سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

لیله القدر

  

از بین شبهای قدر،شب بیست و سوم برام حلاوت خاصی داره

یه حس شیرین،همراه امید و رجا

اگر به خدا اعتماد نداشته باشیم ،نمیتونیم امشب درست دعا کنیم

باید همه چیز و به خودش بسپاریم،و بعد تصمیم بگیریم که اونی باشیم که میخواد

حتی اگر تمام گناهان گذشته  مون،بخشیده بشه باید خوف داشته باشیم که روزهای پیش رو،دچار خطا میشیم یا نه؟

این شبا به این فکر میکردم که تو این یکسال،چه اتفاقات  عجیب و غیر منتظره ای برامون افتاد که هرگز ذهنمونم بهش خطور نمیکرد

خدا چه بنده هایی رو خرید و پیش خودش برد

خیلیام مسیر غلط گذشته رو پاک کردن و راه درست و پیش رفتن

خدایا،بهت امید دارم و به حکمت و بزرگیت اعتماد میکنم که لحظه هام در مسیر تو بگذره

از خزانه ی غیبت،از جایی که گمان نمیکنیم،رزق روح وجسم ما رو فراهم کن

امشب ما رو مشمول دعای خاص حضرت حجت قرار بده و با ظهورش قلب شیعیان جهان رو شاد کن

هزار امید و آرزو و فکر خوب توی ذهنم دارم که اگر نگاهت ازم برگرده،هیچکدوم محقق نمیشه،فکر وقلب منو در مسیر رشد وتعالی دینت قرار بده"قو علی خدمتک جوارحی"

خیر دنیا و آخرت و عافیت در همه ی امور رو برای ما رقم بزن

دل بنده هات رو ازم راضی کن تا حق الناسی برگردن نداشته باشم

آرزوی هر عاشقی،همجواری با معشوقه،ما رو به کربلا برسون

ما رو به کربلا برسون...

"اللهم اغفر لی الذنوب التی،تحبس الدعا"




ادامه مطلب

خود درگیری!

از خودم بدم میاد ... مثل وقتی که از کاری بدم میاد ولی انجامش میدم! کم کم دارم به خودم هم شک میکنم! من که اینقدر بد نبودم! من که اینقدر حاضر به انجام و گفتن هر چیزی نبودم! من که اینقدر روی حرفام حساس بودم چطور همچین میکنم این روزها؟!

از خوابیدن بدم اومده ... دیشب تا سحر فوقش یه ساعت خوابیدم ... از سحر تا الان هم اصلاً نخوابیدم! اصلاً هم خوابم نمیاد!

یه کاری رو انجام میدم یا یه حرفی رو میزنم یا حتی یه پستی رو میذارم ولی تا فلانقدر ساعت خودم از خودم بدم میاد بخاطر انجام اون کار یا زدنِ اون حرف و یا گذاشتنِ‌اون پست!!! ساعت‌ها میشینم یا حتی دراز میکشم و به عاقبت کارم فکر میکنم! اینکه که نهایتش میخواد چی بشه!؟ 

+ شرمنده‌ام امامِ رئوفـــــــــ...



ادامه مطلب

خلیفه الله

این دو سه روزه،هربار یاد اون حرکت دوستم می افتم هم خنده ام میگیره،هم حرصم درمیاد

روز آخرین امتحان،باعجله راه افتادم که برم

یه خودکارم گذاشتم کیفم و بعدا که نگاه کردم دیدم مشکیه و اصلا دوست نداشتم با مشکی بنویسم

قبل امتحان به دوست پشت سریم گفتم خودکار داری؟

و ازکیفش یه خودکار آبی در آورد وبهم داد

مشغول جواب دادن به سوالا بودم و اکثرش رو نوشته بودم که دیدم همون دوستم داره سر و صدا میکنه و به استاد میگه:خودکارم تموم شده:/

بعد یه چن ثانیه ای زد به شونه هامو و گفت:بهار خودکاری که بهت داده بودم و بده ،خودم لازم دارم

:/

ینی نمیدونستم بخندم؟حرص بخورم؟از روی زیادش تعجب بکنم؟؟خب تو که جنبه انفاق نداری،چرا بذل و بخشش میکنی؟

