سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

اقیانوس آبی؛ راه برون رفت از ناکارآمدی مدیران

نویسندگان: W. Chan Kim و Renee Mauborgne 
مترجم: مریم رضایی
منبع: HBR
یک واقعیت ناراحت‌کننده در مورد فضای کاری آمریکا این است که تنها 30 درصد کارمندان به انجام کار خوب در شغل خود متعهدند. گزارش 2013 «وضعیت محیط کار در آمریکا» موسسه پژوهشی گالوپ نشان می‌دهد 50 درصد کارمندان فقط وقت می‌گذرانند، در حالی که 20 درصد دیگر نارضایتی خود را به شیوه‌های نامطلوب، اثرگذاری منفی بر همکاران، مرخصی رفتن زیاد و راندن مشتریان به واسطه خدمات‌رسانی ضعیف، نشان می‌دهند. گالوپ ارزیابی کرده که این گروه 20درصدی به تنهایی سالانه نیم تریلیون دلار به اقتصاد آمریکا ضربه می‌زنند. 

دلیل این بی‌تعهدی گسترده چیست؟ به گفته گالوپ، رهبری سازمانی ضعیف، عامل کلیدی این اتفاق است. 
بیشتر مدیران، نه فقط در آمریکا، بلکه در سراسر دنیا، می‌دانند که یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های آنها پر کردن فاصله وسیع بین استعداد و انرژی بالقوه و واقعی کارمندان‌شان است. مدیر عاملی در این باره گفته «ما نیروی کار زیادی داریم که در سطوح مختلف تمایل به انجام کار خوب دارند. اگر بتوانیم آنها را متحول کنیم – یعنی با مدیریت کارآمد از آنها بهره‌برداری کنیم – تعداد فراوانی کارمند خواهیم داشت که کارهای خوب فراوانی انجام خواهند داد.»
مطمئنا مدیران نمی‌خواهند رهبران ضعیفی باشند. مشکل این است که آنها درک روشنی از اینکه چه تغییراتی لازم است تا بهترین عملکرد را در هر نفر شناسایی کند و به بیشترین اثر‌گذاری برسد، ندارند. ما معتقدیم رهبران سازمانی می‌توانند از طریق رویکردی که آن را «رهبری اقیانوس آبی» می‌نامیم، به این درک برسند. این رویکرد از تحقیقات ما در مورد استراتژی اقیانوس آبی و مدلی که برای ایجاد فضای بازار جدید از طریق تبدیل افراد غیرمشتری به مشتری طراحی کرده‌ایم الهام می‌گیرد و مفاهیم و چارچوب‌های تحلیلی را برای کمک به رهبران سازمانی به‌کار می‌گیرد تا اقیانوس آبی استعدادها و انرژی‌های سازمان خود را به سرعت و با هزینه کم کشف کند.  
بینش اصلی این است که می‌توان رهبری سازمانی را در اصل خدماتی دانست که افراد یک سازمان یا آن را «می‌خرند» یا «نمی‌خرند». در این صورت، هر رهبری مشتریانی دارد که عبارتند از: روسایی که باید به آنها تفویض اختیار کند و کارمندانی که به راهنمایی و حمایت او نیاز دارند. وقتی افراد برای اقدامات رهبری شما ارزش قائل می‌شوند، در واقع رهبری شما را می‌خرند و انگیزه می‌یابند که به آن تعهد داشته باشند. اما وقتی کارمندان رهبری شما را نمی‌خرند، قید و بندی ندارند و دیگر مشتری شما نیستند. وقتی اولین بار رهبری سازمانی را از این منظر نگاه کردیم، شاهد بودیم که مفاهیم و چارچوب‌هایی که برای ایجاد تقاضای جدید و از طریق تبدیل افراد غیرمشتری به مشتری توسعه داده بودیم، می‌توانست تعدیل شود تا رهبران بتوانند کارمندان بی قید و بند را به کارمندان متعهد تبدیل کنند. 
طی 10 سال گذشته به همراه گاوین فریزر، کارشناس شبکه استراتژی اقیانوس آبی، با صدها نفر در سازمان‌های مختلف مصاحبه کرده‌ایم تا دریابیم رهبری سازمانی در چه قسمت‌هایی کمبود دارد و چگونه می‌تواند در عین حفظ باارزش‌ترین سرمایه رهبران – یعنی زمان -متحول شود. نتایج تحقیق در این مقاله عنوان شده است.


