سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

دیدار با نامیرا

      توی آینه پشت سرم ایستاده ای هی میگویی بخند! موی خرگوشی بافته با آن عینکت!

   خنده های آبی ات میریزد لای موهای نارنجی ام...

   بو میکشی موهایم را، دست میکشی رویشان و اشکت می شود: کی اینجور گیست را بریده که بافه بافه ها درست لای گل مویت بند نمیشوند؟!

  
   اینبار من میگویم بخند...

   بغض ات زبان در کامم میکشد! میترسم.

لبهایت که بسیار به گوشم نزدیکند:

   _ موهات خداست...خدا!  لایقِ پرستش!

   + این بندگی فقط لایقِ ملحدی چون تو است!

  

بی اعتراض چشم میبندی و لب وا نمیکنی.

   با انگشت میکشی روی فرق مویی که در تمام سرم باز شده، تا به گردن...

   گویا میخواهی سازی کمیاب بنوازی...چنگ،سکوت!

   چشم های جست و جو گرت بسته اند و حالا دست هات مرا می کاوند!

  آخر پوچی را چه کند و کاو؟!






ادامه مطلب

domingo nuestro amor se pone amarillo

      چشم هایی که تقریبا تمامِ روز باز اند و دقیقا تمام روز جایی را نمیبینند.

   تفکرات؛ در صبح ها و بعداز ظهر های تلف شده با فکر کردن هایم اما و اگر هایم...

   گمان بردی آنقدر فکر میکنم تا بمیرم! گفتی: فراموشش کن!

   راهِ نجاتی برایم بود که میخوابیدم...آنوقت فکر کردن هام جان میگرفتند؛ ترس هام کابوس می شدند و آرزوهام رویا.

   و توی خواب فکر هایم را حرف میزنم و اهل خانه را بیدار...

   برای به دست آوردن اندکی آرامش باید منتظر طوفانی بزرگ می بودم!

   خوب می دانستم که تا روز نابودی هیچ راهی نیست! به راحتیِ ادای یک جمله میتوانستم تمام پل ها را خراب کنم!

   تا...طوفان به پا شد، طوفانی که تنها چند نفر را میتوانست تکان دهد.

   و تنها اشک های من را میتوانست فرو ریزد.

   آرامشی که بعد از آن داشتم توصیفی بود که عاجز بودنم را فریاد میکرد.

   زمانی که روی ویرانه های خودم نشسته بودم با شادی ای که دریافته بودم...درونم چه چیزی بود؟!

   شکستنی که به اعتقاد خودم تنها یک هفته برای بازسازی کامل اش نیاز داشتم!

   بعد از اینها چیزهایی را فهمیدم که میدانی؟؟ توی دلم گفتم به خرجش می ارزید...!

   مخصوصا آن قسمت اش که در اوجِ لرز و اضطراب رو کرد و گفت: پاشو برگرد و سر جات بشین! بخند و ادامه بده.

      خندید و توی دلش خون بود!

   اما صورتش آبی میزد...





   + آبی شدم و احتمالا آبی خواهم ماند

   + از او چیز بزرگی در وجودم جا ماند

      که امیدوارم جای آن در تن خودش خالی نباشد!

   + نامه ای که مرا جسور میخواند...

   + عنوان قطعه ای از شعر canción colegial لورکا

      به معنی: یکشنبه عشق ما به زردی گرایید.


  



ادامه مطلب

صد گام به عقب…!

      تق و تقِ معروفِ کفش هایت حالا خفه خون گرفته...

   کسی نمی داند می آیی بی سر و صدا یا که نمی آیی دیگر! پله هایی که طی میشود.

   تمام پله ها را تار موهایی پوشانده که حنایی اند.

   اسمم را که پله ها بلد شدند....اسمت را. نام های بیهوده در سرنوشتمان را.

   که نمیدانیم باید با آن چه کار کنیم؟

   که نگرانی این تارهای حنایی تا کجای پله ها میرود! آخرش چه؟ شاید حسادت نجاتمان دهد! ویلن به دست پله پله را (مو حنایی) بنوازی و به سمت من بیایی.

   درست در میانی ترین نقطه ی سالن، در آخرین طبقه.

   یک ملاقات پیش بینی شده و ساز و آرشه ات که از انتهایی ترین نقطه ی انگشتانت آویزان شده...

   منی که میخندم و آبی های قیرگونه ام از انتهایی ترین نقطه ی موهایم روی زمین می چکد...می خندم.

   می گویم: درست است که ساز ها ماژوخیسم دارند اما اینطور دست نگیر اش.

   میخندی و از گوشه ی چشمت از همان قیرآبی های من می چکد!

