سایت سرگرمی مدگردی

سایت سرگرمی مدگردی

شهرام میرجلالی پرورش‌یافته مکتب موسیقی سنتی است

شهرام میرجلالی پرورش‌یافته مکتب موسیقی سنتی است

 

 

 

آلبوم «هوادار» با صدای «شهرام میرجلالی» روز پنجم خرداد منتشر خواهد شد. این خواننده روز جمعه پنجم خرداد از مجموعه جدیدش رونمایی می‌کند. این مراسم از ساعت ۱۶:۳۰ در فرهنگسرای نیاوران با حضور عوامل تولید آلبوم، چهره‌های فرهنگی و هنری و دوستداران شهرام میرجلالی برگزار می‌شود و حضور برای عموم آزاد است. این آلبوم شامل چهارده قطعه است و به تهیه‌کنندگی «علیشاه صمدی» از سوی شرکت «طنین آهنگ پارس» به مدیریت بهنام کریمی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. در این آلبوم که یکی از مجموعه‌های پرستاره موسیقی پاپ است جمعی از هنرمندان سرشناس ترانه و موسیقی حضور دارند. بهنام کریمی که علاوه بر مدیریت هنری آهنگسازی اغلب قطعات را هم بر عهده داشته، محمد علیزاده، شهاب رمضان، میلاد ترابی، مهرزاد امیرخانی، محمد کاظمی، کوشان حداد، شهاب اکبری، سعید زمانی، حامد برادران، صابر قدیمی، بهروز کشاورز، سیاوش صدری، امیرحسین اکبرشاهی، ناصر حامدی و آرش پاکزاد از جمله هنرمندان حاضر در این آلبوم هستند.

در آستانه انتشار آلبوم هوادار با بهنام کریمی گفتگویی انجام دادیم و او درباره جزئیات فعالیتش در عرصه مدیریت شرکت طنین آهنگ پارس و همچنین روند فعالیت‌هایش با شهرام میرجلالی جزئیاتی را بیان کرد که در ادامه می‌خوانید:

*چه شد که به فکر تأسیس موسسه فرهنگی هنری طنین آهنگ پارس افتادید؟
لازم به توضیح است که من همیشه در کنار نوازندگی و آهنگسازی و تنظیم موسیقی که امور مستقیم تولید یک قطعه موسیقی هستند، به امور مدیریتی هم همیشه علاقه داشتم. این توانایی را هم در خودم می‌دیدم که بتوانم در این بخش هم به شکل جدی‌تر ورود کنم و همین برای من انگیزه شد که موسسه فرهنگی هنری طنین آهنگ پارس را تأسیس کنم.

*تا کنون چه کارهایی در این موسسه انجام داده‌اید و چه اهدافی دارید؟
تأسیس موسسه طنین آهنگ پارس بر مبنای این دیدگاه بود که یک هنرمند، دغدغه‌های اهالی موسیقی را بهتر متوجه می‌شود چون از صمیم قلب همه مشکلات را لمس کرده است. هدفم هم این بود که پایگاهی برای هنرمندان و جوانانی داشته باشم که با اشتیاق به سمت موسیقی می‌آیند. فقط هدف من و موسسه‌ام حمایت از خواننده‌ها نیست و در کنار همه دوستان آهنگساز، تنظیم‌کننده، ترانه‌سرا و نوازنده و… می‌خواهیم که اتفاقات خوبی را رقم بزنیم. در حقیقت هدف من زیرساخت بود تا در یک مدت زمان معین، خروجی مشخص و موفقی داشته باشم. طی یک سال اخیر که از عمر موسسه می‌گذرد با تمرکز بر بخش تولید موسیقی سعی کردیم خروجی‌های خوبی را ارائه کنیم تا ضمن سلیقه‌سازی برای عموم جامعه، بتوانیم موسیقی استانداردی را تولید کنیم. انشاالله امسال خروجی‌های موسسه طنین آهنگ پارس را خواهید دید و امیدوارم که مورد توجه مخاطبان قرار بگیرند. اولین مجموعه‌ای که به زودی منتشر می‌شود و مراسم رونمایی آن جمعه پنجم خرداد در فرهنگسرای نیاوران برگزار می‌شود، آلبوم هوادار با صدای شهرام میرجلالی است. خواننده‌ای که خودم به شخصه از همکاری با او در بُعد تکنیکی و فنی صدا و همچنین بُعد احساسی و اخلاقی لذت می‌برم. به مخاطبان عزیز پیشنهاد می‌کنم آلبوم هوادار را گوش کنند و حمایت‌هایشان را از این مجموعه پرستاره و این خواننده جوان دریغ نکنند.

*پیش از عید نوروز قطعه یه تصمیم تازه را منتشر کردید که از لحاظ ملودی و تنظیم نسبت به سایر کارهای شهرام میرجلالی تفاوت‌هایی داشت. کمی درباره این قطعه برای ما بگویید و چه شد این فضا را انتخاب کردید؟
در مورد قطعه یه تصمیم تازه باید بگویم که با توجه به کارهایی که با شهرام تولید کرده بودیم دیدیم او می‌تواند چنین ملودی را به خوبی اجرا کند. ملودی قطعه یه تصمیم تازه فراز و فرودهایی داشت که شهرام میرجلالی به خوبی از پس اجرای آن برآمد و مورد توجه دوستان زیادی قرار گرفت.

*به نظر می‌آید شهرام میرجلالی خواننده ریسک‌پذیری باشد.
همینطور است چون او در مکتب موسیقی سنتی پرورش یافته است. او شاگرد یکی از بهترین اساتید آواز اصیل ایرانی استاد «رامبد صدیف» بوده و آواز سنتی را فرا گرفته است. همین‌ که او تصمیم گرفته با استفاده از توانایی‌هایی که در حوزه سنتی فرا گرفته، فضای موسیقی‌ خود را تغییر دهد ریسک‌پذیری بالای او را نشان می‌دهد. این یک نکته حساس است و در انتخاب موسیقی‌هایی که او اجرا می‌کند باید دقت کنیم.

*قطعه «روزا میگذرن» هم فضای پرانرژی داشت و کلاً مدل‌های مختلف تنظیم در کارهای شهرام وجود دارد.
سعی می‌کنیم با درنظر گرفتن مخاطب و حس وظیفه تولید موسیقی خوب، به تولید قطعات جدید بپردازیم. سیاست کلی شخص من به این صورت است که با تولید موسیقی خوب و تبلیغات مناسب شأن مخاطبان را در نظر بگیریم. این روزها می‌بینیم که موسیقی‌های نه‌چندان خوب با تبلیغات پرهزینه سلیقه مخاطب را به جایی می‌برد که بازگشت از آن سخت است. باید همه هنرمندانی که دغدغه دارند از همدیگر حمایت کنند تا بتوانیم موسیقی خوب از لحاظ فنی و کیفی را تولید کنیم.

*فکر می‌کنید آلبوم هوادار با این تعداد چهره‌های مطرح که در بخش موسیقی و ترانه‌اش حضور دارند در میان مخاطبان هم موفق باشد؟
هدف ما در آلبوم هوادار به تهیه‌کنندگی علیشاه صمدی ارائه موسیقی استاندارد بوده است. برای تولید موسیقی هزینه‌ کافی شده و با بهترین‌های ترانه ، موسیقی و تنظیم همکاری کرده‌ایم. همگی صاحب رزومه هستند و کارهای هیت و مگاهیت زیادی دارند. آثاری که در آلبوم شهرام میرجلالی به گوش مخاطب می‌رسد توسط کسانی تولید شده دغدغه مخاطب و کیفیت دارند. پیش‌بینی من این است که آلبوم هوادار موفق می‌شود و در کنار تیم تولید حرفه ای، خواننده خوبی داریم که به خوبی توانسته از پس کار بر بیاید. اما قضاوت اصلی را به مخاطبان واگذار می‌کنم و از روز جمعه در مراسم رونمایی منتظر حضور دیدگاه‌های این عزیزان هستیم.

*برنامه‌های آینده شما و شهرام میرجلالی چیست؟
روز جمعه مراسم رونمایی آلبوم با حضور عوامل تولید آلبوم و چند تن از هنرمندان سرشناس عرصه‌های مختلف فرهنگ و هنر کشور برگزار می‌شود. در ادامه ماه مبارک رمضان را پیش‌رو داریم و قطعه‌ای برای این ماه عزیز در دست تولید می باشد که مراحل پایانی آن طی می‌شود. در روز عید سعید فطر هم با یک قطعه شاد در خدمت مخاطبان خواهیم بود. این روال پرکار را تا مردادماه ادامه می‌دهیم و انشاالله اولین کنسرت آلبوم «هوادار» را در این ماه برگزار می‌کنیم و شهرام میرجلالی با هوادارانش دیدار خواهد کرد.

*کمی هم در مورد مراسم رونمایی این آلبوم که جمعه برگزار می‌شود برای ما بگویید.
متأسفانه این روزها در موسیقی ایران مراسم رونمایی یا اصطلاحاً اوپنینگ یک آلبوم با کلیشه‌های زیاد برگزار می‌شود. اما ما برای مراسم آلبوم هوادار با صدای شهرام میرجلالی سعی کرده‌ایم این کلیشه‌ها را از بین ببریم. مهمترین بخش این برنامه اجرای زنده شهرام میرجلالی با فضایی کاملاً متفاوت نسبت به قطعاتی است که از او شنیده‌اید. از سوی دیگر سایر بخش‌های این مراسم هم نظیر پرسش و پاسخ خبرنگاران هم با برنامه‌های مشابه تفاوت دارد. از طریق این رسانه از تمامی هواداران شهرام میرجلالی که این روزها با تأسیس کانون هواداران او در فضای مجازی کنار ما هستند و همچنین سایر مخاطبان دعوت می‌کنم تا در این برنامه حاضر شوند. ورود برای همه علاقه‌مندان به این مراسم آزاد است.