 تفاوت‌های کلیدی با رویکردهای مرسوم رهبری
رهبری اقیانوس آبی خیلی سریع یک مرحله تغییر را در قدرت رهبری به همراه می‌آورد. این نوع رهبری در چند شیوه مهم با رویکردهای رهبری سنتی متفاوت است. سه تفاوت برجسته عبارتند از:
تمرکز بر عملکردها و فعالیت‌ها. در طول چندین سال، تحقیقات زیادی به ارزش‌ها، کیفیت‌ و سبک‌های رفتاری یک رهبری خوب بینش داده است و اینها مبنای برنامه‌های توسعه و مدیریت اجرایی بوده‌اند. فرضیه مطلق این است که تغییرات در ارزش‌ها، کیفیت و سبک‌های رفتاری در نهایت به عملکرد بهتر منجر می‌شود. 
اما وقتی افراد این برنامه‌ها را مرور می‌کنند، به سختی شواهدی از تغییر قابل توجه به دست می‌آورند. مدیری گفته «بدون سال‌ها تلاش اختصاصی چگونه می‌توانید شخصیت یک فرد یا ویژگی‌های رفتاری او را تغییر دهید؟ آیا می‌توانید واقعا بسنجید و ارزیابی کنید که رهبران این سبک‌ها و ویژگی‌های شخصی را درونی‌سازی کرده و می‌پذیرند؟ در تئوری پاسخ مثبت است، اما در عمل باید گفت خیلی مشکل است. 
در مقابل، رهبری اقیانوس آبی بر اینکه رهبران باید چه عملکرد و فعالیت‌هایی داشته باشند متمرکز می‌شود تا انگیزه تیم و بازدهی کسب‌وکار را بالا ببرد، نه اینکه رهبران کسب‌وکار باید چه کسانی باشند. باید تاکید کرد که این تفاوت اهمیت زیادی دارد. به طور برجسته، تغییر دادن عملکرد و فعالیت‌های افراد آسان‌تر از تغییر ارزش‌ها، کیفیت و ویژگی‌های رفتاری آنها است. البته تغییر فعالیت‌های یک مدیر راهکار کاملی نیست و داشتن ارزش‌ها، کیفیت و ویژگی‌های رفتاری درست مهم است. اما فعالیت‌ چیزی است که هر فردی می‌تواند با توجه به راهنمایی و بازخورد درست آن را تغییر دهد. 
ارتباط نزدیک با واقعیت‌های بازار. برنامه‌های توسعه رهبری سنتی کاملا کلی هستند و اغلب با تصویری که بنگاه‌ها در ذهن مشتری دارند و یا نتیجه بازاری که انتظار می‌رود به دست آورند، فرق دارند. در مقابل، در رهبری اقیانوس آبی، افرادی که با واقعیت‌های بازار مواجه می‌شوند باید در مورد اینکه مدیران‌شان چگونه به آنها کمک می‌کنند تا بهترین خدمات را به مشتری و دیگر ذی‌نفعان اصلی سازمان بدهند یا در چه اموری جلوی آنها را می‌گیرند، مستقیما درگیر شوند. وقتی افراد درگیر تعریف فعالیت‌های رهبری می‌شوند، توانایی پیشرفت کردن را پیدا می‌کنند و برای ارائه راه‌حل‌های جدید در فضای کار انگیزه بالایی خواهند داشت. تمایل آنها به کار مشارکتی پذیرش تصاویر جدید از رهبری سازمانی را به حداکثر می‌رساند و در عین حال، هزینه‌های اجرایی را کم می‌کند. 
توزیع رهبری در کلیه سطوح مدیریتی بیشتر برنامه‌های رهبری سازمانی بر مدیران اجرایی و پتانسیل اثرگذاری آنها در حال حاضر و آینده متمرکز می‌شود. اما کلید موفقیت یک سازمان، قدرت دادن به مدیران در کلیه سطوح است، چون عملکرد برجسته سازمانی اغلب به انگیزه و اقدامات مدیران میانی که رابطه نزدیک‌تری با بازار دارند، وابسته است. 
رهبری اقیانوس آبی طوری طراحی شده که سه سطح مدیریتی ارشد، میانی و سرپرستان تیم‌ها را دربرمی‌گیرد. اقیانوس آبی برای همه مدیران با وظایف مختلف، درجات مختلف قدرت و در محیط‌های کاری مختلف کاربرد دارد. توسعه قابلیت‌های رهبری در همه سطوح، استعدادهای نهفته را شناسایی می‌کند و به توده کارمندان انگیزه می‌دهد. 
 چهار مرحله رهبری اقیانوس آبی
اکنون به مرور نحوه عملی کردن رهبری اقیانوس آبی در سازمان‌ها می‌پردازیم که شامل چهار مرحله است:
1)واقعیت رهبری خود را ببینید
اشتباه رایجی که سازمان‌ها مرتکب می‌شوند این است که قبل از حل اختلاف نظر در مورد عملکرد مدیران، وارد بحث تغییرات مدیریتی می‌شوند. بدون دانستن اینکه یک مدیر چه کاری انجام می‌دهد و در چه نقاطی ضعف دارد، نمی‌توان تغییرات موثری ایجاد کرد. 
رسیدن به این شناخت، هدف مرحله اول است. این شناخت با کمک ابزاری که آن را «بوم رهبری» می‌نامیم به‌دست می‌آید و عبارت است از: تصاویر تحلیلی که نشان می‌دهد چگونه مدیران در هر سطحی زمان و تلاش خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند. یک سازمان این فرآیند را با ایجاد این تحلیل‌ها در هر سه سطح مدیریتی شروع می‌کند. 
تیمی متشکل از 12 تا 15 مدیر ارشد سازمان برای انجام این پروژه انتخاب می‌شوند. افراد منتخب باید وجهه خوبی در سازمان داشته باشند تا تیم فورا به اعتبار برسد. سپس تیم به سه زیرمجموعه تقسیم می‌شود که هر یک بر سطح خاصی متمرکز می‌شود و مسوولیت مصاحبه با مشتریان مرتبط (یعنی دیگر مدیران و کارمندان زیردست آنها) را بر عهده می‌گیرد. 
هدف از این کار این است که مشخص شود افراد مدیریت فعلی را چگونه تجربه کرده‌اند و نیز مکالمه‌ای در مورد اینکه مدیران سازمان تاکنون چه کرده‌اند و در هر سطحی چه باید انجام دهند، در سراسر شرکت آغاز شود. در مصاحبه‌ها از مشتریان پرسیده می‌شود که  مدیران آنها بیشتر وقت خود را روی چه فعالیت‌ها و عملکردهایی متمرکز می‌کنند و چه چیزهایی به آنها انگیزه می‌دهد که از سوی مدیرانشان نادیده گرفته می‌شود. وارد شدن به جزئیات بسیار مهم است و باید به دقت روی بوم رهبری ترسیم شود.  نتیجه‌ای که به دست می‌آید تقریبا همیشه موثر است و عجیب نیست که در آخر ببینید 20 تا 40 درصد فعالیت‌ها و عملکرد مدیران در هر سه سطح، ارزش سوال‌برانگیزی برای افراد بالادست یا زیردست آنها ایجاد می‌کند. همچنین عجیب نیست که ببینید مدیران در 20 تا 40 درصد فعالیت‌هایی که برای افراد مصاحبه‌شونده مهم است، اصلا سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.      
2)پروفایل‌های رهبری جایگزین ایجاد کنید
در این مرحله، زیرمجموعه تیم‌ها معمولا مشتاقند بدانند که پروفایل‌های رهبری موثر در هر سطح مدیریتی چه ویژگی‌هایی دارند. برای دستیابی به پاسخ این سوال، آنها با دو مجموعه سوال به سوی مصاحبه‌شونده‌ها برمی‌گردند. 
مجموعه اول سوالات با این هدف تهیه شده‌اند که مشخص کنند کدام فعالیت یا عملکردی که روی بوم رهبری مشخص شده نقطه سرد (یعنی اموری که مدیران وقت زیادی به آن اختصاص می‌دهند اما ارزش زیادی ایجاد نمی‌کند) است و کدام نقطه گرم (به کارمندان انرژی و انگیزه می‌دهد، اما در حال حاضر مدیران توجه چندانی به آن نشان نمی‌دهند) است. 
مجموعه دوم مصاحبه‌شوندگان را وادار می‌کند که تفکرات خود را فراتر از مرزهای شرکت ببرند و بر فعالیت‌های کارآمد رهبری خارج از سازمان خود متمرکز شوند. در این مرحله، ایده‌های تازه در مورد کاری که مدیران می‌توانند انجام بدهند، اما در انجام آن غفلت می‌کنند، ظهور می‌کند. باید بدانیم تجربیات شخصی کارمندان بینش بیشتری به ما می‌دهد. بیشتر ما با افرادی در زندگی‌مان روبه‌رو بوده‌ایم که به نوعی اثر مثبت بر ما گذاشته‌اند؛ از مربی ورزشی‌مان گرفته تا معلم، پدربزرگ، مادربزرگ یا رئیس قبلی ما. این الگوها هر که باشند، در این مرحله مهم است که از مصاحبه‌شونده‌ها بخواهیم با جزئیات مشخص کنند که چه عملکرد و فعالیت‌هایی را از سوی رهبر سازمان انتظار دارند که می‌تواند برای آنها ارزش ایجاد کند. 
زیرمجموعه‌ها یافته‌های حاصل از دور دوم مصاحبه‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنند. 
3)پروفایل‌های رهبری آینده را انتخاب کنید
بعد از دو تا سه هفته از زمان رسم و ایجاد تغییرات در بوم رهبری، زیرمجموعه‌ها نتایج را در «نمایشگاه رهبری» گزارش می‌دهند. شرکت‌کنندگان در این نمایشگاه عبارتند از: اعضای هیات‌‌مدیره و مدیران ارشد، میانی و سرپرستان. 
این نمایشگاه با اعضای تیم اصلی شروع می‌شود و آنها تلاش می‌کنند فرآیند کار را روی بوم رهبری توضیح دهند. آنها با توصیف تصاویر می‌گویند که چرا ایجاد تغییر ضروری است و تایید می‌کنند که نظر مصاحبه‌شونده‌ها در کلیه سطوح در نظر گرفته شده است. اگرچه بوم رهبری اغلب واقعیتی تلخ را نشان می‌دهد؛ اما باعث می‌شود تک تک مدیران برای تغییر هوشیار شوند؛ چون احساس می‌کنند همه آنها در یک قایق قرار دارند. فایده این نمایشگاه این است که همه شرکت‌کنندگان تصویر واضحی از پروفایل رهبری فعلی شرکت در هر سطحی به دست می‌آورند.  
4)فعالیت‌های رهبری جدید را رسمی کنید
بعد از اینکه نمایشگاه به پایان رسید، اعضای زیرمجموعه نتایج را با افراد مصاحبه‌شونده که در نمایشگاه حضور نداشتند در میان می‌گذارند. 
سپس سازمان پروفایل‌های مورد توافق در هر سطح را در اختیار مدیران قرار می‌دهد. اعضای زیرمجموعه جلساتی با مدیران برگزار می‌کنند تا بوم‌هایشان را به آنها نشان دهند و توضیح دهند چه فعالیت‌ها و عملکردهایی باید حذف شود، کاهش یا افزایش یابد و ایجاد شود. این مرحله به قدری تاثیرگذار است که مدیران روند تغییر را بر اساس آن آغاز می‌کنند. 
سپس آنها عهده‌دار ارائه گزارش مستقیم می‌شوند؛ به‌طوری‌که باید توضیح دهند پروفایل‌های رهبری جدید چگونه به آنها کمک کرده و کارآمدتر شده‌اند. برای این کار جلسات منظم ماهانه تشکیل می‌شوند و بازخوردها دریافت می‌شوند. کلیه نظرات با مثال‌هایی خاص به تصویر درمی‌آید تا مشخص شود آیا آن مدیر توانسته فعالیت‌ها و عملکردهایی را که باید حذف می‌شد، کاهش دهد؟ اگر این‌طور بوده، چگونه این کار را انجام داده است؟ اگر نه، در چه نمونه‌هایی هنوز مشکل دارد؟ این جلسات اگرچه ممکن است در ابتدا هم برای کارمندانی که انتقاد کرده‌اند و هم برای مدیرانی که رفتارهایشان موشکافی شده است، ناامیدکننده باشد؛ اما زمان زیادی طول نمی‌کشد که نشانه‌های مثبت تغییر ظهور می‌کند و روحیه تیم را ارتقا می‌دهد. 


