سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

تردید و تصمیم

4 شنبه هفته گذشته ، 12 تومن سال 93 رو به حسابم ریختن.
نسترن عصر که اومد خونه ، گفت پولدار شدی و 12 تومن گرفتی باید بهمون شام بدی .
گفتم : 12 تومن چیه که حالا؟ بری بازار 3 سوتم نمیکشه ، یه سوته تمومه.  اما باشه. هرچی میخوای سفارش بده شب بیارن.
نمیخواستم برای یه شام چک و چونه بزنم و خسـّت  به خرج بدم.
البته حرف های زیادی بود برای گفتن ؛  مثلا اینکه نسترن و مجید هم نفری 12 تومن گرفته بودن. جمعا 24 تومن. تازه نسترن سال گذشته بخاطر بارداری نیومده بود و هزار تا حرف دیگه ...
اما خب ، همه حر فها  گفتنی نیس که.
شام رو با پول خودم حساب کردم.

شنبه عصر دندونپزشکی نوبت داشتم. دکتر دوّلو . 2 تا دندون جلو رو  پوسیدگی ش رو گرفت و پر کرد.
 دندون چهارمه سمت راستم ، سالها پیش پر شده بود با مواد سیاه وتیره. نه رنگ دندون.  چون گفته بود سیاه ها دوام و مقاومت بیشتری دارن نسبت به مواد صدفی و رنگ دندون.
اون دندون در 7-8 سال اخیر به مرور سفیدیه روش رفت و سیاه بود. وقتی میخندیدم جالب نبود.همه فک میکردن خرابه و پوسیدگی داره.  اما سالم بود. فقط از نظر زیبایی رنگ روش رفته بود و سیاهیش مونده بود.
تو همون جلسه شنبه دکتر دولو  سراغ اونم رفت. فعلا یه روکش موقت براش گذاشت. یه روکش سفید.  اما 3 جلسه دیگه کار داره.  قالب گیری کنه  بده لابراتوار  بسازه  جاگذازی کنه و جلسه سوم هم ترمیم...
هزینه کلش شد 1.5  . که نصفش رو گرفت بقیه برای بعدا. 650 تومن رو دادم.  اون دندون روکشی شد 700 تومن. فک میکردم خیلی گرونتر بشه . مثلا 2 میلیون ...
خلاصه.
هزینه اینو رو هم مامان داد.
 من میخواستم از 12 تومن پولم 2 تومنش رو بردارم و یه کاری کنم که هم خدا خوشحال شه و دوسم داشته باشه و هم خودم همیشه آرزوش رو داشتم و چند هفته پیش از فکر کردن بهش غرق شادی شده بودم...
همیشه دلم میخواست چندین و چند بچه داشته باشم. به مرور تو این وضع خراب آرزوم یادم رفته بود... امروزه روز دیگه طرح ایتام و اینا  اشباع شده. بنابراین تو تصمیم گرفته بودم وقتی پولم رو گرفتم 2 تومن رو صرف فرستادن یه زوج جوون از کیمیته امداد کنم...

وقتی رفتم دندون پزشکی و ...  مردد شدم. تردیدم به این خاطر بود که وقتی  هنوز  ، من پول تو جیبیم رو از مامان میگیریم ، وقتی هنوز پول دندون پزشکیم رو مامان میده, ...
من هنوز استقلال ماالی ندارم. هنوز بارم رو دوش مامانه. درسته که مامان خودش حقوق داره و نیازی نداره ، اما همیشه قناعت کرده . یه مسافرت نرفته و ...
درواقع این 12 تومن درامد سال 93 ، از زحمات مامان بوده. نه من. اون بوده که حمایتم کرده همه جوره. مالی و ...
میدونی ؟ فک میکنم نباید تو شرایطی که هنوز مستقل نشدم ،  1/6  اون پول رو  برای خودم بردارم و خرج کنم. حتی اگه اون کار یه کار خدا پسندانه باشه ، تو این شرایط که استقلال مالی ندارم این کار درست نیست...
این جریان تردید دیرزوم بود که نوشتم و همش پرید و ثبت نشد.
...................................................
تو این تردید دیشب یه اس ام اس تبلیغاتی برام اومد  تور مشهد هوایی390 تومن 4 روزه با شام و ..  .  خب طبیعیه که چشمام برق زد. یعنی با 800 تومن میتونم کارم رو انجام بدم. تقریبا با نصف اون پول. ... 
دوباره با خودم فک کردم شاید این یه نشونه باشه. بعد از اون تردید بزرگ ،  در شرف منتفی کردن کار ، چنین اس ام اسی ...
باید پیگیر شم.
شماره کمیته امداد رو میگیرم که بینم چه جوری میشه. شاید بشه که 16 اردیبهشت 2 تا مهمون بفرستم برای امام رضا...  خودم اگه نمیرم و نشد که برم یا مامان رو ببرم شاید شد که ...
به امید خدا. توکل به خدا ...
راهش رو خووب بلد نیستم  و باید این کار و تنهایی و مخفیانه انحام بدم. ... البته قبلا به مامان گفته بودم و یه جورایی اجازه گرفته بودم. گفتم مامان ؛ من به 2 تومن از این پول احتیاج دارم برای کاری.
مامن گفت : چه کاری ؟
گفتم : نمی تونم بگم .
گفت برای من چیزی نخری هاااا.
گفتم : نه برای تو ؛ و نه برای خودم و برای هیچ کس چیزی نمیخرم . میخوام یه جور سرمایه گذاری کنم.
گفت: تقلبی نباشه. اینترنت و اینا .
گفتم. نه خیالت جمع. مطمتنه مطمئنه. فقط خواستم در جریان باشی که 2 تومن ازش بر میدارم.
حالا ، خدایا ؟ کمکم به انجامش برسونم...
الهی به امید تو.



Rate this post


مطالب مشابه
دیدگاه ها

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتار کمک بگیرید