*با خواننده‌های دیگر هم در موسسه خود همکاری دارید؟
همانطور که در سوال اول بیان کردم می‌خواهیم موسسه طنین آهنگ پارس پایگاهی برای هنرمندان جوان و بااستعداد باشد. چند آلبوم بسیار خوب داریم که مراحل اخذ مجوز از ارشاد را سپری می‌کنند و به زودی جزئیات بیشتر را در خبرهای بعدی اعلام خواهیم کرد.

* قصد دارید دوباره در زمینه نوازندگی و آهنگسازی مثل گذشته فعال باشید و یا اولویت شما به مدیریت موسسه طنین آهنگ پارس تغییر یافته است ؟
این روزها از گذشته هم فعال‌تر هستم و طی ماه‌های اخیر با خوانندگان بزرگواری نظیر فریدون آسرایی، رضا صادقی و حجت اشرف‌زاده و چند خواننده جوان دیگر همکاری داشتم. به هیچ وجه مدیریت موسسه با برنامه‌ریزی‌هایی که دارم روی آهنگسازی و فعالیت‌های هنری من تأثیر نمی‌گذارد. اگر خداوند یاری کند قطعاً هر دو وظیفه را با جدیت و قدرت پیگیری خواهم کرد.

منبع: موسیقی ما

نوشته شهرام میرجلالی پرورش‌یافته مکتب موسیقی سنتی است اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

می‌گفتند رحیم شهریاری موسیقی آذربایجانی را به فنا می‌دهد!

می‌گفتند رحیم شهریاری موسیقی آذربایجانی را به فنا می‌دهد!

 

 

 

 

خیلی به ندرت تن به گفت‌وگو می‌دهد و همین باعث شده در جستجوهای اینترنتی، تقریباً هیچ ردی از مصاحبه مفصلی با رحیم شهریاری موجود نباشد. خواننده پاپ آذربایجانی، با اصالتی تبریزی که معتقد است برای زنده نگه داشتن موسیقی آذربایجان زحمت زیادی کشیده و در این مسیر، سختی‌های فراوانی را هم متحمل شده است.

پدیده «رحیم شهریاری» هم‌زمان با شروع به کار نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب، در ایران شروع به کار کرد و به مرور توانست به نمادی از موسیقی آذری در قلب پایتخت تبدیل شود. آثارش خیلی زود شنیده شد و توانست محبوبیت بالایی را به دست بیاورد و به مرور، این محبوبیت بیشتر و بیشتر شد و حالا با تولید بیش از ۱۷ آلبوم رسمی، جزء پرکارترین خواننده‌های پاپ بعد انقلاب است.

با رحیم شهریاری در عصری بهاری در دفتر سایت «موسیقی ما» گپ مفصلی زدیم و از هر دری با او سخن گفتیم؛ از سختی‌های این مسیر تا اتفاقاتی که درباره او خبرساز شده و موضوعاتی که تا کنون هرگز درباره آنها صحبتی به میان نیامده بود. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

* شما در همه این سال‌ها با رسانه‌های رسمی کمتر مصاحبه مفصلی انجام داده‌اید. این عدم تمایل شما برای حضور در رسانه‌ها دلیل خاصی داشته؟

ابتدا باید عرض کنم که خوشحالم با شما گفت‌وگو می‌کنم و همیشه -چه در ایران باشم و چه خارج از کشور- اخبار موسیقی را از طریق «موسیقی ما» رصد می‌کنم. به شما تبریک می‌گویم که برنامه‌های متفاوتی گذاشته‌اید و در شناساندن هنرمندان موسیقی به مردم نقش پررنگی دارید. از بچگی این شعار همیشه در ذهن من بود: «دوصد گفته چون نیم‌کردار نیست.» خیلی از دوستان ما جلوی چشم بودن را دوست دارند و بیشتر از عمل کردن، به فکر مصاحبه کردن هستند. من بیشتر به فکر کار کردن‌ام و در این ۲۶-۲۷ سالی که کار کرده‌ام، فکر می‌کنم رکورد بیشترین آلبوم بین خواننده‌های پاپ در دست من است و ۱۷ آلبوم دارم. هم‌دوره‌ای من محمد اصفهانی است و بعد از ما، احسان خواجه‌امیری، بنیامین، آریان، سعید شهروز، خشایار اعتمادی و شادمهر عقیلی آمدند و ما زمانی که موسیقی پاپ آغاز شد، با یکدیگر هم‌دوره بودیم. چند وقت پیش که آلبوم‌های این خواننده‌ها را ورق می‌زدم، می‌دیدم که تعداد بعضی از آن‌ها به ده آلبوم هم نرسیده است. کار من سخت‌تر است چون موسیقی آذربایجانی به دو علت از موسیقی پاپ ایرانی متفاوت است. اول اینکه موسیقی آذربایجانی ذاتاً موسیقی قوی و غنی است و بزرگان موسیقی پاپ آذربایجانی -از جمله رشید بهبوداُف- کارهای بسیار زیبایی در زمان خودشان انجام داده‌اند و دوم اینکه من در کشور خودم پیشرو نداشتم و هیچ‌وقت یک خواننده پاپ آذربایجانی در ایران نبوده که برای من الگو باشد و من از او الگو بگیرم. در کشور ما کنسرت‌های پاپ آذربایجانی هم به صورت فراگیر نبوده و فقط ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر در فرهنگ‌سراهای بهمن و شفق و تالار رودکی برای شنیدن کنسرت پاپ آذری حضور داشتند. من هم یک سرباز مغرور جوان فارغ‌التحصیل دانشگاه تبریز عازم تهران بودم که فقط به خاطر جان دادن به موسیقی پاپ آذربایجانی آمدم و زمان و فرصتی نداشتم که با خبرگزاری‌ها مصاحبه کنم. اولین سالی که سرباز بودم و به تهران آمدم، در سال ۷۳ آلبوم «گلمدین» را با پیانوی شادروان استاد بیژن داداشی منتشر کردم.

* قبل از دوران سربازی فعالیت موسیقی نداشتید؟

قبل از آن در تبریز آکاردئون می‌زدم؛ ولی از بچگی می‌خواندم و در مسابقات قرائت قرآن و سرود فعال بودم، البته نه به صورت رسمی. فقط در یک دوره مدرسه ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان در استان اول و در کشور دوم شدم و از دست آقای هاشمی رفسنجانی جایزه گرفتم. از دست شادروان ملکوتی (امام‌جمعه وقت تبریز) هم جایزه گرفتم. من موسیقی رسمی را قبل از دوران خدمت از سال ۶۸ تا ۷۲ -که در تبریز دانشجو بودم- به صورت آکادمیک با ساز آکاردئون نزد استاد یوسف عبدالعظیم‌زاده شروع کردم. بعد از آن، آکاردئون به گارمون تبدیل شد. در آن زمان صدور ویزا برای باکویی‌ها آسان شد و از آن‌ها ساز گارمون را فرا گرفتیم و در سال ۷۳ که به تهران آمدم، یک آلبوم تک‌نوازی گارمون منتشر کردم و شاید جوان‌ترین موزیسین آذربایجان ایران بودم که جرأت کردم آلبوم بدهم.

بعد از آن، دو سال با گروه «سهند» همکاری کردم و برای آنها آهنگ ساختم و به همت آقای مرداخانی یک کنسرت خارج از کشور هم رفتیم. من را در موسیقی آذربایجانی به نوعی آقای مرادخانی کشف کرد و به من بها داد و شاید چند صد متری من را به جلو راند و این شاید به دلیل رگ آذری ایشان است و اینکه گروه‌های آذربایجانی را دوست داشتند و تلاش من را می‌دید. در آن زمان با کمک‌های آقای مرادخانی و دکتر شعردوست (که زمانی رئیس انتشارات سروش صدا و سیما بودند)، توانستیم کنگره بزرگ و بین‌المللی ملامحمد فضولی را در درست بگیریم. دکتر شعردوست گفتند ما از باکو، ایتالیا، ترکیه، عراق، تاجیکستان و خیلی کشورهای دیگر مهمان داریم و این کار جسارت زیادی می‌خواهد. من قول دادم که از این امتحان روسفید بیرون بیاییم و قرار شد با گروه «سهند» (به رهبری و سرپرستی آقای رشید وطن‌دوست) در جشنواره شرکت کنیم. دوستان از تبریز به تهران آمدند و در یک خانه کوچک در شهرک اکباتان با گروه تمرین می‌کردیم. حتی خودم برای اعضای گروه غذا درست می‌کردم؛ چون پای آبرویمان در میان بود. آهنگ‌ها را هم ساختیم و با بچه‌ها تمرین کردیم.

* سمت آقای مرادخانی در آن سال‌ها چه بود؟

ایشان مدیر مرکز موسیقی بودند. شاید تا آن زمان موسیقی آذربایجانی به این شکل، تالار وحدت را ندیده بود! نه اینکه قبل از ما اساتید به خوبی کار نکرده باشند، ولی موسیقی آذربایجانی به جایگاه اصلی خود نرسیده بود. اثری از ملامحمد فضولی را ساختم که شعر معروفی در مورد وطن دارد و خیلی از بزرگان موسیقی برای آن آهنگ ساخته‌اند: «پنبه‌‌‌ی داغ جنون ایچره نهان دیر بدنیم/ دیری اولدوقجا لباسیم بودور، ئولسه‌م کفنیم». این کار استارت موفقیت من شد. از شانس ما، وزیر فرهنگ و ارشاد آن زمان باکو، خواننده‌ای را با خود آورد که پسر بلبل معروف خواننده بود که هم‌تراز با رشید وطن‌دوست یا شاید چند پله بالاتر از ایشان بود. لطفیار ایمانوف، بهترین اپراخوان دنیای آذربایجان هم در آن کنگره بود ولی من واهمه‌ای نداشتم. یک آهنگ ۱۷دقیقه‌ای ساخته بودم و زمانی که پرده بالا رفت، همه انتظار داشتند یک گروه خارجی برنامه را شروع کند و دیدند که یک گروه ۱۵-۱۶ نفره ایرانی است. شکر خدا اجرای خیلی خوبی داشتیم و در زمان آنتراکت، لطفیار ایمانوف به پشت صحنه آمد و پرسید این آهنگ اثر کیست. من گفتم این کار از رحیم شهریاری است و گفت به سن شما نمی‌آید. من هم گفتم این اثر برخاسته از دل بود. همان‌جا آقای مرادخانی پشت صحنه آمد و مرا مورد لطف خود قرار داد. لطفیار ایمانوف پارتیتور کار را از من خواست و گفت می‌خواهد با ارکستر سمفونیک آنکارا این آهنگ را اجرا کند و آن آهنگ به نظرش جالب آمد. از آن زمان به بعد من جسارت پیدا کردم و به صدا و سیما آهنگ دادم. شاید تا آن زمان کسی صدای فانتزی موسیقی آذربایجانی را از رادیو نشنیده بود. فکر می‌کنم سال ۷۴ بود و هنوز آلبوم رسمی من منتشر نشده بود. از کودکی ملودی‌هایی در ذهن من بود که با آمدن به تهران و کار کردن در گروه «سهند» جسارت پیدا کردم. همیشه احساس می‌کردم که این بازار موسیقی، یک گروه پاپ با صداهای جدید موسیقی آذربایجانی نیاز دارد. گروه‌های قبلی خوب بودند ولی کمتر عامه‌پسند بودند.