 چگونه یک رهبر اقیانوس آبی باشیم
همیشه با دیدن استعدادها و انرژی در سازمان‌هایی که مورد بررسی قرار می‌دهیم، حیرت‌زده می‌شویم. متاسفانه همین قدر حیرت‌زده می‌شویم که این استعدادها چگونه به واسطه مدیریت ضعیف به هدر می‌روند. رهبری اقیانوس آبی می‌تواند پایانی بر این موضوع باشد. 
بوم رهبری چارچوبی تصویری و منسجم ارائه می‌دهند که افراد می‌توانند با آن پیشرفت‌های حاصل شده در این زمینه را ببینند و در مورد آن بحث کنند. ماهیت بی‌طرفانه این فرآیند باعث می‌شود اجرا و نظارت بر تغییرات بسیار آسان‌تر از رویکردهای مدیریت سلسله‌ مراتبی سنتی باشد. به علاوه، رهبری اقیانوس آبی با صرف زمان و تلاش‌های کمتر تحول ایجاد می‌کند؛ چون قرار نیست مدیران خودشان را تغییر دهند و عادت‌های روزانه خود را بشکنند، بلکه وظایفی را که دارند به راحتی تغییر می‌دهند. به عبارت بهتر، یکی از نقاط قوت رهبری اقیانوس آبی مقیاس‌پذیری آن است. نیازی نیست منتظر باشید که مدیریت ارشد سازمان شما این فرآیند را آغاز کند. در هر سطح مدیریتی که هستید، می‌توانید پتانسیل خاموش افراد خود را با به‌کارگیری چهار مرحله بالا روشن کنید.  آیا برای تبدیل شدن به یک رهبر اقیانوس آبی آماده هستید؟ 



ادامه مطلب

کشف یک خطر دیگر از «خونریزی قلبی»

خبرگزاری مهر: مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه‌ای از آسیب‌پذیری دیگری از OpenSSL و امکان رمزگشایی اطلاعات محرمانه کاربران خبر داد. پس از اعلام آسیب‌پذیری فراگیر تاریخ اینترنت که در 20 فروردین‌ماه امسال اعلام جهانی شد که به «خونریزی قلبی» شهرت یافت و منجر به افشای اطلاعات مهمی از سایت‌های سراسر جهان شد این بار آسیب‌پذیری دیگری مربوط به OpenSSl کشف شده که به مهاجم اجازه می‌دهد ترافیک رمز شده SSl/TLS میان کلاینت و سرور را تغییر دهد یا رمزگشایی کند. 

مرکز ماهر اعلام کرد: در این رخنه اینترنتی، به‌منظور اجرای حمله موفق، مهاجم نیازمند شنود ارتباط میان کلاینت هدف و سرور (MITM) است. این آسیب‌پذیری با کد CVE-2014-0224 در نسخه‌های Openssl1.0.1 و جدیدتر و 1.0.2-beta1 شناخته شده است. به‌دلیل ضعف در الگوریتم رمزنگاری Openssl و با سوء‌استفاده از آسیب‌پذیری شناسایی شده در ارتباط handshake میان کلاینت و سرور و الزام آنها به استفاده از کلید رمز قابل حدس (CWE-325)، می‌توان حمله توقف در سرویس‌دهی را به‌دلیل امکان ارسال متناوب پیام‌های (C(CCS)ChangeCipherSpec در ارتباط SSl/TLS اجرا کرد. بر این اساس نسخه‌های آسیب‌پذیر از سوی مرکز ماهر اعلام شده است که شامل تمامی کلاینت‌هایی که از تمامی نسخه‌های OpenSSl استفاده می‌کنند می‌شود. همچنین آسیب‌پذیری مذکور در نسخه‌های 1.0.1 یا جدیدتر و 1.0.2-beta1 شناسایی شده است؛ در همین حال مرورگرهای مطرح همچون Chrome، Firefox، IE و Safari در خطر نبوده ولی نسخه‌ای از مرورگرها مانند Chrome روی Android که از OpenSSL استفاده می‌کنند آسیب‌پذیر هستند. به کاربران اینترنت توصیه شده است که برای رفع آسیب‌پذیری، باید از به روز رسانی‌های ارائه شده روی وب‌سایت Openssl و ارتقا به نسخه‌های 0.9.8za، 1.0.0m و 1.0.1h استفاده کنند.



ادامه مطلب

عبور خودرو از گردنه رکود

بررسی بنیادی صنعت خودرو

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره ۳۲۲۴

بازدهی سهام در صنعت خودرو روند افزایشی خواهد داشت؟

گروه بورس- حمید محمدی: تحریم‌های اعمال شده از سوی غرب علاوه بر افزایش هزینه‌های خودروسازان باعث افت تولید خودرو در سطح کشور شد، با این حال با توجه به برچیده شدن برخی تحریم‌ها و اخبار خوش مخابره شده از مذاکرات در کنار حضور خودروسازان خارجی در کشور، صنعت خودرو در کانون توجهات فعالان بورس تهران قرار گرفته است.



  رونق خودروسازان در پی رونق اقتصاد 
صنایع پیشرو در شرایط رکود و رونق اقتصادی از هم متفاوتند؛ در حالت رکود اقتصادی، به دلیل کاهش تولید و مبادلات و افزایش ریسک‌ها تمایل بیشتری به سرمایه‌گذاری در صنایعی ایجاد می‌شود که با نیازهای اساسی جامعه مرتبط هستند مانند صنعت مواد غذایی اما در شرایط رونق که سرعت و تعداد معاملات افزایش می‌یابد و نرخ رشد شیب مثبتی به خود می‌گیرد سرمایه‌گذاران به صنایعی روی می‌آورند که نیازهای سطح بالاتری از جامعه را برآورده می‌سازند که از جمله این صنایع، صنعت خودرو است.  در بازارهای جهانی به طور متوسط صنعت خودرو در مقایسه با سایر صنایع به هنگام رونق، از سایرین سودآورتر ودر زمان رکود از آنها زیان‌ده‌تر است.
در سال 93 که شیب افزایش قیمت‌ها کاهش پیدا کرده و نهادهای بین‌المللی کاهش نرخ تورم و شروع رشد اقتصادی را برای ایران پیش‌بینی می‌کنند، صنعت خودرو کشور با اخبار خوش و افزایش اقبال سرمایه‌گذاران روبه‌رو است، به نحوی که در بسیاری از روزها شاخص کل رنگ خود را به تاسی از رنگ خودرویی‌ها انتخاب می‌کند. دور از ذهن نیست که در چنین شرایطی انتظار بهاری سبز برای خودروسازان وطنی داشته باشیم.