مجبور شدم خودکار وبهش بدم و بقیه جوابا رو با مشکی بنویسم

اصن یه وضی شده بود برگه امتحانیم

من تاحالا مشکل داشتم با آدمایی که برا هر کار خیرشون صدتا منت میذارن،این یکی دیگه نوبر بود

به این فکر میکنم که خدا اینهمه نعمت بی منت و بی بازگشت بهمون داده،ما چقدر شکر گذاریم؟؟؟

گاهی میشیم مصداق اون آیه که میگه:وقتی کشتیشون دچار امواج میشه،خدا رو صدا میزنن و وقتی به ساحل نجات میرسن،خدا رو فراموش میکنن

خدایی که تو سوره ی الرحمن؛اینهمه آیه و نشونه و نعمت و ذکر میکنه و ما همیشه طلبکاریم

از رحمانیت و رحیمیت خدا،بخشش و انفاق بی چشم داشت رو یاد بگیریم

شاید بشه بهمون گفت،خلیفه الله...



ادامه مطلب

یاحیدر

فزت ورب الکعبه"تسلیما لامرک"بود

 فرقی ندارد سجده درمحراب یا گودال

   


تمام شد کار اشقی الاشقیا

قد قتل المرتضی

اینک این شما و دنیای بی علی...



ادامه مطلب

آدمهای سطحی نگر

شب جمعه،کنار مزار یادبود پسرش دیدمش

داشتیم سلام واحوال پرسی میکردیم که یکی از اقوامش جلو اومد

بعد از سلام با یه لحن عجیب و غریبی بهش گفت:چرا اون روز تو اون برنامه ی تلویزیونی که داشتی از پسر شهیدت حرف میزدی،چهره ات انقدر بشاش بود،نه غمی،نه اندوهی،نه ...

با تعجب داشتم گوش میدادم

در جوابش گفت:مگه شما تو دل منی ببینی چی میگذره،دیروز انقدرحالم خراب بود،تاشب بیمارستان بودم،حس میکردم دیگه خونی تو رگهام نیست،از استرس اینکه این پیکرهایی که از سوریه اومده و دارنDNAانجام میدن و شاید یکی از اونها بچه ی من باشه...

دلم میخواست اون خانوم فامیل و با اون طرز فکر کودکانه اش،له کنم

آخه اون چی میدونه از چشم انتظاری...

مگه یه مادر میتونه فراموش کنه تک پسرش رو..

پسری که جنازه ای ازش برنگشته

ما چه جور آدمایی هستیم

چقدر راحت زخم میزنیم

چه راحت داغ دل جوون داده ها رو تازه میکنیم

خدایا ،به ما بصیرتی بده که حقیقت رو در لحظه درک کنیم

و موجب دلخوری و آزردگی کسی نباشیم


التماس دعا نوشت:یه بنده خدایی شدیدا به دعا نیاز داره،به حرمت این شبها،خالصانه برای رفع مشکلش دعا کنید



ادامه مطلب

خواهرم دقت کن

سلام

یه کم توجه کافیه



فامیل هایت را محرم خواندی    دکتر هم که مَحرم بود     عکاس هم که محرم شد!       گویی در این میان تنها خدا نامحرم است؟



تنها جایی که حجاب داشت، هنگام نماز خواندن بود. گویا تنها کسی که به او محرم نبود خداوند بود