* موسیقی پاپ آذری به معنی پاپیولار و اجتماعی تا آن زمان وجود نداشت؟

نه. حتی هر چه از رادیو می‌شنیدیم هم سرود بود و نمی‌توان نام آهنگ آذربایجانی روی آن گذاشت. سرود با آهنگ تفاوت زیادی دارد. من کار «آنا» را با پیانو ساختم و برای شورا فرستادم که بررسی شود و اگر خوش‌شان آمد، به خواننده‌ای بدهند که مجوز صدا و سیما دارد. این کار در زمان آقای بیگلری بود که ایشان کار را گوش دادند و گفتند هم آهنگ مورد قبول است و هم من که در خانه کار را زده و خوانده بودم. نظر ایشان این بود که خودم کار را اجرا کنم و به خواننده آذربایجانی دیگری ندهم. من گفتم که من خواننده نیستم و اگرچه هوس خواننده شدن را دارم، ولی هیچ‌وقت نخوانده‌ام و حتی تست صدا هم نداده‌ام. این آهنگ را به سید رضا رضوی (آهنگساز و تنظیم‌کننده) دادم و ارکستر بزرگ صدا و سیما را در اختیار ما قرار دادند. این آهنگ در سال ۷۴ در صدا و سیما ضبط و پخش شد. آن زمان رادیو پیام تازه افتتاح شده بود و از صبح تا شب، شاید ده بار این آهنگ پخش می‌شد. من هم تازه خدمت سربازی را تمام کرده بودم و مدام تلفنم زنگ می‌خورد که آهنگی برای پخش داری یا نه. همه می‌پرسیدند چگونه از رادیو صدای یک جوان که به تازگی از تبریز آمده و هنوز همه‌جای تهران را نمی‌شناسد، پخش می‌شود. این شروع خوبی برای من بود که احساس کردم دارم نتیجه می‌گیرم و باید کارهایم را با صدای خودم بخوانم.

* در آن زمان موسیقی اصیل آذربایجانی از موسیقی باکو نشأت گرفته بود و عمده موزیسین‌های آذربایجان ایران تحت تأثیر آن بودند. شما در این مسیر از چه کسانی الگو گرفتید؟

زمانی که من ۵-۶ ساله بودم، پدربزرگ من از مهاجران باکو بود و یک ریشه موسیقیایی در خانواده ما وجود داشته است. آن زمان اینترنت و صدا و سیما به شکل امروزی وجود نداشت و ما با رادیوهای قدیمی هنگام ظهر رادیوی باکو را می‌گرفتیم و دو ساعت به موسیقی باکو گوش می‌دادیم. آن زمان امکان ضبط هم وجود نداشت و اگر استعداد دریافت موسیقی را داشتیم، می‌توانستیم آن کارها را تا چند روز تکرار کنیم وگرنه ایده‌ای به ما می‌داد و تمام می‌شد و دوباره چند روز بعد منتظر می‌شدیم تا برنامه تکرارشود و به آن گوش بدهیم. در آن زمان دوره انقلاب و جنگ بود و صدا و سیما و رادیو خودمان، به آن صورت موسیقی پخش نمی‌کرد که از آن استفاده کنیم. در ایران، از بدو شروع کار، من پیشرویی نداشتیم که بتوانم برای خودم الگو قرار بدهم و راه او را بروم. زمانی که نواختن آکاردئون را یاد گرفتم، مرز باکو و ایران آزاد و زنجیرها برداشته شد. نوازنده‌هایی از باکو به تبریز سرازیر شدند و ما هم نوازنده‌ها را از نزدیک می‌دیدیم.

شاید یک نفر در خوانندگی من تأثیرگذار بود. استاد نوازنده گارمون من، «واقف اسدوف» به منزل ما آمد و ایشان به اکثر نوازنده‌های تبریز آموزش می‌دادند. صدای قشنگی داشتند که هم گارمون می‌زدند و هم می‌خواندند و جزء اولین نفرهایی در آذربایجان بودند که با گارمون می‌خواندند. در محله ما، محله شنبه غازان تبریز، ایشان در برنامه ها می‌رفتند و می‌زدند و می‌خواندند. من آن‌جا به این نتیجه رسیدم که هم به نوازندگی گارمون علاقه دارم و هم به خواندن. از سال ۷۶ به بعد به گروه «سهند» گفتم این کنسرت‌ها به درد من نمی‌خورد. محمد اصفهانی، خشایار اعتمادی و خیلی‌های دیگر هم به این صورت بودند؛ ولی ما در فرهنگ‌سرای بهمن در نازی‌آباد یا نهایتاً فرهنگ‌سرای شفق متمرکز شده‌ایم و به جمعیت ۳۰۰ نفری اکتفا می‌کنیم. اکثر مخاطبین ما هم سن بالا بودند و من می‌دیدم اگر بخواهیم به همان صورت جلو برویم، موسیقی‌مان نابود می‌شود.

* ایده شروع یک گروه موسیقی پاپ آذری عامه‌پسند از همان‌جا آمد؟

بله. از همان زمان که جشنواره موسیقی پاپ راه افتاد و من هم همراه گروه «آراز» شرکت کردم و به عنوان پدیده آن جشنواره شناخته شدم. قبل از اینکه از گروه سهند جدا شوم، خیلی دوستانه و محترمانه گفتم این گروهی که ما داریم، آینده‌ای ندارد و باید آن را بسط بدهیم. آنها گفتند که اگر دوست داری جاز و گیتار و ساکسفون در گروه بیاوری، برای خودت دنبال گروهی باش و ما نمی‌توانیم ساختار گروه را تغییر بدهیم.

* همان حساسیت‌های سنتی اساتید که تمایلی برای تغییرات این‌چنین ندارند.

بله و هیچ‌وقت نپسندیدند. ایده آن‌ها برای من محترم بود و از گروه بیرون آمدم. همان زمان دیدم که جشنواره موسیقی پاپ در یک ماه آینده برگزار می‌شود. اوایل ماه رمضان بودیم و این جشنواره بعد از عید فطر شروع می‌شد.

* در چه سالی گروه آراز تشکیل شد؟

در همان سال ۷۶-۷۷ که موسیقی پاپ دوباره آغاز شد.

* قطعاتی که آن گروه در اولین سال‌های حضور رسمی اجرا می‌کرد، ساخته چه کسانی بود؟

۳-۴ تا از آهنگ‌ها ساخته من بود، مثل «آنا» که از رادیو پیام پخش می‌شد. چند قطعه هم مثل «هایدی سویله» بود که از موسیقی ترکیه گرفته بودیم و توسط خودم تنظیم شده بود و چند قطعه را هم آقای رضوی از دوستان خودم ساخته بودند. چند آهنگ هم از باکو و موسیقی سنتی فولکلور در قالب موسیقی پاپ بود.

* شاید بتوان دلیل موفقیت شما را آشنایی به گنجینه قطعات آذری و تنظیم ایرانی آنها دانست که نقطه پرتاب شما و گروه آراز شد.

دقیقاً همین‌طور است. با توجه به اینکه من موسیقی را از کودکی می‌شناختم و تحصیلات دانشگاهی داشتم، مردم‌شناسی خودم را با موسیقی ادغام کردم. ایرانیزه کردن موسیقی آذربایجانی یک سبک بود که با افتخار می‌گویم وقتی موسیقی آذربایجانی باکو را اجرا می‌کنم، خود باکویی‌ها می‌گویند که تسلیم‌اند و مثل من اجرا می‌کنند.

* اَکت و حرارت شما در اجرا به حدی بالا است که حتی کسی که زبان ترکی هم بلد نباشد، در سالن انژی مثبت می‌گیرد.

ایرانی‌ها فقط موسیقی آذربایجانی را به «سکینه دایی‌قیزی» می‌شناختند! وقتی من می‌دیدم که موسیقی آذربایجانی قوی و غنی است، آن را در تهران می‌آوردم و در استودیوهای خوب ضبط می‌کردم و برای آن نوازنده‌های خوبی از باکو می‌آوردم. من به اندازه‌ای در آن سال‌ها دلار خرج کردم که می‌توانستم با آن در راه دیگری به موفقیت برسم. ولی عشق من به موسیقی آذربایجانی و اینکه آهنگی تولید می‌کردم که در همه ماشین‌های تبریز و اردبیل آن را گوش می‌دادند، به من انرژی می‌داد که همین راه را بروم و به فکر پس‌انداز و دلار نباشم. همیشه برای آلبوم‌هایم از نوازنده‌های خوب باکویی استفاده می‌کردم و حتی بعضی وقت‌ها به باکو می‌رفتم و کار را آن‌جا ضبط می‌کردم. الان هم برای ضبط بعضی کارها به باکو، ترکیه یا کانادا می‌روم. مردم آلبوم‌هایی که ما منتشر می‌کردیم را به راحتی در مراسم‌ها پلی می‌کردند و موسیقی آذربایجانی از ما شروع شد. در برنامه‌های مردم آذربایجان باید موسیقی زنده می‌زدند و آلبومی نبود که بخواهد عرض اندام کند.

