سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

دیدار با نامیرا

      توی آینه پشت سرم ایستاده ای هی میگویی بخند! موی خرگوشی بافته با آن عینکت!

   خنده های آبی ات میریزد لای موهای نارنجی ام...

   بو میکشی موهایم را، دست میکشی رویشان و اشکت می شود: کی اینجور گیست را بریده که بافه بافه ها درست لای گل مویت بند نمیشوند؟!

  
   اینبار من میگویم بخند...

   بغض ات زبان در کامم میکشد! میترسم.

لبهایت که بسیار به گوشم نزدیکند:

   _ موهات خداست...خدا!  لایقِ پرستش!

   + این بندگی فقط لایقِ ملحدی چون تو است!

  

بی اعتراض چشم میبندی و لب وا نمیکنی.

   با انگشت میکشی روی فرق مویی که در تمام سرم باز شده، تا به گردن...

   گویا میخواهی سازی کمیاب بنوازی...چنگ،سکوت!

   چشم های جست و جو گرت بسته اند و حالا دست هات مرا می کاوند!

  آخر پوچی را چه کند و کاو؟!




Rate this post


مطالب مشابه
دیدگاه ها

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتار کمک بگیرید