   رشد 13 درصدی شاخص امسال صنعت خودرو
بورس تهران سال 92 کام سرمایه‌گذاران خود را با بازدهی بیش از 107 درصدی شیرین کرد. 
در این میان سرمایه‌گذاران گروه خودرویی 31 درصد بیش از شاخص کل بازدهی کسب کردند و طی سال 92 شاخص گروه خودرو بیش از 138 درصد رشد کرد. در این بین سایپاآذین رکورددار بود. شرکتی که با رشد
 690 درصدی ارزش هر سهم خود، سهامدارانش را 
شگفت‌زده کرد.
سال 93 برای عموم بازار با ابهاماتی مانند نرخ خوراک پتروشیمی‌ها، نرخ سود سپرده‌ها، عدم افزایش قیمت‌ها در گروه‌هایی چون سیمان، قند، لبنیات در کنار ابهامات پالایشگاهی‌ها آغاز شد که باعث افت حدودا 8 درصدی شاخص کل از ابتدای سال تا دیروز شده است. 
در چنین شرایطی سهامداران صنعت خودرو طی مدت مشابه شاهد رشد بیش از 13 درصدی شاخص گروه خودرو بودند (جداول شماره 1 و 2).


   اهرم عملیاتی به مدد خودروسازان می‌آید 
اهرم عملیاتی همان شاخص ریسک تجاری است که از تغییرات در سود به دلیل استفاده از هزینه‌های ثابت عملیاتی در ساختار هزینه‌های شرکت به وجود می‌آید و به تغییرات فروش وابستگی دارد.
 هر قدر اهرم عملیاتی بالاتر باشد ریسک تجاری بالاتر است. شرکت‌های خودروساز که سرمایه‌بر هستند در مقابل شرکت‌های کاربر دارای اهرم عملیاتی بالاتر و در نتیجه ریسک تجاری بالاتری هستند.  صنعت خودرو علاوه بر دارا بودن اهرم عملیاتی بالا و سرمایه‌بر بودن دارای  شرایطی است که باعث می‌شود در وضعیت رونق رشد چشمگیری را داشته باشد؛ به عنوان مثال ایران‌خودرو که EPS خود را برای سال 92 با سرمایه 9 هزار و 600 میلیارد ریالی 316 ریال زیان پیش‌بینی کرده بود تنها با 22 درصد افزایش در تولید و با سرمایه 12 هزار میلیارد ریالی سود 77 ریالی در سال 93 را برای خود پیش‌بینی کرده است.
 خودروسازان به دلیل داشتن هزینه‌های ثابت بالا بیش از آنکه برای سودآوری به افزایش قیمت‌ها وابسته باشند به افزایش میزان تولید وابسته هستند، چراکه هزینه‌های ثابت روی تعداد محصولات تسهیم می‌گردد و میزان بهای تمام‌شده با افزایش تولید روند نزولی پیدا می‌کند.


   خیز خودروسازان برای ثبت رکورد تولید 
خودروسازان وطنی با ثبت رکورد یک میلیون و 649 هزار خودرو در سال 90 بهترین عملکردشان را طی 47 سال فعالیت در کشور به معرض نمایش قرار داده‌اند و در جایگاه 12 جهانی از حیث میزان تولید قرار گرفتند. 
 اما به یکباره تحریم‌ها و خروج شرکت‌های خارجی از کشور کابوس خودروسازان ایرانی شد. نرخ ارز افسارگسیخته بالا ‌رفت و دلار به سطح 3600 تومانی رسید. 
خودروسازان داخلی که وابستگی زیادی به شرکای غربی خود داشتند ظرف سال‌های 91 و 92 در حدود 55 درصد از میزان تولید خود کاهش دادند که باعث شد از حیث میزان تولید در بین خودروسازان دیگر ملل جهان در رتبه 18 
قرار گیرند. با تحولات و گشایش‌های صورت گرفته در زمینه سیاسی و ورود شرکت‌های خارجی، اخبار مناسبی در مورد افزایش تیراژ تولید به گوش می‌رسد؛ به نحوی که بنا بر آماری که سایت انجمن خودروسازان به نقل از وزارت صنعت، معدن و تجارت منتشر کرده سه خودروساز بزرگ کشور در فروردین و اردیبهشت 107 هزار و 67 خودرو تولید کردند که در مقایسه با دو ماهه سال 92 بیش از 96 درصد رشد در میزان تولید نشان می‌دهد.
 شرکت سایپا در دو ماهه نخست افزایش
44 درصدی و ایران‌خودرو افزایش 310 درصدی در حجم تولید نسبت به سال 92 را محقق کرده‌اند. خالی از لطف نیست نگاهی به آمار تولید خودروسازان چینی نیز بیندازیم. چینی‌ها در حالی سال 2000 با تولید 2 میلیون خودرو در رتبه 8 جهانی قرار گرفته بودند که میزان تولیدات خودروهای چینی با رشدی یک هزار درصدی به 22 میلیون و یکصد هزار خودرو در سال 2013 رسید و برای پنجمین سال پیاپی به عنوان نخست در تولید خودرو در سطح جهانی دست یافت. 


   سیکل اشتباه در خودروسازان 
پس از خروج شرکای غربی خودروسازان، اهالی جاده مخصوص خود را در انبوهی از مشکلات دیدند. با این حال طی ماه‌های اخیر نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های بسیار پرسروصدای خودروسازان و قطعه‌سازان برگزار شده، اما هیچ کدام گره از مشکلات صنعت خودرو کشور
 باز نکرد. حال که هر روز خبر بازگشت شرکای غربی خودروسازان به بازار سرشار از سود ایران را می‌شنویم باید دید آیا خودروسازان مجددا سیکل اشتباه وابستگی به خودروسازان خارجی را تکرار می‌کنند یا تصمیم به استفاده از دانش آنها و ایجاد خودروهای تماما وطنی می‌کنند تا به جای ارزبر بودن تولید خودرو شاهد ارزآوری تولید و صادرات در این صنعت باشیم؛ تصمیماتی که با توجه به عدم خصوصی‌سازی شرکت‌های ایران‌خودرو و سایپا و تغییر سهامداران عمده آنها از دولتی به شبه‌دولتی تصمیمات سختی به نظر می‌رسد.
خودروسازان همواره خطر حضور خودروهای به صرفه و به روزتر خارجی‌ها در بازار داخلی را حس می‌کنند؛ خطری که به لطف دیوار بلند تعرفه‌های واردات، چندان خودروسازان را به زحمت نمی‌اندازد و باید دید آیا این وضعیت برای خودروسازان ادامه پیدا می‌کند یا صنعت 47 ساله کشورمان فصل جدیدی از دوره رشد خود را می‌پیماید.






ادامه مطلب

خنده حیوانات

خنده حیوانات

 حیوانات نمی خندند ؟

کی گفته حیوانات نمی خندند (عکس)


کی گفته حیوانات نمی خندند (عکس)

کی گفته حیوانات نمی خندند (عکس)

کی گفته حیوانات نمی خندند (عکس)

کی گفته حیوانات نمی خندند (عکس)

کی گفته حیوانات نمی خندند (عکس)


ادامه مطلب

بهشت کوچک در مالدیو

برترین ها: تصور کنید از پنجره هواپیما به خشکی کوچکی در میان اقیانوس می نگرید و هرچه به این خشکی نزدیکتر و نزدیکتر می شوید، می بینید که این خشکی کوچک بی شباهت به یک بهشت کوچک روی کره زمین نیست که انسان و طبیعت روی آن مکمل هم هستند. خب باید بگوییم این فقط تصور یا توهم نیست و چنین چیزی واقعاً وجود دارد و نامش انگسانا ولاوارو (Angsana Velavaru) است.

این منطقه واقع در مالدیو آب های فیروزه ای شفاف و زلال و آسمان آبی و صاف دارد. هرگونه منطقه آسفالت شده یا بتونی هزاران مایل از این جزیره فاصله دارد و در این منطقه فقط با طبیعت سر و کار دارید. به علاوه همه ویژگی های هتل های گران قیمت نیز در آن یافت می شود.

هیچ کلمه یا عبارتی نمی تواند به خوبی جزیره مرجانی نیلاندی جنوبی را توصیف کنید و فقط باید با چشمان خودتان آن را مشاهده کنید.