* چرا آن زمان آلبومی به معنای واقعی از موسیقی پاپ آذربایجانی منتشر نشده بود؟

در همان دوره‌ای که من می‌خواستم گروه آراز را تشکیل بدهم، کنگره دوم جهانی در کالیفرنیا بود که آقای موذن به من سپردند که ۴-۵ نفر را جمع کن که به آمریکا برویم. من از ایشان پرسیدم که مطمئنید می‌خواهید با من بروید. ایشان گفتند بله، من با گروه سهند کار کرده‌ام و اکنون من هم از این گروه بیرون آمده‌ام و می‌خواهم با تو باشم. ما دونفری شروع کردیم و ۴-۵ نفر را جمع کردیم و به نام گروه «آراز» به امریکا رفتیم. آقای موذن هم از خواننده‌های اول گروه ما بود. یکی دو خواننده مهمان از تبریز داشتیم و خود من هم یکی دو آهنگ خواندم که یکی «آنا» و دیگری «هایدی سویله» بود. قبل از کنگره به من گفتند که شما چه‌جور جوان باغیرت آذری هستید؟ گفتم چه‌طور؟ گفتند ما وقتی در آمریکا به یک برنامه می‌رویم، یک آلبوم نداریم که پلِی کنند. این حرف خیلی به من برخورد؛ چون در ایران یک آلبوم به نام «گلمدین» داده بودم. من گفتم اینجا در لس‌آنجلس که تجهیزات کامل است، یک استودیو به من بدهید تا در این‌جا آلبومی را ضبط کنیم، شاید کار خوبی در آمد. برای ما ۴ نفر در خیابان هالیوود یک استودیو گرفتند و صدابردار هم آمریکایی بود. ما ۴ نفری شاید به اندازه ۴۰ کلمه انگلیسی هم بلد نبودیم اما جسارت و اعتماد به نفس خوبی داشتیم. استودیو ساعت ۱۱ شب به ما وقت داد و ساعت ۱۱ شب شروع کردیم و ۴ صبح آلبوم را تمام کردیم. ۴ نفر در استودیو نشستیم و زنده کار را زدیم و یک دور دیگر هم پیانیست ما بعضی جاها را اضافه کرد و پس‌فردای آن روز، آلبوم به صورت سی‌دی آماده شد. به اندازه ۵هزار نسخه از آن تکثیر کردند و به نام آهنگ‌های آذری در کنگره به مردم کادو دادند که همین الان هم در اینترنت موجود است. هنوز کنگره تمام نشده بود که به ما زنگ زدند در میدان انقلاب تهران آلبوم در حال فروش است که ما از سرعت این کار تعجب کردیم!

* برداشت من از صحبت‌های شما این است که خلأی وجود داشت و کسی نبود که آهنگ‌های پاپ آذری را ایرانیزه کرده و به مردم ارائه کند.

بله، درست است. من برگشتم و با آقای رجب‌پور شرکت ترانه شرقی صحبت کردم و ایشان گفتند که آلبوم را می‌خواهند. این آلبوم، آلبومی است که در حال حاضر بعد از ۲۰ سال هنوز هم به فروش می‌رود و با پک ترانه شرقی منتشر شد و همه آهنگ‌های آن شاد است.

* از چه زمانی حس کردید که کنسرت‌های شما در جامعه می‌تواند با استقبال مواجه شود؟ اولین اجراهای شما چه‌طور بود؟ اولین کنسرت تهران، تبریز، ارومیه، اردبیل چگونه شکل گرفت و استارت آن از کجا زده شد؟

سال ۷۷ یا ۷۸ که موسیقی پاپ دوباره آغاز شده بود، در جشنواره موسیقی هم موسیقی پاپ وجود داشت . آن زمان با چادر و داربست در پارک لاله یک سالن ۲هزار نفری زده بودند و اولین کنسرت‌های ما در آن‌جا شروع شد. یادم می‌آید ماه رمضان بود و چون بیشتر کارگرها همشهری ما بودند و از رادیو پیام آهنگ‌های ما را می‌شنیدند، ارشاد از ما خواست که برویم و برای کارگرها اجرا کنیم. چون با جان و دل کار می‌کردند تا سالن برای عید فطر آماده شود. ما هم با خلیل علیاری که کارمند وزارت ارشاد بود، به آن‌جا رفتیم و تا سحر با بچه‌ها گفتیم و خندیدیم و آواز می‌خواندیم و در کنارش با گروه خودمان هم کار می‌کردیم. داخل پرانتز بگویم یک بار با فؤاد حجازی تماس گرفتم که بیاید و برای گروه ما ساکسفون بزند و ایشان با کمال میل قبول کردند و گفتند اگر بتوانند حتماً با ما همکاری می‌کنند. فؤاد عزیز آمد و تمرینات ما را دید و گفت خیلی دوست دارم کار کنم ولی این کار، کار من نیست و نمی‌توانم. بعضی از کارهای ما حتی تنظیمی مشخصی هم ندارد و احساسی است. بطن موسیقی فولکلور احساسی است ولی اگر به نت و منظم باشد خیلی بهتر می‌شود. گروه ما در حال جان گرفتن بود و عید فطر اجرا داشتیم. خشایار اعتمادی، محمد اصفهانی و خیلی‌های دیگر در این جشنواره حضور داشتند و ما به عنوان پدیده جشنواره انتخاب شدیم. دو سه شب بعد از جشنواره، ما برای مردم اجرا داشتیم و در همان اجراهای پارک لاله، من به عنوان یک خواننده به مردم معرفی شدم. گروه ما ساکسفون، کلارینت، گیتار، تار آذربایجانی، درامز، گارمون و کیبورد داشت و از همان زمان‌ها تخریب من توسط اساتید موسیقی شروع شد و می‌گفتند رحیم شهریاری موسیقی آذربایجانی را به فنا می‌دهد! وقتی در پارک لاله اجرا کردیم، مردم صدا می‌زدند که خودم آهنگ «آنا» را بخوانم و من هم با اجازه آقای موذن که خواننده رسمی گروه بود، کار را می‌خواندم. من برای اولین‌بار با گروه آراز در جشنواره ۲هزار نفر را دیدم که نیم‌خیز می‌شدند.

* کدام آلبومت باعث شد احساس کنی کارت گرفته؟

وقتی می‌خواستیم به آمریکا برویم، من در خانه خودم به کمک نوازنده‌ها یک استودیوی کوچک راه انداختیم و یک آلبوم ضبط کردم. من نه زورم می‌رسید و نه جسارت می‌کردم که در استودیو بخوانم. تار و گیتار و بقیه سازها را جمع کردیم و آکوستیک کردیم و آقایی به نام تفرشی -که خدا حفظش کند و صدابردار بود- سیستمش را به منزل ما آورد و ۸ قطعه ضبط کردیم. در آن زمان سی‌دی هم نبود و ما کار را تبدیل به نوار کاست کردیم و به آمریکا بردیم. مردم ایرانی و آذربایجانی مقیم کالیفرنیا ما را سوار ماشین می‌کردند و من یواشکی آلبوم را به راننده می‌دادم که کار را بگذارد و گوش کنیم. همه کارها، کارهای آذری بودند که مردم با آنها خاطره زیادی داشتند؛ ولی با این شیوه تنظیم آنها را نشنیده بودند. صدای من صدای جدیدی بود که تاکنون نشنیده بودند و من همان‌جا احساس کردم که این کاست می‌گیرد. وقتی به ایران برگشتم، به صورت اساسی روی آن کار کردم و ۸ ترک را به استودیوی پژواک بردم و آن‌جا این آلبوم به نام «بیاض گجه‌لَر» نام گرفت و آقای رجب‌پور در استودیو به من گفتند که آلبوم را به آنها بدهم، به قیمت خیلی کمی که خرج آلبوم هم نمی‌شد. ولی وقتی این آلبوم به بازار آمد، مردم فهمیدند که موسیقی آذربایجانی فقط سرودی نیست که از رادیو پخش می‌شود. قبل از من هم آقای نجفی آهنگ «گجه‌لر» را خوانده بودند که در نوع خودش بازار موسیقی آذری ایران را تکان داده بود. بعد از آن، آلبوم «بیاض گجه‌لَر» آمد که فروش خیلی متفاوتی داشت. بعد از آن آقای غلام علمشاهی، شرکت «آوای نکیسا» را افتتاح کرد و ما مرتب کار کردیم تا به امروز که به هفدهمین و هجدهمین آلبوم رسیده‌ایم.

* چه زمانی احساس کردید که این موج از تهران به آذربایجان رسیده است؟

من از خانواده‌ام دور شدم و این غربت را برای خودم پسندیدم. می‌دانستم که به خاطر زنده نگه داشتن موسیقی آذربایجانی، باید در پایتخت زندگی کرد. عموماً در شهر من تنگ‌نظری‌ها زیاد بود که اجازه نمی‌داد فقط یک کار پاپ خوانده شود و ارکستری و کنسرتی به آن صورت وجود نداشت.

* اینکه این موج از تهران شروع شود و به سمت تبریز برود، کاملاً آگاهانه بود؟

بله، چون همه مجوزها این‌جا صادر می‌شد. بنابراین باید نزدیک پایتخت بودی تا از ارشاد و کنسرت‌ها باخبر می‌شدی. ما در تبریز فقط در روزنامه می‌خواندیم که کنسرت آذربایجانی برگزار می‌شود، ولی در تهران! هابیل علی‌اف از باکو آمده بود و به جای اینکه به تبریز برود، در تهران اجرا داشت. خیلی از بزرگان موسیقی آذربایجانی که باید می‌آمدند در تبریز و مهد موسیقی آذربایجانی اجرا می‌کردند، در تهران کنسرت می‌گذاشتند. همین مسائل باعث شد که ما هم به پایتخت بیاییم و از این‌جا موسیقی را به شهر خودمان عرضه کنیم.