   باز به زبان می آیم که: آمدم روزِ نحسی را پاک کنم. قسم به سیلی ای که به تو زدم؛ این همان چاره ای ست که شب ها هزار بار فکرش را کردم...!

   بعد حواست را و دو سال از زندگی مان را می بلعم!

   بعد هم میشوم آن مو حناییِ بی خبر از دنیا...و تو هم به سوگِ عشقِ مرده ات می نشینی!

 




   + مبهم برای مبهم نوشتم!

  + آهنگ موحنایی در پست قبل است.

  + آخرش همانطور که فکر میکردم شد...کمی خفیف تر!




ادامه مطلب

ممنوعه نوازی برای بانویی برهنه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


ادامه مطلب

اسلاید۴




ادامه مطلب

دانلود جزوه ژئودزی ۱ دکتر نجفی

جزوه ژئودزی 1 دکتر نجفی در واقع ترجمه ی بعضی از فصول کتاب Geodesy, the concepts جناب پروفسور ونیچک است.

این جزوه یکی از منابع اصلی کنکور ارشد رشته نقشه برداری نیز هست.

دریافت
حجم: 11.9 مگابایت
توضیحات: دانلود جزوه ژئودزی 1 دکتر نجفی



ادامه مطلب

چگونه افراد موفق استرس خود را کنترل می‌کنند؟

راه‌حل پیشنهادی به منظور دستیابی به عملکرد عالی

مترجم: هوتسا عسکری نسب
منبع: Forbes
افراد دو گروه هستند. گروه اول، آن دسته از مردمی که باور دارند شخصا قادر به انجام تمامی کارها هستند و رویدادهای پیش‌آمده در زندگی شخصی و حرفه‌ای کم و بیش تحت کنترل آنها است؛ اما گروه دیگر معتقدند خود دخالتی در وقوع اتفاقات پیش‌آمده ندارند و بیشتر خود را به جریانات زندگی می‌سپارند. 


تیم جاج، روانشناس دانشگاه فلوریدا و همکارانش پس از بررسی‌های به عمل آمده به این نتیجه رسیدند افرادی که احساس می‌کنند کنترل اتفاقات رخ داده در زندگی را بر عهده دارند به توانایی‌های خود در انجام کارها اطمینان داشته و تقریبا از عهده انجام هر گونه اقدام مهمی برمی‌آیند. تیم جاج در مطالعات خود به این نتیجه رسید که این دسته از افراد که از این پس آنان را افراد مقتدر می‌نامیم، کارهایی نظیر موارد زیر را انجام می‌دهند: 
1- میزان فروش بیشتر نسبت به کارمندان دیگر
2- ارائه خدمات عالی‌تر به مشتریان
3- مطابقت بهتر با وظایف جدید
4- کسب درآمد سالانه به‌طور متوسط پنجاه تا صد و پنجاه درصد بیشتر.

در شرایط خوب و بد
هر چند که اکثر افراد، زمانی که اوضاع بر وفق مراد است معتقد هستند که از اعتماد به نفس و فرصت بالایی برخوردار هستند، اما براساس مطالعات انجام شده از سوی «تیم جاج»، آنچه صاحبان قدرت را خاص می‌کند این نکته است که چه آنها در کارگاه مشغول به فعالیت باشند یا در کسب‌وکار شخصی خود، دقیقا شبیه دیگران در شرایط دشوار احساس نگرانی شدید کرده اما از این احساس به طرز متفاوتی استفاده می‌کنند و هرگز به هنگام وقوع مشکلات از پای درنمی‌آیند. افراد قدرتمند، معتقد هستند بر رویدادهای زندگی خود مانند اضطراب، ناامیدی، سرسختی و بیم و هراس کنترل دارند، هرگز تسلیم نشده بلکه در شرایط دشوار، تلاش خود را چندین برابر می‌کنند. 

نحوه عملکرد
اضطراب یک احساس کاملا ضروری است و اگر گمان می‌کنید که هرگز آن را تجربه نکرده اید، شاید متوجه چنین حسی نشده‌اید. رفتار مغز انسان به گونه‌ای است که تا زمانی احساس اضطراب نکرده است انجام هر گونه عملی برای آن دشوار است. به عبارت دیگر، افزایش میزان بالای فعالیت با سطح مناسبی از اضطراب همراه است و اما یک راه‌حل پیشنهادی به‌منظور دستیابی به عملکرد عالی: میزان اضطراب را کنترل کنید و آن را در سطوح مطلوبی نگاه دارید. اگر شرایط لازم برای کنترل اضطراب به هنگام هیجانات شدید را ندارید، هرگز متوجه قدرت و پتانسیل کامل خود نخواهید شد. به هنگام مواجهه با شرایط دشوار و نامطمئن و بروز احساس اضطراب، باید بتوانید اضطراب خود را کنترل کنید. تنها لازم است مراحلی را که افراد موفق و توانمند برای کنترل اضطراب در پیش گرفته‌اند، انجام دهید. نکته کلیدی به‌منظور درک چنین موضوعی پیش از شروع کار، روبه‌رو شدن با ابهامات و آینده است که هنوز برای شما رقم نخورده است. این موضوع کاملا به شما بستگی دارد تا باورها و توان ذهنی خود را بهبود بخشید تا قطعا به یکی از افراد توانمند تبدیل شوید. 