بهشت کوچک در مالدیو (+عکس)

بهشت کوچک در مالدیو (+عکس)

بهشت کوچک در مالدیو (+عکس)

بهشت کوچک در مالدیو (+عکس)

بهشت کوچک در مالدیو (+عکس)

بهشت کوچک در مالدیو (+عکس)


ادامه مطلب

کروم برای اولین بار مرورگر مایکروسافت را پشت سر گذاشت

خبرگزاری فارس: برای اولین بار در تاریخ مرورگرهای اینترنتی، کروم توانست مرورگر اینترنتی IE مایکروسافت را پشت سر بگذارد، البته این موفقیت مربوط به آمریکا بوده است.
 به گزارش دیلی تلگراف، بخش قابل توجهی از این موفقیت مدیون استفاده گسترده کاربران از گوشی و تبلت برای اتصال به اینترنت است که عقب‌ماندگی مایکروسافت را تشدید کرده است. این شرکت هنوز در بازار مرورگرهای همراه سهم قابل توجهی را به خود اختصاص نداده است.
کروم در حال حاضر از سوی 8/31 درصد از کاربران اینترنت ثابت و همراه مورد استفاده قرار می‌گیرد. آمار Adobe Digital Index (ADI)I همچنین نشان می‌دهد که استفاده از مرورگر کروم که عمر چندانی در مقایسه با IE ندارد، سالانه 6 درصد افزایش یافته است.
در این رقابت مرورگر IE مایکروسافت با 9/30 درصد در رتبه دوم نشسته است. این مرورگر تا چهار، پنج سال قبل در میان بیش از 80 درصد از کاربران در نقاط مختلف جهان محبوبیت داشت.
بعد از این دو مرورگر، سافاری شرکت اپل توانسته سهم 25 درصدی و رتبه سوم را به خود اختصاص دهد. همچنین مرورگر فایرفاکس شرکت موزیلا که دو سال قبل 20 درصد از بازار را در اختیار داشت، در ماه آوریل نزول کرده و تنها 7/8 درصد از بازار را در کنترل داشته است. شکست فایرفاکس هم ناشی از عدم حضور موفق در بازار همراه است.
کارشناسان معتقدند موفقیت مرورگر کروم به گوگل امکان خواهد داد تا ابعاد گسترده‌تری از حیات شخصی کاربران را در اختیار بگیرد. به‌خصوص که این شرکت در تلاش برای ادغام هر چه بیشتر ابزارها و نرم‌افزارهای اختصاصی خود است.
بررسی‏های موسسه استات کانتر نشان می‏دهد، مرورگر کروم پیش از این توانسته سهم 43 درصدی را در بازار جهانی به خود اختصاص دهد. مرورگر کروم گوگل در کشورهای برزیل، مکزیک، اسپانیا، روسیه و ایتالیا محبوبیت قابل توجهی دارد.



ادامه مطلب

تکنیکال دو صنعت

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره ۳۲۱۷

علاقه مندان به صنعت خودرو در نظر داشته باشند که روند حرکت کلی شاخص این صنعت در مسیر اصلاح قرار دارد. این مسیر را در شکل زیر داخل روند نارنجی رنگ مشاهده می‌کنید. 

در این مسیر حمایت 12370 واحدی و سپس 12200 واحد می‌تواند نگهدارنده شاخص خودرو از ادامه ریزش باشد. از طرف دیگر این حمایت‌ها بستر توانمند سازی شاخص را برای عبور از سقف کانال نارنجی فراهم خواهند کرد.
با یک نگاه کلی نیز می‌توانیم روند حرکت را داخل مثلث آبی رنگ بررسی کنیم. کف و سقف این مثلث نواحی قدرتمندی برای محدودسازی حرکت شاخص محسوب می‌شود. بنابراین صعود و عبور از سقف نارنجی رنگ و سپس عبور از سقف آبی مثلث می‌تواند تسهیل کننده شروع یک موج قوی صعودی برای خودرویی‌ها و قطعه‌ساز‌های بازار باشد.
همراه اول نیز در ادامه روند صعودی خود توانسته است به تازگی سقف 2800 تومانی خود را رد کند و وارد فاز جدیدی از نوسانات خود شود. در ادامه مسیر همراه، رشد حداقل ده درصدی را در کوتاه‌مدت می‌توان متصور بود.
لازم به یادآوری است که ارائه این مطالب به هیچ عنوان سیگنالی جهت خرید یا فروش نبوده و هدف از ارائه این آموزش صرفا پیشنهادی برای بررسی بیشتر است.





ادامه مطلب

چشم‌انداز محصولات مالی جدید، در دولت جدید

دکتر حامد قدوسی در مصاحبه با «دنیای اقتصاد»


