. به جای ساخت بیمارستان‎های گران می‎توان از پزشکی از راه دور استفاده کرد تا میلیون‎ها بیمار با هزینه‎ای به‎صرفه درمان شوند. در آفریقا، پرداخت‎های موبایلی و توزیع انرژی پاک جای ساخت بانک و شبکه‎های الکتریسیته را می‎گیرد. 

نوآوری‌های صرفه‌جویانه نقطه مقابل نوآوری‌ها در کشورهای توسعه یافته است. در سیلیکون‌ولی ما مدام در تلاش برای دستیابی به تکنولوژی‎های بعدی هستیم. شرکت‎های غربی، میلیاردها دلار را در (R&D) سرمایه‌گذاری می‎کنند و با استفاده از منابع طبیعی، محصول‎های پیچیده‎تری می‎سازند. آنها از مشتری‎ها برای ویژگی‎های جدید پول بیشتری می‎گیرند. اما متاسفانه مدل «بیشتر برای بیشتر» به سه دلیل دیگر کارآمد نیست: اول اینکه بخش بزرگی از مشتریان در غرب به علت کاهش قدرت خرید، دیگر نمی‎توانند این محصولات گران را بخرند. آب و نفت رو به اتمام است و مهم‎تر از همه به علت تفاوت درآمد طبقه ثروتمند و متوسط، یک شکاف بزرگ بین محصول‎ها و سرویس‎های موجود و نیازهای پایه‎ای مشتریان وجود دارد. امروزه هنوز بیش از 70 میلیون آمریکایی از خدمات بانکی استفاده نمی‌کنند، زیرا سرویس‎های بانکی با نیازهای اساسی آنها تفاوت دارد. 

در‎واقع بحران طولانی مدت اقتصاد غرب باعث شد که مردم به این فکر ‎کنند که استاندارد‎های بالایی از زندگی را از دست داده و با محرومیت روبه‌رو هستند. تنها راهی که با آن می‎توان به رشد و رفاه غرب تداوم بخشید، این است که یاد بگیریم با کمترین چیز بیشترین کار را انجام دهیم. خبر خوب این است که این اتفاق رخ داده است. چند شرکت غربی در حال فرا گرفتن نوآوری به صرفه هستند تا محصولاتی مقرون به صرفه برای مصرف کننده غربی بسازند. مثلا در چین مهندسان مراقبت‌های بهداشتی زیمنس، یک دستگاه سی. تی. اسکن طراحی کرده‎اند که استفاده از آن برای پرستاران و تکنسین‎ها آسان است. با این دستگاه می‎توان بیماران بیشتری را به‌طور روزانه اسکن کرد و انرژی کمتری نیز مصرف کرد. این روش هزینه درمان را تا 30 درصد و دوز تابش را تا 80 درصد کاهش می‎دهد. 

انقلاب نوآوری به‎صرفه در غرب به وسیله کارآفرینان خلاق رهبری شد. آنها با راه‎حل‎هایی شگفت انگیز، نیازهای اساسی آمریکا و اروپا را هدف قرار دادند. مثلا دو استارت‎آپ زیر را در نظر بگیرید: (gthrive) طرحی بود که در سیلیکون ولی اجرا شد. در این طرح، سنسورهای پلاستیکی مانند خط‎ کش ساخته شد که کشاورزان آنها را در قسمت‎های مختلف زمین چسباندند. این سنسورها شروع به جمع‎آوری اطلاعاتی کردند که به کشاورزان امکان می‎دهد استفاده بهینه‎ای از انرژی آب داشته باشند و ضمنا کیفیت و بازده محصولات را بهبود بخشند. مثال دوم، (Be-Bound) است که به شما امکان می‎دهد حتی در مناطقی که هیچ پهنای باندی ندارند، به اینترنت متصل شوید. آنها از تکنولوژی پایه‎ پیام کوتاه برای این کار استفاده می‎کنند. با این راه‎حل 3 میلیارد نفر می‎توانند به اینترنت دسترسی داشته باشند. 