نحوه انجام کار
مرحله 1: انتظار و آمادگی برای تغییر
همان‌طور که افراد تغییر می‌کنند، کسب‌وکار نیز، از این قاعده مستثنی نیست و دچار نوسانات می‌شود. طبق مطالعاتی که «تیم جاج» انجام داد، حتی اشخاص قدرتمند هم کنترلی بر تغییرات در کسب‌وکار ندارند و احتمال اینکه شغل خود را از دست بدهند، زیاد است. طبعا شرکت‌هایی که در آن، مشغول به فعالیت هستند نیز دستخوش شرایط بحرانی و سختی بوده‌اند؛ اما تفاوت در این نکته است که چنین افرادی معتقد هستند کاملا از عهده ایجاد اتفاقات مثبت بر می‌آیند و می‌توانند با تغییرات، سر و کار داشته باشند. 
 به عبارت دیگر، از نظر ذهنی، آمادگی ذهنی لازم برای تغییرات را دارند و شما هم می‌توانید رفتاری مانند افراد مقتدر داشته باشید. اگر تغییرات را به‌طور طبیعی پیش‌بینی نکنید، لازم است زمانی را به‌طور منظم (به عنوان مثال هر هفته یا چند هفته یک بار) اختصاص دهید به تهیه لیستی از تغییرات مهمی که تصور می‌کنید باید در زندگی شخصی شما اتفاق افتد، هدف از انجام این کار، پیش‌بینی هر تغییری که با آن روبه‌رو خواهید شد، نیست بلکه ذهن شما نسبت به تغییرات و تقویت توانایی برای تشخیص و پاسخگویی به تغییرات قریب‌الوقوع، آماده خواهد شد. حتی اگر حوادث موجود در فهرستی که آماده کرده‌اید هرگز به وقوع نپیوندند، تمرین پیش‌بینی و آمادگی برای وقوع تغییرات، قابلیت بیشتری برای مواجهه با آینده را به شما خواهد داد و می‌توانید بر ابهامات حاصل از تغییرات فائق آیید. 

مرحله 2: تمرکز روی آزادی‌ها و نه محدودیت‌ها
تمام افراد از زمان جوانی خود با یک باور قدیمی که «زندگی عادلانه نیست»، آشنایی دارند. این باور، نشانه ناامیدی، اضطراب و سستی است. به راستی، جلوگیری از پیشامدها، اتفاقات منفی گاهی اوقات از عهده افراد خارج است؛ اما برای انتخاب واکنش مناسب در قبال رویداد‌های پیش آمده هیچ محدودیتی وجود ندارد و انسان‌ها در این مسیر آزاد هستند. تمام روش‌های مثبت برای انجام کار و پاسخ به هر تغییر را در لیستی که از تغییرات احتمالی در مرحله یک تهیه کردید، یادداشت کنید. مطمئنا از اینکه تا چه حد قابلیت نظارت بر واکنش‌های ظاهرا غیر قابل کنترل را دارید، تعجب خواهید کرد. 