حامد قدوسی دکتری فاینانس خود را از مدرسه عالی وین در سال 2011 میلادی گرفت و پست دکتری خود را از دانشگاه ام‌‌آی‌تی گرفت و هم‌اکنون استادیار فاینانس انستیتوی تکنولوژی استیونس است.
 حامد قدوسی قدیمی‌ترین و پرخواننده‌ترین وبلاگ اقتصادی فارسی به نام «یک لیوان چای داغ» راتاسیس کرد که اقتصاددانان ایرانی در آن به تبادل نظر و گفت‌وگو می‌پردازند. در ادامه مصاحبه‌ای را که در «دنیای‌اقتصاد» با وی ترتیب داده‌ایم، مشاهده می‌کنید:
_ اگر با مرور نوآوری مالی شروع کنیم در حوزه نوآوری در تامین مالی، دغدغه اصلی ایجاد «سهولت» و نیز «اعتماد» برای قرض‌دهندگان و همین‌طور قرض‌‌گیرندگان است.
بلی البته موضوع فقط به سهولت و اعتماد محدود نمی‌شود. نوآوری مالی پیش‌رانه‌های مختلفی مثل دور زدن مقررات، استفاده از موج‌های نوین فناوری سخت‌‌افزاری و نرم‌افزاری، تفکیک ریسک و فروش مجزای آن، نقد کردن دارایی‌های غیرنقد و امثال آن را دارد که کاهش هزینه مبادله یا همان سهولت یکی از کارکردهای آن است. 
ضمن اینکه نباید بحث را فقط به «اعتماد» محدود کرد. از دید من یکی از مهم‌ترین جنبه‌های نوآوری مالی امکان خرید و فروش ریسک است. مثال می‌زنم: در فقدان ابزارهای تهاتر ریسک (Credit Risk Swaps) یا همان CDS معروف کسی که اوراق قرضه یک شرکت یا یک کشور را می‌خرد، مجبور است ریسک اعتباری (یعنی مشکل ورشکستگی) شرکت یا کشور را هم به اجبار خریداری و تحمل کند. مثل دهه شصت که مجبور بودید در کنار باتری قلمی جوش‌شیرین هم بخرید! ولی لزوما هر کسی علاقه‌مند به پذیرش این ریسک نیست. نوآوری‌های مالی مختلفی اجازه تفکیک ریسک اعتباری را از بازده بدون ریسک فراهم می‌کند و به سرمایه‌گذاران مختلف اجازه می‌‌دهد متناسب با ترجیحات خود بخش مرتبط قرارداد را خریداری کنند. به این ترتیب با شکستن محصول به اجزای کوچک‌تر تقاضا برای بخش‌های مختلف آن را بالا می‌بریم. 
حوزه تامین مالی را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: اول «تامین مالی خُرد» برای نیازهای روزمره تک تک شهروندان یا تامین مالی نیازهای کسب‌وکارهای کوچک و دوم تامین مالی برای شرکت‌های متوسط و بزرگ.
البته دیدگاهی وجود دارد - که به نظر من افراطی است - و می‌گوید عمده نوآوری مالی در دهه‌ گذشته در بخش مشتریان خرد (مثلا در بخش وام‌های مسکن و کارت‌های اعتباری و امثال آن) بوده و در حوزه تامین مالی بنگاه‌ها نوآوری‌های زیادی رخ نداده است. من موافق این دیدگاه نیستم و به نظرم نوآوری‌های زیادی در حوزه مالیه بنگاه هم وجود داشته است. چند مقاله مهم در اقتصاد مالی مسیر تاریخی این نوآوری‌ها را ثبت کرده‌اند.
مگر نه اینکه اگر مشتریان خرد سرمایه‌هایشان را وارد بازار بورس کنند، توسعه بنگاه‌های کلان را در پی خواهند آورد؟ پس چگونه می‌توان گفت که در حوزه بنگاه‌ها تغییر زیادی رخ نداده است؟
خب حالا خود این گزاره جای بحث دارد که رشد اندازه بازار مالی تا چه حد به رشد بنگاه‌های تولیدی و بخش حقیقی مربوط است و تا چه حد خودمختار است؛ چون کلیت بازار مالی (نه فقط بازار بورس) می‌تواند در نتیجه رابطه بین موسسات مالی و از مسیرهایی مثل خرید و فروش مشتقات هم رشد کند؛ ولی اگر به بازار سهام برگردیم (که خب شاخص مهمی از توسعه‌یافتگی مالی است) بحث ما در مورد نوآوری مالی بود و نه حجم اوراق عرضه شده و حجم بازار. بلی بورس در اکثر کشورهای دنیا به لحاظ کمی و نیز شیوه مبادلات گسترش و تحول جدی یافته است؛ ولی کسانی که می‌گویند نوآوری بیشتر در سطح خرد بوده استدلال خواهند کرد که عمده جذب سرمایه از طریق بورس نهایتا از مسیر انتشار سهام عادی بوده که از صدها سال قبل رایج بوده و نوآوری خیلی رادیکالی در آن اتفاق نیفتاده است. نوآوری‌های سطح بنگاه بیشتر در خارج از بازار بورس و در مواردی مثل خرید اهرمی (LBO)صندوق‌های خطرپذیر و ابزارهای مدیریت ریسک بوده است. 
مهم‌ترین اقدامی که دولت جدید در زمینه تامین مالی خانوارها انجام داده است، ایجاد سازوکارهای مسکن رهنی و راه‌اندازی صندوق مسکن است، آیا اقدامات جدید دیگری نیز در کشور انجام شده است و شما هر کدام را چقدر اثربخش و مهم ارزیابی می‌کنید؟ آیا پیشنهاد دیگری وجود دارد که به نظر شما خیلی مهم است، اما احساس می‌کنید در دستور کار دولت وجود ندارد؟
من متاسفانه با جزئیات تامین مالی مسکن در کشور - ورای اطلاعات کلی که همه می‌دانند - آشنا نیستم و بنابراین نمی‌توانم به این سوال پاسخ دقیقی بدهم. ولی در نگاه اول به نظر رهنی‌سازی (Securitization) وام‌های مسکن نوآوری مالی تجربه‌شده و مهمی است که می‌تواند دارایی‌های غیرنقدی را نقد کند و ظرفیت اعتباری موسسات را زیاد کند. این ابزار تاکنون کاربرد گسترده‌ای در کشور نداشته است و جای آن خالی است. البته به محض اینکه رهنی‌سازی را مطرح کنیم ممکن است واکنش‌های منفی هم ایجاد شود. خصوصا بعد از مساله‌های بنیادی که رهنی‌سازی و انتقال ریسک ایجاد کردند و به نوعی در شکل‌گیری بحران مالی ۲۰۰۸ نقش داشتند انتقادهای زیادی به این روش وارد شد. ولی از طرف دیگر این انتقادها باعث شد تا هم تحقیقات و هم سیاست‌گذاران روی مساله‌های انگیزشی موجود در این بازار متمرکز شوند. از جمله این تغییرات، اجبار موسسه صادرکننده وام مسکن به سهیم شدن در ریسکی‌کردن بخش صندوق و به اصطلاح شریک شدن در بازی (Having Skin in the Game) بود. این بازار دوباره در دنیا فعال شده است. به نظرم در ایران باید از تجربه‌های ۲۰ سال گذشته جهانی درس‌های لازم را بگیریم و رهنی‌سازی را به یک فرآیند استاندارد و نظارت‌شده تبدیل کنیم. 
 منظورتان از اینکه «این تجربیات بیست ساله جهانی را مدنظر قرار دهیم» این است که در قسمتی از فرآیند فعلی که در ایران در حال اجرا است، شما اشتباه یا بی‌تجربگی‌ای را رصد کرده‌اید؟
نه در واقع ما تجربه چندانی از رهنی‌سازی در ایران نداریم و در نتیجه اشاره‌ای به ایران نداشتم. اشاره من به مشکلاتی بود که این روش در جریان بحران مالی به بار آورد و به نوع واکنش بیش‌ از حد (Over-reaction) به آن را هم مشاهده کردی مدر حدی که برخی صحبت از پایان دوره رهنی‌سازی می‌کردند! درحالی‌که این بازار دوباره در سطح جهانی فعال شده و علاوه‌بر بازار وام مسکن انواع قراردادها و حوزه‌های جدید (مثل وام دانشجویی و خودرودریافت بابت پرونده‌های حقوقی بلیت ورزشی حق بیمه‌ها و غیره) را هم شامل شده است. 
بر اساس این تجارب می‌توانیم ابزارهای رهنی‌سازی را در بخش‌های مختلفی از اقتصاد ایران تجربه کنیم. این ابزارها نه تنها باعث آزادشدن منابع غیرنقدی و تزریق سرمایه‌های جدید می‌شود بلکه اطلاعات مفیدی هم از انتظارات بازار در مورد آینده جریان نقدی فعالیت‌های مختلف و نرخ تنزیل مناسب برای آنها تولید می‌کند. 
 نوآوری دیگری هم هست که مناسب ایران باشد و جای آن در کشور خالی می‌باشد؟
مکانیسم دیگری که به نظرم جایش خالی است مکانیسم رهن معکوس (Reverse Mortgage) است که ابزار جالبی برای مدیریت درآمد در دوران بازنشستگی است. در کشور ما تملک مسکن بالا است، ولی در مقابل نظام تامین اجتماعی برای بسیاری از افراد که کارمند دولت نیستند ضعیف است. در عمل ما افراد زیادی را می‌بینیم که در عین حال که دارایی غیرنقد قابل‌توجهی در قالب زمین و مسکن و امثال آن دارند در دوره پیری فاقد منبع درآمد کافی برای گذران زندگی هستند. مکانیسم‌هایی مثل رهن معکوس یا پرداخت سالانه (Annuity) می‌تواند جهش بزرگی برای ارتقای کیفیت زندگی این افراد باشد. 
 یعنی در واقع با این سیستم رهن معکوس، سالمندان به بانک اجازه می‌دهند که بانک وارث دارایی‌هایشان باشد و در عوض بانک نیز به این سالمندان حقوق ماهانه پرداخت می‌کند؟
در نوع خاصی از سیستم پرداخت سالانه (Annuity) بر پایه پشتوانه دارایی ملکی همین‌طور است که می‌گویید و وقتی صاحب خانه از دنیا برود تملک ملک به موسسه پرداخت‌کننده می‌رسد. ولی در سیستم رهن معکوس در واقع مالک بر اساس قیمت خانه وام می‌گیرد. انگار خانه را یک بار به بانک می‌فروشد و بعد با وام مسکن اعطایی بانک همان خانه را دوباره می‌‌خرد. ولی فرق رهن‌معکوس با وام مسکن معمولی این است که وام‌گیرنده نیازی ندارد که وام را به صورت ماهانه بازپرداخت کند و می‌تواند بازپرداخت را تا هر زمانی به تعویق بیندازد. تحت این نوع قرارداد اگر فرضا یک زمانی وام بانک پس داده شود خانه در تملک مالک باقی می‌ماندولی اگر تسویه حساب نشود در آن صورت پس از فوت مالک خانه تملک و حراج می‌شود. 
 برای تامین مالی بنگاه‌ها که زیر فشار کاهش تقاضای ناشی از رکود اقتصادی و همچنین زیر فشار هزینه‌های افزایش یافته انرژی هستند، دولت باید چه اقداماتی را انجام دهد؟ آیا هیچ نوآوری مالی مثلادر چارچوب بورس برای این بنگاه‌ها وجود دارد؟
راستش اول از همه باید بپرسیم که مساله تامین مالی در دوره رکود چه فرقی با دوره رونق دارد و چرا باید سراغ ابزارهای مالی خاص رفت. 
تغییر در تامین مالی را شاید از سه زاویه مرتبط با هم بشود دید: ۱) عرضه اعتبارات از طرف بخش مالی ۲) تقاضای اعتبارات از طرف بنگاه‌ها ۳) ظرفیت تامین مالی بنگاه‌ها.
 لذا اثرات رکود روی ظرفیت تامین مالی بنگاه‌ها چند وجهی است: از یک طرف نرخ ورشکستگی و تاخیر در پرداخت وام‌های قبلی زیاد می‌شودو سبد سرمایه بانک‌ها هم به سمت پروژه‌های کم‌خطرتر می‌رود و در نتیجه ظرفیت وام‌دهی موسسات مالی کاهش می‌یابد. در حوزه ظرفیت مالی بنگاه‌ها هم به علت شوک منفی به قیمت دارایی‌های ثابت ارزش حقیقی وثیقه‌های آنها کاهش می‌یابد و لذا ظرفیت وام‌گیری کم می‌شود. نهایتا در این دوره (بنا به تعریف) تقاضای سرمایه‌گذاری هم به‌طور جدی کاهش می‌یابد.
در نتیجه معلوم نیست که وزن کدام طرف یعنی کاهش تقاضا و کاهش عرضه اعتبارات غلبه می‌کند. اگر هر دو طرف به یک اندازه منقبض شوند در نهایت اتفاق خیلی مهمی برای تامین مالی بنگاه نمی‌افتد و محدودیت‌های نقدی و اعتباری مانع از عملیات بهینه نمی‌شود. ولی اگر بخش عرضه افت شدیدتری داشته باشد محدودیت‌های نقدی در دوره رکود تشدید می‌شود و نوآوری مالی مهم می‌شود. 
حدس می‌زنم که مسیری که احتمالا در ذهن بسیاری از سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی است مسیر سرمایه کاری و در گردش (Working Capital) بنگاه‌ها در دوره رکود است. می‌توان به برخی دلایل این موضوع فکر کرد. مثلا اگر بخشی از تامین مالی از مسیر زنجیره تامین (Trade Credit) باشد و تامین‌کنندگان یا خریداران شرکت‌ها دچار مشکل شوند بحران مالی در طول کل زنجیره منتشر می‌شود. 
- آیا می‌توان به بورس (به عنوان یک نوآوری مالی) امید داشت تا بتواند بنگاه‌های کشور را قدری از رکود فعلی خارج سازد؟
ببینید بازار بورس عمدتا بازار تامین مالی از مسیر انتشار سهام (Equity) است. این را می‌دانیم که در دوره رکود صرفه ریسک (Risk Premium) و در نتیجه بازده انتظاری مورد تقاضای سرمایه‌گذاران بالاتر می‌رود سبد سرمایه‌گذاری‌ها هم به سمت محصولات با بازده ثابت (Fixed Income) متمایل‌تر می‌شود و تقاضا برای سرمایه‌گذاری‌های ریسکی پایین می‌آید؛ بنابراین سرمایه‌گذاری از مسیر بورس در دوره رکود خیلی گران‌تر از دوره رونق است و ممکن است، باعث شود که شرکت‌ها از انتشار اوراق جدید و جذب سرمایه خودداری کنند. به این دقت کنیم که ورود سرمایه جدید برای خرید و فروش سهامی که قبلا منتشر شده است منبعی برای تامین مالی شرکت‌ها نیست. در نتیجه مطمئن نیستم که تا چه حد می‌توان روی بورس حساب کرد. 
به نظرم باید به سمت محصولات پیچیده‌تر حرکت کرد. مهم‌ترین آنها تقویت بازار اوراق قرضه شرکتی (Corporate Bond) و اجزای مورد نیاز آن مثل موسسات اعتبارسنجی و بانک‌های سرمایه‌گذاری است که در سال‌های اخیر شکل گرفته‌اند. در کنار اوراق قرضه تک‌تک شرکت‌ها نیاز داریم که موسساتی اوراق قرضه شرکت‌ها را با هم ترکیب کنند و به سرمایه‌گذاری با اشتهای ریسک متفاوت بفروشند. همچنین اگر نوآوری‌هایی مثل ابزارهای ریسک اعتباری، مثل تهاتر ریسک (CDS) تقویت شوند، به خریداران اوراق قرضه شرکتی اجازه داده می‌شود تا ریسک اعتباری را از بازده بدون ریسک تفکیک کنند و لازم نباشد که هر دو را با هم تحمل کنند. 
نوآوری‌های مالی از دیدگاه اقتصاد کلان در واقع سرعت گردش پول را افزایش می‌دهند؟ 
نه چرا باید لزوما این طور باشد؟ قبول دارم که برخی نوآوری‌‌های مالی (مثلا چک) در شکل خاصی از استفاده (مثلا به شکلی که در ایران رایج است) عملا به شبه‌‌پول تبدیل می‌شود و ممکن است روی حجم پول اثر داشته باشد، ولی بسیاری از نوآوری‌ها فقط هزینه مبادله مالی بین اعتباردهنده و اعتبارگیرنده را کم می‌کنند، یا امکان تفکیک و خرید و فروش ریسک را بیشتر می‌کنند و اینها ربطی به گردش پول ندارد.
اجازه بدهید قدری هم درباه هزینه مبادله مالی بین اعتبار دهنده و اعتبار گیرنده و روش کاهش آن صحبت کنیم. آیا در یک اقتصاد پویا و پر نشاط این مبادله وظیفه بانک‌ها نیست؟ (در حال حاضر نرخ سود سپرده‌ها و نرخ بهره بانکی حدود 10 درصد تفاوت دارد و اتفاقا در ماه گذشته نرخ سود سپرده‌ها به دستور بانک مرکزی روی 22 درصد ثابت شد و همچنین بانک مرکزی نرخ دستوری بهره بانکی وام‌ها کنترل می‌کند)، آیا شمانرخ دستوری را برای اقتصاد ایران مفید می‌دانید یا اینکه معتقدید رقابت باید تعیین‌کننده نرخ‌ها باشد؟
من به‌طور خاص در این زمینه اطلاع دقیقی ندارم و نمی‌خواهم هم جواب کتاب درسی بدهم. به نظرم موضوع پیچیده‌ای است و متخصصان بانکی و اقتصاد پولی باید نظر بدهند.