خدایا شکرت



ادامه مطلب

(قــــــــــــــدر) راکمی بیشتر (قــــــــــــدر) بدانیم

دیشب نمیدونستم چی بگم؟چی بخوام؟برای کی دعاکنم؟چه دعایی بکنم؟تصویرکلی ادم واسمای جورواجورتوذهنم میومدهمونایی که یه عمرباهاشون بودم ...اصلانمیدونستم ازکجاوبرای کی شروع کنم باخودم گفتم اول یکم نازخداروبکشم دلشوبدست بیارم وقتی هم من اروم شدم وخدایکم دقیق ترشد همه ی همه ی دعاهاموبگم شروع کردم به خوندن دعای جوشن کبیرهمون دعایی که ازاول تااخرش عشق بازی باخداست،همون دعایی که بایه نثرروان واهنگین وساده ازصفات خدامیگه وادمی باخوندنش کلی قربون صدقه خدامیره...دعاروخوندم شروع کردم به دعاکردن ازاینکه همه مردم تندرست وشادباشن،ازاینکه ارمش وامنیت توزندگی همه مردم باشه،سفره های مردم  رنگارنگ ورزق وروزی حلال بدست بیارن وکارودرامدحلال داشته باشن،مجردا ازدواج کنن وبه معنای واقعی خوشبختی روبچشن مث حضرت علی وحضرت فاطمه،طلاق نباشه واقعن نباشه،همه خونه داربشن،زوجهابتونن بچه داربشن وبچه های صالح پرورش بدن،همه ارزوهاورویاهاشون رنگ حقیقت بگیره وهرکی به هرچیزی که میخواد برسه و....دست اخرهم برای خانواده وخودم دعاکردم...بعدهم مث هرسال نیایشهاوسخنان فوق العاده ی حاج اقاانصاریان روگوش دادیم وگاه گاه دلمون ریش میشد وگریه مون میگرفت...یه حرف جالبی که حاج اقاانصاریان گفت این بودکه:پارسال توهمین شبهای قدرگفتیم خدایااب تومملکتمون کمه ومتخصصان میگن باید20سال پشت سرهم برف وبارون بیادتاخشکسالی وبی ابی رفع بشه اماچندروز بعدازماه رمضون بارون های فراوون اومدخدایااین بارونی که برای مافرستادی ازاشک چشماشیعه هایی بودکه برای امام علی شب قدرگریه کردن امسال میخوایم دعاکنیم مسلمون وشیعه رودارن میکشن وسرمیبرن وکسیکه حضرت علی رودوست داشته باشه روکافرمیدونن تومواظب شیعه هاباش....خدایامرگمون توعاشوراباشه،مرگمون روزعرفه باشه،مرگمون تودعای کمیل باشه ....

دیشب داشتم فک میکردم منم گاهی دانسته ونادانسته گناه کردم منوببخش قربونت برم کمک کن اگه قراره تاسال دیگه زنده باشم تومسیری بیام که توهم باشی اگه مسیرم عوض شدمنوبرگردون کمکم کن فدات بشم...خدایاارزوهامو اگه صلاح میدونی براورده کن

+دیشب کلی ادم باکارنامه های مختلف تاصبح در خونه خدارومیزدن خدایایه نیم نگاهی بهشون بکن....

+همه مون تواین چندشب دعامیکنیم بخشیده بشیم وخداهم میبخشه خیلی بی انصافیه اگه بعدماه رمضون بازهم به کارهای نادرستمون ادامه بدیم حداقل یکم تلاش کنیم...

+فلسفه شب قدرزیاده امامن این فلسفه رودوست داشتم:شب قدرشب بیدارشدن است نه بیدارماندن...دعاکنیم بیدارشویم

+محیط بانان وسربازانی که امسال کنارخانواده هاشون نبودن توارامش ورحمت ولطف خداباشن خداجون...

+برای چندتاازوبلاگنویساکه باهاشون درارتباط بودم هم دعاکردم:)



ادامه مطلب

نیرو در همه جا ۲ (پیش آموزش ۳)

نیروها به دو دسته نیروهای تماسی  نیرو غیر تماسی تقسیم می گردد

نیروهای های تماسی : نیرو هنگامی وارد می شود که دو جسم با یکدیگر در تماس باشند مانند نیروی اصطکاک که وقتی دو جسم بر روی هم کشیده می شود وارد می شود یا نیروی تکیه گاه ......

ادامه مطلب


ادامه مطلب

میخوام بشم(خواهشاً بخونید)


سلام


میخوام شخصیتمو آیندمو که دوست دارم بشم رو بنویسم تا بعداً یادم باشه که میخواستم کی باشم چطوری رفتار کنم

میدونین راستش منم کار بدو خیلی دوست دارم! بلاخره خیلیا یه کار بدی مد نظرشونه دیگه!! خو منم یه کار بد سراغ دارم که از انجامش میدونم که لذت میبرم!! اما انجامش نمیدم چون فکر میکنم آیندمو خراب میکنه، چون دیگه بعدش نمیتونم به بعضی از خواسته هام برسم، یا شاید خیلیاش


راستی اینم مد نظر داشته باشید که من از همتون گناهکارترم، حداقل از خیلیا، من اگه بگم چیکارم خیلیاتون شاید بگین "جم کن بابا! تو اهل این حرفا نیستی"!! ولی خب باز یه اعتقاداتی دارم که نذاشت سمت کار بدتره برم!!(البته همه چیز دست خداست و اون بالایی نخواست)

در کل منظورم اینه که من نه از دماغ فیل افتادم و نه از پشت کوه اومدم و نه سر راهیم!!!