* مخالفت‌های اساتید سنت‌گرای موسیقی آذربایجان در مورد پدیده‌ای به اسم رحیم شهریاری در سال‌های ابتدایی فعالیت شما شدت می‌گرفت. از یک سو مردم از کار شما استقبال می‌کردند و از سوی دیگر، اساتید اعتقاد داشتند که موسیقی اصیل آذربایجان را به انحراف می‌کشانی یا حتی ممکن است تصور کنیم از محبوبیت رو به افزایش شما می‌ترسیدند.

من سوال شما را اصلاح می‌کنم. آن‌ها کم شدن محبوبیت‌شان را به خاطر من نمی‌دیدند و آن‌قدر برای زنده ماندن این هنر زحمت و زجر کشیده بودند که اصلاً به این فکر نبودند که رحیم شهریاری می‌آید و محبوب می‌شود و از محبوبیت آن‌ها می‌کاهد. واقعاً این‌گونه نبود. آن‌ها کاملاً دلسوزانه و از روی مشقت‌هایی که از گذشته کشیده بودند، می‌ترسیدند و دل‌شان نمی‌آمد کسی این زحمات را به باد بدهد. مثل اینکه بچه‌ای را در تبریز بزرگ کنی و به یک‌باره به پایتخت بفرستی و همیشه فکر کنی که خدای نکرده این بچه در پایتخت گم نشود و گمراه و از راه به در نشود. موسیقی آذربایجانی هم بچه آن‌ها بود. ما اصلاً نبودیم وقتی آن‌ها موسیقی آذربایجانی را در خانه‌ها می‌نواختند. بزرگان موسیقی آذربایجان در این راه اذیت شده بودند و می‌ترسیدند محصول زحمات‌شان خراب شود و باعث و بانی این امر را رحیم شهریاری می‌دانستند. پس با آگاهی من و احترامی که همیشه برای آن‌ها قائل بودم، به مرور فهمیدند که من نه‌تنها موسیقی آذربایجانی را خراب نمی‌کنم بلکه سعی می‌کنم آن را همگانی کنم و از سالن‌های کوچک به سالن‌های بزرگ ببرم. اینکه می‌گویید چگونه کنسرت را به تبریز بردم، باید بگویم بعد از چند کنسرت که در تهران دادم، وقتی برای تبریز درخواست دادم، رد شد. ۳۰ شعر دادم و همه آن‌ها رد شد! در تهران سی‌دی‌های من در بازار بود ولی در تبریز رد می‌شد و اصلاً من را دوست نداشتند و از بیگانه، بیگانه‌تر می‌دیدند.

* هیچ‌وقت با آنها هم‌کلام می‌شدید تا دلیلش را بدانید؟

بعضی وقت‌ها صحبت می‌کردیم ولی مدیران‌شان اجازه نمی‌دادند و واقعیت این است که من هم همیشه می‌گفتم زمان همه‌چیز را حل می‌کند و اصراری نداشتم که حتماً باید به تبریز بروم و کنسرت بگذارم.

* ولی غم بزرگی در دل‌تان بود.

بله، همیشه دوست داشتم مادرم و خانواده‌ام در تبریز به کنسرت‌مان بیایند و ببینند جوانی که در خانه با صدای آکاردئون، گوش آن‌ها را برده بود، الان به جایی رسیده که دوهزار نفر به کنسرتش می‌آیند. دوست داشتم مردم شهرم به کنسرت بیایند و مثل تهرانی‌ها لذت ببرند؛ ولی آن زمان اجازه نمی‌دادند و به من و موسیقی‌ام به چشم بیگانه نگاه می‌کردند. من موسیقی خودم را کار می‌کردم و خدا را شکر اکنون پیشانی‌ام باز است. موسیقی آذربایجانی مثل انسانی قوی بود که مریض شده و به یک «ب ۱۲» و «ب کمپلکس» نیاز داشت که شاید یکی از چاشنی‌های آن من بودم. کسی جرأت نمی‌کرد که در خانه گارمون بزند و به استودیو رفته و ضبط کند و به صورت رسمی به بازار بدهد. خداوند استاد رحمان اسداللهی را حفظ کند که اسطوره ما بود و همه به او نگاه می‌کردیم و اصلاً فکر نمی‌کردیم که ما هم یک روز به استودیو برویم.

* رویای اجرا در شهر خودتان چه زمانی محقق شد؟

دو سه سال بعد از اجراهای تهران فکر می‌کنم سال ۷۷ بود. خیلی با مشقت و همه‌چیز در چارچوب بود .الان خدا را شکر می‌کنم که مسئولین تبریز و کلاً آذربایجان با یک نگاه فرهنگی به موسیقی من باعث شده‌اند که بهترین اجراهایم را در شهر و خطه خودم داشته باشم و از آنها ممنونم.

* واکنش مردم چگونه بود؟

آن زمان چون اینترنت و وسایل ارتباطی ضعیف بود، مردم به مرور من را شناختند. بعضی‌ها حتی اسم من را نشنیده بودند و خیلی سخت بود که در آن زمان بخواهی شناخته بشوی. در خیابان‌ها پوستر می‌زدیم. روز اول ۲۰۰ نفر، روز دوم ۳۰۰ نفر، روز سوم ۴۰۰ نفر آمدند. شش ماه بعد کنسرت گذاشتم. روز اول ۴۰۰ نفر، روز دوم ۵۰۰ نفر، روز سوم ۶۰۰ نفر آمدند و این‌گونه شروع شد تا به کنسرت‌های دوهزار نفری امروز رسیدیم. گارمون سازی بود که به مرور در ایران رسمیت یافت. در زمان ما نوازنده گارمون در تبریز کم بود و شاید فقط ۲۰ نفر در تبریز گارمون می‌زدیم ولی الان شاید ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر این ساز را بزنند.

* من یک سوال مهم از عالیم قاسم‌اف پرسیدم و جواب عجیبی به من داد. در یونسکو ساز تار (که ما آن را متعلق به ایران می‌دانیم) به نام باکو ثبت شد و خیلی‌ها منتظر بودند که شما واکنشی نشان بدهید. در آن زمان چه حسی داشتید؟

اولاً وقتی یونسکو تار را به رسمیت بشناسد، جای خوشحالی دارد. چه از طرف ایران باشد و چه از طرف باکو. مهم این است که یونسکو این ساز را به رسمیت شناخته است. فکر می‌کنم در زمان قاجار، «صادق‌جان» از باکو می‌آید و تار شیرازی را به باکو می‌برد. این تار متفاوت از تار امروزی ایرانی بوده و با پرده‌های عربی. می‌بینند که ساز خوبی است ولی با موسیقی کلاسیک سازگار نیست. چند نفر پرده‌شناس موسیقی آذربایجانی کمی شکل تار را عوض می‌کنند و کاسه تار را کمی کوچک و درازتر می‌کنند و برخلاف تار ایرانی، نوازنده این ساز را روی سینه می‌گذارد تا تپش قلب، نزدیکِ ساز و به حس نوازنده نزدیک‌تر باشد. ربع‌پرده را هم از آن حذف می‌کنند تا مثل ساز کلاسیک بتوانند از آن در اپراها و ارکسترهای بزرگ استفاده کنند. آنها روی این تار خیلی زحمت کشیدند ولی این ساز ریشه در موسیقی ایرانی دارد. واقعیتش این است که شاید از روی تعصب دوست داشتم این ساز به نام ایران ثبت می‌شد. آن زمان موزیسین‌های ایران ناراحت بودند ولی من می‌گفتم آن‌ها روی تار آذربایجانی خیلی زحمت کشیده بودند و می‌توانیم سازهای دیگری مثل کمانچه و سنتور را ثبت کنیم.

* خطه آذربایجان علی‌رغم بهره‌مندی از موسیقی غنی در گذر تاریخ، در دوره کنونی هرگز نتوانسته به جز چند نفر پدیده یا چهره خاصی را به جامعه موسیقی معرفی کند. دلیل عدم موفقیت جوانان آذری‌زبان ایران در ستاره شدن را چه می‌دانید؟

سوال‌تان را باید این‌گونه پاسخ بدهم که چرا مثلاً در اردبیل دیگر هیچ‌کس مثل علی دایی نمی‌شود؟ زحماتی که در یک مقطع کشیده شده و ایدئولوژی و بینش هر فرد و اینکه بخواهد مسیری پرفراز و نشیب را طی کند، قطعاً در دوره‌های مختلف می‌تواند نتایج بهتری را داشته باشد. در موسیقی آذربایجان هم همین‌طور. اگر کسی بیاید و بخواهد که با همه مشکلات بجنگد، قطعاً چهره‌های جدید زیاد و مستعدی داریم که بتوانند تبدیل به یک موج و جریان شوند.

* خودتان صدایی را شنیده‌اید که قابلیت تبدیل شدن به یک ستاره موسیقی آذربایجان را داشته باشد؟

هفته‌ای یک خواننده را به من معرفی می‌کنند و از من می‌خواهند که حمایت‌شان کنم ولی واقعاً همه آثار شبیه هم است. خودشان تا حدودی توخالی هستند و آن ایدئولوژی اصلی در جریان فکری جوانان نسل جدید کمتر وجود دارد. ولی «افشین آذری» را تا حدی مستعد می‌بینم و استعداد خوبی دارد.