بین نرخ سود سپرده و نرخ بهره وام‌ها به طور معمول در بانک‌های سایر کشورهای جهان چه حاشیه سودی وجود دارد؟
طرح این سوال به این شکل خیلی مفید نیست، چون جواب کلی برای آن نیست. اولا مثل هر محصول دیگری الگوی جهانی برای موضوع وجود ندارد. ضمن اینکه چیزی که ما به‌عنوان نرخ بهره وام مشاهده می‌کنیم، شامل صرفه سود اعتباری (Credit Premium) هم هست. یعنی احتمالا پس‌داده‌نشدن وام توسط مشتری هم در آن ملاحظه شده است و متناسب با درجه اعتباری مشتری این نرخ متفاوت است. درحالی‌که در نرخ سپرده‌ها این عدد اضافه را نداریم چون پس‌اندازها معمولا تا سقف خوبی توسط دولت‌ها بیمه می‌شوند. ضمن اینکه میزان حاشیه‌سود متناسب با میزان رقابتی بودن بازار و درجه انحصار نظام بانکی تغییر می‌کند. اتفاقا به نظرم یکی از نوآوری‌های مهم و لازم اجازه داده به بانک‌ها برای اعمال نرخ بهره متفاوت متناسب با کیفیت اعتباری مشتری است که به نظرم قدم‌های غیرمستقیمی برای آن برداشته شده است. 
شما در مقاله‌ای که با آقای هاشم‌خانی در «دنیای اقتصاد» منتشر کردید (22 بهمن 1390) از ابزار مالی سخن گفته‌اید که به یارانه‌بگیران اجازه می‌دهد به جای یارانه وام بگیرند و برای خود کسب‌و‌کاری راه بیندازند، آیا در دولت فعلی این ابزار را را تجویز می‌کنید؟
آن پیشنهاد ما را می‌توان به دو شکل دید: ۱) استفاده از پشتوانه جریانی نقدی برای تضمین بازپرداخت وام‌ها ۲) رهنی‌سازی جریان‌های نقدی دریافتی از مسیر یارانه‌های نقدی. در حالت دوم در نتیجه نیازی به وام‌گیری نیست و در کلی‌ترین حالت می‌شود بازاری شکل داد که مالکیت جریان‌های نقدی آتی با یک پرداخت یک‌دفعه‌ای مبادله شود. البته این پیشنهاد بیشتر در سطح مفهومی است و در عمل جزئیاتی مثل پیش‌بینی‌ناپذیری و محدود بودن دوره پرداخت یارانه‌هاشکل حقوقی انتقال دریافت‌های آتی و امثال آن موضوعات پیچیده‌ای است که باید بحث شود.
در نهایت به‌عنوان یک سوال خیلی کلی، شما در دولت جدید چشم‌انداز نوآوری‌های مالی را چگونه می‌بینید؟
ان‌شاءالله که مثبت و رو به رشد است و باعث تعالی نظام مالی کشور خواهد شد. به نظرم ظرفیت‌های سازمانی و انسانی صنعت مالی در ایران رشد قابل ملاحظه‌ای داشته و می‌توانیم شاهد جهش‌های خوبی باشیم. 