خب میرم سر اصلش:

میخوام در آینده اَم به فکر اعتقاد و دینم باشم(الان به فکر اعتقادم هستم اما دینم نه)     میخوام خوب باشم، خوب باشم که بعد من حرفای خوب پشتم بگن و برام فاتحه ای بخونند

میخوام مهربون باشم، چون پیامبرم مهربون بود، پیامبرم با همه ی همسرانش مهربون بود و همشونم از پیامبرم راضی بودن، اگه باید بعضی وقتا بد باشی حتماً پیامبرم هم بد میبود بعضی وقتا

میخوام با بچه ها مهربون باشم         میخوام مؤدب باشم        میخوام سر به زیر باشم و با حیا و غیرت          میخوام جِلف نباشم         میخوام همچنان دل نشکنم

میخوام فحش دادنو کم کنم(با دوستام که هستم فحشم میدم!! البته خودین و میدونند که قصدی ندارم و شوخیه، البته کار بدیه ها، ولی کنارش واسه اینکه مغرور نشم و دلی نشکنه به خودمم چندتا فحش نثار میکنم!!!) شاید نتونم کلاً ترک کنم

میخوام وقف داشته باشم، البته اگه کار و حقوقی داشته باشم(مال دنیا ارزش نداره)          میخوام مغرور نشم و بقیه رو کوچیک ببینم، میخوام واسه همه ارزش قائل شم

میدونم یکم رویایی به نظر میرسه اما من در خودم میبینم

خدایا کمکم کن


خدایا شکرت




ادامه مطلب

تسلیت شهادت حضرت علی (ع)

ای کاش علی شویم و عالی باشیم
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم

 



ادامه مطلب
صفحه 3 از 1712345...10...قبلی »

  

از بین شبهای قدر،شب بیست و سوم برام حلاوت خاصی داره

یه حس شیرین،همراه امید و رجا

اگر به خدا اعتماد نداشته باشیم ،نمیتونیم امشب درست دعا کنیم

باید همه چیز و به خودش بسپاریم،و بعد تصمیم بگیریم که اونی باشیم که میخواد

حتی اگر تمام گناهان گذشته  مون،بخشیده بشه باید خوف داشته باشیم که روزهای پیش رو،دچار خطا میشیم یا نه؟

این شبا به این فکر میکردم که تو این یکسال،چه اتفاقات  عجیب و غیر منتظره ای برامون افتاد که هرگز ذهنمونم بهش خطور نمیکرد

خدا چه بنده هایی رو خرید و پیش خودش برد

خیلیام مسیر غلط گذشته رو پاک کردن و راه درست و پیش رفتن

خدایا،بهت امید دارم و به حکمت و بزرگیت اعتماد میکنم که لحظه هام در مسیر تو بگذره

از خزانه ی غیبت،از جایی که گمان نمیکنیم،رزق روح وجسم ما رو فراهم کن

امشب ما رو مشمول دعای خاص حضرت حجت قرار بده و با ظهورش قلب شیعیان جهان رو شاد کن

هزار امید و آرزو و فکر خوب توی ذهنم دارم که اگر نگاهت ازم برگرده،هیچکدوم محقق نمیشه،فکر وقلب منو در مسیر رشد وتعالی دینت قرار بده"قو علی خدمتک جوارحی"

خیر دنیا و آخرت و عافیت در همه ی امور رو برای ما رقم بزن

دل بنده هات رو ازم راضی کن تا حق الناسی برگردن نداشته باشم

آرزوی هر عاشقی،همجواری با معشوقه،ما رو به کربلا برسون

ما رو به کربلا برسون...