* خیلی‌ها مدت‌ها است که منتظر اجراهایی مشترک از سوی شما به عنوان خواننده آذری ایران با مشاهیر موسیقی آذربایجان از قبیل عالیم قاسم‌اف و رامیز قلی‌اف بوده‌اند؛ ولی این اتفاق تا کنون رخ نداده. شرایط اجتماعی آذربایجان و ایران دلیل این موضوع بوده یا اصولاً تمایلی از دو طرف برای این قبیل همکاری‌ها وجود نداشته است؟

من الحمدالله با عالیم قاسم‌اف رابطه بسیار خوب و صمیمانه‌ای داشته و دارم. همیشه هم در کنسرت‌هایش در تهران با هم می‌نشینیم و حرف می‌زنیم. دوست داشتم با مرحوم «آقاخان» یک کنسرت مشترک پاپ سنتی در ایران برگزار کنم ولی فرصت نشد. روی همکاری با عالیم قاسم‌اف ولی هرگز ایده‌ای نداشته‌ام. چون شاید سبک اجرای ایشان (که بیشتر فضاهای فولکلور و سنتی است) به فضای اجرای من نمی‌خورد. ایشان جزء مشاهیر موسیقی آذری در فضای سنتی هستند و تفاوت مخاطب من و ایشان اصلی‌ترین دلیلی بوده که هرگز وارد پروسه اجرای مشترک نشده‌ایم. هرچند برخی موانع از سمت آذربایجان قبلاً بود که اجازه این قبیل برنامه‌ها را به ما نمی‌داد.

* محسن شریفیان در دیار خودش بوشهر، رحیم شهریاری در آذربایجان ایران و… ظاهراً زادگاه هنرمندان موسیقی بومی علاقه و رغبت چندانی برای پذیرایی از آثار آنها ندارد. چرا؟

برای من که الان اوضاع در بهترین حالت است و بهترین حمایت‌ها از من در تبریز می‌شود. صحبتم مربوط به بیش از ده سال پیش بود که برخی مدیران سخت‌گیر، اجازه برگزاری برنامه به ما نمی‌دادند. ولی شرایط کنونی بسیار خوب و قابل احترام است و از این بابت از همه همشهری‌هایم ممنونم. من در سال سه بار کنسرت برگزار می‌کنم. ولی تنگ‌نظری برخی هنرمندان آذربایجان ایران هنوز درباره من ادامه دارد و این در حالی‌ است که مردم در بهترین و محترم‌ترین حالت ممکن از من استقبال می‌کنند و همین برای من کافی است.

منبع: موسیقی ما

نوشته می‌گفتند رحیم شهریاری موسیقی آذربایجانی را به فنا می‌دهد! اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

آلبوم «دوران عشق» رونمایی شد

آلبوم «دوران عشق» رونمایی شد

 

 

 

 

سالار عقیلی: برای خواندن هر کاری اول از همه با همسرم مشورت می‌کنم و مطمئنم اگر او خوشش بیاید مخاطب هم خوشش خواهد آمد

سالار عقیلی در مراسم رونمایی از آلبوم «دوران عشق» تاکید کرد محدودیت‌های ایجاد شده برای موسیقی ایرانی به ویژه در صدا و سیما و میدان دادن به کارهای پاپ، از مخاطبان موسیقی ردیف دستگاهی کاسته است.

صبح دیروز، پنجشنبه چهارم خرداد، نشست خبری و مراسم رونمایی از آلبوم «دوران عشق» با صدای سالار عقیلی و آهنگسازی جمشید صفرزاده در شهرکتاب ابن‌سینا واقع در شهرک غرب برگزار شد.

از جمله حاضران در این مراسم به جز عقیلی و صفرزاده می‌توان به فخرالدین صدیق‌شریف، بازیگر سینما و تلویزیون و مجید مولانیا نوازنده تار و از اعضای گروه سور اشاره کرد.

در ابتدای این مراسم سالار عقیلی گفت: «آلبوم «دوران عشق» حاصل زحمات جمشید صفرزاده و گروه سور است که چند سالی هست در خدمتشان هستم و به زودی نیز کار دیگری با آهنگسازی صفرزاده منتشر خواهم کرد و سپاسگزارم از مجید مولانیا بنیان‌گذار این گروه که موجب رسیدن این اثر به دست شما شد.»

این خواننده موسیقی اصیل ایرانی ادامه داد: «ما تلاش کردیم کارمان را در «دوران عشق» به گونه‌ای انجام دهیم که به اثری ماندگار تبدیل شود و برای همین هم به سراغ دستگاه چهارگاه رفتیم که به ندرت در موسیقی ایرانی استفاده می‌شود. دلیل فراموش شدن چهارگاه نیز چیزی جز دشوار بودنش نیست. این دستگاه فراز و نشیب‌های بسیاری دارد و مثلا در گوشه‌های حصار و مخالف نت‌ها در جایی قرار می‌گیرند که خواننده ناچار می‌شود از اوج صدایش استفاده کند و همین امر بر او دشوار می‌آید.»‌

خواننده قطعه «وطنم» افزود: «ما در «دوران عشق» گوشه منصوری را اجرا کرده‌ایم که با حضور نوازنده جوان و بااستعداد کمانچه و ویلن علیرضا دریایی حاصل خوبی هم به دست آوردیم. حدود ۲۰ سال پیش که در خدمت استاد صدیق تعریف تلمذ می‌کردم این گوشه را اجرا کردم و بعد متوجه شدم استاد ایرج خواجه‌امیری حدود ۴۰، ۴۵ سال پیش همین گوشه را اجرا کرده‌اند و من هر بار که آن را گوش می‌دهم اشک می‌ریزم.»

در ادامه صدیق‌شریف گفت: «سالار عقیلی خود معنای عشق است و همان‌طور که او با صدای استاد ایرج اشک می‌ریزد، من با صدای او اشک می‌ریزم. من از زمان ساخت سریال «تبریز در مه» (محمدرضا ورزی- ۱۳۷۹) با سالار عقیلی آشنا شدم و خوشحالم که هنوز هم افتخار بودن در کنارش را دارم.»

در ادامه، جمشید صفرزاده آهنگساز آلبوم «دوران عشق»، نوازنده سنتور و از اعضای گروه سور گفت: «در زمانه‌ای هستیم که خوانندگان سعی می‌کنند با اجراهایی سطحی و همه‌گیر نظر عامه مردم را به خود جلب کنند و خوشحالم که در همین زمانه سالار عقیلی دستگاه دشوار چهارگاه را انتخاب کرد. من و مجید مولانیا از سال ۱۳۸۷ گروه سور را پایه‌گذاری کردیم و بودن عقیلی به عنوان خواننده در کنارمان در آلبوم «دوران عشق» باعث خوشحالی‌مان است. این آلبوم اولین بار در اسفند ۹۵ منتشر شد و با توجه به اتمام نسخه‌های سری اول آن در بازار و با توجه به این که این بار کلیپ‌های تصویری هم برایش ساختیم، تصمیم گرفتیم مجددا همراه با CD تصویری رونمایی‌اش کنیم.»

مجید مولانیا نوازنده تار هم گفت: «کار گروهی کردن و حفظ و نگهداری گروه بسیار دشوار است اما خوشحالیم که تا به حال در سه آلبوم سالار عقیلی را در کنار خود داشته‌ایم و دو آلبوم دیگر نیز با همکاری او در دست انتشار داریم. اولین کار ما با سالار عقیلی زمانی بود که گروه سور هنوز تازه‌کار بود و وسواس و حساسیت بسیار زیادی داشتیم که حاصلش «یار مست» (۱۳۹۲) شد و تنها خواننده‌ای که آن زمان به اندازه خود ما بر کارش وسواس داشت، سالار عقیلی بود.»

عقیلی در مورد این که چرا نشست خبری آلبوم «دوران عشق» را صبح زود برگزار کرده‌اند هم گفت: «خیلی‌ها به ما گفتن چرا رونمایی‌تان را گذاشته‌اید ۱۰ صبح؟! باید بگویم دستگاه چهارگاه، دستگاهی است که خبر از طلوع و سپیده‌دم می‌دهد و صبح زود خیلی می‌چسبد.»

او در ادامه با اشاره به آلبوم «یار مست» گفت: «من همیشه برای خواندن هر کاری اول از همه با همسرم حریر شریعت‌زاده مشورت می‌کنم و مطمئنم اگر او خوشش بیاید مخاطب هم خوشش خواهد آمد. وقتی مجید مولانیا ماکت این آلبوم را به من داد تا آن را گوش کنم، گفتم نمی‌خوانمش! اما همسرم گفت بخوان و حتما می‌گیرد که اتفاقا همین طور هم شد و به گفته شرکت پخش‌کننده‌اش، ایران گام، جزو آلبوم‌های پرفروش آن سال بود.»

عقیلی سپس در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که از او پرسید آیا می‌توان گفت خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی نسبت به آواز بی‌توجه شده‌اند و بیشتر به سمت تصنیف می‌روند یا نه گفت: «من چندان با این مسئله موافق نیستم. موسیقی اصیل ایرانی از نظر من مانند تخت‌جمشید است یا سی‌و‌سه پل. آیا شما هیچ وقت می‌توانید این‌ها را فراموش کنید؟! لالایی‌هایی که مادران در گوش نوزادانشان می‌خوانند بی این‌که خود بدانند گوشه بختیاری و موالف در دستگاه همایون است پس این موسیقی از کودکی در جان ما نفوذ می‌کند. بخشی از علت دوری ما از آواز در موسیقی اصیل ایرانی به تاکید همه جانبه تمام رسانه‌ها بر موسیقی پاپ برمی‌گردد. من نمی‌گویم موسیقی پاپ بد است یا نباید گوش داد، اتفاقا گوش دادن موسیقی پاپِ خوب خیلی هم خوب است و من خودم خیلی وقت‌ها در ماشینم گوگوش گوش می‌کنم. (با خنده) ابایی هم از گفتنش ندارم و همسرم هم می‌داند.»