مرحله 3: بازسازی ساختار فکری
مرحله سوم، دشوارترین مرحله به‌شمار می‌رود؛ زیرا باید طرز تفکری را که سال‌ها به آن عادت کرده‌اید، تغییر دهید. با گذشت زمان، انسان‌ها، طرز تفکر و همچنین احساسی که از شرایط دارند و واکنش خود را نسبت به مسائل مختلف، تغییر داده و ارتقا می‌بخشند. این طرز فکرها تا جایی پیش می‌روند که برای گفتار و رفتار افراد، در شرایط مختلف تصمیم‌گیری می‌کنند. برای نتیجه‌گیری بهتر و قدرتمندتر شدن، لازم است تا در طرز فکر خود تجدید نظر کنید. برای این منظور، یادآوری و مرور شرایط دشواری که اخیرا با آن درگیر بوده‌اید، کمک فراوانی می‌کند. مهم است که بدانید چه باورهایی در زندگی شما وجود دارد که با واکنش‌های موثرتر و شرایط بهتر در زندگیتان در تضاد است. متن را تهیه کنید و نام آن را عوامل بازدارنده بگذارید. از آن جا که در حال حاضر، نسبت به اتفاقاتی که در گذشته رخ داده درک و دید بهتری دارید، متنی حاصل از ذهنی مقتدر و موثر که قصد داشتید از آن پیروی کنید، آماده کنید. این متن، اقتدار نام دارد و جایگزین متن عوامل بازدارنده خواهد شد. این مطالب را به نحوی بایگانی کنید که در مواقع لزوم و هنگام مواجهه با استرس و اضطراب شدید به آنها دسترسی داشته باشید و به هنگام مراجعه، تفکر در حال حاضر خود را با نوشته‌های توانمند و عوامل بازدارنده خود مقایسه کنید. با انجام این کار، با خود صادق باقی می‌مانید و رفتار و عملکرد خود را با متن اقتدار خود تطبیق خواهید داد. این یادآوری‌های دوره‌ای، در نهایت باعث بازنگری و بازسازی کامل طرز فکر شما خواهد شد و موجب می‌شود تا عملکردتان همیشه بر اساس طرز فکری قوی استوار باشد. 

مرحله 4: کنار گذاشتن افکار منفی 
یک مرحله مهم در مدیریت اضطراب، کنار گذاشتن و دوری کردن از صحبت‌ها و افکار منفی است. هر اندازه به افکار منفی اهمیت دهید و ذهن خود را بیشتر درگیرشان کنید، به آنها قدرت و بال و پر بیشتری می‌دهید. بسیاری از تفکرات منفی واقعیت نداشته و چیزی جز افکار نیستند. 
زمانی که متوجه باور عمیق خود به مسائل بدبینانه و منفی برگرفته از درون شدید، زمان آن فرارسیده است که چنین افکاری را کنار گذاشته و تمام تفکرات را در دفتری یادداشت کنید. به محض اینکه سعی کنید تا از میزان افکار منفی خود بکاهید مطمئنا در بررسی صحت افکار منفی، منطقی‌تر و هوشیارانه‌تر عمل خواهید کرد. 
مطمئنا گفته‌های شما زمانی که از کلماتی نظیر «هرگز»، «بدترین حالت» یا «همیشه» استفاده می‌کنید، واقعیت ندارد. اگر اظهاراتی را که یادداشت کرده‌اید هنوز واقعی به نظر می‌رسند به یک دوست یا همکار قابل اعتماد خود نشان دهید و نظر وی را هم در این باره جویا شوید که آیا با شما هم عقیده است یا خیر! سپس حقیقت مطمئنا مشخص خواهد شد. زمانی که احساس می‌کنید رویدادی مدام در حال رخ دادن است یا بر عکس، هرگز اتفاق نمی‌افتد، منشا این احساس واکنش‌های مغز شما در قبال تهدیدهای گذشته و میزان درک شما از واقعه و شدت آن است. سعی کنید با تفکیک افکار از حقایق، از حصار چرخه منفی و اضطراب خلاص شوید تا شاهد آینده جدید و مثبتی در زندگی باشید. 

مرحله 5: قدردانی از داشته‌ها
صرف کردن زمان زیاد جهت بررسی داشته‌ها در زندگی و رضایت کامل کار زیاد صحیحی نیست اما این عمل موجب کاهش اضطراب در افراد می‌شود زیرا میزان هورمون کورتیزول(استرس) را تا 23 درصد کاهش می‌دهد. بر اساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا، افرادی که در طول روز بر رفتار و ذهن خود برای قدردانی از داشته‌هایشان تاکید می‌کنند و آن را گسترش می‌دهند از شرایط و انرژی بیشتری برخوردار هستند و در واقع اضطراب کمتری را به علت سطوح کورتیزول پایین‌تر، تجربه می‌کنند. 
اضطراب طاقت‌فرسا و اقتدار با یکدیگر در تضاد هستند. زمانی که می‌خواهید بر محدودیت عملکرد خود با اضطراب کافی غلبه ‌کنید، فقط کافی است به مراحل اشاره شده این مقاله، عمل کنید تا خود را قدرتمند سازید و کنترل امور را دوباره به دست بگیرید.




ادامه مطلب

به چالش کشیدن؛ ابزاری برای توسعه مهارت‌های رهبری سازمانی

سیدمحمد اعظمی‌نژاد
 رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران
منبع: forbes
رهبری سازمان‌ها در قرن بیست و یکم با پیچیدگی و دشواری‌های زیادی مواجه است و بی شک تفکرات سنتی و ایستا موجب عقب افتادن و گاه توقف در شرایط اقتصادی و کسب‌وکار فعلی می‌شود. اگر بخواهید در این شرایط به شیوه‌ای مناسب رهبری سازمان خود را برعهده بگیرید نیاز است با تفکراتی متفاوت نسبت به گذشته به مسائل و فرصت‌های روز رسیدگی کنید.