"اللهم اغفر لی الذنوب التی،تحبس الدعا"


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۸ام, ۱۳۹۵

از خودم بدم میاد ... مثل وقتی که از کاری بدم میاد ولی انجامش میدم! کم کم دارم به خودم هم شک میکنم! من که اینقدر بد نبودم! من که اینقدر حاضر به انجام و گفتن هر چیزی نبودم! من که اینقدر روی حرفام حساس بودم چطور همچین میکنم این روزها؟!

از خوابیدن بدم اومده ... دیشب تا سحر فوقش یه ساعت خوابیدم ... از سحر تا الان هم اصلاً نخوابیدم! اصلاً هم خوابم نمیاد!

یه کاری رو انجام میدم یا یه حرفی رو میزنم یا حتی یه پستی رو میذارم ولی تا فلانقدر ساعت خودم از خودم بدم میاد بخاطر انجام اون کار یا زدنِ اون حرف و یا گذاشتنِ‌اون پست!!! ساعت‌ها میشینم یا حتی دراز میکشم و به عاقبت کارم فکر میکنم! اینکه که نهایتش میخواد چی بشه!؟ 

+ شرمنده‌ام امامِ رئوفـــــــــ...

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۸ام, ۱۳۹۵

این دو سه روزه،هربار یاد اون حرکت دوستم می افتم هم خنده ام میگیره،هم حرصم درمیاد

روز آخرین امتحان،باعجله راه افتادم که برم

یه خودکارم گذاشتم کیفم و بعدا که نگاه کردم دیدم مشکیه و اصلا دوست نداشتم با مشکی بنویسم

قبل امتحان به دوست پشت سریم گفتم خودکار داری؟

و ازکیفش یه خودکار آبی در آورد وبهم داد

مشغول جواب دادن به سوالا بودم و اکثرش رو نوشته بودم که دیدم همون دوستم داره سر و صدا میکنه و به استاد میگه:خودکارم تموم شده:/

بعد یه چن ثانیه ای زد به شونه هامو و گفت:بهار خودکاری که بهت داده بودم و بده ،خودم لازم دارم

:/

ینی نمیدونستم بخندم؟حرص بخورم؟از روی زیادش تعجب بکنم؟؟خب تو که جنبه انفاق نداری،چرا بذل و بخشش میکنی؟

مجبور شدم خودکار وبهش بدم و بقیه جوابا رو با مشکی بنویسم

اصن یه وضی شده بود برگه امتحانیم

من تاحالا مشکل داشتم با آدمایی که برا هر کار خیرشون صدتا منت میذارن،این یکی دیگه نوبر بود

به این فکر میکنم که خدا اینهمه نعمت بی منت و بی بازگشت بهمون داده،ما چقدر شکر گذاریم؟؟؟

گاهی میشیم مصداق اون آیه که میگه:وقتی کشتیشون دچار امواج میشه،خدا رو صدا میزنن و وقتی به ساحل نجات میرسن،خدا رو فراموش میکنن

خدایی که تو سوره ی الرحمن؛اینهمه آیه و نشونه و نعمت و ذکر میکنه و ما همیشه طلبکاریم

از رحمانیت و رحیمیت خدا،بخشش و انفاق بی چشم داشت رو یاد بگیریم

شاید بشه بهمون گفت،خلیفه الله...

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۸ام, ۱۳۹۵

فزت ورب الکعبه"تسلیما لامرک"بود

 فرقی ندارد سجده درمحراب یا گودال

   


تمام شد کار اشقی الاشقیا

قد قتل المرتضی

اینک این شما و دنیای بی علی...

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۸ام, ۱۳۹۵

شب جمعه،کنار مزار یادبود پسرش دیدمش

داشتیم سلام واحوال پرسی میکردیم که یکی از اقوامش جلو اومد

بعد از سلام با یه لحن عجیب و غریبی بهش گفت:چرا اون روز تو اون برنامه ی تلویزیونی که داشتی از پسر شهیدت حرف میزدی،چهره ات انقدر بشاش بود،نه غمی،نه اندوهی،نه ...

با تعجب داشتم گوش میدادم

در جوابش گفت:مگه شما تو دل منی ببینی چی میگذره،دیروز انقدرحالم خراب بود،تاشب بیمارستان بودم،حس میکردم دیگه خونی تو رگهام نیست،از استرس اینکه این پیکرهایی که از سوریه اومده و دارنDNAانجام میدن و شاید یکی از اونها بچه ی من باشه...