ادامه مطلب

نرم افزار رایگان تحلیل تکنیکی سهام و معاملات برخط بورس برای همگان

در هشتمین نمایشگاه بین المللی بورس بانک و بیمه ارائه می‌شود

نرم‌افزار تحلیل تکنیکی سهام و معاملات بر خط  بورس در جریان برگزاری هشتمین نمایشگاه بین‌المللی بورس، بانک و بیمه برای همگان رونمایی می‌شود.

مهرداد رجبی، مدیر عامل شرکت مبنا با اعلام این خبر افزود: ره‌آورد لایت، محصول جدید شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا در هشتمین نمایشگاه بین‌المللی بورس، بانک و بیمه به صورت رایگان در اختیار معامله‌گران و فعالان بازار سرمایه قرار خواهد گرفت.
 وی گفت: این نرم‌افزار به گونه‌ای طراحی و تولید شده که کاربران می‌توانند نرم‌افزار را در مدت زمان کوتاهی از سایت مبنا دانلود کرده و پس از نصب، از امکانات آن استفاده کنند.
وی پشتیبانی از تاریخ شمسی، ارائه کلیه ابزارهای مورد‌نیاز برای انجام تحلیل تکنیکال، امکان تعدیل قیمت سهام با روش‌های مختلف، نمایش اطلاعات بنیادی و امکان انجام معاملات برخط را از مهم‌ترین ویژگی‌های نرم‌افزار ره‌آورد لایت برشمرد.
 وی اضافه کرد: علاقه‌مندان برای استفاده ازنسخه رایگان می‌توانند با مراجعه به غرفه مبنا در نمایشگاه کد اشتراک رایگان از نرم‌افزار ره آورد لایت را دریافت کنند.
به گفته رجبی طی روزهای برگزاری نمایشگاه، نحوه استفاده و کارکرد سیستم با برگزاری دوره‌های رایگان، آموزش داده می‌شود.
وی افزود: در این نمایشگاه نسخه آزمایشی سایت
 www.rahavard365.com جهت پوشش اخبار و وقایع مهم بازار سرمایه در قالب نخستین time line بازارسرمایه رونمایی خواهد شد.این سایت با هدف گردآوری و پوشش کلیه نیازهای اطلاعاتی، خبری و تحلیلی مخاطبان بازارسرمایه طراحی و مهم‌ترین دستاورد آن برای مخاطبان کاهش زمان مورد نیاز برای کنترل و چک کردن ده‌ها سایت و منابع مختلف اطلاعاتی خواهد بود.
رجبی در خاتمه گفت: در این سایت به زودی کلیه اطلاعات بنیادی و تکنیکی و امکان معاملات برخط در بازار سرمایه با شیوه‌های نوین ارائه خواهد شد.



ادامه مطلب

احتساب خدمت سربازی درسوابق بیمه


 به استناد قانون اصلاح تبصره ماده ۱۴ قانون کار و الحاق یک تبصره به آن مصوب ۳۰/۱/۸۳ و قانون استفساریه قانون مذکور مصوب ۲۸/۳/۸۵ مجلس شورای اسلامی و آیین‌نامه اجرایی مربوطه مصوب ۸/۴/۸۴ هیأت‌وزیران، احتساب مدت خدمت نظام وظیفه و حضور داوطلبانه در جبهه تمامی مشمولین قانون تأمین‌اجتماعی با دارا بودن شرایط مقرر قانونی امکان‌پذیر است.


مدیرکل امور فنی بیمه‌شدگان تأمین‌اجتماعی چگونگی احتساب خدمت مقدس سربازی به عنوان سوابق بیمه‌ای را تشریح کرد.

به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان تأمین‌اجتماعی، سیروس نصیری در این خصوص گفت: به استناد قانون اصلاح تبصره ماده ۱۴ قانون کار و الحاق یک تبصره به آن مصوب ۳۰/۱/۸۳ و قانون استفساریه قانون مذکور مصوب ۲۸/۳/۸۵ مجلس شورای اسلامی و آیین‌نامه اجرایی مربوطه مصوب ۸/۴/۸۴ هیأت‌وزیران، احتساب مدت خدمت نظام وظیفه و حضور داوطلبانه در جبهه تمامی مشمولین قانون تأمین‌اجتماعی با دارا بودن شرایط مقرر قانونی امکان‌پذیر است.
وی افزود: احتساب سوابق موردنظر منوط به بیمه‌پردازی در زمان ارائه تقاضا و داشتن ۲ سال سابقه حق‌بیمه نزد سازمان و همچنین پرداخت حق‌بیمه متعلقه طبق ضوابط مقرر در ماده ۳ آیین‌نامه اجرایی مذکور به نسبت هفت‌سی‌ام سهم بیمه‌شده و بیست‌وسه سی‌ام سهم دولت است.
نصیری ادامه داد: مهلت پرداخت حق‌بیمه درصورت پرداخت یک‌جا، حداکثر تا پایان ماه بعد از تسلیم اعلامیه بدهی است.
وی تصریح کرد: بیمه‌شده درصورت عدم توانایی پرداخت یکجای حق‌بیمه متعلقه می‌تواند در مهلت مذکور نسبت به ارائه درخواست تقسیط بدهی اقدام کند که در این حالت واحد اجرایی باتوجه به میزان بدهی و سایر ملاحظات، حق‌بیمه متعلقه را حداکثر در ۱۲ قسط ماهانه تقسیط خواهد کرد.
مدیرکل امور فنی بیمه‌شدگان سازمان تأمین‌اجتماعی خاطرنشان کرد: در هرحال پذیرش سوابق موردنظر و بهره‌مندی از مزایای قانونی آن نزد سازمان تأمین‌اجتماعی منوط به پرداخت کامل حق‌بیمه در مهلت‌های تعیین شده خواهد بود. در غیر این صورت احتساب سوابق مذکور براساس تقاضای مجدد و تجدید محاسبه حق‌بیمه با رعایت ضوابط مربوطه میسر است.



ادامه مطلب