بدون تردید مرور تجارب گذشته در اغلب موارد مفید است اما از آن مهم‌تر استفاده از خرد حاصل از این تجارب برای ساختن سکوی پرتابی مستحکم برای آینده است. نرخ تغییرات به‌طور کاملا واضحی موجب می‌شود رهبران شایسته و آماده از کسانی که آمادگی لازم را ندارند به آسانی سبقت بگیرند و رهبرانی که در این مسابقه جا می‌مانند با جاده دشواری در آینده مواجه هستند. برای رهبری موثرتر باید فاصله میان حال و آینده را کوتاه کنید. الهام بخشی نوآوری، رهبری تغییرات اغلب فرآیندها از جمله اقدامات جدی برای این کار است که البته نیاز به آمادگی ذهنی و فرهنگی در سازمان دارد. رهبرانی که برای حفظ وضعیت موجود سازمان خود تلاش می‌کنند محکوم به تسلیم در برابر تغییراتی هستند که در آینده رخ خواهد داد. رهبران هوشمند به سادگی منابع ارزشمند خود را هدر نمی‌دهند و البته آنها برای آمادگی سازمان خود همه چیز را به چالش می‌کشند:

1- به چالش کشیدن اصول بنیادین سازمان: یکی از موضوعات کلیدی در هر سازمان، وجود اصول بنیادین مناسب و به روز است. اگر چشم‌انداز، ماموریت، استراتژی‌ها و ارزش‌های سازمانی تناسب و یکپارچگی نداشته باشند همه چیز را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد. وقتی در سازمان شما اهداف به‌طور واضح بیان نشده باشد، چگونه انتظار دستیابی به نتایجی درخشان خواهید داشت؟ بهترین رهبران اصول بنیادین سازمان را تا زمان رسیدن بهترین، مناسب‌ترین و قابل اجراترین عبارات به چالش می‌کشند.

2- به چالش کشیدن مقصد: رهبری یک سازمان مقصد-محور نیست، چرا که رهبران بزرگ به چیزی بزرگ‌تر از نتیجه فکر می‌کنند. این رهبران درباره اینکه در آینده چه اتفاقی و چگونه رخ می‌دهد فکر می‌کنند. آنها در دام رسیدن به یک مقصد خاص نمی‌افتند و به‌طور مستمر در جست‌وجو و کشف فرصت‌های جدید و مناسب‌تر هستند.

3- به چالش کشیدن تعهدات: آیا شما به تعهد به وعده‌ها شهرت دارید؟ آیا اینکه به وعده‌های خود عمل کنید، استمرار و پایداری دارد؟ رهبران خوب حتی تعهدات خود به مشتریان و کارکنان را به چالش می‌کشند و سعی در تحقق مناسب‌تر آن دارند.

4- حتی شرکت‌ها و سازمان‌هایی با شرح خدمت و محصول یکسان، دارای مدل کسب‌وکار مشابه نیستند. این بدین معنا است که وظیفه رهبر هر سازمان به چالش کشیدن مدل کسب‌وکار برای ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا است.

5- به چالش کشیدن اطلاعات: همه ورودی اطلاعاتی دارای ارزش و اهمیت برابر نیستند. بهتر است به جای تمرکز به حجم زیادی از اطلاعات به اطلاعات کاربردی توجه کنید. رهبران هوشمند درک مناسبی از تفاوت‌های بین داده، اطلاعات، دانش دارند. علاوه‌بر این جریان اطلاعات در سازمان باید به گونه‌ای باشد که ارزیابی کیفیت اطلاعات میسر باشد. رهبر سازمانی باید همیشه اطلاعات را به چالش بکشد، اما تفاوت جدی بین شکاک بودن و درک درست از اطلاعات وجود دارد. از همه مهمتر اینکه نتایج سازمانی به دست آمده از اطلاعات باید بتواند رهبر سازمانی را به بهترین تصمیمات هدایت کند.

6. به چالش کشیدن ساختار سازمانی: همیشه در سازمان ساختارهایی با شکل سنتی پاسخگو نیست. برای توانایی پاسخ به نیازهای مشتریان باید حتی ساختار سازمانی به چالش کشیده شود. رهبران موفق با این کار سعی در بهبود و روان‌تر شدن فعالیت‌ها در سازمان می‌پردازند.