دلم میخواست اون خانوم فامیل و با اون طرز فکر کودکانه اش،له کنم

آخه اون چی میدونه از چشم انتظاری...

مگه یه مادر میتونه فراموش کنه تک پسرش رو..

پسری که جنازه ای ازش برنگشته

ما چه جور آدمایی هستیم

چقدر راحت زخم میزنیم

چه راحت داغ دل جوون داده ها رو تازه میکنیم

خدایا ،به ما بصیرتی بده که حقیقت رو در لحظه درک کنیم

و موجب دلخوری و آزردگی کسی نباشیم


التماس دعا نوشت:یه بنده خدایی شدیدا به دعا نیاز داره،به حرمت این شبها،خالصانه برای رفع مشکلش دعا کنید

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۷ام, ۱۳۹۵

سلام

یه کم توجه کافیه



فامیل هایت را محرم خواندی    دکتر هم که مَحرم بود     عکاس هم که محرم شد!       گویی در این میان تنها خدا نامحرم است؟



تنها جایی که حجاب داشت، هنگام نماز خواندن بود. گویا تنها کسی که به او محرم نبود خداوند بود


خدایا شکرت

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۷ام, ۱۳۹۵

دیشب نمیدونستم چی بگم؟چی بخوام؟برای کی دعاکنم؟چه دعایی بکنم؟تصویرکلی ادم واسمای جورواجورتوذهنم میومدهمونایی که یه عمرباهاشون بودم ...اصلانمیدونستم ازکجاوبرای کی شروع کنم باخودم گفتم اول یکم نازخداروبکشم دلشوبدست بیارم وقتی هم من اروم شدم وخدایکم دقیق ترشد همه ی همه ی دعاهاموبگم شروع کردم به خوندن دعای جوشن کبیرهمون دعایی که ازاول تااخرش عشق بازی باخداست،همون دعایی که بایه نثرروان واهنگین وساده ازصفات خدامیگه وادمی باخوندنش کلی قربون صدقه خدامیره...دعاروخوندم شروع کردم به دعاکردن ازاینکه همه مردم تندرست وشادباشن،ازاینکه ارمش وامنیت توزندگی همه مردم باشه،سفره های مردم  رنگارنگ ورزق وروزی حلال بدست بیارن وکارودرامدحلال داشته باشن،مجردا ازدواج کنن وبه معنای واقعی خوشبختی روبچشن مث حضرت علی وحضرت فاطمه،طلاق نباشه واقعن نباشه،همه خونه داربشن،زوجهابتونن بچه داربشن وبچه های صالح پرورش بدن،همه ارزوهاورویاهاشون رنگ حقیقت بگیره وهرکی به هرچیزی که میخواد برسه و....دست اخرهم برای خانواده وخودم دعاکردم...بعدهم مث هرسال نیایشهاوسخنان فوق العاده ی حاج اقاانصاریان روگوش دادیم وگاه گاه دلمون ریش میشد وگریه مون میگرفت...یه حرف جالبی که حاج اقاانصاریان گفت این بودکه:پارسال توهمین شبهای قدرگفتیم خدایااب تومملکتمون کمه ومتخصصان میگن باید20سال پشت سرهم برف وبارون بیادتاخشکسالی وبی ابی رفع بشه اماچندروز بعدازماه رمضون بارون های فراوون اومدخدایااین بارونی که برای مافرستادی ازاشک چشماشیعه هایی بودکه برای امام علی شب قدرگریه کردن امسال میخوایم دعاکنیم مسلمون وشیعه رودارن میکشن وسرمیبرن وکسیکه حضرت علی رودوست داشته باشه روکافرمیدونن تومواظب شیعه هاباش....خدایامرگمون توعاشوراباشه،مرگمون روزعرفه باشه،مرگمون تودعای کمیل باشه ....

دیشب داشتم فک میکردم منم گاهی دانسته ونادانسته گناه کردم منوببخش قربونت برم کمک کن اگه قراره تاسال دیگه زنده باشم تومسیری بیام که توهم باشی اگه مسیرم عوض شدمنوبرگردون کمکم کن فدات بشم...خدایاارزوهامو اگه صلاح میدونی براورده کن

+دیشب کلی ادم باکارنامه های مختلف تاصبح در خونه خدارومیزدن خدایایه نیم نگاهی بهشون بکن....