با توجه به این چند مثال از نوآوری به‎صرفه، این سوال پیش می‎آید که چگونه آن را به‌کار ببرید؟
سه اصلی که برای این امر می‎توانید استفاده کنید، عبارت است از:
1) راه‎حل‎های ساده بسازید. به دنبال تحت تاثیر قرار دادن مشتری نباشید، ساده و قابل دسترس. 
2) چرخ را دوباره اختراع نکنید. سعی کنید که منابع و دارایی‎های موجود و دردسترس را اهرم کنید. 
3) موازی فکر و عمل کنید. شرکت‎ها تمایل دارند که با مرکزی‌سازی فرآیندها در کارخانه‎های بزرگ و انبارها به شکلی افقی به سمت بالا حرکت کنند؛ اما اگر شما بخواهید زیرک باشید و با تنوع گسترده مشتریان سروکار داشته باشید، نیاز دارید با استفاده از یک زنجیره تامین توزیع شده و واحدهای کوچک‎تر تولیدکننده به نحوی موازی رشد کنید. 

کشورهای نیمکره‌جنوبی، پیشروی نوآوری به صرفه بودند؛ اما نیمکره شمالی اکنون در مواجهه با کمبود منابع است، حال باید یاد گرفت که چگونه با کمترین چیزها، بیشترین کارها را انجام داد. البته امید است که شکاف مصنوعی دو نیمکره از بین برود و با نوآوری به‎صرفه، سیاره‎مان را حفظ کنیم. 

وفتی منابع بیرونی محدود باشند شما مجبور می‌شوید که به خودتان تکیه کنید، باید به سراغ وافرترین منابع بروید و آن نبوغ و هوش بشر است که امکان استفاده از هوش انسانی برای پیدا کردن راه‌های خلاقانه برای حل مشکلات با منابع محدود را ایجاد می‌کند. 

پاورقی:
1- جوگاد (Jugaad) لغتی هندی به معنای راه‌حل هوشمندانه در سختی، یعنی حل مشکلات با منابع محدود است.



ادامه مطلب

معرفی ۱۰ زن قدرتمند آی‌تی در سال ۲۰۱۵

قدرتمندترین و برترین زنان حوزه آی‌تی و فناوری در سال ۲۰۱۵ میلادی معرفی شدند. به گزارش خبرگزاری مهر، هر ساله با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال و آغاز سال میلادی جدید، برترین‌های هر حوزه معرفی می‌شوند تا از تلاش و کوشش‌های آنها تقدیر شود. امسال نیز همانند سال‌های گذشته، برترین زنان رشته آی‌تی اعلام شدند.




سوزان وجیسکی: مدیرعامل کمپانی یوتیوب که یکی از بزرگ‌ترین کمپانی‌‌های جهان محسوب می‌شود در سال ۱۹۹۹ به گوگل پیوست. در پس تمام تبلیغات شرکت گوگل از جمله Analytics،Adsense و... می‌توان ردپایی از ووجیسکی یافت. وی همان شخصی است که گاراژش را به سرگی‌برین و لری پیج اجاره داد تا بتوانند فعالیت‌های خود را انجام دهند. وی در حالی به‌عنوان سومین زن برتر حوزه‌ آی‌تی در سال ۲۰۱۴ میلادی معرفی شد که عنوان دوازدهمین زن ثروتمند دنیا را نیز از آن خود کرده بود.



شریل سندبرگ: خالق «لین-این» (Lean-In)، مدیر اجرایی فیس‌بوک و یکی از ثروتمندترین زنان سیلیکون ولی است. سندبرگ، فارغ‌التحصیل دانشگاه هاروارد بوده و اولین زنی است که به هیات‌مدیره فیس‌بوک پیوست. بسیاری از موفقیت‌های فیس‌بوک را می‌توان به درک روشن او از اقتصاد نسبت داد. این سندبرگ بود که به فیس‌بوک کمک کرد همگانی شود و جریان نقدینگی دیجیتال این کمپانی را نیز بسیار توسعه داد. سندبرگ از سال ۲۰۰۸ میلادی به‌عنوان مدیر بخش عملیات وارد شرکت فیس‌بوک شد. وی در سال ۲۰۱۴ میلادی نیز به‌عنوان برترین زن حوزه‌ آی‌تی نام گرفته بود.



ماریسا مایر: مایر ۴۰ ساله حدودا سه سال است که به‌عنوان مدیرعامل یاهو منصوب شده است. وی در حالی به‌عنوان یکی از پنج زن برتر سال ۲۰۱۴ میلادی معرفی شده بود که در رتبه‌بندی مجله فوربز نیز هجدهمین زن مشهور و ثروتمند دنیا لقب گرفته بود. وی یکی از جوان‌ترین مدیران تکنولوژی است. ماریسا مایر در سال ۲۰۱۵ میلادی نیز به‌عنوان یکی از برترین‌های این حوزه معرفی شده است.