7- به چالش کشیدن فرهنگ: هر سازمانی فرهنگی ویژه و منحصربه‌فرد دارد. در برخی از سازمان‌ها روابط بین افراد بسیار خصمانه و نامناسب است، بعضی دیگر کارکنانی دارند که به‌طور کامل از یکدیگر حمایت می‌کنند، در یک سازمان ممکن است افراد پرنشاط و پرجنب و جوش باشند و در جایی دیگر افراد خلاف این رفتار داشته باشند. باید توجه کرد که فرهنگ خوب و مناسب برای یک سازمان سرمایه‌ای بزرگ است. نکته‌ای که درباره فرهنگ سازمانی قابل توجه است آن است که فرهنگ یک سازمان به‌طور مستمر درحال تغییر است و یک رهبر سازمانی باید با به چالش کشیدن آن را به سمت و سوی مناسب هدایت کند.

8- به چالش کشیدن استعدادهای سازمانی: شرم‌آورترین حالت برای یک سازمان، رسوب کردن افراد نخبه و استعدادهای سازمانی است. وقتی یک سازمان نتواند از توانایی‌های این افراد به درستی استفاده کند، آنها به تدریج تبدیل به افرادی منفعل می‌شوند. وظیفه مهم یک رهبر سازمانی شایسته استفاده از تمامی ظرفیت‌های استعدادهای سازمان و به چالش کشیدن آنها با طرح مسائل و فعالیت‌های جدی سازمانی است.

9- به چالش کشیدن خود: حقیقت آن است که اغلب رهبران، استعداد خوبی برای به چالش کشیدن دیگران دارند اما برای به چالش کشیدن خود موفق عمل نمی‌کنند. رهبران بسیار موفق همواره خود را برای رسیدن به سطح استانداردهای بالاتر رفتاری، نظم و انضباط، پاسخگویی و شفافیت به چالش می‌کشند. به نظر شما رهبران چه موارد دیگری را می‌توانند برای بهبود وضعیت و نمایش بهترین عملکرد از خود و سازمان به چالش بکشند؟



ادامه مطلب

خوب، بد، زشت‌های علی‌بابا

دو غول فروش اینترنتی دنیا چه فرق‌هایی با هم دارند؟

مترجم: مریم رضایی
منابع: qz.com-forbes
در نخستین دقایق شروع روز 11 نوامبر، به مناسبت روز مجردها در چین و در یک حراج 24 ساعته، میلیاردها دلار به پایگاه‌های خرید اینترنتی تی‌مال (Tmall از فروشگاه‌های زیرمجموعه علی بابا که فعالیتی مانند eBay دارد) و تائوبائو (Taobao از دیگر زیرمجموعه‌های علی‌بابا که مخصوص عرضه کالاهای مربوط به برندهای بزرگ است) واریز شد و فروشگاه آنلاین علی‌بابا که سال گذشته نیز رکورد جهانی فروش اینترنتی را شکسته بود، بار دیگر این رکورد را جابه‌جا کرد.

پیشرفت جک‌ما و چین از هم ناگسستنی است. در سال 1999 ما که یک معلم زبان انگلیسی بود علی‌بابا را با 17 نفر در آپارتمان خود تاسیس کرد. اولین فعالیت اقتصادی او سایت فروش بنگاه به بنگاه Alibaba.com بود. سپس در سال 2003 او تائوبائو را راه‌اندازی کرد و وقتی چین به دومین اقتصاد بزرگ دنیا ارتقا یافت، تائوبائو که به زبان چینی به معنی «جست‌وجو برای گنج» است، به برترین سایت خرید اینترنتی این کشور تبدیل شد. حدود 50 درصد معاملات خرده‌فروشی آنلاین چین از طریق این سایت صورت می‌گیرد.

خوب
نکته مهم این است که علی‌بابا شرکت سودآوری است. در سال مالی منتهی به مارس 2015، این شرکت از سود 5/ 5 میلیارد دلاری خود خبر داد. این در حالی است که آمازون در آخرین سال مالی آمازون در دسامبر 2014 ضرری معادل 241 میلیون دلار را گزارش داد (نمودار 1). آمازون در ماه‌های گذشته سود اندکی را گزارش کرده است. اختلاف بزرگی که در میزان درآمد این دو شرکت وجود دارد به‌دلیل تفاوت مدل‌های کسب‌وکار آنها است. عمده درآمد آمازون از فروش کالا در وب‌سایت این شرکت به دست می‌آید. این در حالی است که علی‌بابا عمدتا از آگهی‌ها و خدمات افزوده‌ای که به فروشندگان خود می‌دهد، درآمد کسب‌ می‌کند. و اگرچه درآمدهای آمازون در کل بالاتر است، اما درآمد علی‌بابا از زمان عرضه عمومی آن روند افزایشی مداوم داشته است.همچنین درآمدهای علی‌بابا در مقایسه با آمازون تنوع‌ بیشتری دارد و در نتیجه در برابر نوسانات اقتصادی از امنیت بیشتری برخوردار است (نمودار 2). این تنوع درآمدی شامل سرمایه‌گذاری علی‌بابا در شرکت‌های متعدد مانند یوکو تودو (که اغلب یوتیوب چین توصیف می‌شود)، میزو (تولیدکننده گوشی‌های هوشمند) و حتی مراکز خرید است.