+همه مون تواین چندشب دعامیکنیم بخشیده بشیم وخداهم میبخشه خیلی بی انصافیه اگه بعدماه رمضون بازهم به کارهای نادرستمون ادامه بدیم حداقل یکم تلاش کنیم...

+فلسفه شب قدرزیاده امامن این فلسفه رودوست داشتم:شب قدرشب بیدارشدن است نه بیدارماندن...دعاکنیم بیدارشویم

+محیط بانان وسربازانی که امسال کنارخانواده هاشون نبودن توارامش ورحمت ولطف خداباشن خداجون...

+برای چندتاازوبلاگنویساکه باهاشون درارتباط بودم هم دعاکردم:)

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۷ام, ۱۳۹۵

نیروها به دو دسته نیروهای تماسی  نیرو غیر تماسی تقسیم می گردد

نیروهای های تماسی : نیرو هنگامی وارد می شود که دو جسم با یکدیگر در تماس باشند مانند نیروی اصطکاک که وقتی دو جسم بر روی هم کشیده می شود وارد می شود یا نیروی تکیه گاه ......

ادامه مطلب
  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۷ام, ۱۳۹۵


سلام


میخوام شخصیتمو آیندمو که دوست دارم بشم رو بنویسم تا بعداً یادم باشه که میخواستم کی باشم چطوری رفتار کنم

میدونین راستش منم کار بدو خیلی دوست دارم! بلاخره خیلیا یه کار بدی مد نظرشونه دیگه!! خو منم یه کار بد سراغ دارم که از انجامش میدونم که لذت میبرم!! اما انجامش نمیدم چون فکر میکنم آیندمو خراب میکنه، چون دیگه بعدش نمیتونم به بعضی از خواسته هام برسم، یا شاید خیلیاش


راستی اینم مد نظر داشته باشید که من از همتون گناهکارترم، حداقل از خیلیا، من اگه بگم چیکارم خیلیاتون شاید بگین "جم کن بابا! تو اهل این حرفا نیستی"!! ولی خب باز یه اعتقاداتی دارم که نذاشت سمت کار بدتره برم!!(البته همه چیز دست خداست و اون بالایی نخواست)

در کل منظورم اینه که من نه از دماغ فیل افتادم و نه از پشت کوه اومدم و نه سر راهیم!!!

خب میرم سر اصلش:

میخوام در آینده اَم به فکر اعتقاد و دینم باشم(الان به فکر اعتقادم هستم اما دینم نه)     میخوام خوب باشم، خوب باشم که بعد من حرفای خوب پشتم بگن و برام فاتحه ای بخونند

میخوام مهربون باشم، چون پیامبرم مهربون بود، پیامبرم با همه ی همسرانش مهربون بود و همشونم از پیامبرم راضی بودن، اگه باید بعضی وقتا بد باشی حتماً پیامبرم هم بد میبود بعضی وقتا

میخوام با بچه ها مهربون باشم         میخوام مؤدب باشم        میخوام سر به زیر باشم و با حیا و غیرت          میخوام جِلف نباشم         میخوام همچنان دل نشکنم

میخوام فحش دادنو کم کنم(با دوستام که هستم فحشم میدم!! البته خودین و میدونند که قصدی ندارم و شوخیه، البته کار بدیه ها، ولی کنارش واسه اینکه مغرور نشم و دلی نشکنه به خودمم چندتا فحش نثار میکنم!!!) شاید نتونم کلاً ترک کنم

میخوام وقف داشته باشم، البته اگه کار و حقوقی داشته باشم(مال دنیا ارزش نداره)          میخوام مغرور نشم و بقیه رو کوچیک ببینم، میخوام واسه همه ارزش قائل شم

میدونم یکم رویایی به نظر میرسه اما من در خودم میبینم

خدایا کمکم کن


خدایا شکرت


  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۷ام, ۱۳۹۵

ای کاش علی شویم و عالی باشیم
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم

 

  • نویسنده :
  • تعداد نظرات : بدون دیدگاه
  • تیر ۶ام, ۱۳۹۵