اورسولا برنز: رئیس و مدیرعامل شرکت زیراکس (Xerox)، نخستین مدیرعامل زن آمریکایی - آفریقایی‌‌ تباری است که به ریاست یکی از شرکت‌های منتخب مجله سالانه فورچون (Fortune) منصوب شده که ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا را رده‌‌بندی می‌کند. زیراکس از شرکت‌های پیشرو جهان در بخش مدیریت اسناد است که در زمینه تولید و فروش پرینترهای رنگی و سیاه‌ و سفید، سیستم‌‌های چند منظوره، دستگاه‌‌های فتوکپی، تولید دستگاه‌‌های چاپ دیجیتال و سایر خدمات مربوط به این حوزه فعالیت دارد.



شر وانگ: شر وانگ، رئیس هیات مدیره و مدیر‌عامل HTC سابقه درخشانی در صنعت الکترونیک داشته است. ذکاوت و نگرش استراتژیک او در زمینه تکنولوژی و کارآفرینی باعث شد تا وی نقش مهمی را در تاسیس تعداد زیادی از شرکت‌های تجاری در زمینه فناوری اطلاعات داشته باشد.



ویرجینیا رومتی: ویرجینیا که اغلب با اسم جینی رومتی خطاب می‌شود، اولین مدیرعامل زنی است که در شرکت IBM منصوب شد. رومتی توانست رتبه دوم موفق‌ترین زن حوزه‌ آی‌تی در سال ۲۰۱۴ را به خود اختصاص دهد و این موضوع در حالی است که وی مقام دهمین زن ثروتمند دنیا را نیز از آن خود کرده بود. اختصاص دوباره برترین زن حوزه‌ آی‌تی در سال ۲۰۱۵ میلادی نشان از تلاش‌ها و کوشش‌های ویرجینی برای ارتقای رتبه آی.بی.ام دارد.



مگ وایتمن: وایتمن حدودا چهار سال است که به‌عنوان مدیرعامل شرکت HP منصوب و معرفی شده است. وی در حالی به‌عنوان پنجمین زن برتر حوزه‌ آی‌تی در سال ۲۰۱۴ میلادی معرفی شده بود که پیش از آن نیز عنوان بیستمین زن ثروتمند دنیا را از آن خود کرده بود. وی در زمانی که مدیریت اچ‌پی را پذیرفت، سهام این شرکت سیر نزولی را طی می‌کرد اما این کمپانی با ورود وایتمن توانست دوران متفاوتی را تجربه کرده و شاخص سهام آن نیز روز به روز افزایش پیدا کند.



سفرا کاتز: سفرا کاتز به مدت ۱۶ سال در کنار موسس و مدیرعامل اوراکل (Oracle) لاری الیسون (Larry Ellison) به فعالیت پرداخته و در سال ۲۰۱۴ میلادی تبدیل به یکی از کمک موسسان این کمپانی شد. او قبل از مدیر عامل شدنش در منصب‌های ریاست و مدیر مالی اوراکل نیز فعالیت کرده بود.



سندی کارتر: مدیر اجرایی و یکی از مهره‌های کلیدی کمپانی IBM است که نقش مهمی را در فعالیت‌های این کمپانی ایفا می‌کند.



آنجلا آهرنس: بعد از مدیرعامل شدن تیم کوک در کمپانی اپل، او اولین زنی بود که به تیم رهبری این کمپانی پیوست. او در طول دوران کاری خود در کمپانی‌های مشهور و بزرگی مانند بربری (Burberry)، دانا کران اینترنشنال (Donna Karan Internationa)، لیز کلیبورن (Liz Claiborne) و هنری بندل (Henri Bendel) فعالیت داشته است.



ادامه مطلب

دانلود کتاب Building Web and Mobile ArcGIS Server

کتاب Building Web and Mobile ArcGIS Server Applications with JavaScript  یکی از کتاب های خوب زبان اصلی در زمینه ساخت نرم افزارهای تحت وب و موبایل با استفاده از فریمورک Dojo در محیط ArcGIS Server است. پیش نیاز این کتاب داشتن اطلاعات کافی در کدنویسی با HTML و CSS و کمی JavaScript است. داشتن آشنایی اولیه با محیط و همچنین نحوه نصب ArcGIS Server نیز از پیش نیازهای این کتاب می باشد.