بد (بخش اول)
برخی سرمایه‌گذاران از اینکه علی‌بابا ممکن است تحت‌تاثیر رکود اقتصاد چین باشد، اظهار نگرانی کرده‌اند. اگر نگاهی به نمودار 2 بیندازید، می‌بینید که در سه ماه منتهی به سپتامبر سال گذشته، سهم درآمدی که علی‌بابا از عملیات خرده‌فروشی آنلاین در چین به دست آورده افزایش یافته است. همزمان، آمازون با اینکه از مبنای کمتری شروع کرده، اما اطمینان سرمایه‌گذاری خود را با خدمات وب در برابر خرده‌فروشی آنلاین به تدریج بالا برده است.  مدتی پیش، تاثیر گرفتن علی‌بابا از مصرف‌کنندگان چینی دقیقا همان چیزی بود که به این شرکت ارزش می‌افزود. اما پیش‌بینی‌ها در مورد رکود چین این روزها جدی‌تر شده است.

بد (بخش دوم)
گزارش‌هایی که هرازگاهی در مورد فعالیت کسب‌وکار علی‌بابا منتشر می‌شود، اطمینان سرمایه‌گذاران را کاهش داده است. در ژانویه امسال، دولت چین گزارشی مستدل را منتشر کرد مبنی بر آنکه این شرکت در حذف کالاهای جعلی از سایت تائوبائو سهل‌انگاری می‌کند. در ماه آوریل، محققان با جزئیات نشان دادند که برخی فروشندگان چگونه ارقام فروش ظاهری و میزان بازدید مشتری را بالا می‌برند. در همان ماه علی‌بابا به‌دلیل نقض قوانین قیمت‌گذاری توسط تاجران در طول روز مجردهای سال گذشته جریمه شد. مدت کوتاهی پس از آن، تحلیلگران اشاره کردند که در سه ماه نخست سال، رشد سالانه خریداران فعال به کمترین حد خود رسیده است. اتهامات رواج کالاهای تقلبی از همان ابتدا دامن علی‌بابا و تائوبائو را گرفته بود و در تمام این مدت جک ما با قاطعیت گفته بود که موضعی جدی در این زمینه خواهد داشت. اما وقتی سایت پیشرفت کرد، شکایت‌ برندهای بزرگ هم بیشتر شد و در سال 2008 «دفتر نمایندگی تجاری آمریکا،» تائوبائو را در لیست بازارهای بدنام خود قرار داد.

در واقع، جک ما که نشریه فوربس او را بیست و دومین فرد قدرتمند دنیا معرفی کرده، از وکلا بیزار است؛ به‌خصوص وکلایی که هرازگاهی به پایه‌های امپراتوری 200 میلیارد دلاری او حمله می‌کنند. او در مورد نمایندگان مدعی‌العموم نیویورکی که به‌دلیل تجارت کالاهای تقلبی از طرف شرکت «کرینگ» (Kering)، مالک شرکت‌های کالاهای لوکس فرانسوی مانند گوچی از علی‌بابا شکایت کرده‌اند می‌گوید: «من در این پرونده بازنده خواهم بود و جریمه را پرداخت می‌کنم. اما ما عزت و احترام خود را حفظ خواهیم کرد.» این عزت و احترام در چشم صدها هزار کارآفرین کوچک چینی که در بازار آنلاین تائوبائو جان گرفته‌اند، کاملا منطقی است. برای جک ما که سایت‌های خرده‌فروشی چینی او پنج برابر حجم eBay خرید و فروش می‌کنند و سال گذشته 394 میلیارد دلار از هر چیزی را مبادله کرده‌اند، این فروشندگان نبض حیاتی هستند. برای فروشندگان نیز جک ما قهرمان کاپیتالیزم است و راه صعود آنها به طبقه متوسط را هموار کرده است. اما در مرکز این رضایت اجتماعی واقعیت ناشناخته‌ای وجود دارد: عظمت علی‌بابا تا حد زیادی بر پایه محصولات تقلبی و غیرقانونی ساخته شده است.