او ادامه داد: «شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان که تمام تمرکزشان بر موسیقی پاپ است و صدا و سیمای‌مان هم یا چیزی پخش نمی‌کند یا پاپ پخش می‌کند. وقتی ما محلی برای عرضه و ارائه این هنر نداریم، چطور در انتظار جذب مخاطب نشسته‌ایم؟!»‌

این موسیقی‌دان افزود: «من در «دوران عشق» حداقل ۳۲، ۳۳ دقیقه آواز خوانده‌ام اما می‌شنوم از کسانی که می‌گویند به جای آواز خواندن تصنیف بخوانیم. شنیده‌ام که از استاد حسن کسایی نقل می‌کنند که از او درخواست کردند ساز بزند و گفتند طوری بزنید که مردم خوش‌شان بیاید! استاد گفت من طوری می‌زنم که خودم خوشم بیاید، مردم سطح سلیقه‌شان را بالا بیاورند. جواب ما نیز به کسانی که می‌گویند تصنیف جایگزین آواز شود، همین است.»

سالار عقیلی در پایان گفت: «وقتی صدا و سیمای ما صدای استاد مُسَلَم آواز ایرانی محمدرضا شجریان را از مردم دریغ می‌کند و حتی ساز را نشان نمی‌دهد، چه توقع دیگری جز آن‌چه اکنون هست، می‌توان داشت.»

منبع: خبرانلاین

نوشته آلبوم «دوران عشق» رونمایی شد اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

حسین علیزاده برنده جایزه موسیقی جهانی آسیا شد

حسین علیزاده برنده جایزه موسیقی جهانی آسیا شد

 

 

 

 

دومین جایزه موسیقی جهانی آسیا توسط مرکز موسیقی جهان در کره جنوبی به حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده مطرح کشورمان تعلق گرفت.

دومین جایزه Asian world music Award توسط بنیاد WMC (World Music center) به این ردیف دان، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار اهدا شد.

این بنیاد که با عنوان مرکز موسیقی جهان فعالیت می کند هر دو سال یک بار طی مراسمی از هنرمندانی که باعث ارتباط کشورشان با دیگر نقاط جهان، بخصوص کشورهای آسیایی شده اند تقدیر می کند.

پیش از این در سال ۲۰۱۴ این جایزه به یویوما تعلق گرفت و امروز در ۴ خرداد ۹۶ ، مصادف با ۲۶ می ۲۰۱۷ جایزه این بنیاد به مسئولان فرهنگی سفارت ایران در کره به نمایندگی از حسین علیزاده -ردیف دان، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار- اعطا شد.

حسین علیزاده در نامه ای ، خطاب به مسئولان این بنیاد نوشت:

«به نام آنکه عشق را آفرید ….
از دوران کودکی هنگامی که روح و جانم را به موسیقی می‌سپاردم،
ندایی به گوشم می‌رسید که می‌گفت: می‌دانی خوشبختی چیست؟
و من با دلی روشن می‌گفتم: خوشبختی یعنی شنیدن نغمه‌هایی که از دل فرشتگان تاریخ، جاری‌ست.
نغمه‌هایی که طنین‌انداز عشق، صلح، دوستی، برادری و برابری‌ست.
از آن دوران همیشه آرزوهای بزرگ در دلم جوانه می‌زد تا نغمه‌هایی که از دل مردمان وطن عزیزم ایران در جانم کاشته می‌شد، آن را در قلبم جای داده تا به گوش عاشقان دنیا برسانم.
بیش از پنجاه سال فراز و نشیب زیبایی طی شد تا من به این افتخار نائل شوم که نه تنها در ایران بلکه در جهان سفیر عشق و دوستی بوده و از ثمره آن، همراز مردمانی با هر رنگ و هر نژاد باشم.
من قدردان مردمان عزیز ایران هستم که مرا تا به امروز در دامان‌شان پروراندند تا به افتخار کسب این جایزه نائل شوم.
سپاس‌گزارم از : World Music Center (WMC)
سپاس‌گزارم از ریاست محترم آقای
Mr. Kang Sun-dae
سپاس‌گزارم از دانشگاه هنگ یانگ
Mr. Lee Hee-su
و کلیه بانیان و دست‌اندرکاران این مراسم.
و همچنین سپاس‌گزارم از مسئولین محترم سفارت ایران در سئول-کره که قبول زحمت نموده به نمایندگی از طرف اینجانب این جایزه با ارزش را دریافت می‌نمایند.

با درود و سپاس
و با عشق
حسین علیزاده
دوم خردادماه یکهزارو سیصد و نود و شش شمسی
بیست و سوم می دو هزار و هفده میلادی»

شایان ذکر است که بنیاد موسیقی کره جنوبی جایزه بهترین موسیقیدان سال خود را به حسین علیزاده اهدا کرد. این جایزه شامل پلاک ویژه و مبلغ ۱۰ هزار دلار، به سفیر ایران در سئول به نیابت از علیزاده اهدا شد.

منبع: موسیقی ایرانیان

نوشته حسین علیزاده برنده جایزه موسیقی جهانی آسیا شد اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

با وجود پیام‌های تهدیدآمیز به آبادان می‌روم

با وجود پیام‌های تهدیدآمیز به آبادان می‌روم

 

 

 

 

کیوان ساکت که علی‌رغم دریافت پیام تهدیدآمیز از آبادان، برای برگزاری کنسرت به این شهر خواهد رفت، می‌گوید این پیام تهدیدآمیز را برای مسئولین وزارت ارشاد ارسال کرده‌ است و حق شکایت را برای خود محفوظ می‌داند.

کیوان ساکت، آهنگساز و نوازنده سرشناس تار و سه‌تار که قرار است جمعه پنجم خرداد برای برگزاری کنسرت به آبادان برود، روز گذشته، چهارشنبه سوم خرداد، از شماره‌ای ناشناس پیغامی تهدیدآمیز دریافت کرد که حق برگزاری کنسرت در این شهر را ندارد و همان بلایی که بر سر سالار عقیلی آمد، بر سر او هم خواهند آورد.

اما کیوان ساکت با وجود دریافت این پیغام، کنسرت پنجم خرداد خود در آبادان را لغو نکرده و نخواهد کرد. او در این مورد به خبرآنلاین توضیح داد: «مجوزهای لازم برای برگزاری کنسرت در آبادان از طریق مدیر برنامه‌هایم در این شهر که از شاگردان قدیمی‌ام هم هست گرفته و همه مراحل اداری و قانونی آن مو به مو انجام شده است. ظاهرا اشاره این پیام تهدیدآمیز به بلایی که بر سالار عقیلی آمد، به اسفند سال گذشته برمی‌گردد که عقیلی ناچار شد بگوید خودش به علت مشکلات شخصی و کسالت نخواسته به آبادان برود. امروز پنجشنبه چهارم خرداد هم قرار بوده امید حاجیلی در آبادان کنسرت داشته باشد و خودش کنسرتش را کنسل کرده است. البته من اطلاع ندارم چرا این کار را کرده اما با توجه به اتفاقات پیش آمده ممکن است او هم پیامی مشابه دریافت کرده باشد.»

این نوازنده تار و سه‌تار ادامه داد: «من حق شکایت را برای خود محفوظ می‌دانم چون برای من ایجاد ناامنی روحی کرده‌اند. این پیام تهدیدآمیز را هم، برای مشاوران رئیس‌جمهور و هم برای مسئولین موسیقی وزارت ارشاد ارسال کرده‌ام و به هر حال به آبادان خواهم رفت و کنسرتم را برگزار خواهم کرد. کنسرت ما خواننده هم ندارد و موسیقی بی‌کلام است و معتقدم این موسیقی اگر در عالی‌ترین شکل خود اجرا شود، می‌تواند انسان‌ساز باشد و انسان را در رسیدن به کمال اخلاقی و روحی یاری دهد. فکر می‌کنم کسانی که با این موسیقی آشنایی ندارند و به آن بی‌مهری می‌کنند باید بدانند که حرکت موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ همواره در جهت تعالی بخشیدن به اخلاق بوده است و ودیعه‌ای از سوی خداوند به ماست و پاسداشتش وظیفه‌مان است.»

سرپرست گروه وزیری افزود: «ما فردا شب، جمعه پنجم خرداد به آبادان خواهیم رفت و از جمله همراهان من در این کنسرت بی‌کلام، بهنام ابوالقاسم نوازنده پیانو و دانیال عطارزاده نوازنده تار خواهند بود.»

کیوان ساکت طبق برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته قرار است هشتم و نهم خرداد در کاشان کنسرت داشته باشد. هرچند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کاشان حمایت خوبی از او کرد اما به دلیل این که روند صدور مجوز باید از طریق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان انجام می‌شد، مسئولین صدور مجوز به مدیر برنامه‌اش اعلام کردند که باید در ابتدا نمونه کار ارائه دهد تا مجوز کنسرت را صادر کنند. ساکت در مورد حل شدن یا حل نشدن این مشکل هم افزود: «بعد از منتشر شدن این خبر مسئولین صدور مجوز کنسرت در تهران با من تماس گرفتند و گفتند به اصفهان زنگ زده‌اند و آن‌ها مدعی شده‌اند که اصلا کسی برای دریافت مجوز کنسرت در کاشان به آن‌ها مراجعه نکرده است! که دروغ محض است. سپس فرزاد طالبی مدیر دفتر موسیقی با هم تماس گرفت و گفت در پی پرس‌و‌جویش از اداره ارشاد اصفهان متوجه شده کسی برای دریافت مجوز مراجعه نکرده است! جواب من نیز این بود که من خلاف نمی‌گویم و دقیقا به مدیر برنامه‌ام گفته‌اند که من باید نمونه کار ارائه دهم! و مدیر برنامه‌ام هم به هیچ عنوان خلاف نمی‌گوید و این قبیل رفتار از طرف مدیران یک اداره فرهنگی با هنرمندانی که تمام عمرشان را پای هنرشان گذاشته‌اند، موجب شگفتی است.»

او افزود: «این رفتار از طرف مسئولین ارشاد شهری که میراث‌دار فرهنگ و هنر ایران است؛ شهری که استاد کسایی‌ها و استاد جلیل شهنازها را در دامن خود پرورانده، بسیار نگران کننده است. مفتخرم که یکی از معدود افرادی که توانستند از استاد کسایی لوح تایید بگیرند، من بودم و حالا یک مدیر رده پایین با ما این گونه رفتار می‌کند و بعد هم در پاسخ به بالادستی‌هایش همه چیز را حاشا می‌کند.»