دریافت
حجم: 6.59 مگابایت
توضیحات: Building Web and Mobile ArcGIS Server Applications with JavaScript



ادامه مطلب

آدمهای جنس خوب

              


بعضیها ذهن خوانیشان عالی است

نگاهت که میکنند فکرت را میخوانند

ازآنها بهتر،آدمهایی هستند که دلت راخوب می خوانند

همسو میشوند و هم جهت...

متلاطم که باشی،متلاطمند

آرام که باشی ،آرام

خوبی به خورده شان رفته

وپاکی جزء لاینفک زندگیشان است

قدر آدمهایی که برایتان زمان میگذارند ،بدانید

آنها بهترین لحظاتشان را وقف شما کرده اند

پس ارزش هر نوع احترامی را دارند



ادامه مطلب

آموزش قرار دادن و حذف پسورد قوی برای رایانه

بسیاری از شما نیاز به گذاشتن یک پسورد قوی روی سیستمات دارید که از اطلاعات روی سیستم محا فظت کند
حال من به شما به صورت تصویری آموزش می دهم که چه طور یه پسورد قوی روی سیستم خود قرار دهید.
ابتدا وارد منوی START شده و روی گزینه RUN کلیک کنید مانند تصویر

1- سپس پنجره RUN باز میشود حال شما باید متن SYSKEY را در کادر وارد نمایید مانند تصویر .

2- بعد از تایپ درون کادر بر روی دکمه OK کلیک کنید

3- در پنجره ای که مشاهده می کنید بر روی دکمه Update کلیک می کنید مانند تصویر .

4-در مرحله چهارم نقطه System Generated Password را بردارید و بر روی Password startup قرار دهید

5-بعد از قرار دادن نقطه بر روی Password startup پسورد دلخواه خود را وارد نمایید .بر روی دکمه ok کلیک کنید تا تایید شود .

6- بر روی دکمه ok کلیک کنید و خارج شوید . پایان
*تذکر: هنگام روشن کردن رایانه اگر 3 بار رمز خود را اشتباه وارد کنید سیستم ری استارت (restart) میشود.


+++++


حذف پسورد Syskey ویندوز


حذف پسورد Syskey ویندوز

در ویندوز XP می توانید قبل از فعال شدن هر حساب کاربری ( USER ) پسورد دیگری 
( پسورد دوم ) قبل از پسورد اصلی User قرار دهید . با انتخاب این پسورد افراد دیگری که از آن ویندوز استفاده میکنند قبل از ورود باید از دو گذر امنیتی قوی عبور کنند. 

برای اضافه کردن این پسورد به ویندوزتون مراحل زیر را به ترتیب دنبال کنید : 

1- در کادرRUN عبارت Syskey را تایپ کنید و بعد OK کنید . 
2- در Caption پنجره ظاهر شده ) با عنوان Securing the Windows XP Account Database روی گزینه Update کلیک کنید. 
3- حالاقسمت Password Startup را انتخاب و پسورد دلخواه خودتون رو وارد کنید و پنجره را با OK ببندید. 

نکته 1 : در صورت لزوم می تو نید در قسمت System Generated Password پسورد را بر روی Floppy Disk ذخیره نمائید تا فقط با استفاده از آن دیسکت قادر به عبور باشید. 
از این به بعد زمانی که سیستم روشن و یا ریبوت بشه ، پسورد امنیتی قبل از ورود به حساب های کاربری ظاهر می شود و برای ورود از شما پسورد در خواست می کند. 
نکته 2 : اگر پسورد رو سه مرتبه اشتباه وارد کنید سیستم بوت می شه.

حذف پسورد :

مراحل قبلی را تکرار کنید اما این بار باید روی system generated password کلیک کنید و اینتر بزنید.
در پنجره جدید باید پسوردی رو که قبلا گذاشتید را بنویسید و اینتر بزنید. بدین ترتیب پسورد از روی ویندوز شما برداشته می شود


ادامه مطلب

شعری از حافظ

حسب حالی ننوشتی

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ادامه مطلب


ادامه مطلب