مقیاس این عرضه‌های تقلبی بسیار بزرگ است. سایت تائوبائو میلیون‌ها کالای مشکوک را برای فروش عرضه می‌کند، از کیف دستی گرفته تا قطعات یدکی خودرو، لباس ورزشی و جواهرات.  وقتی در لیست تائوبائو کلمه «گوچی» را جست‌وجو کنید و قیمت مد نظر خود را در محدوده زیر 300 یوآن (یا 50 دلار)، بسیار پایین‌تر از قیمت واقعی محصولات گوچی قرار دهید، 30 هزار نتیجه نمایش داده می‌شود. فروشندگان 4 فقره از این اقلام در صفحه اول سایت تاکید کرده‌اند که کارخانه‌هایی برای تولید این نمونه‌ها با استفاده از طراحی اصلی آنها اجاره کرده‌اند. تعداد انبوهی از بقیه اقلام که طراحی مشابه محصولات گوچی دارند، تغییرات بسیار کوچک و نامحسوسی دارند. نت‌نیمز (NetNames) شرکتی که به برندها در مقابله با کالاهای تقلبی کمک می‌کند، می‌گوید مشتریان معتقدند 80 درصد محصولاتی که به اسم شرکت آنها در تائوبائو فروش می‌رود، تقلبی هستند.

درآمد علی‌بابا در دو سال مالی گذشته بیش از دو برابر شده و به 3/ 12 میلیارد دلاری رسیده، درحالی‌که درآمد خالص آن نزدیک به سه برابر شده و به 9/ 3 میلیارد دلار رسیده است. اگر علی‌بابا کالاهای تقلبی را از سایت‌های خرید خود حذف می‌کرد، چه اتفاقی رخ می‌داد؟ هارلی لوین، وکیل کارآزموده عضو موسسه حقوقی مک‌کارتر (McCarter & English) معتقد است در آن صورت «علی‌بابا ورشکست می‌شود.» مسلما چنین نتیجه‌ای به نفع جک ما نیست. اما او انگیزه کافی دارد که فاز بعدی جاه‌طلبانه علی‌بابا را اجرا کند و این غولخرده‌فروشی در چین را به جایگاه جهانی برساند. این موضوع نیازمند اعتمادسازی برای مصرف‌کنندگان در همه دنیا است. ویلیام فورسیته، مدیر حفاظت برند شرکت خودروسازی ژاپنی نیسان موتور در واحد آمریکای شمالی می‌گوید «جک‌ ما پول زیادی به دست آورده است. اما اگر می‌خواهد جایگاهی در بازار داشته باشد که ردپایی جهانی ایجاد کند، باید سیستمی را راه‌اندازی کند که از علائم تجاری بین‌المللی حفاظت کند.»

زشت
علی‌بابا امسال عمدتا تلاش کرده قیمت سهام خود را به زمان عرضه عمومی خود، یعنی 94 دلار برساند. قیمت سهام آمازون با وجودی که این شرکت سودده به نظر نمی‌رسد، بسیار بالاتر از علی‌بابا است که شاید دلیل آن پایگاه درآمدی عظیم و اتصال به تجارت الکترونیک آمریکا باشد. مساله دیگری که مانع رشد علی‌بابا شده، اخبار مربوط به 6 نوامبر است که طی آن جیم چانوس، مدیر معروف صندوق سرمایه‌گذاری استقراضی علیه سرمایه‌گذاری در علی‌بابا تبلیغ منفی کرده بود. بعد از انتشار این خبر، حتی پیش‌بینی‌ها در مورد فروش فراوان روز مجردها به افزایش قیمت سهام علی‌بابا کمکی نکرد (نمودار 3).

پاورقی: روز 11 نوامبر 11/ 11 از سال 1990 به ابتکار سایت علی‌بابا در چین به‌عنوان روز مجردها اطلاق شد که در این روز با پیشنهادهای ویژه خرید و تخفیف به بزرگ‌ترین روز خرید آنلاین این کشور تبدیل شده است.








ادامه مطلب

انگار درست فکر کرده ام

دلم می خواهد قضاوتم اشتباه باشد

غلط فکر کرده باشم

اولین باراست که دوست دارم،خطا کرده باشم

تا تصورم نسبت به قشری از آدمها،وصله پینه نخورد

دلم می خواهد ،تصور بی رحمیها و نا اخلاقیهایی که فضای مخیله ام را پر کرده،صحیح نباشد

کاش بعضی اتفاقها،پس وپیش می شد تا حکمت وجودیشان را بهتر درک می کردیم

کاری از من ساخته نیست تاخدا نخواهد

ومن همچنان شنهای ،ساعت شنی ام را دانه دانه می شمارم تا زمان سپری شود

فقط دلم می خواست،همه ی تخیلاتم ،خواب باشد وخبط 

اما انگار نیست...

انگار درست فکر کرده ام...



ادامه مطلب