کیوان ساکت در پایان گفت: «کنسرت پنجم خرداد در آبادان و هشتم و نهم خرداد در کاشان پابرجاست و امیدوارم دیگر شاهد این گونه برخوردهای ملوک‌الطوایفی نباشیم و امیدوارم مسئولین و مدیران هنری قدر سرمایه‌های کشورشان را بدانند و برای همگی التماس تفکر دارم.»

منبع: خبرآنلاین

نوشته با وجود پیام‌های تهدیدآمیز به آبادان می‌روم اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

معمای برگزاری کنسرت در آبادان

معمای برگزاری کنسرت در آبادان

 

 

 

امید حاجیلی می‌گوید خودخواسته کنسرت آبادانش را لغو کرده است، اما کیوان ساکت با وجود پیغام تهدیدآمیزی که دریافت کرده، از برگزاری کنسرت در این شهر منصرف نشده است.

امید حاجیلی، خواننده موسیقی پاپ که قرار بود امروز پنجشنبه چهارم خرداد در سالن شهدای کارگر شهر آبادان روی صحنه برود، از لغو خودخواسته این کنسرت خبر داد.

او در صفحه اینستاگرامش نوشت: «سلام، دوستان عزیزم در آبادان. کنسرت آبادان بنا به صلاحدید جناب افشارى عزیز و تهیه‌کننده محترم و عزیز برنامه به تاریخ دیگه‌اى موکول شد که حتما بهتون اطلاع خواهم داد. شرمنده عزیزانى شدیم که لطف کردند و بلیت تهیه کردند که لطفا با مراجعه به مراکز خرید و سایت مبلغ خودشون و دریافت کنند. ممنونم.»

امید حاجیلی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری خبرآنلاین این نوشته اینستاگرامی را تایید کرد و این احتمال را که مسئله‌ای جز تصمیم شخصی مانع برگزاری کنسرتش در آبادان شده است، رد کرد.

ظاهرا برگزاری کنسرت در آبادان تبدیل به یک معظل شده است. روز گذشته چهارشنبه سوم خرداد نیز خبر آمد کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده پیشکسوت تار و سه‌تار از شماره‌ای ناشناس پیغامی تهدیدآمیز دریافت کرده است با این مضمون که حق برگزاری کنسرت در این شهر را ندارد و در غیر این صورت همان بلایی که بر سر سالار عقیلی آوردند، بر سر او هم خواهند آورد.

بلایی که بر سر سالار عقیلی آمد، اشاره به اسفند سال ۹۵ دارد؛ زمانی که سالار عقیلی اعلام کرد به علت مشکلات شخصی و کسالت و کاملا خودخواسته کنسرتش را در آبادان لغو کرده است. در این میان اما کیوان ساکت می‌گوید کنسرت جمعه پنجم خردادش در آبادان پابرجاست و پا پس نخواهد کشید.

 

 

منبع: خبرآنلاین

نوشته معمای برگزاری کنسرت در آبادان اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

دورهمی در ماه رمضان تغییر نمی‌کند

دورهمی در ماه رمضان تغییر نمی‌کند

 

 

 

تهیه‌کننده «دورهمی» اعلام کرد، برنامه «دورهمی» در ایام رمضان به روی آنتن خواهد رفت و تغییری در پخش آن ایجاد نخواهد شد.

تهیه‌کننده «دورهمی» از عدم تغییر این برنامه در ماه رمضان خبر داد او درباره‌ تغییر عوامل اجرایی برنامه «دورهمی» نیز اظهار کرد: «این عوض‌ شدن و تغییر در همه کارها پیش می‌آید. در سری اول به دلیل وقفه زمانی که پیش آمد، برگرداندن همان عوامل به برنامه با دشواری مواجه شد؛ چرا که هر یک از عوامل به دنبال کار دیگری می‌روند بنابراین یک روند غیرمعمولی نیست.»

رضایت ادامه داد:‌ «هر کاری اگر چندین ماه تعطیل شود جمع کردن دوباره عوامل آن دور هم به سختی انجام خواهد شد و امکان‌پذیر نیست که با همان عوامل به کار ادامه دهیم؛ بنابراین برنامه «دورهمی» هم مستلزم تغییرات است و از این قاعده مستثنی نیست.»

این تهیه‌کننده در پاسخ به اینکه آیا تغییری در برنامه «دورهمی» در ایام رمضان ایجاد خواهد شد؟ گفت: «دورهمی با همان روند در ایام رمضان به روی آنتن خواهد رفت و تغییری در بازیگران آن نخواهیم داشت.»

فصل دوم مجموعه «دورهمی» به کارگردانی مهران مدیری و همچنین با حضور سه بازیگر، در نوروز ۹۶ تولید شد و تاکنون ادامه داشته است.

به گفته‌ تهیه‌کننده همین روند در ایام رمضان هم ادامه خواهد داشت.

 

 

منبع: ایسنا

نوشته دورهمی در ماه رمضان تغییر نمی‌کند اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

وقتی همسایه‌ها از دست گزارشگر فوتبال آسایش نداشتند

وقتی همسایه‌ها از دست گزارشگر فوتبال آسایش نداشتند

 

 

 

 

مزدک میرزایی در برنامه «خندوانه» از علاقه‌ کودکی‌اش به بازی فوتبال در کوچه و خیابان و دوستی‌اش با عادل فردوسی‌پور در تلویزیون گفت.

برنامه «خندوانه» با اجرای رامبد جوان، شب گذشته (چهارشنبه سوم خرداد) میزبان مزدک میرزایی، گزارشگر فوتبال بود.

میرزایی در خصوص علاقه‌اش به فوتبال در کودکی گفت: «فوتبال در خون من بود. تنهایی تو کوچه می‌رفتم توپ می‌زدم به دیوار تا یکی بعد از شنیدن صدای توپ برای بازی می‌آمد و آن لحظه انگار دنیا را به من می‌دادند.»

او با اشاره به خاطراتش از بازی فوتبال در کوچه و خیابان‌های محله تهران پارس افزود: «همسایه‌ها از دست ما آسایش نداشتند. یکی از همسایه‌ها توپ‌هایی که تو حیاط‌شان می‌افتاد را جمع می‌کرد و به ما پس نمی‌داد اما وقتی او مسافرت می‌رفت، همسرش توپ‌ها را به ما برمی‌گرداند.»

مزدک میرزایی در واکنش به این سوال که پس چرا فوتبالیست نشده است، پاسخ داد: «من خیلی دوست داشتم فوتبالیست شوم اما نشد. البته تا ۱۶ سالگی در تیم شهید عراقی بازی می‌کردم. بعد نا امید شدم و رها کردم.»

او با تاکید براین‌که از کودکی برنامه‌ها و اخبار ورزشی را دنبال می‌کرده است، درباره ورود خود به عرصه گزارشگری توضیح داد: «به واسطه پدرم که کارگردان تلویزیون بود، به گروه ورزش معرفی شدم و چند بار تست دادم. آن سال‌ها عادل قبل از من در تست قبول شد و ما در رفت وآمد‌ها با هم دوست شده بودیم.»

این گزارشگر فوتبال ادامه داد: «بعد از عادل من بودم که به عنوان گزارشگر وارد سازمان شدم. بعد از آن تا مدتی کسی استخدام نشد تا اینکه آقای یوسفی آمدند. البته در زمان ما گزارشگران مطالعه می‌کردند و حین گزارش اطلاعات می‌دادیم و یک موج نو ایجاد کردیم و مخاطبان هم استقبال خوبی داشتند.»

منبع: خبرآنلاین

نوشته وقتی همسایه‌ها از دست گزارشگر فوتبال آسایش نداشتند اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید هوروش باند به نام به کی پُز میدی

متن آهنگ به کی پز میدی از هوروش باند

متن آهنگ یاد تو می افتم از هوروش باند
بارون که میزنه یاد تو میوفتم داغونم این همه یادته میگفتم
من ، تو زیر بارون هر دو هردوتامون از هم سیریم
دور از هم میمیریم وای بسم من قلبی با از درد خستم کرد و داغون
وای بستن من پیمان منو بازم با این بارون
چشمات ، شکست منو دیوونه بسه واسم دلم دیگه داغونه
منو غصه عشق تو بسمه شده عادتی واسه تو از غم ِ
منو دیر اومدم بگم این همه منو عاشقی پای تو بسمه
وای بسم من قلبی با از درد خستم کرد و داغون
وای بستن من پیمان منو بازم با این بارون
بارون که میزنه یاد تو میوفتم داغونم این همه یادته میگفتم
من ، تو زیر بارون هر دو هردوتامون از هم سیریم
دور از هم میمیریم وای بسم من قلبی با از درد خستم کرد و داغون
وای بستن من پیمان منو بازم با این بارون
چشمات ، شکست منو دیوونه بسه واسم دلم دیگه داغونه
منو غصه عشق تو بسمه شده عادتی واسه تو از غم ِ
منو دیر اومدم بگم این همه منو عاشقی پای تو بسمه
وای بسم من قلبی با از درد خستم کرد و داغون
وای بستن من پیمان منو بازم با این بارون

نوشته دانلود آهنگ جدید هوروش باند به نام به کی پُز میدی اولین بار در پدیدار شد.



ادامه مطلب

دانلود آهنگ پازل باند بنام به شرطی که

به صدا | دانلود آهنگ جدید , دانلود موزیک

دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام به شرطی که

Download New Song By Puzzle Band Called Be Sharti Ke

کد پخش آنلاین آهنگ پازل باند بنام به شرطی که

نوشته دانلود آهنگ پازل باند بنام به شرطی که اولین بار در به صدا | دانلود آهنگ جدید , دانلود موزیک پدیدار شد.



ادامه مطلب
صفحه 1 از 2,77212345...102030...قبلی »